دوشنبه 26 آذر 1397 - 9 ربيع الثاني 1440 - 17 دسامبر 2018
صفحه اصلي/قرآن

سوره ای كه پیامبر (ص) را پیر كرد!

سوره اي كه پيامبر (ص) را پير كرد!

سيماى سوره‏ى هود
 
 
اين سوره كه يكصد و بيست و سه آيه دارد در سال‏هاى آخر حضور پيامبر(صلى اللَّه عليه و آله) در مكّه نازل شده است، سال‏هايى كه به جهت وفات حضرت ابوطالب و حضرت خديجه مسلمانان در شرايط بسيار سختى بسر مى‏بردند و فشار دشمن و تبليغات خشن و زهرآگينش بيش از هر زمان ديگر احساس مى‏شد. به همين جهت در آغاز اين سوره، تعبيراتى كه جنبه دلدارى و تسلى نسبت به پيامبر(صلي الله عليه و آله) و مؤمنان دارد ديده مى‏شود. در اين سوره پنج مرتبه نام حضرت هود(عليه السلام) آمده است كه برابر با تكرار اين نام در باقى قرآن است.
 
محتواي اين سوره‏
محتواى اين سوره، تاريخ پيامبران و به خصوص حضرت نوح(عليه السلام) و توجه به مسائل اعتقادى است.
از دقت در تاريخ انبيا استفاده مى‏شود كه حركت انبيا يك جريان مستمر تاريخى است، نه يك حادثه‏ى زودگذر. تاريخ پيامبران و اقوام آنان قانونمند است و مطالعه‏ى آن رمز سقوط يا عزّت ملت‏ها را روشن مى‏سازد و نشان مى‏دهد كه دين از جامعه جدا نيست و سرنوشت جامعه بستگى تمام به دين و آئين مردم آن جامعه دارد.
قسمت عمده آيات سوره را سرگذشت پيامبران پيشين مخصوصا "نوح" كه با وجود نفرات كم بر دشمنان بسيار پيروز شدند تشكيل مى‏دهد. ذكر اين سرگذشتها هم وسيله آرامش خاطر براى پيامبر(صلي الله عليه و آله) و مؤمنان در برابر آن انبوه دشمنان بوده، و هم درس عبرتى براى مخالفان نيرومندشان.
به هر حال آيات اين سوره، همانند ساير سوره‏هاى مكى، اصول معارف اسلام مخصوصا «مبارزه با شرك و بت‏پرستى» و توجيه به «معاد و جهان پس از مرگ» و «صدق دعوت پيامبر» را تشريح مى‏كند، و در لابلاى مباحث، تهديدهاى شديدى نسبت به دشمنان، و دستورهاى مؤكدى در زمينه استقامت به مؤمنان، ديده مى‏شود.
در اين سوره علاوه بر حالات نوح پيامبر و مبارزات شديدش به سرگذشت هود و صالح و ابراهيم و لوط و موسى و مبارزات دامنه دارشان بر ضد شرك و كفر و انحراف و ستمگرى اشاره شده است.
قسمت عمده آيات سوره را سرگذشت پيامبران پيشين مخصوصا "نوح" كه با وجود نفرات كم بر دشمنان بسيار پيروز شدند تشكيل مى‏دهد. ذكر اين سرگذشتها هم وسيله آرامش خاطر براى پيامبر(صلي الله عليه و آله) و مؤمنان در برابر آن انبوه دشمنان بوده، و هم درس عبرتى براى مخالفان نيرومندشان
و نكته ديگرى كه در اينجا بايد به آن توجه داشت اين است كه بسيارى از آيات اين سوره تاكيدى است بر مطالبى كه در سوره قبل يعنى سوره يونس آمده است، و مخصوصا آغازش درست شبيه همان آغاز، و نيز در بسيارى از موارد تاكيد بر همان مسائل است.
 
فضيلت اين سوره‏
در حديثى از پيغمبر اكرم (صلي الله عليه و آله) آمده است:
«من قرء هذه السورة اعطى من الاجر و الثواب بعدد من صدق هودا و الانبياء عليهم السلام، و من كذب بهم، و كان يوم القيامة فى درجة الشهداء، و حوسب حسابا يسيرا»؛ " كسى كه اين سوره را بخواند، پاداش و ثوابى به تعداد كسانى كه به هود و ساير پيامبران ايمان آوردند و كسانى كه آنها را انكار نمودند خواهد داشت، و روز قيامت در مقام شهداء قرار مى‏گيرد، و حساب آسانى خواهد داشت." (تفسير برهان، ج 2، ص 206)
امام باقر(عليه السلام) فرمود: «كسى كه سوره هود را در همه جمعه‏ها بخواند، خداوند او را روز رستاخيز در زمره پيامبران بر انگيزد و حساب را بر او آسان گيرد و در آخرت گناهى كه مرتكب آن شده باشد نخواهد داشت.» (مجمع البيان، ج 5، ص 140)
نيز از امام صادق(عليه السلام) نقل شده كه فرمود: "كسى كه اين سوره را بنويسد و با خود داشته باشد، خداوند نيروى فوق العاده‏اى به او خواهد داد، و كسى كه آن را به همراه داشته باشد و با دشمن بجنگد بر او پيروز و غالب مى‏شود تا آنجا كه هر كس او را ببيند از او مى‏ترسد"! (تفسير برهان، ج 2، ص 206)
اگرچه افراد ظاهربين و راحت طلب از اينگونه احاديث چنين برداشت مى‏كنند كه فقط بودن خط و نقش قرآن با انسان براى رسيدن به اين هدفها كافى است، ولى روشن است كه منظور از داشتن اينها با خود آن است كه همچون يك دستورالعمل و برنامه زندگى همراه داشته باشد، پيوسته اين برنامه را بخواند و مو به مو اجرا كند، و مسلما چنين كار آن همه آثار را نيز خواهد داشت، چرا اين كه در اين سوره دستور استقامت، مبارزه با فساد، همبستگى در راه هدف و قسمت زيادى از تجربيات و تاريخ اقوام پيشين كه هر كدام از آنها يك درس پيروزى بر دشمن است، وجود دارد.
بعضى از مفسران نقل كرده‏اند كه يكى از دانشمندان پيامبر(صلي الله عليه و آله) را در خواب ديد، و از حضرتش سؤال كرد، اينكه از شما نقل شده "سوره هود مرا پير كرد" آيا علتش بيان سرگذشت امتهاى پيشين و هلاك آنها است، فرمود: نه، علتش آيه" فَاسْتَقِمْ كَما أُمِرْتَ ..." بود
اين سوره مرا پير كرد!
در حديث معروفى مى‏خوانيم كه پيغمبر اكرم(صلي الله عليه و آله) فرمود: «شيبتنى سوره هود»؛ "سوره هود مرا پير كرد"! (نور الثقلين، ج 2، ص 334) و يا اين كه هنگامى كه يارانش عرضه داشتند آثار پيرى زودرس در چهره شما اى رسول خدا نمايان شده، فرمود: «شيبتنى هود و الواقعة»؛ "سوره هود و واقعه مرا پير كرد"! (مجمع البيان، ذيل آيه 118 همين سوره) و در بعضى از روايات سوره "مرسلات" و "عم يتساءلون" و "تكوير" و غير آن نيز اضافه شده است. (روح المعانى، ج 11، ص 179)
و از ابن عباس در تفسير اين حديث چنين نقل شده كه: هيچ آيه‏اى بر پيغمبر(صلي الله عليه و آله) شديدتر و دشوارتر از آيه" فَاسْتَقِمْ كَما أُمِرْتَ وَ مَنْ تابَ مَعَكَ" ... (استقامت كن آن چنان كه دستور يافته‏اى و همچنين كسانى كه با تو هستند) نبود. (مجمع البيان ذيل آيه 118 همين سوره) از اينجا كاملا مي توان احساس كرد كه بي صبري ياران پيامبر(صلي الله عليه و آله) تا چه اندازه باعث زجر آن حضرت بوده است.
بعضى از مفسران نقل كرده‏اند كه يكى از دانشمندان پيامبر(صلي الله عليه و آله) را در خواب ديد، و از حضرتش سؤال كرد، اينكه از شما نقل شده "سوره هود مرا پير كرد" آيا علتش بيان سرگذشت امتهاى پيشين و هلاك آنها است، فرمود: نه، علتش آيه" فَاسْتَقِمْ كَما أُمِرْتَ ..." بود. (روح المعانى، ج 11، ص 179)
به هر حال اين سوره علاوه بر اين آيه، آيات تكان دهنده‏اى مربوط به قيامت و بازپرسى در آن دادگاه عدل الهى و آياتى پيرامون مجازات اقوام پيشين و دستوراتى درباره مبارزه با فساد دارد كه همگى مسئوليت آفرين است، و جاى تعجب نيست كه انديشه در اين مسئوليتها آدمى را پير كند.
اگر از جانب خويش، نعمتى به انسان بچشانيم، سپس آن را از او بگيريم، بسيار نوميد و ناسپاس خواهد بود! اينطور به نظر مي رسد كه نه هر نعمتى نشانه‏ى محبّت خداست و نه گرفتن هر نعمتى، نشانه‏ى قهر و غضب‏ اوست، بلكه چه بسا آزمايش الهى است. ولي چون انسان حكمت الهى و مصالح را نمى‏داند، زود قضاوت مى‏كند، مأيوس مى‏شود و كفر مى‏ورزد
نه هر نعمتي لطف اوست و نه هر نقمت، قهر او!
وَ لَئِنْ أَذَقْنَا الْإِنْسانَ مِنَّا رَحْمَةً ثُمَّ نَزَعْناها مِنْهُ إِنَّهُ لَيَؤُسٌ كَفُورٌ (9)
و اگر از جانب خويش، نعمتى به انسان بچشانيم، سپس آن را از او بگيريم، بسيار نوميد و ناسپاس خواهد بود! اينطور به نظر مي رسد كه نه هر نعمتى نشانه‏ى محبّت خداست و نه گرفتن هر نعمتى، نشانه‏ى قهر و غضب‏ اوست، بلكه چه بسا آزمايش الهى است. ولي چون انسان حكمت الهى و مصالح را نمى‏داند، زود قضاوت مى‏كند، مأيوس مى‏شود و كفر مى‏ورزد.
كاميابى‏هاى انسان تنها در حدّ چشيدن است. «أَذَقْنَا الْإِنْسانَ ...» و نعمت‏هاى الهى، فضل و رحمت خداست، نه استحقاق ما، پس اگر مدتي طولاني از نعمتهايش بهره مند شديم نبايد مغرور شويم و بايد بدانيم كه دادن‏ها و گرفتن‏ها به دست اوست و گرفتن رحمت از انسان، براى او سخت است. («نَزَعْناها»= «نزع» كشيدن همراه با سختى است) اما انسان كم ظرفيّت است و با از دست دادن هر نعمتى، از رحمت گسترده‏ى الهى مأيوس مى‏شود.
«ثُمَّ نَزَعْناها» ... «إِنَّهُ لَيَؤُسٌ» در حالي كه  ايمان ما به خداوند نبايد وابسته به كاميابى‏ها و شيرينى‏هاى زندگى باشد و نيز بايد بدانيم كه طبق اين آيه يأس از رحمت خداوند، مقدّمه‏ى كفر و ناسپاسى است. «إِنَّهُ لَيَؤُسٌ كَفُورٌ» و همينطور: (آيه‏ى 87 سوره يوسف مى‏فرمايد: «لا ييأس من روح اللَّه الّا القوم الكافرين»)
 
نوشته آمنه اسفندياري – گروه دين و انديشه تبيان



 
تعداد بازديد:2120 آخرين تغييرات:89/09/17
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر