شنبه 2 تير 1397 - 9 شوال 1439 - 23 ژوئن 2018
صفحه اصلي/قرآن

برای سفر کوله بارت را بسته ای ؟!

براي سفر کوله بارت را بسته اي ؟!

 

 

« لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِي كَبَدٍ » 1 انسان درد سر دارد و در سختي و رنج و درد است .

 
نقش سختي‌ها در رشد انسان

انسان همواره در سختي ها مي باشد ، و انتظار اينکه دنيا به کسي خوش بگذرد را بايد از ذهنمان پاک کنيم .در دنيا هيچکس خوش نيست .
 
انسان را طوري آفريديم که در ميان سختي‌ها باشد. چون رشد انسان در سايه سختي‌ها است. انسان در زمين صاف رشد نخواهد کرد . زندگي مرفه انسان را تن پرور مي‌کند. « كَبَدٍ » در لغت به معني تعب و سختي مي باشد .
 
در نهج البلاغه داريم : « قرن سعتها فاقتها ؛ يعني کنار گشايش‌ها تلخي هاست .»2 مي خواهد بگويد : دنيا جاي سختي است ، دنيا جاي خوشي نيست .
 

دنيا چه جايگاهي است ؟!

دنيا ميدان رشد است . در ميدان رشد بايد ابزار سختي‌ها وجود داشته باشد . وقتي مي‌گوييم رزم شبانه است ؛ يعني خودت را آماده کن ، شب مي‌خواهيم تا صبح روي تپه ها ، رزم آبي رزم خاکي بدويم . اگر به سرباز بگويند اينجا پادگان است ، دوره نظامي است ، ديگر نمي‌گويد چرا اين متکّا پر نيست ، اين پتو چرا ملافه ندارد !
 
 در ميدان رشد بايد  با حوادث دست و پنجه نرم کنيم . اميرالمؤمنين (ع) فرمود : « درختهاي کوير که آب نمي‌خورند ، چوبشان محکمتر است از درختهايي که کنار جوي آب هستند .»3
 
شتر که در کوير است ، مقاومتش از طاووسي که در باغ است بيشتر است .
 

آميختگي دنيا با بلا و مصيبت

اميرالمؤمنين فرمود : « دنيا خانه اي است که با بلا مخلوط شده است .»4
 

مغرور نشدن به ثروت و قدرت دنيا

آيا به تو يک جفت چشم نداديم ؟ تو با چشم مي‌بيني ، اما خالق چشم را نمي‌بيني ؟ «أَيَحْسَبُ أَنْ لَمْ يَرَهُ أَحَدٌ »5 آيا فکر مي‌کني کسي تو را نمي‌بيند ؟ تو همه را مي‌بيني ، اما خالق تو را نمي‌بيند ؟ آيا به تو يک جفت لب نداديم ؟ آيا به تو زبان نداديم ؟ امکاناتي به تو داديم ، ولي انسان باز به بيراهه مي‌رود .
 
آيا انسان خيال مي‌کند کسي حريفش نمي‌شود ؟! مغرور نشويد ! اگرخيلي باسواد هستيد ، ممکن است خدا چنان حافظه را از شما بگيرد که حتي اسم خودتان را هم فراموش کنيد !
 
به هيچ چيزنبايد مغرور شد ! عمروبن عبدودّ قهرمان احد قهرمان خندق خيلي پول خرج کرد که جنگ خندق را برنده بشود ، اما برنده نشد ، گفت : « أَهْلَكْتُ مَالًا لُبَدًا »6 . پشم متراکم را لبد مي‌گويند ، لبد يعني خيلي پول‌هاي زيادي خرج کردم ولي به نتيجه نرسيدم .
 
چقدر آمريکا پول داد که جمهوري اسلامي را براندازد ؟! روز به روز بر قدرت جمهوري اسلامي اضافه مي‌شود وروز به روز آمريکا در دنيا خوارتر مي‌شود .
 
تمام کساني که پول‌هاي خوبي دارند اما در راه خدا خرج نمي‌کنند ، در قيامت شعارشان اين جمله خواهد بود : «أَهْلَكْتُ مَالًا لُبَدًا »
 
خدا مي فرمايد : ما امکانات داديم اما اين از گردنه‌ها بالا نرفتيد ! چشم وگوش و عقل به تو داديم که بروي ، ولي نرفتي. به تو نردبان داديم ، اما از آن بالا نرفتي . امکانات داشتي ، اما از اين امکانات براي قيامتت ذخيره نکردي ؛ « فَلَا اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْعَقَبَةُ»

شناخت حق از باطل و خوب از بد

خداوند مي فرمايد : « أَيَحْسَبُ أَنْ لَمْ يَرَهُ أَحَدٌ » آيا مي پنداريد که خداوند نمي بيند ، در حالي که خدا به شما يک جفت چشم بينا وزباني گويا داده است : « أَلَمْ نَجْعَلْ لَهُ عَيْنَيْنِ وَلِسَانًا وَشَفَتَيْنِ »7 قطعاً خدايي که به انسان چشم بينا داده است ، خود نيز بايد بالاتر از آن را داشته باشد . در آيه اي از قرآن خداوند مي فرمايد :
 
« هَدَيْنَاهُ النَّجْدَيْنِ »8 دو راه برجسته را به تو نشان داديم . حق و باطل . راه حق را فهميدي ، راه باطل را هم فهميدي ، امکانات هم داشتي ، پس چرا به بيراهه مي روي ؟!
 
خداوند مي فرمايد : انسان براي حرکت به چه نياز داشته است که ما به او نداده باشيم ؟ 1- راه مي‌خواهد . 2- چشم مي‌خواهد که راه را ببيند . 3- نور مي‌خواهد . 4- رهبر مي‌خواهد . 5- مرکب يا وسيله مي‌خواهد. 6- راهنما مي‌خواهد.
 
راه را به تو نشان داديم ؛ " وَهَدَيْنَاهُ النَّجْدَيْنِ " ، «نَّجْد» به معناي زمين بلند است. دو راه بلند يعني راه حق و باطل .
 
« قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنْ الغَيِّ »9 کسي نيست که بگويد نفهميدم حق با چه کسي بود؟ راه را مشخص کرديم . اگر انسان لحظه‌اي بيانديشد، مي‌فهمد حق با کيست ؟
 
 به تو چشم هم داديم ؛ « أَلَمْ نَجْعَلْ لَهُ عَيْنَيْنِ ؛ آيا به تو يک جفت چشم نداديم ؟!»10
 
به تو نور هم داديم . نور چيست ؟ نور انواع مختلف دارد . نورعلم ، نورعقل ، نوروحي . وسيله هم که به تو داديم ، اعضاي سالم وسيله رشد است. مال و سرمايه نيز به تو داديم !
 
راهنما مهمترين اين موارد است . اگر رهبر باشد ، وسايل درست به کار مي‌رود و راه درست را تشخيص مي‌دهيم .
 
خدا مي گويد : من در خدايي کم نگذاشتم ، ولي تو در بندگي کم گذاشتي ! چه چيزي نياز داشتي که من به تو ندادم ؟ اولين چيزي که به فکر هيچ کس نمي‌رسيد ، به تو دادم . مکيدن را به تو آموختم ! هر چه نياز داشتي من به تو دادم . حتي آن زماني هم که به تو چيزي ندادم ، نعمت بود .
 
نداده‌هاي خدا هم نعمت است . مثلاً نوزاد عقل ندارد . اين خيلي خوب است ، چرا که اگر نوزاد عقل مي‌داشت ، هر گاه لباس خود را خيس مي‌کرد ، مي‌بايست کلي از مادر خود خجالت مي‌کشيد . ولي مي بينيم که همه چيز را خراب مي کند اما باز لبخند مي‌زند . داده ها و نداده هاي خدا هر دو نعمت است .
 

بهره گيري از امکانات براي بالا رفتن از نردبان دنيا
نردبان آسمان

خدا مي فرمايد : ما امکانات داديم اما اين از گردنه‌ها بالا نرفتيد ! چشم وگوش و عقل به تو داديم که بروي ، ولي نرفتي .
 
به تو نردبان داديم ، اما از آن بالا نرفتي . امکانات داشتي ، اما از اين امکانات براي قيامتت ذخيره نکردي ؛ « فَلَا اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْعَقَبَةُ » 11؛« اقْتَحَامَ » يعني بالا رفتن. «عَقَبَةَ» يعني گردنه. مي‌فرمايد: از گردنه بالا نرفت .
 
 چرا مي‌گويد گردنه ؟
 
 زيرا در کار خوب شيطان انسان را به پايين مي‌کشد . بالا رفتن از گردنه نيازمند نيرو است . انرژي مي‌خواهد . شيطان مي‌گويد : مي‌خواهي به مکه بروي ؟! تو هنوز پسرت را داماد نکرده اي ! دخترت را عروس نکرده اي ! براي چه مي‌خواهي به مکه بروي ؟! چرا به فقرا کمک مي‌کني ؟! چراغي که به خانه رواست ، به مسجد حرام است . وسوسه‌ها او را به پايين هل مي‌دهند .
 
گاهي اوقات انسان براي بالا رفتن از گردنه ها بايد نفس خود را بکشد . بگويد اينجا من اشتباه کردم . گردنه استاد اين است که حرف خود را بگويد ، اگر اشتباه کرد ، نترسد و با شجاعت بگويد اشتباه کردم !
 

اين گردنه ها چه چيزهايي هستند ؟!

« فَكُّ رَقَبَةٍ »12 يک برده را آزاد کن . يک اسير را آزاد کن . جواني دارد کار مي‌کند ، مي‌بيني جواني مي‌تواند رشد بيشتري داشته باشد ، به شرط آنکه کسي خرج دانشگاه او را چند سال بدهد ، برو و خرج او را بده .
 
کسي به خاطر مبلغي زنداني است ، برو پول بده و او را آزاد کن .
 
« أَوْ إِطْعَامٌ فِي يَوْمٍ ذِي مَسْغَبَةٍ »13 مي‌توانستي يک گرسنه‌اي ر ا سير کني ، يک يتيمي که ذا مقربه است را سيرکني ، " ذا مقربه " يعني قريب ، يتيمي که فاميلت است مي‌توانستي دستش را بگيري ، اما نگرفتي !
 
« مِسْكِينً » از مسکن است . مسکن به معناي خانه است . « مِسْكِينً » کسي است که از بي پولي در خانه مي‌نشيند .
 
مسکين در خانه نشسته و مي‌گويد: اگر بيرون بروم بچه‌ام چيزهايي را مي خواهد که من پول براي خريد آنها ندارم .اگر مهماني بروم و بخورم بايد پس بدهم ، ندارم . «ذَا مَتْرَبَةٍ »14 بر روي خاک نشسته است . فقراي خاک نشين را مي‌توانستي از فقر نجاتشان بدهي ،ام کوتاهي کردي ! وقتي نکرديد ، مي‌داني روز قيامت چه خواهي گفت ؟! « أَهْلَكْتُ مَالًا لُبَدًا » سرمايه‌ام دود شد ، هيچ ذخيره‌اي براي قيامت قرار ندادم !
 
اينها گردنه‌هايي است که بايد از آنها بالا رفت .
 

ايمان ، شرط پذيرش کارهاي نيک

« ثُمَّ كَانَ مِنْ الَّذِينَ آمَنُوا وَتَوَاصَوْا بِالْمَرْحَمَةِ »15. قرآن مي‌فرمايد : اگر مي خواهي از اين گردنه ها بالا بروي و بالارفتنت خوب و موفق آميز باشد ، شرط دارد ؛ وقتي پول داري ، « مِنْ الَّذِينَ آمَنُوا » بايد ايمان هم داشته باشي . يعني اگر کسي ايمان نداشته باشد ، کار خوب او هم قبول نمي‌شود . تشنه آب مي‌خواهد اما اين آب را در ظرف تميز مي‌خواهد . کمک به فقير بايد برخاسته از ايمان باشد . ممکن است تو به من غذا بدهي که من را بله قربان گوي خودت در آوري ، روز انتخابات از من رأي بگيري ، اطعام تو بر اساس ايمان نيست ، بر اساس اهداف نفسي يا شخصي است نه « آمَنُوا » .
 
 بعد از ايمان « تَوَاصَوْا » يعني غير از اينکه خودت مي‌دهي ، به ديگران هم سفارش به کمک کني . « تَوَاصَوْا » يعني همديگر را سفارش کنيد که آنها هم کمک کنند .
 

1- بلد / 4
2- نهج البلاغه / خطبه 220
3- همان / خطبه  223
4- همان / خطبه 226
5- بلد / 7
6- همان / 6
7- همان / 8 – 9
8- همان / 10
9- بقره / 256
10- بلد / 8
11- همان / 11 – 12
12 – همان /12
13- همان / 14
14- همان / 15
15- همان / 17



 
تعداد بازديد:1308 آخرين تغييرات:89/08/28
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر