شنبه 30 تير 1397 - 8 ذي القعده 1439 - 21 ژولاي 2018
صفحه اصلي/سياسي و اقتصادي


 
 


 










 


 












خروجي RSS

مصاحبه با یک خط امامی واقعی

مصاحبه با يک خط امامي واقعي

حجت الاسلام رحيميان:دشمنان قسم خورده نظام، کروبي را مقابل نظام قرار دادند.



 
بخش سياسي_در انتخابات، مشارکت طرف آقاي موسوي رفتند و عباس عبدي را که از سوي دادگاه محکوم شده بود، براي کروبي فرستادند. مجمع روحانيون از موسوي حمايت کرد و آقاي ابطحي از مجمع سهم آقاي کروبي شد. کارگزاران در خدمت آقاي موسوي قرار گرفتند و آقاي کرباسچي، محکوم دادگاه طرف آقاي کروبي آمد؛ آن هم به ‎عنوان معاون اول! و...
نماينده ولي‌فقيه در بنياد شهيد، رويکردهاي ساختارشکنانه و انحراف از انديشه‌هاي امام را مهمترين عامل جدايي ياران صديق امام از مجمع روحانيون مبارز دانست.
به گزارش «تابناک»، حجت الاسلام والمسلمين محمدحسن رحيميان در گفت وگو با هفته نامه پنجره تصريح کرد: چه کسي مي‌تواند مدعي خط امام باشد و با نهضت آزادي همسو، همصدا و هم نشين شود و حتي برخي از يادگاران امام عزيز را در محافل آنها بکشانند تا تصويرشان در کنار ابراهيم يزدي در سايت ها منتشر شود؟
مهمترين نکات اين گفت وگو به شرح زير است:
سرنوشت مجمع روحانيون مبارز
ـــ وي در پاسخ به اين که به ‎نظر شما، سرنوشت مجمع روحانيون چه خواهد شد، گفت: همان ‎گونه که اشاره کردم، همه اعضاي مجمع يکدست نيستند و اميد است آن‎‎هايي که به خط امام و ميراث امام که همان حکومت اسلامي و ولايت فقيه است، وفادارند، آن‎هايي که به اصول خط امام مانند استکبارستيزي، عدم جدايي دين از سياست، حمايت از مظلومين به‎ ويژه ملت فلسطين و نقض سلطه‎گري غرب و فرهنگ منحط آن و... پايبند هستند، يا از اين تجمع خارج شوند يا زمام کار را به دست گيرند و رسما وفاداري و تولي خودشان را با نظام و مقام ولايت اعلام کنند و از دشمنان اسلام و امام تبري جويند.
اما آن‎‎هايي که در مجمع يا همسوي مجمع هستند و همچنان با ساز دشمنان مي‎رقصند و رفتار‎ها و مواضعي را پيش گرفته‎اند که روزه‎خوارها، بي‎حجاب‎ها، ضدانقلاب‎ها، ليبرال‎ها، بهايي‎ها، منافقين، سلطنت‎طلب‎ها و سرانجام آمريکا و اسراييل و انگليس براي آن‎‎ها کف و سوت مي‎زنند و مورد حمايت آنها قرار مي‎گيرند، مطمئن باشند همان سرنوشتي را در همين دنيا خواهند داشت که منافقين، سلطنت‎طلب‎ها و امثال آنها گرفتار آن شدند و اگر آنها که هر کدام براي خود ادعا‎هاي بزرگي داشتند، کاري عليه نظام پيش بردند، اين‎‎ها هم خواهند توانست.
ليکن باز هم اميدواريم اين آقايان هم، شياطين و خناسان را از خود دور کنند و روي خود را از مجموع جريان‎هاي ضددين و ضد انقلاب و ضد امام برگردانند و با توکل به خدا، به اين کلام ملکوتي امام راحل گوش دل بسپارند که «آن روزي که آمريکا از ما تعريف کند، بايد عزا گرفت. آن روز که کارتر و ريگان از ما تعريف کنند، معلوم مي‎شود در ما اشکالي پيدا شده است.»
و «ما نبايد توقع داشته باشيم که اين‎‎ها براي ما خوب بگويند؛ اگر خوب بگويند، معلوم مي‎شود ما خيانت کرده‎ايم.» (صحيفه امام ج2/242)
تنها در سايه تبري از بي‎دينان و تولي دينداران است که مي‎توان در دامن پر مهر و محبت ملت بزرگ ايران آرميد. از کف و سوت بي‎حجاب‎ها و روزه‎خوار‎ها و... بگذريد تا با سلام و صلوات ميليوني مردم با ايمان مورد استقبال قرار گيريد./916/د103/
موضع مجمع درباره قضيه آيت الله منتظري
ـــ در قضيه آقاي منتظري، مجمع محکم‎تر و شفاف‎تر از ديگران به‎ دنبال امام حرکت کرد؛ نمونه آن نامه‎اي بود که آقايان کروبي و روحاني و امام جماراني خطاب به آقاي منتظري نوشتند و هم اکنون در دسترس هست. نمونه ديگر آن، يکي از اعضا که آن زمان فرمانده کميته بود، رنجنامه مرحوم حاج احمد آقا را در سطح گسترده اي چاپ و منتشر کرد و ديگري که رابطه نزديکي با مجمع داشت، با صدور نامه 6/1/68 امام در مورد آقاي منتظري، حتي يک شب را تحمل نکرد و شبانه براي برداشتن تصاوير آقاي منتظري، ضايعاتي را هم به بار آورد! نمونه ديگر آن، مخالفت با ليبرال‎‎ها و مواضع قاطع عليه آمريکا و اسراييل بود. موضع‎گيري‎هاي اصولي آقاي محتشمي عليه نهضت آزادي و دفاع از ملت فلسطين مثال‎زدني است.
ـــ اين مسأله که اين افراد هنوز خط امامي هستند، پرسشي است که زياد از من مي‎پرسند و من متحيرم چه پاسخي بدهم. مردم مي‎گويند چگونه شد که پس از بيست سال از رحلت امام، موضع مجمع روحانيون در قبال آقاي منتظري تغيير يافت يا در قبال نهضت آزادي دگرگون شد؟ و چه شد که در بسياري از موارد، از جمله در فتنه سال 1388 مواضع مجمع با نهضت آزادي و ملي‎گراها همگون از آب درآمد؟ آيا پس از ده سال يا بيست سال آقاي منتظري و نهضت آزادي به خط امام نقل مکان کردند يا در اين مدت مواضع و ديدگاه‎‎هاي امام نسبت به اين دو مقوله تغيير يافته است يا شما از خط امام بيرون شده‎ايد؟
ارزيابي از انتخابات دوم خرداد و پديد آمدن جبهه دوم خرداد
ـــ يقينا هر يک از اين رخدادها، يک آزمون و امتحان الهي است؛ مثلا دوم خرداد، سوم خرداد، 14 خرداد، 15خرداد، 23 خرداد، 30 خرداد هر کدام در مقطعي از تاريخ نهضت و نظام يک آزمون به شمار مي‎آيند تا به تعبير قرآن: «حتي يميز الخبيث من الطيب». در آزمون دوم خرداد بسياري از واقعيت‎‎ها آشکار شد و دست جريان نفاق جديد رو شد. آنهايي که از اول با امام نبودند، آن‎‎ها که با امام بودند ولي با گذشت زمان دچار ارتداد از خط امام شده بودند، آن‎‎ها که زمان امام زخم خورده بودند، ولي در کمين بودند تا از امام انتقام بگيرند، آن‎‎ها که ضعيف‎الايمان بودند، ولي ژست مؤمن به خط امام و اصل دين به خود گرفته بودند و... همه اين‎‎ها لو رفتند. اين جريان‎ها هرچند با فتنه 18 تير و تحصن مجلس ششم و لجن‎پراکني‎هاي‎شان در روزنامه‎‎هاي زنجيره‎اي و صد‎ها شيطنت ديگر آسيب‎‎هايي به جامعه و نظام وارد کردند و ريزش‎‎هايي را پديد آوردند، ولي از سوي ديگر، باعث بيداري، رويش و افزايش بصيرت عمومي شدند و همين امر زمينه گرايش عمومي به جريان اصول‎گرايي را فراهم کرد.
ـــ البته اين نکته هم گفتني است: جريان‎‎هايي که سوار موج دوم خرداد شدند از سال‎ها پيش در دوران سازندگي از جهت فکري در محور‎هايي همچون حلقه کيان و از جهت اجرايي و عملي با فراهم کردن زمينه‎‎هايي همچون تأسيس و توسعه فرهنگ‎سرا‎ها و رونق بخشيدن پاتوق‎هاي اباحيگري در برابر مساجد و... توسط کارگزاران و... با آمادگي وارد فضاي موسوم به توسعه سياسي آقاي خاتمي شدند و تا آن‎جا که توانستند، پيش رفتند و در حالي‎که در متن حاکميت قرار گرفته بودند با لايه‎بندي چهره‎‎ها و عملکردهاي‎شان پله به پله براندازي نظام اسلامي و پايه‎‎هاي اصلي آن را هدف گرفتند؛ در يک لايه انکار ولي فقيه (مصداق)، در لايه بعد انکار ولايت فقيه (مفهوم) و در لايه سوم انکار کارآيي دين در اداره جامعه (حکومت اسلامي) و در لايه نهايي اصل دين را مورد ترديد و انکار قرار دادند.
نقش آقايان موسوي و کروبي در اين سناريو
ـــ قابل تصور نبود که آقاي موسوي در چنين موضعي قرار گيرد، اما با ورود ايشان به اين صحنه قابل پيش‎بيني بود که تمام جرياناتي که مرگ و زندگي سياسي خود را در گرو اين انتخابات مي‎ديدند، پيرامون آقاي موسوي را احاطه کنند و با مديريت او اين فتنه بزرگ را به راه بيندازند.
جريان فتنه با توجه به زمينه‎‎هايي که در آقاي کروبي سراغ داشتند و با مديريت برنامه انتخاباتي او، موفق شدند از يک طرف او را ساقط کنند و از سوي ديگر، با باور قطعي او به رييس‎ جمهوري شدن و بعد با تحقق نيافتن آن با آن آراي اندک او را در برابر نظام قرار دهند و البته درباره آقاي موسوي اين سناريو بسيار پيچيده‎تر بود.
 
ـــ در انتخابات، مشارکت طرف آقاي موسوي رفتند و عباس عبدي را که از سوي دادگاه محکوم شده بود، براي کروبي فرستادند. مجمع روحانيون از موسوي حمايت کرد و آقاي ابطحي از مجمع سهم آقاي کروبي شد. کارگزاران در خدمت آقاي موسوي قرار گرفتند و آقاي کرباسچي محکوم دادگاه طرف آقاي کروبي آمد؛ آن هم به‎ عنوان معاون اول! نخستين حکم آقاي کروبي براي مهاجراني صادر شد با آن سابقه سياه ولاحقه لندن‎ نشيني‎اش؛ در روزنامه اعتماد ملي متعلق به آقاي کروبي با بزرگترين تيتر صفحه نخست نوشتند: رأي سروش به کروبي؛ همان سروشي که چند هفته پيش از آن، مطلب انکار وحي بودن قرآن را مطرح کرده بود. برنامه جريان فتنه اين بود که با اين سناريو و شيطنت‎هاي ديگري که به ‎کار گرفتند، آقاي کروبي را کاملا از چشم مردم بيندازند که انداختند و رأي او را به کمتر از آراي باطله رساندند.
ـــ از سوي ديگر، با شگرد‎هاي گوناگون به او باورانده بودند که تو حتما رييس‎جمهوري خواهي شد، به ‎گونه‎اي که حتي در مقابل طرح کنار رفتن او به نفع آقاي موسوي اعلام کرد فقط عزراييل مي‎تواند من را منصرف کند و در جاي ديگر گفت، اين ‎بار نمي‎‎خوابم. اشاره به انتخابات نوبت گذشته که همين باور را به او القا کرده بودند که رأي اول را داري؛ تا ساعت پنج صبح پس از انتخابات 1384 باور کرده بود که رييس‎جمهوري است، اما چند ساعت خوابيده بود و بيدار شده بود و با اعلام نتايج معلوم شد رييس‎جمهوري نيست و از همين نقطه با همفکرانش در مجمع که وزارت کشور را داشتند و برگزار کننده انتخابات بودند، مشکل جدي پيدا کرد و منجر به جدايي از آن‎‎ها و تشکيل حزب اعتماد ملي شد.
ـــ به ‎هر حال، جريان فتنه با توجه به زمينه‎‎هايي که در آقاي کروبي سراغ داشتند و با مديريت برنامه انتخاباتي او، موفق شدند از يک طرف او را ساقط کنند و از سوي ديگر، با باور قطعي او به رييس‎ جمهوري شدن و بعد با تحقق نيافتن آن با آن آراي اندک او را در برابر نظام قرار دهند و البته درباره آقاي موسوي اين سناريو بسيار پيچيده‎تر بود.
هدايت اصلي ماجرا در دست چه کساني؟
ـــ قطعا هدايت اصلي اين ماجرا در دست دشمنان اسلام و نظام بود؛ البته بايد توجه داشت شياطين و دستگاه‎‎هاي جاسوسي آن چند لايه‎اي کار مي‎کنند. به قول مرحوم شهيد محمد منتظري، هيچ گاه عناصر اصلي شناخته شده و آشکار نمي‎‎شوند. روند ماجرا و پيامد‎هاي مترتب بر آن کاملا نشان مي‎دهد که دشمن با توجه به همه ناکامي‎هايش در سه دهه گذشته، اين ‎بار با به‎ کارگيري همه ظرفيت‎هاي خود و بهره‎گيري از همه انحرافات و نقاط ضعف اين آقايان و حتي بهره گيري از ناشي‎گري‎ها و غفلت‎هاي داخلي نظام، نابودي و براندازي نهايي نظام را هدف گرفته بود.
ـــ آنها‎ مي‎خواستند يکي از بزرگترين دستاورد‎هاي نظام، يعني انتخابات بي‎نظير 23 خرداد را تبديل به سقوط از قله کنند و اين‎ بار نه به ‎وسيله عناصر بدنام و منفور که با بهره گيري ابزاري از چهره‎‎هايي که متعلق به نظام بودند، ضربه نهايي خود را وارد کنند و البته معلوم است که اگر هم به فرض محال موفق مي‎شدند و به اصطلاح، خرشان از پل فتنه مي‎گذشت و زمام کار را به دست مي‎گرفتند، يقينا موسوي و کروبي نخستين قربانيان اين ماجرا بودند.
تنظيم براي تبيان/سميه حدادي



 
تعداد بازديد:1017 آخرين تغييرات:89/09/01
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر