شب یلدا یا شب چله چیست

شب يلدا يا شب چله چيست

شب يلدا يا بلندترين شب سال که يکي از زيباترين شب ها در بين ايرانيان است، در اين شب رسم و رسوم مختلفي انجام مي شود

در اين مقاله از سايت آکاايران مطلبي در مورد شب يلدا يا شب چله چيست ارائه شده است ، همچنين براي مشاهده مقالات بيشتر لينک يلدا را کليک نماييد و يا در دسته از سايت اطلاعات عمومي آکاايران مقالات بيشتري را مشاهده نماييد

شب يلدا يا بلندترين شب سال که يکي از زيباترين شب ها در بين ايرانيان است، در اين شب رسم و رسوم مختلفي انجام مي شود، از خوردن هندوانه، آجيل، و بسياري خوراکي هاي ديگر تا حافظ خواني و شب شعر. شب يلدا بهانه اي براي دور هم بودن است، در اين بخش از سايت آکاايران مطالبي در مورد شب يلدا يا همان شب چله را براي شما آماده کرده ايم، با ما همراه باشيد.

شب يلدا يا شب چله چيست

دي ماه، در ايران کهن، چهار جشن، در بر داشت. نخستين روز دي ماه و روزهاي هشتم، پانزدهم و بيست و سوم، سه روزي که نام ماه و نام روز يکي بود. بنا بر گاه شماري کهن هر يک از سي روز ماه، نامي ويژه دارد، که نام فرشتگان است. نام دوازده ماه سال نيز در ميان آنهاست. در هر ماه روزي را که نام روز با نام ماه يکي باشد، جشن مي گيرند، و در اين سي روز ماه، سه روز آن «دي» نام دارد و هر سه روز را در گذشته جشن مي گرفتند.

Image result for ‫شب يلدا‬‎
شب يلدا

 امروز از اين چهار جشن تنها شب نخستين روز دي ماه، يا شب يلدا را جشن مي گيرند، يعني آخرين شب پاييز، نخستين شب زمستان، پايان قوس، آغاز جدي و درازترين شب سال.

واژه يلدا سرياني و به معني ولادت است. ولادت خورشيد (مهر، ميترا) و روميان آن را «ناتاليس انويکتوس» يعني روز «تولد مهر شکست ناپذير» نامند.

زايش خورشيد و آغاز دي را، آيين ها و فرهنگ هاي بسياري از سرزمين هاي کهن آغاز سال قرار دادند، به شگون روزي که خورشيد از چنگ شب هاي اهريمني نجات مي يافت و روزي مقدس براي مهرپرستان بود.

در سده چهارم ميلادي، بر اثر اشتباهي که در محاسبه کبيسه ها رخ داد، روز 25 دسامبر را (به جاي روز 21 دسامبر) روز تولد ميترا دانسته و تولد عيسي مسيح را نيز در اين آغاز سال قرار دادند.
بنابراين نوئل اروپايي و واقعي همان شب يلدا يعني انقلاب شتوي در سي آذر برابر با بيست و يکم دسامبر است.

 

تزيينات شب يلدا

در لغت نامه دهخدا درباره اين سنت کهن چنين آمده است:
«يلدا لغت سرياني است به معني ميلاد عربي» و چون شب يلدا را با ميلاد مسيح تطبيق مي کرده اند، از اين رو، بدين نام ناميده اند. بايد توجه داشت که جشن ميلاد مسيح که در 25 دسامبر تثبيت شده، طبق تحقيق، در اصل جشن ظهور ميترا بوده که مسيحيان در قرن چهارم ميلادي آن را روز تولد عيسي قرار دادند.

يلدا اول زمستان و شب آخر پاييز است که درازترين شب هاي سال است، و در آن شب، يا نزديک بدان، آفتاب به برج جدي تحويل مي کند و قدما آن را سخت شوم و نامبارک مي انگاشتند. در بيشتر نقاط ايران در اين شب مراسمي انجام مي شود، شاعران زلف يار و همچنين روز هجران را از حيث سياهي و درازي بدان تشبيه کنند و از شعرهاي برخي از شاعران مانند سنائي، معزي، خاقاني و سيف اسفرنگي، رابطه بين مسيح و يلدا ادراک مي شود. يلدا برابر با شب اول جدي و شب هفتم دي ماه جلالي و شب بيست و يکم دسامبر فرانسوي است.»
آيين و
 جشن شب يلدا يا شب چله بزرگ تا به امروز در تمامي سرزمين کهنسال ايران و در بين همه قشرها و خانوارها برگزار مي شود.

يلدا را همچنين مي توان جشن و گردهمايي خانوادگي دانست. در شب يلدا خويشاوندان نزديک در خانه بزرگ خانواده گرد مي آيند. به بياني ديگر، در سرماي آغازين زمستان، دور کرسي نشستن و تا نيمه شب ميوه و آجيل و غذا خوردن و به فال حافظ گوش کردن از ويژگي هاي شب يلدا است. برگزاري مراسم يلدا، اگر بتوان نام جشن بر آن نهاد، آييني خانوادگي است و گردهمايي ها به خويشاوندان و دوستان نزديک محدود مي شود. در کتاب ها و سندهاي تاريخي به برگزاري مراسم شب يلدا اشاره اي نشده است. ابوريحان بيروني از جشن روز اول دي ماه که آن را خرم روز نامند، در دستگاه حکومتي و پادشاهي ياد مي کند. نامي از شب يلدا در ميان نيست که مي توان دليل آن را خانوادگي و همگاني و غير رسمي بودن جشن يلدادانست.
 

شب يلدا و جشن هايي که در اين شب برگزار مي شود، يک سنت باستاني است از زمانهاي گذشته تا به امروز در ميان ايرانيان مرسوم بوده است.

شب يلدا

اين شب به زمان بين غروب آفتاب از 30 آذر (آخرين روز پاييز) تا طلوع آفتاب در اول ماه دي (نخستين روز زمستان) اطلاق مي شود. ايرانيان و بسياري از ديگر اقوام شب يلدا را جشن مي گيرند. اين شب در نيم کره شمالي با انقلاب زمستاني مصادف است و به همين دليل از آن زمان به بعد طول روز بيش تر و طول شب کوتاه تر مي شود.

نام 
واژهٔ يلدا ريشهٔ سرياني دارد و به معناي ولادت و تولد است. منظور از تولد، ولادت خورشيد (مهر/ميترا) است. روميان آن را ناتاليس آنايکتوس يعني روز تولد مهر شکست ناپذير مي نامند. ابوريحان بيروني از اين جشن با نام ميلاد اکبر نام برده و منظور از آن را ميلاد خورشيد دانسته است.
 

تاريخچه جشن 
يلدا و جشن هايي که در اين شب برگزار مي شود، يک سنت باستاني است. مردم روزگاران دور و گذشته، که کشاورزي، بنيان زندگي آنان را تشکيل مي داد و در طول سال با سپري شدن فصل ها و تضادهاي طبيعي خوي داشتند، بر اثر تجربه و گذشت زمان توانستند کارها و فعاليت هاي خود را با گردش خورشيد و تغيير فصول و بلندي و کوتاهي روز و شب و جهت و حرکت و قرار ستارگان تنظيم کنند.
آنان ملاحظه مي کردند که در بعضي ايام و فصول روزها بسيار بلند مي شود و در نتيجه در آن روزها، از روشني و نور خورشيد بيشتر مي توانستند استفاده کنند. اين اعتقاد پديد آمد که نور و روشنايي و تابش خورشيد نماد نيک و موافق بوده و با تاريکي و ظلمت شب در نبرد و کشمکش اند. مردم دوران باستان و از جمله اقوام آريايي، از هند و ايراني - هند و اروپايي، دريافتند که کوتاه ترين روزها، آخرين روز پاييز و شب اول زمستان است و بلافاصله پس از آن روزها به تدريج بلندتر و شب ها کوتاهتر مي شوند، از همين رو آنرا شب زايش خورشيد ناميده و آنرا آغاز سال قرار دادند. بدين سان در دوران کهن فرهنگ اوستايي، سال با فصل سرد شروع مي شد و در اوستا، واژه Sareda, Saredha «سَرِدَ» يا «سَرِذَ» که مفهوم «سال» را افاده مي کند، خود به معناي «سرد» است و اين به معني بشارت پيروزي اورمزد بر اهريمن و روشني بر تاريکي است. در آثارالباقيه ابوريحان
 بيروني، ص 255، از روز اول دي ماه، با عنوان خور نيز ياد شده است و در قانون مسعودي نسخه موزه بريتانيا در لندن، «خُره روز» ثبت شده، اگرچه در برخي منابع ديگر «خرم روز» ناميده شده است. در برهان قاطع ذيل واژه «يلدا» چنين آمده است:
يلدا شب اول زمستان و شب آخر پاييز است که اول جَدي و آخر قوس باشد و آن درازترين شب هاست در تمام سال و در آن شب و يا نزديک به آن شب، آفتاب به برج جدي تحويل مي کند و گويند آن شب به غايت شوم و نامبارک مي باشد و بعضي گفته اند شب يلدا يازدهم جدي است.

جشن شب يلدا

مراسم شب يلدا


تاريکي نماينده اهريمن بود و چون در طولاني ترين شب سال، تاريکي اهريمني بيشتر مي پايد، اين شب براي ايرانيان نحس بود و چون فرا مي رسيد، آتش مي افروختند تا تاريکي و عاملان اهريمني و شيطاني نابود شده و بگريزند، مردم گرد هم جمع شده و شب را با خوردن، نوشيدن، شادي و پايکوبي و گفتگو به سر مي آوردند و خواني ويژه مي گستردند، هرآنچه ميوه تازه فصل که نگاهداري شده بود و ميوه هاي خشک در سفره مي نهادند. سفره شب يلدا، «ميَزد» نام داشت و شامل ميوه هاي تر و خشک، نيز آجيل يا به اصطلاح زرتشتيان، لُرک که از لوازم اين جشن و وليمه بود، به افتخار و ويژگي «اورمزد» و «مهر» يا خورشيد برگزار مي شد.در آيين هاي ايران باستان براي هر مراسم جشن و سرور آييني، خواني مي گستردند که بر آن افزون بر آلات و ادوات نيايش، مانند آتشدان، عطردان، بخوردان، برسم و غيره، برآورده ها و فرآورده هاي خوردني فصل و خوراک هاي گوناگون، خوراک مقدس مانند «مي زد» نيز نهاده مي شد.


ايرانيان گاه شب يلدا را تا دميدن پرتو پگاه در دامنهٔ کوه هاي البرز به انتظار باززاييده شدن خورشيد مي نشستند. برخي در مهرابه ها (نيايشگاه هاي پيروان آيين مهر) به نيايش مشغول مي شدند تا پيروزي مهر و شکست اهريمن را از خداوند طلب کنند و شب هنگام دعايي به نام «ني يد» را مي خوانند که دعاي شکرانه نعمت بوده است. روز پس از شب يلدا (يکم دي ماه) را خورروز (روز خورشيد) و دي گان؛ مي خواندند و به استراحت مي پرداختند و تعطيل عمومي بود (خرمدينان، اين روز را خرم روز يا خره روز مي ناميدند).خورروز در ايران باستان روز برابري انسان ها بود در اين روز همگان از جمله پادشاه لباس ساده مي پوشيدند تا يکسان به نظر آيند و کسي حق دستور دادن به ديگري نداشت و کارها داوطلبانه انجام مي گرفت نه تحت امر. در اين روز جنگ کردن و خونريزي حتي کشتن گوسفند و مرغ هم ممنوع بود اين موضوع را نيروهاي متخاصم با ايرانيان نيز مي دانستند و در جبهه ها رعايت مي کردند و خونريزي به طور موقت متوقف مي شد و بسيار ديده شده که همين قطع موقت جنگ به صلح طولاني و صفا تبديل شده است. در اين روز بيشتر از اين رو دست از کار مي کشيدند که نمي خواستند احياناً مرتکب بدي شوند که آيين مهر ارتکاب هر کار بد کوچک را در روز تولد خورشيد گناهي بسيار بزرگ مي شمرد. ايرانيان به سرو به چشم مظهر قدرت در برابر تاريکي و سرما مي نگريستند و در خورروز در برابر آن مي ايستادند و عهد مي کردند که تا سال بعد يک سرو ديگر بکارند.
 

جشن يلدا و عادات مرسوم در ايران 
ايرانيان نزديک به چند هزار سال است که شب يلدا آخرين شب پاييز را که درازترين و تاريکترين شب در طول سال است تا سپيده دم بيدار مي مانند و در کنار يکديگر خود را سرگرم مي دارند تا اندوه غيبت خورشيد و تاريکي و سردي روحيهٔ آنان را تضعيف نکند و با به روشنايي گراييدن آسمان به رخت خواب روند و لختي بياسايند.
در آيين کهن، بنابر يک سنت ديرينه آيين مهر شاهان ايراني در روز اول دي ماه تاج و تخت شاهي را بر زمين مي گذاشتند و با جامه اي سپيد به صحرا مي رفتند و بر فرشي سپيد مي نشستند. دربان ها و نگهبانان کاخ شاهي و همهٔ برده ها و خدمت کاران در سطح شهر آزاد شده و به سان ديگران زندگي مي کردند. رئيس و مرئوس، پادشاه و مردم عادي همگي يکسان بودند. البته درستي اين امر تاييد نشده و شايد افسانه اي بيش نباشد. ايرانيان در اين شب باقي مانده ميوه هايي را که انبار کرده بودند به همراه خشکبار و تنقلات مي خوردند و دور هم گرد هيزم افروخته مي نشستند تا سپيده دم بشارت روشنايي دهد زيرا به زعم آنان در اين شب تاريکي و سياهي در اوج خود است.
 جشن يلدا در ايران امروز نيز با گرد هم آمدن و شب نشيني اعضاي خانواده و اقوام در کنار يکديگر برگزار مي شود. متل گويي که نوعي شعرخواني و داستان خواني است در قديم اجرا مي شده است به اين صورت که خانواده ها در اين شب گرد مي آمدند و پيرترها براي همه قصه تعريف مي کردند. آيين شب يلدا يا شب چله، خوردن آجيل مخصوص، هندوانه، انار و شيريني و ميوه هاي گوناگون است که همه جنبهٔ نمادي دارند و نشانهٔ برکت، تندرستي، فراواني و شادکامي هستند، اين ميوه ها که اغلب دانه هاي زيادي دارند، نوعي جادوي سرايتي محسوب مي شوند که انسان ها با توسل به برکت خيزي و پردانه بودن آنها، خودشان را نيز مانند آنها برکت آور مي کنند و نيروي باروي را در خويش افزايش مي دهند و همچنين انار و هندوانه با رنگ سرخشان نمايندگاني از خورشيد در شب به شمار مي روند. در اين شب هم مثل جشن تيرگان، فال گرفتن از کتاب حافظ مرسوم است. حاضران با انتخاب و شکستن گردو از روي پوکي و يا پُري آن، آينده گويي مي کنند.

جشن شب يلدا در قديم

شب يلدا


استان آذربايجان (شرقي و غربي)
در خطهٔ شمال و آذربايجان رسم بر اين است که در اين شب خوانچهاي تزيين شده به خانهٔ تازه عروس يا نامزد خانواده بفرستند. مردم آذربايجان در سيني خود هندوانه ها را تزئين مي کنند و شال هاي قرمزي را اطرافش مي گذارند. درحالي که مردم شمال يک ماهي بزرگ را تزئين مي کنند و به خانهٔ عروس مي برند.

استان مازندران
در
 مازندران شب يلدا بسيار با اهميت و گرامي داشته مي شود. در اين شب همه مردم به خانه پدر بزرگها و مادر بزرگها رفته و ضمن دور هم نشيني و خواندن فال حافظ و فردوسي خواني به خوردن تنقلات و ميوه جات خصوصا" انار و هندوانه و ازگيل مي پردازند و با خوردن و نوشيدن و شنيدن صحبتها و داستان هاي بزرگترها شب را به صبح مي رسانند و معتقدند که صبح بعد از يلدا روز پيروزي خورشيد بر سياهي و تاريکيها است.

استان فارس
سفرهٔ مردم شيراز مثل سفرهٔ نوروز رنگين است. مرکبات و هندوانه براي سرد مزاج ها و
 خرما و رنگينک براي گرم مزاج ها موجود است. حافظ خواني جزو جدانشدني مراسم اين شب براي شيرازي هاست. البته خواندن حافظ در اين شب نه تنها در شيراز مرسوم است، بلکه رسم کلي چله نشينان شده است.

استان همدان
همداني ها فالي مي گيرند با نام فال سوزن. همه دور تا دور اتاق مي نشينند و پيرزني به طور پياپي شعر مي خواند. دختر بچه اي پس از اتمام هر شعر بر يک پارچه نبريده و آب نديده سوزن مي زند و مهمان ها بنا به ترتيبي که نشسته اند شعرهاي پيرزن را فال خود مي دانند. همچنين در مناطق ديگر همدان تنقلاتي که مناسب با آب و هواي آن منطقه است در اين شب خورده مي شود. در تويسرکان و ملاير، گردو و کشمش و مِيز نيز خورده مي شود که از معمولترين خوراکي هاي موجود در ابن استان هاست.

استان خراسان
در شهرهاي خراسان خواندن شاهنامهٔ فردوسي در اين شب مرسوم است. يکي از آيين هاي ويژه شب يلدا در استان خراسان رضوي و خراسان جنوبي برگزاري مراسم «کف زدن» است. در اين مراسم ريشه گياهي به نام چوبک را که در اين ديار به «بيخ» مشهور است، در آب خيسانده و پس از چند بار جوشاندن، در ظرف بزرگ سفالي به نام «تغار» مي ريزند. مردان و جوانان فاميل با دسته اي از چوب هاي نازک درخت انار به نام «دسته گز» مايع مزبور را آنقدر هم مي زنند تا به صورت کف درآيد و اين کار بايد در محيط سرد صورت گيرد تا مايع مزبور کف کند. کف آماده شده با مخلوط کردن شيره شکر آماده خوردن شده و پس از تزيين با مغز گردو وپسته
 براي پذيرايي مهمانان برده مي شود. در اين ميان گروهي از جوانان قبل از شيرين کردن کف ها با پرتاب آن به سوي همديگر و ماليدن کف به سر و صورت يکديگر شادي و نشاط را به جمع مهمانان مي افزايند.

استان اردبيل
در اردبيل رسم است که خانواده ها شب يلدا دور هم جمع مي شوند و تا پاسي از شب با هم شب نشيني مي کنند.هنداونه.انار.پرتقال.تخمه.ماهي پلو و... از جمله خوراکي هايي است که در استان اردبيل مرسوم هست.

خوراکي ها
انار و هندوانه جزو مهم ترين ملزومات شب يلدا هستند. همچنين اجيل شب يلدا نيز در ايران طرفدار بسياري را دارد .

شب يلدا يا شب چله چيست گردآوري توسط بخش آيين ها و جشنها و مراسم ايران و جهان سايت آکاايران