اقامه نماز باید مقصد اعلای ما باشد/ فلسفه نماز را معرفی کنیم

اقامه نماز بايد مقصد اعلاي ما باشد/ فلسفه نماز را معرفي کنيم

رئيس ستاد اقامه نماز با انتشار نامه اي خطاب به دست‌اندرکاران تعليم و تربيت، تشکيل اتاق فکر يا هيأت انديشه‌ورز نماز در مدارس را براي توسعه و ترويج فرهنگ اقامه نماز خواستار شد.
به نقل از روابط عمومي ستاد اقامه نماز کشور، اين نامه حجت الاسلام قرائتي رئيس ستاد اقامه نماز چکيده مطالب مهمي است که محور کار اتاق‌هاي فکر و هيأت انديشه‌ورز فعال شوراي توسعه و ترويج فرهنگ اقامه نماز مدارس، مناطق و شهرستان‌ها و استان‌هاي کشور قرار گيرد و هر معلمي مي‌تواند اين نامه را براي کلاس و سخنراني خود دست‌مايه قرار دهد.

متن اين نامه بدين شرح است:
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمد لله ربّ العالمين، اللهم صلّ علي محمَد و آل محمَد و عجَل فرجهم
فرهنگيان، آموزگاران، دبيران و معلمان گرامي و مديران محترم آموزش و پرورش سراسر کشور
امتياز نظام جمهوري اسلامي ايران در آن است که در کنار رشد علمي نسل نو، معنويت و اخلاق آنان را تضمين مي‌کند. اولين فرمان خداوند به کساني که بار مسئوليتي بر دوش دارند، اهتمام به اقامه نماز است. «الَّذِينَ إِنْ مَکَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاهَ» (حج، ۴۱) گوهر تربيت صحيح دوري از مفاسد و رذائل و فحشاء و منکر است که حکم و حکمت نماز در مصون نگاه‌داشتن مردم از آلوده شدن به معاصي است. «إِنَّ الصَّلَاهَ تَنْهَي عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْکَرِ» (عنکبوت، ۴۵)
آنچه امروز جهان معاصر را در آتش مي‌سوزاند، فقدان معنويت و انحطاط اخلاقي است. افزون بر ده‌ها آيه و صدها حديث که مردم را به اقامه نماز موظف و ترغيب مي‌کند، اهميت اين فريضه الهي همه ساله در پيام رهبر معظم انقلاب اسلامي (مدظله‌العالي) به اجلاس سراسري نماز مورد تأکيد قرار مي‌گيرد و به اقتضاي مصوبه هيأت وزيران همه مديران نظام موظف به اقامه نماز و ترويج اين عبادت حيات‌بخش مي‌باشند.
ما مسلمانان که به معاد اعتقاد داريم بايد از رهگذر مسئوليت و امکانات و قدرتي که در اختيار داريم، هوشمندانه توشه و ذخيره‌اي براي آخرت خود از پيش بفرستيم و دست‌خالي به ديدار معبود نرويم، آن‌گونه که قرآن مجيد مي‌فرمايد: «قَدِّمُوا لِأَنْفُسِکُمْ» (بقره، ۲۲۳) و در آيه ديگر تأکيد مي‌کند: «تَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوي‏» (بقره، ۱۹۷) بنابراين اقامه نماز بايد مقصد اعلاي ما باشد و همان‌گونه که مقام معظم رهبري (مدظله‌العالي) در پيام امسال فرموده‌اند در اين مسير همه ما يا قاصر و يا مقصريم و شايسته است که کاستي‌ها را جبران کنيم.
با عنايت به اين موارد از دست‌اندرکاران تعليم و تربيت اسلامي مي‌خواهم در هر ماه يک بار در هر مدرسه تشکيل اتاق فکر يا هيأت انديشه‌ورز نماز در قالب توسعه و ترويج فرهنگ اقامه نماز مدارس را در دستور کار خود قرار دهند و براي فعال کردن حرکت اقامه نماز در مدارس، آن هم نمازي آگاهانه چاره‌انديشي و برنامه‌ريزي کنند. از مهم‌ترين رسالت‌هاي هيأت انديشه‌ورز و اتاق فکر نماز معرفي فلسفه نماز و تقويت ايمان کودکان و نوجوانان به مبدأ و معاد و دعوت آنان به اقامه نماز با استفاده از همه امکانات و روش‌هاي سازنده مي‌باشد. فراهم کردن مقدمات، بهسازي محيط نمازخانه، دعوت از روحانيون فاضل و حضور مديران و معلمان محبوب در صفوف نماز جماعت مدارس در صدر وظايف اين نهاد نوپا قرار دارد. به اين اميد که همانطور که ما به اولياي ديني خود مي‌گوئيم: «أَشْهَدُ أَنَّکَ قَدْ أَقَمْتَ الصَّلاهَ» آيندگان نيز درباره ما چنين قضاوتي داشته باشند و مبادا خداي ناکرده به جاي اين جمله، به ما بگويند: «فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضاعُوا الصَّلاهَ» (مريم، ۵۹)
مهم اين است که همه بايد خود را در برابر نماز مسئول بدانيم و آن‌را تنها وظيفه امور تربيتي و معلمان ديني ندانيم، بلکه بايد همه با هم براي انجام اين فريضه فعاليت کنيم. در اين راستا از کساني که داراي محبوبيت، تحصيلات، اخلاق و وجاهت خاصي هستند، کمک بگيريم و اقامه نماز را هدفي بدانيم که حضرت ابراهيم براي تحقق آن دعا کرده است. «رَبِّ اجْعَلْنِي مُقِيمَ الصَّلاهِ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي» (ابراهيم، ۴۰)
همه مي‌دانيم مشکل امروز دنيا علم نيست، ايمان و اخلاق است.
در قرآن براي هيچ مسأله‌اي يازده سوگند پي‌درپي نيامده است، جز اخلاق! (قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکَّاها، وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسَّاها…) (شمس، ۹و۱۰) به راستي رستگار شد، آن کس که نفس خود را تزکيه کرد. و بي شک محروم و نااميد گشت هر کس که آن را به پليدي آلود.
امروز همه مي‌دانيم که مهم‌ترين مشکل نزد عام و خاص اقتصاد است. نقش دکترهاي اقتصاد در اين روزها چيست؟
چه زيباست ما هم مانند امام سجاد (ع) به تحليل خود بنشينيم که در سحرهاي ماه رمضان در دعاي ابوحمزه مي‌فرمايد:
چرا وقت نماز سنگيني و سستي بر من عارض مي‌شود و از نماز لذت نمي‌برم؟
آيا مرا از در خانه خود ميراني؟
آيا من حق تو را سبک شمرده‌ام؟
آيا از تو اعراض کرده‌ام؟
آيا کلماتي که مي‌گويم، دروغ است و به خاطر دروغ مرا رفوزه کرده‌اي؟
آيا به خاطر اينکه شاکر نبوده‌ام، محروم شده‌ام؟
آيا به خاطر اينکه در جلسه علما حاضر نبودم، ذليل شده‌ام؟
آيا به خاطر اينکه جز غافلين بودم، از رحمت تو مأيوس شده‌ام؟
آيا انس با ياوه‌گويان مرا عقب‌رانده است؟
آيا نمي‌خواهي صدايم را بشنوي؟
آيا به خاطر گناه از نماز لذت نمي‌برم؟
آيا جزاي بي‌حيايي من محروم شدن است؟
اينک قبل از حضور در قيامت از خود بپرسيم (حاسبوا قبل ان تحاسبوا):
۱- اگر نماز نباشد، فرق بين جمهوري اسلامي و کشورهاي غربي چيست؟
۲- اگر ما ديپلم تربيت کنيم بدون ايمان و نماز، ذخيره قيامت ما چيست؟ (مگر قرآن نمي‌فرمايد: وَ قَدِّمُوا لِأَنْفُسِکُم، و (در انجام کار نيک) براي خود، از پيش بفرستيد‏) يعني بايد کارهاي شما براي آينده شما ذخيره باشد.
۳- چطور عمق اقيانوس‌ها و قله کوه‌ها را به نسل نو ياد مي‌دهيم ولي احکام اوليه را نمي‌دانند؟
۴- خود معلمين ما چند صفحه براي اسرار نماز کتاب خوانده‌اند و براي دعوت نسل نو به نماز چه شيوه‌اي را به آن‌ها آموزش داده‌ايم؟
۵- چند درصد از معلمين و مديران ما در نماز مدارس حضور دارند؟
۶- در کدام بازديد مديران و مسؤولين از نمازخانه و وضعيت نماز مدارس بازديد مي‌شود؟
۷- خود ما چند رکعت نماز باتوجه خوانده‌ايم؟
۸- آيا مي‌توان به ما گفت: اشهد انک قد اقمت الصلاه؟
۹- آيا نماز اولويت اول ما هست؟
۱۰- آيا اقامه نماز فقط وظيفه‌ي امور تربيتي است؟
۱۱- آيا مدارسي که نماز برتري دارند، تشويق مي‌شوند؟
۱۲- آيا همانگونه که براي جبران ضعف بعضي درس‌ها معلم خصوصي گرفته مي‌شود، هيچ پدر و مادري براي ضعف نماز بچه‌اش معلم خصوصي گرفته است؟
۱۳- بچه‌هايي که در نماز شرکت مي‌کنند چند درصد آن‌ها در خانه نمازخوان بودند، و چند درصد در مدرسه نمازخوان شده‌اند؟
۱۴- آيا انجمن اوليا و مربيان که براي والدين برنامه‌ها و کتاب‌ها دارد، مسأله‌ي نماز در بين آن‌ها جايگاهي دارد يا نه؟
۱۵- آيا خروجي مسابقات اذان ما (که بسيار کار خوبي است) به مدرسه کشانده مي‌شود؟
حقيقتاً خود را مقصر مي‌دانم نه قاصر! و لازم است همه ما براي آيندگان و جواب‌هاي قيامت يک بازنگري کنيم.
قرآن مي‌فرمايد: هر کاري مي‌کنيد، يا حق آن را انجام دهيد (حق تلاوته، حق تقاته، حق جهاده) و يا لااقل تا آنجا که توان داريد تلاش کنيد. (فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُم ‏، وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُم ‏)
با اين آيات قرآن از خود بپرسيم که آيا حق نماز را به جا آورده‌ايم؟
بر فرض اگر در مدرسه اقامه نماز شد، شب‌ها هم از خانه به مسجد مي‌رويم؟
و يا اگر حق نماز را ادا نکرده‌ايم، لااقل به مقدار توان دغدغه و تلاش داشته‌ايم؟
اگر نسل نو با نماز تربيت مي‌شدند، نبايد بعد از چهل سال صدها شهرک بي‌مسجد داشته باشيم.
اگر نماز دغدغه‌ي ما بود و اگر آموزش و پرورش ما موفق بود، نبايد نماز بچه‌هاي راهنمايي بيش از دبيرستاني باشد، و دبيرستاني‌ها بيش از دانشجوها باشد.
با اينکه بيش‌ترين بودجه مملکت صرف آموزش و پرورش مي‌شود، اما هزينه اياب و ذهاب طلاب و ائمه جماعات مدارس با تحقير و تأخير پرداخت مي‌شود.
اين حرکت نياز به شهيد رجايي‌ها دارد که شما ان‌شاء‌الله يا هستيد و يا مي‌توانيد باشيد.
از خدا بخواهيم به گونه‌اي عمل کنيم که تربيت نسل نو علاوه بر محفوظات و مدرک، ايمان و عبادت و مهارت نيز داشته باشد.
و همانگونه که روايات بسيار مي‌گويند: لحظه‌ي مرگ انسان پيامبر را مي‌بيند بتوانيم کلمه‌ي (اشهد انک قد اقمت الصلاه) را از آن بزرگان در آن لحظه حساس دريافت کنيم.
عزيزان و همکاران!
ماهي يک جلسه با معاونين و مديران خود براي نماز داشته باشيد و مسائلي مانند زير را پيگيري نمائيم:
۱- امور تربيتي مسأله نماز را در رأس برنامه‌هاي خود قرار دهد.
۲- مدارس غيرانتفاعي را به حال خود رها نکنيم.
۳- در انتخاب مسؤول نماز قوي‌ترين فرد را انتخاب کنيم.
۴- شرايط بهره‌مندي روحانيون و امامان جماعت در دوره‌هاي کارآموزي را فراهم کنيم
۵- از امام جماعت‌هاي غيرروحاني تشکر شود، به نحوي که در شأن آنان است.
۶- از معلمان و دبيران غيرپرورشي مخصوصاً آن‌هايي که محبوبيت خاصي پيش دانش‌آموزان دارند، براي جذب نسل نو به نماز کمک بخواهيم، همانگونه که حضرت موسي عليه‌السلام به خدا گفت: براي جذب فرعون برادرم هارون را که بيان بهتري دارد، همراه و شريک و وزير من قرار بده! زيرا گاهي سخني از فردي اثري دارد که چه بسا از فرد ديگر آن اثر را نداشته باشد.
۷- نسبت به مدارس تيزهوشان که فارغ‌التحصيلانش ظاهراً در آينده تصميم‌گيران خواهند بود، عنايت خاصي شود.
۸- در تمام کتاب‌هاي مقاطع تحصيلي به مسأله نماز عنايت شده و همين راه را بهتر و بيش‌تر ادامه دهيم.
۹- از جواناني که آمادگي و رغبت بيش‌تري دارند، نظير اتحاديه انجمن‌هاي اسلامي و بسيج دانش‌آموزي براي اقامه نماز و اذان حلقومي و تعظيم شعائر کمک بگيريم.
۱۰- يک دوره آموزشي ضمن خدمت براي تمامي معلمان با محتواي آموزش اسرار نماز برگزار شود.
۱۱- براي ارتباط ميان نسل نو و مساجد تدبيري انديشيده شود.
نسل نو در تهاجم شيطان، شهوت، غفلت، سو مديريت، مشکلات اجتماعي و اقتصادي است. هيچ راهي عميق‌تر، روان‌تر، ارزان‌تر و مؤثرتر از اقامه نماز نيست.
آيا مي‌دانيد حدود نود درصد مجرمان زنداني اهل نماز نيستند؟
آيا مي‌دانيد بيش از نود و پنج درصد کساني که به جبهه رفته‌اند، بچه‌هاي مسجد بوده‌اند؟
و اگر امروز خداي ناکرده هر حمله‌اي به ايران بشود، بچه‌هاي مسجد هستند که در خط مقدم دفاع قرار مي‌گيرند.
در آيه ۱۰۹ سوره بقره مي‌فرمايد: بسياري از اهل کتاب (نه تنها خودشان ايمان نمي‌آورند، بلکه) از روي حسدي که در درونشان هست، دوست دارند شما را بعد از ايمانتان به کفر بازگردانند.
خداوند در آيه بعد در برابر اين حسادت و خباثت و توطئه مي‌فرمايد: در زماني که مسلمانان در تيررس انواع کينه‌ها و حسادت‌ها بودند و مأمور به عفو و اغماض شده‏اند، لازم است رابطه‏ي خودشان را با خداوند از طريق اقامه نماز، و پيوند با محرومان جامعه را از طريق زکات، تقويت کنند.
پس:
اولاً: از يکسو نماز وظيفه الهي همه ماست به دليل آيه «الَّذينَ إِنْ مَکَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاهَ» (حج ،۴۱) مؤمنان واقعي آنانند که اگر در زمين به آنها مکنت و قدرت بخشيم، نماز را به پا مي‌دارند.
ثانياً: ذخيره‌اي براي قيامت ماست به دليل آيه «وَ قَدِّمُوا لِأَنْفُسِکُمْ» (بقره ،۲۲۳)
ثالثاً: وظيفه قانوني است که مصوبه هيئت دولت است.
رابعاً: وظيفه انساني و وجداني ما نجات نسل نو از غرق شدن در غفلت‌ها و ماديات و مسائل روزمره است.
خامسا: وظيفه انقلابي ماست زيرا بيش از نود و پنج درصد کساني که در دفاع مقدس به جبهه‌ها رفتند اهل نماز و مسجد بودند.
سادسا: انسان دوست دارد از بهترين‌ها باشد و قرآن مي‌فرمايد کيست بهتر از کسي که ديگران را به راه خدا دعوت مي‌کند. «وَ مَنْ أَحْسَنُ قَوْلاً مِمَّنْ دَعا إِلَي اللَّهِ» (فصلت ،۳۳)
سابعاً: قرآن و روايات و نهج البلاغه نماز را محور همه چيز قرار داده است مثلاً حضرت امير عليه‌السلام مي‌فرمايد: (و اعلم ان کل شيء من عملک تبع لصلاتک) بدان که همه‌ي کارهاي تو، تابع نماز توست، اگر نماز قبول شود، باقي کارها نيز قبول مي‌شود، همانگونه که اگر سوزن در پارچه فرو رفت، نخ آن هم فرو مي‌رود.
در اهميت نماز همين بس که:
– از آدم تا خاتم همه به آن سفارش شده‌اند.
– از لحظه اذان و اقامه‌اي که در گوش نوزاد گفته مي‌شود تا هنگامي که انسان را در قبر مي‌گذارند.
– از توجه به نماز باران و اثر آن در آسمان‌ها و نماز آيات و اثر آن در زمين
– از شهادت حضرت علي عليه‌السلام در نماز تا دريافت سي‌تير براي دو رکعت نماز امام حسين عليه‌السلام در کربلا
– و از اينکه نام نماز از نام تمام خيرها جدا برده شده است. «وَ أَوْحَيْنا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْراتِ وَ إِقامَ الصَّلاهِ» (انبيا ،۷۳)
– و از اينکه امامان ما راجع به شناسايي افراد مي‌گفتند «کيف صلاته» يعني نماز او چگونه است؟
– و از اينکه اگر نماز قبول نشود هيچ کاري ارزش ندارد.
و از اينکه تنها اجلاسي که هر سال مقام معظم رهبري پيام مي‌دهد و اهميت اين موضوع را گوشزد مي‌کند.
و در پايان به چند جمله‌ي ديگر اشاره مختصري مي‌کنم. معلمان و همکاران عزيز اين هديه آسماني برگرفته از آيات قرآني است.
  1. معلمي يک عبادت است نظير قضاوت، نماز جماعت و …
  2. ما در اسلام فارغ التحصيل نداريم. خداوند به پيامبرش دستور مي‌دهد: «و قل رب زدني علما»
  3. هر دانستني ارزش نيست. قرآن مي‌فرمايد گاهي اطلاعات ضرر دارد. «و يتعلمون و يضرهم و لا ينفعهم»
در روايات و ادعيه مي‌خوانيم: پناه مي‌برم از علم بي‌فايده. «اللهم اني اعوذ بک من علم لا ينفع»
  1. گرچه حقوقي به معلمين پرداخت مي‌شود، ولي اين حقوق‌ها نشانه حق و ارزش کار شما نيست. هدف بايد خدا باشد، دولت هم به وظيفه خود عمل کند.
  2. همان‌گونه که براي استفاده از ميوه‌هاي شاخه‌هاي بالا، از شاخه‌هاي نزديک کمک مي‌گيريم، براي کارهاي خوب از افراد با استعداد، علاقمند، تأثير گذار براي همکاري کمک بگيريم.
  3. گرچه تذکرات در کلاس و مدرسه و به صورت جمعي مفيد است، ولي گاهي در گفتگوي تن‌به‌تن و چهره به چهره اثري است که در تبليغات عمومي نيست.
  4. سعي کنيم جلساتمان شاد باشد (بدون سرمستي و غفلت).
  5. کار معلم تنها انتقال علم نيست، بلکه نجات غريق است که بايد گاهي مشکل نسل نو را درک کند و براي او راه‌حل پيدا نمايد، (يا با اطلاعاتي که خودمان داريم و يا با واسطه‌گري و کمک‌گرفتن از يک اسلام‌شناس)
  6. استفاده از مثال بسيار کارگشاست.
  7. ميان شاگردان فرق نگذاريم و همه را با يک چشم ببينيم.
  8. روان‌گويي داشته باشيم نه سست‌گويي!
  9. از هر حرکتي که بدآموزي داشته باشد، يا شوخي‌هاي مبتذل پرهيز کنيم.
  10. به علاقه‌هاي طبيعي و فطري دانش‌آموزان توجه داشته باشيم.
  11. اشتباهات ديگران را توجيه نکنيم.
  12. عمل فرد را به حساب مکتب نگذاريم.
  13. اگر افرادي خلافکار شدند، ما بايد از افراد صالح استفاده کنيم و نبايد بگوييم اکنون که چندنفري فاسد شده‌اند، ما ديگر به دين و علم و تقوا و انقلاب و نماز و انتخابات و … بدبين شده‌ايم. همانگونه که اگر پزشکي يا راننده‌اي يا رستوراني خلاف کرد، شما از ديگران استفاده مي‌کنيد و هرگز ترک پزشک و سفر و غذا نمي‌کنيد.
در پايان بدانيم معلمي لطف خاص خداست زيرا همه مردم روي جمادات کار مي‌کنند (توليد ساختمان، ماشين، هواپيما، کشتي و…) ولي معلم روي انسان کار مي‌کند. اثر صنعت‌گران چندسالي بيش‌تر نيست، ولي اثر کار معلم تا قيامت خودنمايي مي‌کند. معلمي سرمايه‌گذاري در تاريخ است و معلم شريک در همه‌ي کارهاي خير شاگردانش.
معلم نه تنها تدريس او بلکه حرکات او نيز، اثر تربيتي دارد. اگر معلم نماز خود را به جاي خانه در مدرسه و در ميان شاگردان بخواند، خود يک امر به معروف عملي است.
بايد از خداوند بخواهيم که به ما ياد دهد، که با اين امانت (يعني نسل نو) چگونه رفتار کنيم، تا هم خدا راضي باشد و هم ما رستگار.
«والسلام» – محسن قرائتي