تهاجم فرهنگی

تهاجم فرهنگي

تهاجم فرهنگي


شيوه تهاجمي فرهنگي و اجتماعي يکي شيوه هاي خطر ناک است که به اختصار دراين مقاله به آن اشاره شده است
مقدمه:
نفي اصالتهاي فرهنگي و ارزشهاي انساني از آنجا که بخش اعظم رفتار انسان، مبتني بر ارزشها و معيارهاي اخلاقي و تابع عقايد او است لذا تلاش در زمينه هاي اعتقادي ملتها از گذشته هاي دور، امري مهم و اساسي بوده است و بر اين اساس اگر مهمترين بخش سياستهاي جاري استکبار را بُعد فرهنگي آن و جايگزيني ارزشهاي غربي به جاي ارزشهاي اسلامي بدانيم بيراهه نرفته ايم.
امام خميني(ره) در پيام به حجاج مي فرمايند:
«آيا براي علماي کشورهاي اسلامي ننگ آور نيست که با داشتن قرآن کريم و احکام نوراني اسلام و سنت پيامبر(ص) و ائمه معصومين(ع)، احکام و مقررات کفر در ممالک اسلامي تحت نفوذ آنان، پياده شود و تصميمات ديکته شده صاحبان زر و زور و تزوير و مخالفان واقعي اسلام اجرا گردد و سياست گذاران کرملين يا واشنکتن دستورالعمل براي ممالک اسلامي صادر کنند.»
جذب افراد و نيروهاي کارآمد
سرمايه هاي معنوي يک ملت را انديشمندان، روشنفکران و متخصصان معتقد به اصالت فرهنگ بومي تشکيل مي دهند. بنابر اين مسئولان متعهد هر کشور مي کوشند تا با ايجاد دانشگاهها و مؤسسات فرهنگي و علمي، نياز آيندۀ جامعه را از توسل به کارشناسان بيگانه بر طرف نمايند. اما جهت دريافت تخصصهاي بالا و تکنولوژي پيشرفته، مجبور به اعزام دانشجو به خارج از کشور مي باشند. در نتيجه بسياري از افراد با استعداد اعزامي ملل عقب مانده با ناباوري، نظاره گر عظمت پيشرفتهاي علم و تکنولوژي و آثار جذاب و فريبندۀ آن مي شوند و در اين انديشه که تفاوت ما و آنها در چيست آنچه در ظاهر مي يابند تضاد فرهنگي موجود است و بدون ملاحظه به علل اصلي عقب ماندگي جهان سوم، با القائات دشمنان دوست نما نسبت به فرهنگ سنتي خود بي تفاوت مي شوند و با امکانات و موقعيت هايي که بعد از تحصيل، استکبار بخاطر عدم تمايل انتقال تکنولوژي به جهان سوم و عدم بازگشت اين متخصصين در اختيارشان مي گذارد، آنها غافل از اينکه هزينۀ سالها تحصيل آنها را دست رنج چه کساني تامين کرده است به استخدام ماشين صنعتي غرب در مي آيند و ملت محروم خويش را که نيازمند بهره برداري از آموخته ها و تخصصهاي فرزندان خود مي باشند، در فلاکت و انتظار رها مي‌کنند، در حالي که همۀ کساني که مدارج علمي را طي کرده و در کشورهاي توسعه يافته مقيم شدند اگر به سرزمين خود باز
مي گشتند بسياري از گرفتا ريهاي ملت خويش را بر طر ف مي کردند واز وابستسگي آن مي کاستند. در گزارش تجارت و توسعه سازمان ملل متحد (انکتاد)، در سال 1975 ميلادي / 1354 شسمي چنين آمده است:
«مهاجرت دانشمندان، مهندسان،پزشکان و جرّاحان از جهان سوم به حدّ وحشتناکي رسيده است. پنجاه و سه هزار نفر متخصص، بين سالهاي 1960 تا 1970 ميلادي به آمريکا مهاجرت کرده اند. بيشتر از 20% همۀ دانشمندان و مهندسان جديدالاستخدام، بين سال 1965 تا 1970 در آمريکا از خارج آمده بودند. »
تربيت مديران و زمامداران
مديران، زمامداران و کساني که سرنوشت ملتها را رقم مي زنند، مناسبترين ابزاري هستند که سلطه جويان غرب به آنها چشم دوخته اند و تالاش مي‌کنند تا به اين وسيله به اهداف جهاني خود دست يابند و چون اکثر کارگزاران کشورهاي جهان سوم، فارغ التحصيل دانشگاههاي غرب هستند اساسي ترين برنامه هاي دراز مدت استکبار، تاثير و نفوذ فرهنگي بر دانشجويان اعزامي به غرب است و اين امر بوسيلۀ باشگاهها، انجمنها و سازمانهايي نظير فراماسونري و غيره انجام مي‌شود. اين مؤسسات با شناسايي افرادي که زمينۀ فعاليتهاي سياسي، اجتماعي و فرهنگي را دارند آنان را کاملاً چه در دوران تحصيل و چه بعد از مراجعت به ميهن، زير نظر مي گيرند و با ارتباط مستقيم و غيرمستقيم از آنان عناصري وابسته به غرب و مدافع اجراي سياستهاي خود و مبلغاني رايگان جهت نشر انديشه و فرهنگ جوامع غربي مي سازند. اين غرب گرايان به جاي تطبيق آموخته هاي علمي خود با ارزشهاي جامعۀ خويش، فرهنگ بومي خود را مانع رشد و ترقي، معرفي مي‌کنند و به نفي ارزشهاي فرهنگي مي پردازند و موجب انحراف در جامعه مي شوند. در حالي که ايدئولوژي و فرهنگ بومي، مانعي براي پيشرفت علمي و صنعتي ملتها محسوب نمي شود. در اين خصوص مي توان به کشورهاي ژاپن، چين، کره و... اشاره کرد. بخصوص اسلام در ممالک اسلامي، نه تنها مانع رشد و پيشرفت آنها نمي شود بلکه مشوق اصلي براي پيشرفت ملتها است. آيات و روايات تعقل و تفکر، انديشمندان را به دو سو هدايت مي‌کند؛ يکي شناخت خالق و ديگري کشفيات و اختراعاتي که هر روز شاهد آن هستيم.
در خبري راجع به دستاوردهاي شوراي فرهنگي بريتانيا اخيراً آمده است که سي و دو نفر از زمامداران و اداره کنندگان کشورهاي جهان، تحصيلکرده هاي انگليس هستند. طي پانزده سال قبل از کودتاي کمونيستي افغانستان به طور متوسط سالانه هزار نفر براي تحصيلات دانشگاهي به شوروي و بلوک شرق اعزام مي شدند. حتي پنج سال قبل از آن کودکان هفت ساله را به شوروي مي بردند تا دوره دبستان را نيز به طور شبانه روزي در آنجا بگذرانند و از ابتدا با مفاهيم کمونيستي آشنا شوند. نتيجۀ کار به قدرت رسيدن نظام کفر و الحاد در اين سرزمين اسلامي و اکنون نيز نفوذ در گروههاي اسلامي و ايجاد جنگهاي ويرانگر و خانمان سوز شد. در سال (86 ـ 85) در خاورميانه از نظر اعزام دانشجو به آمريکا هفت کشور در صدر بودند: ايران (14210 نفر)، لبنان (6940 نفر)، عربستان (6900 نفر)، کويت (3980 نفر)، اسرائيل (2480 نفر)، و ترکيه (2640) نفر. بسياري از اين گونه افراد که عامل تهاجم فرهنگي غرب و يا مخالف ارزشهاي اسلامي اند، اکنون در سطوح مختلف، مديريت و زمامِ امورِ مسلمين و کشورهاي جهان سوم را به عهده دارند. در دوران رضاخان و محمدرضا شاه، ملت ما گرفتار چنين اشخاصي بود که ارزشهاي مادي و معنوي جامعه را فداي اجراي سياستهاي اربابان استکبار خود مي کردند.
اشاعه فساد و ترويج فحشاء
استکبار جهاني زماني مي تواند آسوده خاطر به غارت سرمايه هاي مادي و معنوي مردمِ جهان بپردازد و کسي مزاحم او نباشد که انسانيت و شهامت نيروهاي فعال به‌ويژه جوانان را به بي هويتي و لاابالي گري مبدل سازد. در اين روند فساد اخلاق، اعتياد به مواد مخدر، فحشاء و بي بند و باري عوامل مهمي هستند که نقش بسزايي ايفا مي‌کنند. استکبار و ايادي آن بوسيله اين عوامل روح مردانگي، ايثار و تلاشگر جوانان پرکار جهان سوم را به پستي و پوچي سوق مي دهند و بعد ايادي خود را به راحتي بر آنها مسلط مي‌کنند. همانطور که اسپانيا پس از سالها جنگ و عدم کاميابي، بوسيله ترويج فحشاء توانست مرکز مهم اسلامي در اروپا را تسخير کند و مسيحيت را حاکم گرداند. در اين مورد مي توان نظري به کشور ترکيه افکند که تا ديروز پايتخت خلفاي عثماني و اسلام بود ولي امروز فساد اخلاق، فحشاء و بي بندوباري به اوج خود رسيده است.
جاسوس پروري
امروز بخاطر مسافرت هاي گسترده اي که در کشورهاي توسعه يافته جهت تحصيل،کاريابي، سياحت، تجارت و مداوا انجام مي‌شود، سازمانهاي جاسوسي استکبار با شناسايي افرادي که در مراکز نظامي، اقتصادي، سياسي و غيره کار مي‌کنند و يا مي توانند با آنها ارتباط برقرار کنند، اهداف شوم خود را دنبال مي‌کنند که يکي کسب اطلاعات محرمانه و سرّي در هر زمينه اي است و ديگر القاي طرح و سياستهاي خود به آن مراکز براي ايجاد وابستگي هرچه بيشتر و يا به شکست و انحراف کشاندن انقلابات است.
بعد از پذيرش قطعنامه 598 سازمان ملل متحد، وزير سابق اطلاعات اعلام کرد، بيش از هزار جاسوس سيا که در رابطۀ با جنگ تحميلي در ارگانهاي مختلف فعاليت داشتند، شناسايي شدند. اينها در حالي به مزدوري دشمن قدّار مشغول بودند که رزمندگان غيور ما، بخاطر حفظ و دفاع از اسلام و کشور انقلابي، هدف آماج سلاحهاي آتشين دشمن قرار مي گرفتند. ممکن است انگيزۀ مزدوري چنين افرادي بخاطر دلايل ذيل باشد:
1 ـ مخالفت با مکتب و نظام حاکم.
2 ـ ناآگاهي و فقر مالي.
3 ـ خوشگذراني و عافيت طلبي و تجمل گرايي که با اين همکاري، پول و امکانات لازم را بدست مي آورند.
4 ـ ارتکاب اعمال خلاف و تهديد سازمانهاي جاسوسي مطلع، به افشاي اعمال آنان.
با چنين انگيزه هايي، افراد يک کشور بدام مي افتند و اطلاعات لازم را در اختيار سازمانهاي جاسوسي قرار مي دهند و سياستهاي غلط آنها را با يافتن واسطه ها و مطرح دوستي به طور غيرمستقيم به اجرا درمي آورند و عامل بدبختي ملت خود مي شوند.
باقر کيهاني ثابت کارشناس تشکلهاي ديني- استان همدان - شهرستان رزن

برگرفته از : ido.ir