سه شنبه 26 تير 1397 - 4 ذي القعده 1439 - 17 ژولاي 2018
صفحه اصلي/قرآن

خدمت رسانی در سیره اهل بیت (ع)

fiogf49gjkf0d

خدمت رساني در سيره اهل بيت (ع)

 

 

صدقه هاي جاريه

گرچه تمام عمر علي بن ابي طالب عليه السلام ، در خدمت رساني به مردم، از قبيل ارشادآن ها به صراط مستقيم و تلاش براي حل مشکلات مادي و معنوي آن ها سپري شد، اما داستان تلاش هاي آن حضرت، در راستاي محروميت زدايي از افراد جامعه، شنيدني تر است. به اتفاق همه تاريخ نويسان، علي عليه السلام ، تنهابخش کوچکي از درآمدهاي خود را در زندگي شخصي اش مصرف مي کردند و بقيه را به نيازمندان مي بخشيدند. گفته شده است که رسول خدا صلي الله عليه و آله ، زميني از انفال را در اختيار علي عليه السلام قرار دادند. آن حضرت در آن جا قناتي حفر کرد که آب فراواني ازآن جاري شد. امام عليه السلام ، نام آن جا را به همين مناسبت «يَنْبُع» گذاشت. آب فراوان اين قنات، موجب شادي و روشني چشم اهالي شد.
 
 وقتي يکي از اهالي به آن حضرت تبريک گفت، حضرت علي عليه السلام در پاسخ وي فرمود: «اين قنات وقف زايران خانه خدا و رهگذراني است که از اين جا عبور مي کنند. کسي حق فروش آن را ندارد و فرزندانم هم هرگز آن را به ميراث نخواهند برد...».

وقف بر مستمندان

بر اساس روايت هاي مستند، علي بن ابي طالب عليه السلام در مسير مکّه و مدينه، چاه هاي زيادي حفر کرده اند تا رهگذران و نيازمندان، از آب چاه ها هر طوري که صلاح مي دانند، بهره مند شوند. گفته شده، روزي امام علي عليه السلام در يکي از نخلستان ها مشغول کندن چاه بودند، ظهر که شد، آن حضرت براي به جاي آوردن نماز، از چاه بيرون آمدند و پس از خواندن نماز و خوردن مختصري غذا، دوباره درون چاه رفته، مشغول کندن آن شدند. ناگهان، کلنگ حضرت به سنگي برخورد کرد که آب از زيرآن فوران کرد؛ به گونه اي که تمام بدن و لباس هاي امام عليه السلام گِل آلود شد و حضرت، از شدت جريان آب، نتوانست به کندن ادامه دهد؛ پس ناگزير به خروج از چاه شد. وقتي از چاه بيرون آمد، اولين کارش اين بود که، قلم و دوات خواست و همان ساعت، آن چاه را به عنوان صدقه براي استفاده افراد نيازمند و مستمند وقف کرد تا آن ها، بخشي از نيازمندي هايشان را از راه استفاده از آب آن چاه برطرف سازند.

ايثار به نيازمندان

يکي از صفت هاي بسيار والاي حضرت علي عليه السلام ، مقدم داشتن ديگران بر خويشتن بود. همواره در تامين نيازمندي ها، ديگران را بر خود و خانواده اش ترجيح مي داد. نقل است، آن حضرت، شبي را براي آبْ ياري نخلستان فردي اجير شد تا در برابرآن، مقداري غله از صاحب نخلستان، به عنوان مزد، دريافت کند. آن شب را تا صبح به کار آب ياري نخل ها گذراند و صبح، آن مقدار غله را که از صاحب باغ گرفت، سه قسمت کرد؛ يک قسمت آن را آرد ساخت تا با آن، نان براي خود و خانواده اش تهيه کند همين که نان آماده شد، مسکيني از راه رسيدو تقاضاي غذا کرد. حضرت، نان ها را به او داد، آن گاه، با قسمت دوم همان غله ها، دوباره نان پخت؛ اين بار هم يتيمي آمد و از امام عليه السلام کمک خواست که حضرت، نان ها را به او بخشيد و از باقي مانده آرد، نان تهيه کرد که در اين هنگام، اسيري از ايشان تقاضاي غذا کرد و حضرت با کمال ميل، اين نان را هم به اسير داد و آن روز را هم خود و هم خانواده اش، بي غذا سپري کردند...».

صلح نجات بخش

هر يک از اولياي الهي، با توجه به شرايطي که در آن به سر مي بردند، به برخي از مسايل اهميت بيش تري مي داند؛ چون نيازهاي هر جامعه، در هر زمان يکسان نيست. مهم ترين حادثه دوران زندگي امام حسن عليه السلام ، قرارداد صلح با معاويه است. بي ترديد، اگر امام عليه السلام تن به اين صلح نمي دادند، چه بسا اساس جامعه اسلامي و حتي اساس دين و آيين اسلام، با خطر نابودي مواجه مي شد. امام عليه السلام گرچه پس از صلح، با اعتراض بسياري از افراد ناآگاه روبه رو گرديد، اما چون خود مي دانست چه مي کند، توجّهي به اين اعتراض ها نفرموده و به وظيفه خود عمل کرد. امام حسن عليه السلام ، خود در اين باره مي فرمايند: «من ترسيدم که ريشه مسلمانان، از روي زمين کنده شود، خواستم براي پاسداري از دين، نگاه باني باقي بماند». در جاي ديگر فرمودند: «نگه داري از شيعيان ما، مرا ناگزير به مصالحه کرد؛ پس مناسب ديدم که جنگ، به روزي ديگر محول گردد. تکليف الهي انسان، براساس اوامر خداوند، هر روزي به گونه اي است و بايد آن را انجام داد».

تربيت نيروي کارآمد و دفاع از حقوق مردم

امام حسن مجتبي عليه السلام پس از آن که مسلمانان او را ياري نکردند و امام عليه السلام ، مجبور به پذيرش صلح با معاويه شد، دست روي دست نگذاشت، بلکه به خدمت رساني به جامعه اسلامي و پاسداري ازفرهنگ اهل بيت عليهم السلام همت گماشت. آن حضرت پس از آن که به مدينه برگشتند، به تربيت و آموزش نيروهاي کارآمد پرداختند و از اين راه، بسياري از حقيقت هاي پنهان را روشن کردند و جلوي بسياري از توطئه ها رابا آگاهي بخشي گرفتند. ده ها انديشمند فرزانه راپروراندند که هر يک، در گوشه اي از جامعه آن روز، به نورافشاني و خدمت به فرهنگ اسلامي مشغول شدند. از کارهاي اساسي ديگري که امام حسن عليه السلام به آن توجه ويژه داشتند، نشر فرهنگ اسلامي بود. ايشان، جلوي بسياري از تحريفات را گرفته، با تهاجم فرهنگي که دستگاه حکومتي امويان به راه انداخته بودند، مقابله مي کردند. به علاوه، به ياري دوست داران اهل بيت عليهم السلام و خدمت گزاران راستين خط ولايت ـ که مورد ستم امويان بودند ـ ، مي شتافتند. نقل است: وقتي امام عليه السلام خبر دار شد که اموال «سعيد بن ابي سَرْح کوفي» را «زياد بن اُبَيه» مصادره و خانه اش را ويران ساخته است، در نامه اي به زياد بن اُبَيه، از او خواست که اموال سعيد را به وي برگردانند و خانه اش را دوباره از نو بسازند.

رسيدگي به نيازمندان

يکي از کارهاي مهم امام حسن مجتبي عليه السلام در راستاي خدمت رساني به جامعه اسلامي، رسيدگي به مشکلات نيازمندان بود. ايشان، علاوه بر دوران حاکميت اميرالمومنين علي عليه السلام و در دوران کوتاه حکومت خودشان در کوفه و دوران پس از حکومت نيز اين کار را انجام مي دادند و به بخشي از قشرهاي نيازمند، نظير سالمندان، يتيمان و خانواده هاي شهدا و... مستمري و حقوق تعيين کرده بوند که حقوق آن ها را از محل موقوفات و صدقات پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله ، اميرمؤمنان عليه السلام ، فاطمه زهرا عليهاالسلام و اموال شخصي خود مي پرداختند... علاوه بر اين، در شرايط و پيشامدهاي ويژه اي که به وقوع مي پيوست، آن حضرت به فقيران و بيچارگان، کمک شايسته اي مي کردند. گفته اند، اين کمک ها به اندازه اي زياد بود که برخي را به شگفتي وا مي داشت. وقتي از امام عليه السلام مي پرسيدند: چگونه است که هر نيازمندي به در خانه شما مي آيد، نااميد برنمي گردد؟ آن حضرت مي فرمود: من هم نيازمند و محتاجي هستم به درگاه خداوند متعال، همان گونه که من دوست ندارم خداوند مرا دست خالي برگرداند، خدا هم نمي خواهد من، بندگانش را ازنعمت هايي که به من ارزاني داشته است، محروم سازم. مي ترسم نيازمندي را رد کنم و خدا هم مرا دست خالي برگرداند.

نجات بخش بندگان خدا

بزرگ ترين خدمت حسين بن علي عليه السلام اين بود که با فداکاري خود و فرزندان و اصحاب و برادرانش، به جهانيان درس عزت و آزادي آموخت. به آنان ياد داد که هرگاه ميان دو راهي پذيرش مرگ و تن دادن به خواري وذلت ماندند، مرگ را برگزينند و هرگز به پستي تن ندهند. او قيام کرد تا سنت پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و روش علي بن ابي طالب عليه السلام را دوباره حاکميت بخشد تا زمينه براي تعالي انسان، فراهم شود و ستم و بي عدالتي، از اساس ريشه کن گردد و سرانجام، همان طور که در زيارت اربعين آمده است، امام حسين عليه السلام اين خدمت بزرگ را در روي زمين، در عرصه نظام آفرينش انجام داد که چراغي را در همه تاريخ روشن ساخت تا راه هدايت، از بي راهه گمراهي مشخص باشدو هر کس که دوست دار راستي است، وظيفه خود را به راحتي بشناسد. آري! امام حسين عليه السلام خون خود را در راه خدا نثار کرد تا بندگان خدا، از ناداني و حيرت و گمراهي، براي هميشه نجات پيدا کنند.

کمک به مستمندان

بخشش و کرم، از ويژگي هاي خاندان رسالت است. آن ها همواره با ايثار دارايي ها و امکاناتي که در اختيار داشته اند، گره گشاي مشکل هاي مردم بوده اند. گفته اند: وقتي در روز عاشورا، پس از شهادت امام حسين بن علي عليه السلام ، حاضران، در پشتِ بدن آن حضرت اثر زخم کهنه اي را ديدند، از امام زين العابدين عليه السلام پرسيدند: اين زخم براي چيست؟ حضرت فرمود: اين زخم، اثر آن انبان هاي ناني است که پدرم در دل شب، بر دوش خويش مي گذاشته و آن ها را به خانه هاي يتيمان و بي کسان نيازمند، مي بردند. هم چنين ابن شهرآشوب، در کتاب مناقب گفته است که شخصي وارد شهر مدينه شد و از مردم پرسيد: بخشنده ترين مرد اين شهر کيست؟ او را به امام حسين عليه السلام راهنمايي کردند. آن شخص، در پي آن حضرت وارد مسجد شد و او را در حال نماز ديد و ضمن خواندن اشعاري، نياز خود را به حضرت بيان کرد. امام عليه السلام نمازش که به پايان رسيد، به قنبر فرمود: چهار هزار دينار پول که در خانه داريم، حاضر کن؛ آن گاه همه آن پول را در جامه اي پيچيده و آن را ازشکاف درب خانه به آن عرب نيازمند بخشيد و فرمود: اگر اين مقدار هم کم است، برما ببخشاييد.

آمادگي براي سفر آخرت

حضرت سجاد عليه السلام علاوه بر مبارزه با يزيد در زمان حيات پدر، پاسداري از دست آوردهاي واقعه عاشورا، تبيين معارف الهي، از راه تشکيل نشست هاي علمي و ايراد خطبه ها و بيان نيايش ها، دفاع از دست آوردهاي فرهنگي، از طريق مبارزه با دانشمندان درباري و بدعت گذاران در دين که هر کدام، خود، منشأ خدمات بسيار ارزنده اي براي جامعه اسلامي بود، دستگيري از بيچارگان، رسيدگي به خانواده هاي نيازمند و پرداخت قرض بدهکاران و...، از جمله کارهايي بود که همواره به انجام آن ها مي پرداخت. امام عليه السلام ، در ضمن يکي از دعاهاي خود مي فرمود: پروردگارا! هم نشيني با فقيران و تهي دستان را براي من دوست داشتني گردان و مرا به شکيبايي نيکو در هم نشيني با ايشان ياري فرما. سفيان بن عُيَيْنِه از زُهري روايت مي کند: در شبي سرد و باراني، علي بن الحسين عليه السلام را ديدم که آرد و هيزم و... بر پشت خود نهاده، مي رود؛ عرض کردم: اي فرزند رسول خدا! اين چيست؟ فرمود: سفري در پيش دارم و توشه آن را آماده کرده ام تا در جاي امني بگذارم عرض کردم: اجازه بدهيد خدمت کار من آن را بياورد ولي حضرت نپذيرفتند. عرض کردم: خودم آن را برايتان بياورم، باز قبول نکردند. پس از چند روزي، زُهري پرسيد: سفري که فرموديد از آن اثري نمي بينم؟ امام سجاد عليه السلام فرمود:... منظور من سفر آخرت بود... آمادگي براي اين سفر فقط در دوري از حرام ها و کوشش در راه خير است.

پرداخت بدهي و مخارج نيازمندان

امام سجاد عليه السلام در راستاي محروميّت زدايي و کمک به ريشه کن کردن فقر در جامعه اسلامي، به شيوه هاي گوناگون و در حدّ توان خود، اقدام مي کرد. محدّث قمي نوشته است: از جمله کارهاي امام سجاد عليه السلام اين بود که تامين هزينه مخارج زندگي حدود صد خانوار از فقيران مدينه را بر عهده گرفته بودند و خيلي علاقمند بودند که يتيمان و مردم نابينا، افراد زمين گير و... بر سر سفره او حاضر شوند. آن گاه که آن ها ـ فقيران و... ـ حاضر مي شدند، امام عليه السلام به دست مبارک خود، به ايشان غذا مي دادند و هر کدام از آن ها که عيال وار بودند، براي آن ها هم غذا مي فرستادند. نقل است که حضرت، هيچ غذايي را نمي خوردند، مگرآن که به اندزه همان غذا صدقه مي دادند.... علاوه بر اين، به پرداخت دَيْن هاي درماندگان، توجّه زيادي مي کردند. وقتي امام سجاد عليه السلام به عيادت محمد بن اسامه ـ که در بستر مرگ بودند ـ آمدند، ديدند که محمّد گريه مي کند؛ فرمودند علّت گريه شما چيست؟ عرض کرد: پانزده هزار دينار وام به گردن دارم و نمي توانم بپردازم. امام عليه السلام فرمودند گريه مکن که وام تو را ما برعهده مي گيريم و بدين وسيله، وي را از ناراحتي رها ساختند.

بنيان گذار دانشگاه اهل بيت عليهم السلام

همه امامان معصوم عليهم السلام تا آن جا که شرايط اجتماعي و سياسي به آنان اجازه مي داد، در راستاي اصلاح امور مردم، تلاش مي کرند، ولي محور کارهاي آن ها، با توجّه به ضرورت هاي فکري و اعتقادي جامعه و نياز مردم، متفاوت بود. امام باقر عليه السلام ، در طول دوران زندگي خود، در عرصه هايي چون آموزش دادن معارف، بيان کردن حقايق، رويارويي و مبارزه با بدعت ها، تربيت انديشمندان، رسيدگي به محرومان، مبارزه با ستمگران و... به خدمت رساني مشغول بوده اند. البته بخش مهمّي از خدمات آن حضرت، به تبيين و ترويج معارف اسلامي مربوط مي شود و در همين راستا است که يکي از مشهورترين لقب هاي حضرت، «باقر» برگزيده شده است. در اين مورد گفته اند: چون او شکافنده معضلات علم و گشاينده پيچيدگي هاي دانش، نيز به جهت گستردگي اطلاعات و معارف و... بوده است. به خاطر تلاش هاي علمي امام باقر عليه السلام ، و امام صادق عليه السلام اين دو بزرگ وار را بنيان گذار دانشگاه اهل بيت عليهم السلام مي دانيم که حدود شش هزار رساله علمي از شاگردان اين دو معصوم، به ثبت رسيده است. کتب اربعه شيعه، از اين رساله ها برگرفته شده است.

رسيدگي به مستمندان

درباره احسان امام باقر عليه السلام به نيازمندان گفته شده است، هرگز شنيده نشد که نيازمندي، نيازش را به آن حضرت اظهار کند يا به گونه اي حضرت از آن اطلاع پيدا کنند، ولي در جهت برطرف ساختن آن کاري نکنند. يکي از توصيه هاي مهم حضرت به اطرافيان اين بود که وقتي نيازمندي به شما رو آورد، يا شما خواستيد او را صدا بزنيد، او را با بهترين نام ها و لقب ها صدا کنيد و خود نيز هميشه چنين مي کردند. امام صادق عليه السلام فرموند: هرچند پدرم نسبت به ديگر خويشاوندان، از نظر مالي در سطح پايين تري قرار داشتند، اما اين برنامه را داشتند که هميشه در روزهاي جمعه، به فقيران و نيازمندان انفاق مي کردند. در حديث ديگر، امام صادق عليه السلام فرمودند: «در يکي از روزها، به حضور پدرم رسيدم؛ ديدم آن حضرت، در ميان نيازمندان، در حال تقسيم کردن مقداري پول و... است. آن روز، پدرم حدود هشت هزار درهم به فقيران کمک کرده و يازده نفر از برده ها را خريده و آزاد کردند.

خدمات علمي بي نظير

امام صادق عليه السلام ، باتوجه به فرصت مناسبي که در اثر تحولات سياسي ايجاد شده بود، با در نظر گرفتن نياز شديد جامعه و آمادگي اجتماعي، نهضت علمي و فرهنگي پدر بزرگ وارشان، امام باقر عليه السلام را پي گرفتند و حوزه گسترده علمي و فرهنگي به وجود آوردندو در رشته هاي گوناگون علمي، شاگردان برجسته اي را پرورش دادند و با تمام جريان هاي فکري انحرافي ـ که در نتيجه حمايت هاي خلفاي جور از آن جريان ها ـ قدرت پيدا کرده بودند، به مبارزه پرداختند. موضع اسلام را در برابر جريان هاي عقيدتي و فکري موجود، روشن کردند و برتري و حقانيّت بينش اسلام را به اثبات رساندند. شاگردان امام صادق عليه السلام فقط شيعيان نبودند، بلکه بسياري از انديشمندان اهل سنت هم ـ با واسطه يا بي واسطه ـ شاگرد امام عليه السلام بوند. يکي از بزرگان اهل سنت، ابوحنيفه است که دو سال، شاگردي آن حضرت را کرده است و درباره اين دو سال، خود چنين مي گويد: اگر آن دو سال نبود، نعمان (ابوحنيفه) نابود شده بود. مالک بن اَنَس ـ شاگرد ديگر امام عليه السلام ـ گفته است: مردي با فضليت تر ـ از نظر علم و عبادت ـ از جعفر بن محمد، هيچ چشمي نديده و هيچ گوشي نشنيده و به قلب هيچ بشري خطور نکرده است.

اصلاح بين مردم

اصلاح بين مردم، در فرهنگ اسلامي، کار پسنديده و لازمي است که در قرآن کريم و روايت هاي اهل بيت عليهم السلام به اين مهم به صورت هاي مختلف سفارش و تشويق شده است. در برخي روايت ها، از اين کار، به عنوان بهترين صدقه و بهترين عبادت و... ياد شده است و در کنار اين گونه تشويق ها، دشمني و قهر بودن مسلمانان با يکديگر، بسيار سرزنش شده است تا آن جا که گفته شده کساني که بيش از سه روز بايکديگر قهر باشند، از آداب اسلام خارج شده اند. بر اين اساس، يکي از روش هاي امام صادق عليه السلام ، ايجاد آشتي و صفا و محبت بين برادران ايماني بود. اين مسأله در نظر ايشان آن اندازه اهميت داشت که بودجه اي را فقط براي اين کار در نظر گرفته بودند. امام عليه السلام به مُفضّل فرمود: «هنگامي که بين دو نفر از پيروان ما نزاعي ديدي، از مال من خرج کن تا آن ها را با يکديگر صلح دهي». شخصي گفته است: ميان من و دامادم در مورد ارثي نزاع پيش آمد. مُفضّل ما را به خانه اش برد و با چهارصد درهم، ميان ماصلح برقرار کرد. آن گاه گفت: بدانيد اين پول از مال امام صادق عليه السلام است؛ اين پول ها را در اختيار ما گذاشته تا بين شيعيان، صلح و صفا برقرار کنيم».

کمک به تهي دستان

در آيه شريفه اي، از زبان حضرت عيسي عليه السلام آمده است: «خدايا! تا زماني که زنده ام، مرا مبارک قرار بده» امام صادق عليه السلام در تفسير اين آيه مي فرمايند: «مراد از «مبارک»، سودمند بودن براي مردم است. بر اين اساس، خود آن حضرت، هميشه مي کوشيدند به ديگران، به ويژه مستمندان و نيازمندان، سود برسانند. در اين باره داستان هاي زيادي از حضرت نقل شده است؛ از جمله اين داستان که: مُعلّي بن خُنَيس مي گويد: شبي امام صادق عليه السلام را ديدم که به طرف منطقه سايبان بني ساعده ـ که محل زندگي شبانه فقيران و غريب ها بود ـ مي رفت، در حالي که باران هم به شدت مي باريد. من هم به دنبال امام عليه السلام راه افتادم تا ببينم کجا مي روند؛ دربين راه، ديدم چيزي از دست امام افتاد و امام عليه السلام به دنبالآن مي گشت. به حضورش رسيدم و سلام کردم... خودم رامعرفي کرم؛ فرمود: جستجو کن، هرچه پيدا کردي به من بده پس از اين که کمي جستجو کردم، چند قرص نان پيدا کردم و به حضرت دادم، سپس کيسه اي پر از نان ديدم که حضرت همراه داشت؛ عرض کردم: فدايت شوم! اجازه بدهيد من آن را بياورم؛ حضرت فرمودند: «نه! من سزاوارترم که اين کيسه نان را به دوش کشم». چون همراه حضرت به سايبان ساعده رسيديم، ديدم گروهي از فقيران و بينوايان خوابيده اند. حضرت، زير لباس هر کدام، دو قرص نان گذاشتند، سپس برگشتيم. در راه از امام عليه السلام پرسيدم: آيا اين بينوايان از پيروان شما بودند؟ حضرت فرمودند: اگر از پيروان ما بودند که ما بايد بيش تر از اين ها براي آن ها آذوقه تهيه مي کرديم.

پرداخت قرض بدهکاران

امام کاظم عليه السلام ، با اين که زمان زيادي از عمر خويش را در زندان ها، زير نظر حکومت جور و دور از مردم مي گذراندند، اما بر اساس روايت هاي معتبر تاريخي، هر مجالي که دست مي داد، تا آن جا که در توان داشت، به کمک رساني و خدمت به مردم مي پرداخت. از کارهايي که حضرت امام کاظم عليه السلام انجام مي دادند، کمک به پرداخت بدهکاريِ وام داران بود. شخصي به نام محمّد بن عبداللّه بکري مي گويد: سخت بدهکار بودم، وارد مدينه شدم و سنگيني بدهي، مرا درمانده کرده بود. مي دانستم اگر به محضرامام کاظم عليه السلام بروم، او مرا نااميد و دست خالي برنمي گرداند؛ چون به حضور حضرت رسيدم و مشکل خودم را براي ايشان شرح دادم، امام کاظم عليه السلام وارد خانه شده، و بي درنگ بيرون آمدند، آن گاه به غلامش که از پيش نزد ما بود، فرمودند: شما هم چند لحظه ما را تنها بگذاريد؛ چون او بيرون رفت، امام عليه السلام کيسه اي را که در آن سيصد دينار بود به من دادند و بي درنگ، خودشان هم محل را ترک کردند و من با آن پول، هم قرض هايم را پرداختم و هم به زندگي ام سر وسامان دادم.

سخاوت امام کاظم عليه السلام

امام کاظم عليه السلام به نيازمندان، زياد مي بخشيد. شبانه، در تاريکي شب به طور ناشناس، درهم و دينار و خواربار به نيازمندان مي رساند؛ درحالي که حتي نمي دانستند آن همه کمک هاي فراوان، از سوي چه کسي به آن ها مي رسد. درباره بخشندگي هاي حضرت، گفته شده است: اگر مالي را به دست مي آوردند، آن را بين نيازمندان تقسيم مي کردند و هر يک از کيسه هاي پولي که به مستمندان مي دادند، کم تر از سيصد يا چهارصد دينار نبود؛ به گونه اي که کيسه هاي پول آن حضرت، ضرب المثل بود. وقتي از امام کاظم عليه السلام سخن به ميان مي آمد، مردم بي درنگ به ياد بخشش هاي بي دريغ وي مي افتادند؛ حتي بستگانش مي گفتند: شگفتا از کسي که کيسه امام کاظم عليه السلام به او برسد و او از کمي آن شکايت نمايد... ذهبي ـ يکي از دانشمندان اهل سنت ـ مي گويد: او ـ امام کاظم عليه السلام ـ از بخشنده ترين حکيمان و پارساترين بندگان خداوند به شمار مي آمد.

خدمت هاي امام رضا عليه السلام

وقتي مأمون، حضرت امام رضا عليه السلام را مجبور کرد به خراسان بيايند، آن حضرت، نه تنها اجازه ندادند از مقام امامت، به سود تحکيم حکومت بني عباس، سوء استفاده شود، بلکه به رغم آن که با شيوه هاي گوناگون در کنترل شديد مأمون بود، از انجام وظيفه امامت و خدمت رساني به مردم غفلت نمي ورزيد. خدمت هاي آن حضرت را مي توان اين گونه برشمرد: آموزش و تعليم معارف ديني به مردم، مبارزه فکري با مکتب ها و مذهب هاي غير اسلامي که در نتيجه حمايت حکومت عباسي و در تنگنا قرار گرفتن اهل بيت عليهم السلام ، رشد کرده بودند، حمايت از مستضعفان و تلاش در مسير فقرزدايي، تلاش در راستاي اصلاح فرهنگ ديني و برطرف کردن انحرافات و بدعت هاي ايجاد شده، رهبري و هدايت نيروهاي انقلابي و مبارز، که با حکومت عباسي در مبارزه بودند، مناظره و تشکيل نشست هاي علمي با رهبران مذهب ها و مکتب ها، به منظور ارشاد آنان و روشن گري بزرگان فکري پيرو اهل بيت عليهم السلام ، در زمينه ساختگي بودن مسأله ولايت عهدي خود و افشاي ديگر توطئه هاي حکومت عباسي و پاسخ به شبهه هاي فکري و اعتقادي توده هاي مردم.

خيررساني به مردم

يکي از ويژگي هاي مهم امام رضا عليه السلام که در سندهاي تاريخي، از آن بسيار سخن گفته شده است، کوشش فراوان آن حضرت، در خيرساني به مردم است؛ مثل تلاش بسيار ايشان در انجام کارهاي خير و دادن صدقه، آن هم به صورت پنهاني و در دل شب هاي تاريک. هرگاه نيازمندي به امام رضا عليه السلام مراجعه مي کرد، امام عليه السلام ، علاوه بر پذيرايي کامل از آنان، با روي گشاده، در برطرف کردن مشکل آن ها تلاش هاي لازم را انجام مي دادند. نقل است، شخصي که به خاطر حق گويي و اعتراض به عملْ کرد نادرست کارگزاران حکومتي بني عباس، مورد شکنجه قرار گرفته بود، به حضور آن حضرت رسيد، وقتي حضرت امام رضا عليه السلام مشاهده فرمودند که در اثر شکنجه ماموران، ديگر توان سخن گفتن ندارد، با تمام وجود، در فراهم سازي مقدمات درمان او تلاش کردند و با دستورها و رهنمودهايي که به او داد، اين ناراحتي وي را برطرف ساخت. معروف است که هرگاه فقيران ودردمندان، از همه جا نااميد مي شدند، سراغ منزل امام رضا عليه السلام مي آمدند و هرگز دست خالي برنمي گشتند... .

توصيه براي مردم داري

امام رضا عليه السلام وقتي در خراسان بودند، از راه نوشتن نامه هايي به خانواده اش، ضمن اين که پيوند خويش را با آن ها حفظ مي کردند، به آن ها درباره وظيفه ها و مسؤوليت هايي که بر عهده دارند، رهنمودهايي مي کردند. در يکي از نامه ها، فرزند بزرگ وارش، امام جواد عليه السلام را نسبت به توجه بيش تر به مردم داري، برمي انگيزانند. آن حضرت مي نويسند: «اي ابوجعفر! به من خبر دادند، هرگاه سوار مرکب شده از خانه بيرون مي روي، غلامان و خدمت گزاران، تو را از در کوچک و فرعي بيرون مي برند تا بدين وسيله، مردم، متوجه رفت و آمد تو نشوندو ازتو به آن ها خير و کمکي نرسد. به خاطر حقي که بر عهده تو دارم، به تو سفارش مي کنم که رفت و آمد خودت را از در بزرگ و رسمي قرار بده و وقتي تصميم داري بيرون بروي، با خود طلا و نقره ـ پول رايج آن زمان ـ همراه داشته باش، تا هر کس از تو درخواست کمک کرد، به او ببخشي. بگذار مردم از خير و برکت تو برخوردار شوند... همواره احسان و انفاق را پيشه خودساز و از فقر و تهي دستي بيم و هراس نداشته باش.

فعاليت هاي امام جواد عليه السلام

امام جواد عليه السلام ، هم چون پدران بزرگ وارش، از هر مجالي که پيش مي آمد، به منظور رواج دادن معارف الهي و خدمت رساني به مردم استفاده مي کردند و در دوران کوتاه ولي پر برکت زندگي خويش، در عرصه هايي چون: رسيدگي به تامين نيازهاي فقيران و مستمندان ـ از محل درآمد موقوفه هايي که از جدّش امام موسي بن جعفر عليه السلام به او رسيده بود ـ ، تشکيل نشست هاي علمي و تدريس قرآن و معارف اسلامي در مدينه، حل اختلاف ها و برقرار کردن آشتي و صفا بين مسلمانان، حلّ مسايل علمي، اعتقادي، فقهي و اقتصادي مردم، حمايت از افراد و خانواده هايي که حاکمان عباسي، اعضاي آن خانواده ها را به سياه چال ها و زندان هاي طولاني برده بوند و... فعاليت مي کردند. گفته شده است: آن حضرت، به اندازه اي در رسيدگي به مشکلات مردم، به ويژه مستمندان، تلاش مي کردند و کمک هاي مالي به آن ها مي دادند که با لقب «جواد» در بين مردم شهرت پيدا کردند.

کمک به مال باخته گان

در زمان هاي گذشته، يکي از خطرهاي بزرگي که همواره افراد را تهديد مي کرد، غارت اموال از سوي راهزنان بود. بر اين اساس، يکي از کارهاي مهم امام جواد عليه السلام ، رسيدگي به مشکلات اين گروه غارت شده بود. در اين باره، احمد بن حديد گفته است: با گروهي براي انجام حج، به مکّه مي رفتيم که راهْ زنان، تمام دارايي هاي ما را به غارت بردند و ما تهي دست شديم. وقتي وارد مدينه شديم، من به امام جواد عليه السلام ، در يکي از کوچه ها برخورد کردم و همراه او به خانه اش رفتم و جريان غارت زدگي ام را به ايشان عرض کردم. آن حضرت، پس از شنيدن سرگذشت من، لباس ها و پول هايي به من دادند و فرمودند: آن را به اندازه اموالي که از دست تو رفته است، ميان همراهان خود تقسيم کن... احمد بن حديد مي گويد: وقتي اين کار را براساس دستور امام جواد عليه السلام انجام دادم، ديدم امام جواد عليه السلام ، به مقدار آن چه که از ما غارت شده بود ـ نه کم و نه زياد ـ به ما کمک کرده است.

انفاق به مردم

امامان معصوم عليهم السلام ، گرچه خود، به مال اندک از دنيا قناعت مي کردند و از مال اندوزي پرهيز داشتند، اما هرچه مي توانستند، در انفاق به ديگران و برطرف کردن نيازمندي هاي آنان تلاش مي کردند. يکي از ويژگي هاي مشترک همه اولياي الهي، همين انفاق به نيازمندان است. اين کار، علاوه بر جنبه هاي معنوي و آثار اُخروي اش، در کاهش فقر و فاصله طبقاتي ـ که خود، ريشه بسياري از نابساماني هاست ـ تاثير فراواني داشت. اِبْنِ شهرآشوب، در مورد يکي از ويژگي هاي امام جواد عليه السلام نوشته: اين مقدار انفاق امام جواد عليه السلام ، معجزه اي است که جز پادشاهان، کسي از عهده آن برنمي آيد و تاکنون اين مقدار انفاق را از کسي ديگر نشنيده ايم. اسحاق بن جلاّب گفته است: براي ابوالحسن [امام جواد] عليه السلام گوسفندان زيادي خريدم... سپس آن گوسفندان را ميان کساني که آن حضرت دستور دادند، توزيع کرديم.

انفاق همراه با نصيحت

امامان معصوم عليهم السلام هنگام بروز سختي ها و گرفتاري ها، گذشته از کمک به برطرف شدن مشکلات مالي، از نظر روحي نيز به مردم، توان تحمل و بردباري مي بخشيدند. آنان از راه يادآوري ديگر نعمت هاي خداوند و تبيين فلسفه گرفتاري ها، افراد را نسبت به حل مشکلات، توان مند مي ساختند. ابوهاشم جعفري گفته است: زماني، فقر و ناداري شديدي به من روي آورد؛ چاره اي نيافتم و ناگزير شدم خدمت حضرت امام هادي عليه السلام برسم. آن بزرگ وار به من اجازه دادند تا بنشينم؛ همين که نشستم، فرمودند: اي ابوهاشم! شکر کدام يک از نعمت هايي را که خدا به تو بخشيده است، مي تواني ادا کني؟ چون سکوت کردم، حضرت فرمود: خدا به تو ايمان داده و به وسيله ايمان، آتش جهنّم را بر بدن تو حرام کرده، سلامتي داده و به وسيله آن توفيق عبادت و اطاعت را ارزاني تو داشته و تو را به صفت قناعت آراسته و از اين راه، آبروي تو را حفظ کرده است... آن گاه حضرت فرمود: اين سخنان را گفتم، چون گمان کردم مي خواهي از خدا نزد من شکايت کني... اکنون دستور دادم صد دينار زر سرخ به تو بدهند؛ وقتي آن را آوردند، از ما قبول کن.

کمک به نيازمندان غيرخودي

جوانمردي اهل بيت عليهم السلام تا آن اندازه بود که علاوه بر پيروان خود، حتي به محرومان و نيازمندان مخالف خود نيز کمک مي کردند. محمّد بن علي بن ابراهيم بن موسي بن جعفر عليه السلام گفته است: زماني به تهي دستي مبتلا شدم و زندگي برايم بسيار سخت شد. در اين حال بودم که روزي پدرم گفت: نزد حضرت عسکري عليه السلام برويم؛ زيرا مردم او را به جوانمردي و کرم توصيف مي کنند. محمّد مي گويد به پدرم گفتم: او را مي شناسي؟ گفت: نه! راه که مي رفتيم، پدرم گفت: کاش حضرت عسکري عليه السلام پانصدر درهم براي من بدهد تادويست درهم آن را صرف پوشاک و دويست درهم را صرف پرداخت بدهي ها و صد درهم ديگر را هم براي مخارج زندگي به مصرف برسانيم. من هم با خودم گفتم: کاش سيصد درهم نيز به من مي دادند تا صد درهم را براي پوشاک و صد درهم را براي مخارج زندگي و با صد درهم ديگر مرکبي تهيه مي کردم! وقتي به حضور امام عسکري عليه السلام ، رسيديم، از پدرم پرسيدند چرا تاکنون نزدما نيامده اي؟ پدرم عرض کرد با اين وضع خجالت مي کشيدم خدمت برسم محمد مي گويد: وقتي خواستيم مرخص شويم، همان مقدار پول که آروزيش را داشتيم، حضرت به ما دادند... به پدرم که «واقفي» بود و امامت حضرت عسکري عليه السلام را قبول نداشت گفتم آيا دليلي روشن تر از اين براي امامت حضرت عسکري عليه السلام مي خواهي؟ علي بن ابراهيم گفت، اين آييني است که من به آن عادت کردم و مثل گذشته «واقفي» ماند، اما امام عليه السلام با اين حال، از بخشيدن مال به او خودداري نفرمود.

جوانمردي در بخشش

گاه، برخي ـ به طمع پول بيشتر ـ نزد امامان معصوم به دروغ، اظهار فقر و نداري مي کردند، اما با اين حال، معصومين عليهم السلام آن ها را محروم نمي کردند. اسماعيل بن محمد عباسي گفته: روزي بر سرراه حضرت عسکري عليه السلام نشستم. چون آن حضرت نزديک شدند، از جاي خود برخاستم و از فقر و تنگ دستي خود، به آن حضرت شکايت کردم و حتي قسم خوردم که مالي ندارم. امام عليه السلام فرمودند: چرا به خدا قسم دروغ مي خوري، در حالي که خبر دارم دويست دينار در فلان جا ذخيره کرده اي؟ آن گاه امام عليه السلام فرمودند: البته اين را نگفتم که از دادن پول به تو خودداري کنم و به غلام خود فرمودند: صد دينار پول از دارايي ما به اين شخص بده! سپس به من فرمودند: ولي هنگامي که نياز به آن دويست دينار پيدا کردي، خودت ازآن محروم خواهي شد. وقتي سراغ آن دويست دينار رفتم، ديدم پيش از من، فرزندم آن پول ها را برداشته و خرج کرده است.

پاک سازي زمين از ستم

يکي از هدف هاي مهّم انبيا و اولياي الهي، پاک سازي جامعه از ستم و برقراري عدالت در ميان مردم است. به خاطر وجود موانع و فراهم نشدن زمينه مناسب، انبيا و اولياي لهي، توفيق نيافتند عدالت را در گستره زمين منتشر کنند و اين وعده الهي، پس از ظهور آخرين موعود، حضرت امام زمان(عج) تحقق مي يابد و اين خدمت رساني بزرگ را حضرت ولي عصر(عج) به بشريت خواهند کرد و آن هارا از يوغ ستمِ ستم گران، نجات خواهند بخشيد. حضرت رسول اکرم صلي الله عليه و آله ، ضمن معرفي حضرت مهدي(عج)، فرمودند: «مهدي(عج) از عترت و اهل بيت من است؛ او در آخرالزمان ظاهر مي شود. در دوران حکومت او، آسمان، باران رحمت اش را فرو مي ريزد و زمين، گياهان خود را بيرون مي فرستد. او سراسر زمين را پر از عدل و داد مي کند، همان گونه که پيش ازظهور وي، سراسر روي زمين را جور و ستم پر کرده بود.

اجراي کامل احکام الهي

از خدمت هاي بزرگ امام مهدي(عج) اين است که درزمان حاکميت ايشان، تمام احکام و قوانين اسلام، به اجرا در خواهند آمد. بر اين اساس، بسياري از آموزه هاي الهي که کنار گذاشته شده اند، دوباره زنده شده، به کار گرفته مي شوند. امام علي بن ابي طالب عليه السلام از اين حقيقت چنين ياد مي کنند: [امام مهدي(عج)] عدالت و دادگري را به شما نشان مي دهد و قوانين کنار گذاشته شده قرآن و سنت را ديگر بار زنده مي کند.
 
در زمانه آخرين موعود، همه اختلاف هاي ديني برطرف مي شود و تنها يک آيين، آن هم آيين جهاني و جاوداني اسلام در سراسر جهان حاکم مي شود و همه مردم، براساس اين برنامه کامل هدايت انسان، مسير کمال و تعالي را مي پيمايند. امام صادق عليه السلام در اين باره فرموده اند: اي مفضّل! سوگند به خدا، قائم(عج) از ميان ملت و آيين ها، اختلاف را بر مي داردو تنها يک دين، برهمه حاکم مي گردد. و از امام باقر عليه السلام روايت شده است که خداوند، دين خود را به وسيله قائم عليه السلام بر تمام مکتب هاي جهان پيروز مي گرداند؛ هرچند اين کار را مشرکان نپسندند....

رفاه وآسايش اقتصادي

از جمله برنامه هاي حکومت حضرت مهدي(عج)، پديد آوردن رفاه و آسايش اقتصادي، در تمام جوامع بشري است. جامعه آن زمان، ديگر به جامعه رشد يافته و در حال توسعه و عقب مانده تقسيم نخواهد شد. همه بشريت، درنتيجه اجراي برنامه هاي اقتصادي سالم، به رفاه اقتصادي شايسته دست خواهنديافت. پرواضح است که ريشه اغلب ناداري ها و محروميت ها، عدم اجراي عدالت در جامعه است. وقتي آن حضرت، عدالت را در همه جوامع حاکميت بخشيد، تمام مردم، بي نياز و غني خواهند شد. نقل شده است که امام باقر عليه السلام ، درباره سيره مالي حضرت مهدي(عج) فرمودند: «... همه دارايي ها، اعم از آن چه که پيش از آن، در دل زمين بوده يا روي زمين، در کنار حضرت مهدي(عج) گردآوري مي شوند؛ آن گاه، حضرت، مردم راخبرمي کند که بياييد و اين دارايي ها را بگيريد، اين ها همان چيزهايي است که پيش از اين، براي به دست آوردن آن ها قطع رَحِم کرديد و خويشان تان را آزار داده، و حتي به خون ريزي و ديگر گناهان بزرگ روي آورديد... در روايت ديگري آمده است که ديگر هيچ نيازمند زکاتي در آن دوره پيدا نخواهد شد.

ايجاد امنيت کامل

برقراري يک امنيت کامل اجتماعي در سطح جامعه، همواره از آرزوهاي بزرگ انسان بوده و هر کس در اين زمينه، به موفقيت هايي هرچند نسبي دست يافته است، هميشه از او به نيکي ياد مي شود. امام مهدي(عج) ازراه برداشتن موانع ايجاد امنيت اجتماعي از سر راه جامعه و فراهم کردن زمينه مناسب امنيت واقعي، بشر را به آرامش واقعي رهنمون خواهد ساخت. اين امنيت، از راه اجراي احکام الهي، چون اجراي عدالت در همه کارها، رعايت مساوات براي همه در برابر قانون، بهره برداري يکسان از موهبت هاي الهي، تقسيم عادلانه بيت المال، کنترل دقيق و نظارت صحيح بر امور و... ايجاد خواهد شد. حضرت علي عليه السلام فرموده اند: «... چون قائم ما قيام کند، کينه ها از دل ها بيرون رود، حيوان ها نيز با هم سازگاري کنند. در آن روزگاران، زن ها به تنهايي، با تمام مال و امکانات و زيورهاي خويش، از عراق بيرون آمده، به شام مي رود؛ بي آن که از چيزي بترسد.



 
تعداد بازديد:1584 آخرين تغييرات:89/08/28
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر