جمعه 6 مرداد 1396 - 4 ذي القعده 1438 - 28 ژولاي 2017
صفحه اصلي/قرآن


 
 


 










 


 












خروجي RSS

گناهان، نعمتها را دگرگون می سازد

گناهان، نعمتها را دگرگون مي سازد

(محتواى سوره رعد)






سوره‏هاى مكى چون در آغاز دعوت پيامبر(صلي الله عليه و آله) و به هنگام درگيرى شديد با مشركان نازل شده است، غالبا پيرامون مسائل عقيدتى مخصوصا دعوت به توحيد و مبارزه با شرك و اثبات معاد سخن مى‏گويد، در حالى كه سوره‏هاى مدنى كه پس از گسترش اسلام و تشكيل حكومت اسلامى نازل گرديد، پيرامون احكام و مسائل مربوط به نظامات اجتماعى، طبق نيازمنديهاى جامعه بحث مى‏كند.
(سوره رعد كه از سوره‏هاى مكى است نيز همين برنامه را تعقيب كرده است و پس از اشاره به حقانيت و عظمت قرآن، به بيان آيات توحيد و اسرار آفرينش كه نشانه‏هاى ذات پاك خدا هستند مى‏پردازد.
گاهى از برافراشتن آسمانهاى بى‏ستون، سخن مى‏گويد و زمانى از تسخير خورشيد و ماه به فرمان خدا.
گاه از گسترش زمين و آفرينش كوه‏ها و نهرها و درختان و ميوه‏ها بحث مي كند، و زمانى از پرده‏هاى آرامبخش شب كه روز را مى‏پوشاند.
و گاهي هم دست مردم را مى‏گيرد، به ميان باغهاى انگور و نخلستان و لابلاى زراعتها مى‏برد، و شگفتيهاى آنها را بر مى‏شمرد.
سپس به بحث معاد و زندگى نوين انسان و دادگاه عدل پروردگار مى‏پردازد. و اين مجموعه (معرفى مبدا و معاد) را، با بيان مسئوليتهاى مردم و وظايفشان و اينكه هر گونه تغيير و دگرگونى در سرنوشت آنها، بايد از ناحيه خود آنان شروع شود، تكميل مى‏كند.
بار ديگر به مساله توحيد باز مى‏گردد، و از تسبيح رعد و وحشت آدميان از برق و صاعقه، بحث مى‏كند، و زمانى از سجده آسمانيان و زمينى‏ها در برابر عظمت پروردگار.
سپس براى اينكه چشم و گوشها را بگشايد و انديشه‏ها را بيدار كند، و بى‏خاصيت بودن بتهاى ساخته و پرداخته دست بشر را روشن سازد، آنها را دعوت به انديشه و تفكر مى‏كند و براى شناخت حق و باطل، مثال مى‏زند، مثالهايى زنده و محسوس، و براى همه قابل درك.
و از آنجا كه ثمره نهايى ايمان به توحيد و معاد، همان برنامه‏هاى سازنده عملى است به دنبال اين بحثها، مردم را به وفاى به عهد وصله رحم و صبر و استقامت و انفاق در پنهان و آشكار و ترك انتقام‏جويى دعوت مى‏كند.
و بار ديگر به آنها نشان مى‏دهد كه زندگى دنيا ناپايدار است، و آرامش و اطمينان جز در سايه ايمان به خدا حاصل نمى‏شود.
و سرانجام دست مردم را مى‏گيرد و به اعماق تاريخ مى‏كشاند و سرگذشت دردناك اقوام ياغى و سركش گذشته و آنهايى كه حق را پوشاندند يا مردم را از حق بازداشتند بطور مشخص نشان مى‏دهد، و با تهديد كردن كفار با تعبيراتى تكان دهنده سوره را پايان مى‏بخشد.
بنا بر اين سوره رعد، از عقايد و ايمان، شروع مى‏شود و به اعمال و برنامه‏هاى انسان‏سازى پايان مى‏يابد.
خداوند متعال در اداره‏ى نظام آفرينش دست بسته نيست و با حكمت و علم بى‏نهايتى كه دارد، مى‏تواند با تغيير شرايط، تغييراتى در آفرينش و قوانين آن بدهد. بديهى است كه اين تغييرات، نشانه‏ى جهل خداوند متعال و يا تجديد نظر و پشيمانى او نيست، بلكه اين تغييرات بر اساس حكمت و تغيير شرايط و يا پايان دوره‏ى آن امر است
دنيا در برابر آخرت موقت و اندك
اللَّهُ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشاءُ وَ يَقْدِرُ وَ فَرِحُوا بِالْحَياةِ الدُّنْيا وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا فِي الْآخِرَةِ إِلاَّ مَتاعٌ (26)
خداوند براى هر كه بخواهد روزى را گسترش مى‏دهد و (يا) تنگ مى‏گرداند. و (مردم) به زندگى دنيا دل‏خوشند، در حالى كه زندگى دنيا در (برابر زندگى) آخرت جز يك كاميابى (موقت و اندك) نيست.
اگرچه در اين آيه، توسعه و تنگى رزق به خدا نسبت داده شده، امّا بديهى است كه كارهاى خداوند حكيم، از روى مصلحت و حكمت صادر مى‏شود. مثلا وجود گناه در زندگى افراد، باعث تغييراتى در رزق آنها مى‏گردد. چنان كه در دعاى كميل مى‏خوانيم: «اللهم اغفر لى الذنوب التي تغير النعم» خداوندا ببخشاى بر من آن گناهانى كه نعمت‏ها را دگرگون مى‏سازد.
گاهى تفاوت در رزق و روزى بخاطر آزمايش افراد است، «وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْ‏ءٍ ... وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ» ... (بقره، 155) و شما را با نقص اموال امتحان مى‏كنيم. گاهى محروم شدن‏ به جهت محروم كردن ديگران از حقوق آنهاست، نظير داستان باغى كه در آتش سوخت كه سوره‏ى قلم به آن اشاره فرموده است، و گاهى هم بى‏توجّهى به يتيمان باعث تنگى روزى است. «كَلَّا بَلْ لا تُكْرِمُونَ الْيَتِيمَ» (فجر، 17) مهم آن است كه ما نه از بسط رزق ياغى شويم و همه چيز را از ياد ببريم و نه به هنگام قبض آن از همه چيز نااميد و مأيوس گرديم كه نظام الهى، نظامى است حكيمانه و بر پايه آزمايش، نه بر اساس شانس و بخت و اقبال.
 
نتايج آيه:
1ـ روزى بدست خداست نه به زرنگى، دو رنگى، پيمان شكنى و قطع روابطى كه احياناً مستلزم انفاق و بخشش است. «اللَّهُ يَبْسُطُ الرِّزْقَ»
2ـ رزقِ كم هم بر اساس اندازه‏ى حكيمانه مقدّر مى‏شود. «يَقْدِرُ» بجاى «يضيق»
3ـ با اينكه دنيا اندك است ولى طرفداران خود را فريب مى‏دهد. «وَ فَرِحُوا» ...
4ـ دنيا، كوچك، كم و زودگذر است، به آن دل خوش نكنيم. «إِلَّا مَتاعٌ»
 
مقدرات الهي
يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ (39)
خداوند هر چه را بخواهد محو، و هر چه را بخواهد اثبات مى‏كند و «امّ الكتاب» [لوح محفوظ] نزد اوست!
مطابق آنچه از آيات و روايات بدست مى‏آيد مقدرات الهى بر دو نوع است:
1ـ امورى كه مصلحت دائمى دارد و لذا قانونش هم دائمى است. مثل آياتِ «ما يُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَيَّ» ( ق، 29)  در كلام ما تبدّل راه ندارد. «كُلُّ شَيْ‏ءٍ عِنْدَهُ بِمِقْدارٍ» (بقره، 162) هر چيزى در نزد پروردگار داراى حساب و كتاب دقيقى است. اينگونه مقدرات در لوح محفوظ ثبت است «فِي لَوْحٍ مَحْفُوظٍ» (بقره، 162) و فقط مقربان الهى با اذن خداوند مى‏توانند بر آن آگاه شوند. «كِتابٌ مَرْقُومٌ يَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ» مطفّفين، (20 تا 21)
توسعه و تنگى رزق به خدا نسبت داده شده، امّا بديهى است كه كارهاى خداوند حكيم، از روى مصلحت و حكمت صادر مى‏شود. مثلا وجود گناه در زندگى افراد، باعث تغييراتى در رزق آنها مى‏گردد. چنان كه در دعاى كميل مى‏خوانيم: «اللهم اغفر لى الذنوب التي تغير النعم» خداوندا ببخشاى بر من آن گناهانى كه نعمت‏ها را دگرگون مى‏سازد
2ـ امورى كه غير حتمي و مصالح آنها تابع اعمال و رفتار مردم است، مثل توبه كردن مردم از گناه كه مصلحت عفو را در پى دارد، و يا دادن صدقه كه مصلحت دفع بلا را به همراه مى‏آورد و يا ظلم و ستم كه بخاطر مفسده‏اش قهر الهى را بدنبال دارد. يعنى خداوند متعال در اداره‏ى نظام آفرينش دست بسته نيست و با حكمت و علم بى‏نهايتى كه دارد، مى‏تواند با تغيير شرايط، تغييراتى در آفرينش و قوانين آن بدهد. بديهى است كه اين تغييرات، نشانه‏ى جهل خداوند متعال و يا تجديد نظر و پشيمانى او نيست، بلكه اين تغييرات بر اساس حكمت و تغيير شرايط و يا پايان دوره‏ى آن امر است.
قرآن مجيد در اين زمينه نمونه‏هاى زيادى دارد كه به چند نمونه اشاره مى‏كنيم:
الف: «ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ» (غافر، 60) دعا كنيد تا من براى شما مستجاب كنم. انسان با تضرع و دعا مى‏تواند مصالح خود را بدست آورد و سرنوشت خود را تغيير دهد.
ب: «لَعَلَّ اللَّهَ يُحْدِثُ بَعْدَ ذلِكَ أَمْراً» (طلاق، 1) قانون الهى در همه جا ثابت نيست، شايد خداوند با پديد آمدن شرايط لازم، برنامه جديدى را بوجود آورد.
ج: «كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ» (الرحمن، 29) خداوند، هر روز در شأن مخصوص همان روز است.
د: «فَلَمَّا زاغُوا، أَزاغَ اللَّهُ» (صفّ، 5) چون راه انحرافى را انتخاب كردند، خدا هم منحرفشان ساخت.
ه: «وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى‏ آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ» (اعراف، 69) با ايمان و تقوى، مسير قهر الهى به لطف و بركت تغيير مى‏يابد.
و: «إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ» (رعد، 11) خداوند سرنوشت هيچ قومى را تغيير نمى‏دهد، مگر آنكه آنها خودشان را تغيير دهند.
ز: «إِلَّا مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلًا صالِحاً فَأُوْلئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ» (فرقان، 70) كسانى كه توبه كنند، ايمان آورند و عمل نيكو انجام دهند، خداوند بدى‏هاى آنان را به خوبى و حسنه تبديل مى‏كند.
ح: «إِنْ عُدْتُمْ عُدْنا» (اسراء، 8) اگر شما برگرديد، ما هم برمى‏گرديم.
 
سؤال:
اگر علم خدا عين ذات اوست و قابل تغيير نيست، پس هر چه در علم او گذشته بايد به مرحله عمل برسد وگر نه جهل خواهد بود.
پاسخ:
علم خدا بر اساس نظام علل و اسباب است، بدين صورت كه او علم دارد كه اگر از اين وسيله استفاده شود، اين نتيجه و اگر از ديگرى بهره‏بردارى شود، آن سرانجام را در پى خواهد داشت و علم او جداى از علم بر اسباب و علل نيست.
 
نوشته  آمنه اسفندياري - گروه دين و انديشه تبيان
 



 
تعداد بازديد:1205 آخرين تغييرات:89/09/22
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر