دوشنبه 4 تير 1397 - 11 شوال 1439 - 25 ژوئن 2018
صفحه اصلي/خانواده

چون پول دارم باید بخرم!!

چون پول دارم بايد بخرم!!

مصرف‌گرايي به يك معنا مي‌تواند بعد انساني مسائل تجاري تعريف شود.
 
مصرف‌گرايي به يك معنا مي‌تواند بعد انساني مسائل تجاري تعريف شود. مصرف‌كنندگان و كاركنان شركت‌هاي تجاري به عنوان عناصري حياتي در نظر گرفته مي‌شوند، اما مصرف‌گرايي مي‌تواند معناي ديگري هم داشته باشد و نشان‌دهنده فرهنگ خريد افراطي يا جامعه‌اي مادي‌گرا باشد. شركت‌هاي تجاري سعي دارند مصرف‌كنندگانشان را خشنود كنند و توليدات جديدشان را بر اساس نيازهاي آنان طراحي كنند، هرچند به نظر مي‌رسد كه نيازهاي مصرف‌كنندگان و نيازهاي شركت‌هاي تجاري چرخشي باشد، به اين ترتيب كه شركت‌ها نيازهاي مصرف‌كنندگان را مي‌سازند و مصرف‌كنندگان نيز نيازهاي خود را به اين شركت‌ها نشان مي‌دهند.به نظر مي‌رسد مصرف‌گرايي هم معاني ضمني مثبت دارد و هم معاني ضمني منفي. مصرف‌گرايي مي‌تواند هم به معناي فرهنگ مال‌اندوزي و تجليل مادي‌گرايي باشد و هم به اين معنا كه مصرفِ بيشتر توليدات باعث سود مي‌شود. بنابراين، مصرف‌گرايي تعريف گسترده‌اي دارد و شامل دامنه‌اي از رفتارهاي خريدن و تجارت‌كردن است. از آنجا كه مصرف‌گرايي يك نوع رفتار است، براي روان‌شناسان اهميت زيادي دارد. مصرف‌گرايي در مورد افراد يا گروه‌هاست و اين‌كه آنها چگونه كالاها را انتخاب مي‌كنند يا مي‌خرند تا نيازهايشان را برطرف كنند. عمل مصرف‌گرايي تأثير مهمي بر جامعه دارد.
رفتار خريد در افراد به اصطلاح «ديوانه خريد» غيرقابل پيش‌بيني، تصادفي و ناسالم است،لذا خريد يا مصرف‌گرايي افراطي نشان‌دهنده بيماري يا يك نوع اعتياد است.
 مطالعه رفتار مصرف‌كننده به صورتي نظام‌مند اساس روان‌شناسي مصرف‌گرايي و مصرف‌كننده است. روان‌شناسي مصرف‌گرايي مي‌تواند از دو جنبه متفاوت نگريسته شود. يكي از ديدگاه فروش يا تجارت كه از اين ديد، مصرف‌گرايي پديده‌اي حياتي به نظر مي‌رسد، زيرا به حفظ و بقاي شركت‌هاي تجاري كمك مي‌كند و روان‌شناسي به اين مسئله خواهد پرداخت كه مصرف‌كنندگان چگونه جذب مي‌شوند. ديدگاه ديگر از جنبه رفتاري به اين مسئله مي‌پردازد. در اين رويكرد به اين موضوع پرداخته مي‌شود كه مصرف‌كنندگان چرا كالاهاي شركت‌هاي تجاري را مي‌خرند، دلايل فرهنگ خريد چيست و اين فرهنگ چطور مي‌تواند با تحليل رفتار عادي و غيرعادي توجيه شود.
 
روان‌شناسي مصرف‌كننده
از ديدگاه بازار يابي
مصرف‌كنندگان بر اساس نيازهاي شخصي و اجتماعي‌شان دست به خريد مي‌زنند، به اين طريق كه دنبال تمايلاتشان مي‌گردند و به محصولات خاصي علاقه‌مند مي‌شوند. به نظر مي‌رسد كه برخي از محصولات براي مصرف‌كننده مهم‌تر، ضروري‌تر يا جذاب‌تر است و اين محصولات ارزش خاصي براي مصرف‌كننده دارند كه اين موضوع كار شركت‌هاي تجاري را براي فروش اين محصولات آسان مي‌كند. بدين ترتيب، شركت‌هاي تجاري نيازهاي اوليه مصرف‌كنندگان را از طريق تحقيقات ميداني درمي‌يابند و سپس محصولات جديدي را براي جلب نظر مصرف‌كنندگان توليد مي‌كنند. اين شركت‌ها محصولات خود را با هدف جلب نظر مصرف‌كننده تبليغ مي‌كنند، تخفيف مي‌دهند و به حراج مي‌رسانند. از ديدگاه بازاريابي، مصرف‌گرايي پديده بسيار سودمندي است.
مصرف گرايي از ديدگاه روان‌شناسي، تحقق و ارضاي نياز ذاتي ما به كنترل و در اختيار داشتن برخي چيزهاست كه البته مي‌تواند با چيزهاي ديگري جايگزين شود.
روان‌شناسي مصرف‌كننده
از ديدگاه رفتاري
مصرف‌كنندگان چرا خريد مي‌كنند. دلايلي كه براي خريد ذكر شده است از نيازهاي شخصي، اجتماعي، مالي و عاطفي ناشي مي‌شوند. لازم به ذكر است كه برخي از اين نيازها سالم و مثبت هستند و در حقيقت، براي زندگي‌مان حياتي است . هر چند رفتار خريد در افراد به اصطلاح «ديوانه خريد» غيرقابل پيش‌بيني، تصادفي و ناسالم است،لذا خريد يا مصرف‌گرايي افراطي نشان‌دهنده بيماري يا يك نوع اعتياد است. همچنين، مصرف‌گرايي و تمركز ويژه بر كالاهاي لوكس مي‌تواند نشانه اعتياد به مدگرايي باشد. شركت‌هاي تجاري انتخاب‌ها را وسعت مي‌بخشند تا مصرف‌كنندگان هنگامي كه درگير رفتار خريدن مي‌شوند كالاي مورد نيازشان را بيابند. اگرچه اين نياز مي‌تواند شخصي يا اجتماعي باشد، مي‌تواند نياز عاطفي و هيجاني به احساس مالكيت نيز باشد.
مصرف گرايي از ديدگاه روان‌شناسي، تحقق و ارضاي نياز ذاتي ما به كنترل و در اختيار داشتن برخي چيزهاست كه البته مي‌تواند با چيزهاي ديگري جايگزين شود. براي مثال، زني كه در معرض طلاق‌گرفتن است ناگهان نياز مهارناپذيري به خريد كالا احساس مي‌كند، زيرا نياز به داشتن همسر به چيزهاي ديگري تغيير يافته است.
از ديدگاه باليني، مصرف‌گرايي مي‌تواند با روان‌شناسي نابهنجاري تبيين شود كه در آن به نقش افسردگي، نياز به ارضاي احساس تملك زياد و همچنين، اعتقاد كوركورانه يا وابستگي به مد پرداخته مي‌شود كه همه اينها جنبه‌هاي منفي در روان‌شناسي مصرف‌كننده هستند.
مطالعه مصرف‌گرايي به ما كمك مي‌كند تا هم فرايند ايجاد و ارضاي نيازهاي مصرف‌كننده و هم رفتار و نگرش‌هاي مصرف‌كنندگان نسبت به محصولات را بفهميم. در مجموع، از ديد روان‌شناسي، مصرف‌گرايي مي‌تواند براي خريدار  منفي و براي فروشنده  مثبت باشد و تنها نشان‌دهنده فرهنگي جهاني و جهاني‌شده نيست، بلكه نشان‌دهنده گرايش‌هاي سطحي و نيازهاي عميق‌تر افراد جوامع مختلف است. اما آن چه اهميت دارد اين است که به افراد توصيه کنيم در هر امر اعتدال را رعايت کنند و اجازه ندهند زندگي از حالت هاي هنجار خارج شود . چرا که پيش روي به سوي نابهنجاري و بيماري  ظاهري فريبنده داشته و هميشه زشته و قبيح نيست.
 
دكتر صابري روي / ترجمه: محمد ملكي
سپيده دانايي شماره 22
تنظيم براي تبيان: کهتري
 



 
تعداد بازديد:1201 آخرين تغييرات:89/09/16
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر