جمعه 5 خرداد 1396 - 29 شعبان 1438 - 26 مي 2017
صفحه اصلي/دين و انديشه

کربلا چطور پیش آمد؟

کربلا چطور پيش آمد؟

عوامل پيدايش حادثه ي کربلا
 
 
اوضاع سياسي
حکومت بني اميه مي ‌خواست در رأس باشد . امام حسين هم فرمود: اگر قرار باشد كه رهبر مردم يزيد باشد ، بايد با اسلام خداحافظي كرد . « وَ عَلَى الْإِسْلَامِ السَّلَامُ إِذْ قَدْ بُلِيَتِ الْأُمَّةُ بِرَاعٍ مِثْلِ يَزِيدَ » 1 با اين اسلامي که رهبرش يزيد است ، بايد خداحافظي کرد .
 در زيارت عاشورا نيز  داريم: « وَ لَعَنَ اللَّهُ بَنِي أُمَيَّةَ قَاطِبَةً » « قاطبة » منظور همه‌ي آنها از اول تا آخر است .2
در هيچ کجاي قرآن از احدي از بني اميّه ستايش نشده است .
 
عامل اجتماعي
حضرت زينب كبري در خطبه‌ي شام فرمود : « أحَسَدْتُمُونَا » شما به ما حسد برديد .3 به عبارتي زينب (س) يکي از عوامل مهم حادثه ي کربلا را حسد مي داند .
 
حسد چيست؟
 حسد کاري مي‌کند که آدم به پيغمبر مي‌گويد: تو ديوانه هستي .
 پسران يعقوب به يعقوب گفتند: ‌اي پدر تو همان انحراف قديمي خود را داري . حسادت به يوسف کاري کرد که به پيغمبر مي ‌گفتند: تو منحرف هستي . حسادت کاري مي‌کند که برادر برادر را مي‌کشد .
 
خط کش حسادت
حسادت خط کش دارد . با اين خط کش آدم مي ‌تواند بفهمد كه حسود هست يا نيست .
آدم حسود دو نشانه دارد : 1- تا يك کمالي شنيد ، يك نيش مي زند و کمال را خراب مي‌کند . مي‌گويند: طرف خيلي خوب رانندگي مي‌كند . مي‌گويد: اتفاقاً خيلي بي کله رانندگي مي‌كند. 2- علامت دوم حسد اين است که وقتي از كمال بشنود ، نيش نمي‌زند. کمال او را خراب مي‌کند و يك كمال براي خودش مي‌گويد تا کمال او پاک شود .
 يعني نوار روي نوار ضبط مي‌کند . زماني که در جبهه ترکش بخورد ، فوري مي‌گويد: كه تركش خورده است . زماني که بفهمد كسي به كربلا رفته است ، مي‌گويد: من دومين سفرم بعد از مكه، كربلا بود.
 آدم حسود كسي است که يك کمال از خودش مي‌گويد تا کمال اولي پاک شود.
کينه و حسادت از عوامل اصلي در پيدايش فاجعه ي کربلا بود.
 
3-  هواپرستي و دنيا خواهي
هواپرستي و دنيا خواهي آن جماعت خدا را از يادشان برده بود . لذا مي‌بينيم امام صادق(ع) در زيارت اربعين جدش سيدالشهدا(ع) ، مانعان پيشرفت حرکت آن حضرت را همين افراد معرفي نمود : « قد تزاور عليه من غرّته الدّنيا »4 و قرآن کريم نيز به اين حقيقت چنين اشاره کرد: « فَلْيُقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يَشْرُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا بِالآخِرَةِ »5
 
استفاده ابزارى از دين
کسانى که براى دست يافتن به مقاصد و منافع خويش به دين پناه مى برند و آن را ابزارى جهت نيل به مقصود قرار مى دهند و اعمال درست و نادرست خود را با رنگ و آب به دين نسبت مى دهند ، بستر دين را دچار آسيب و آفت مى کنند. سخن فرزدق (شاعر) به سالار شهيدان اين حقيقت را تأييد مى کند . وى مى گويد: از کوفه بازگشتم که امام حسين(ع) مرا ديد . پرسيد : اى ابا فراس از مردم کوفه چه خبر ؟ گفتم: « قلوبهم معک و سيوفهم مع بنى اميّة ؛دل هاى مردم با توست ، امّا شمشيرهايشان با بنى اميّه و عليه توست .»6
امام حسين(ع) در جواب من فرمود : « آرى! اين سخن حقى است که تو از روى صداقت و راستى مى گويى ، زيرا مردم بردگان دنيا هستند و دين لقلقه زبان آن هاست! حمايت آنان از دين تا آن جاست که زندگى ايشان همراه با رفاه و آسايش باشد و آن گاه که در بوته امتحان قرار گيرند ، دين داران کم هستند .»7
حکومت بني اميه مي ‌خواست در رأس باشد . امام حسين هم فرمود: اگر قرار باشد كه رهبر مردم يزيد باشد ، بايد با اسلام خداحافظي كرد . « وَ عَلَى الْإِسْلَامِ السَّلَامُ إِذْ قَدْ بُلِيَتِ الْأُمَّةُ بِرَاعٍ مِثْلِ يَزِيدَ » با اين اسلامي که رهبرش يزيد است، بايد خداحافظي کرد
تهى شدن جامعه از معنويت
اين  حادثه باورنکردنى ، همين حادثه عجيب و حيرت انگيز کربلااتفاق افتاد .چه کسانى کردند؟ همان هايى که به خدمت حضرت مى آمدند و سلام و عرض اخلاص مى کردند.
اين يعنى چه؟معنايش اين است که جامعه اسلامى درطول اين پنجاه سال بعد از رحلت رسول اکرم (ص) ، از معنويت وحقيقت اسلام تهى شده است ؛ظاهرش اسلامى است؛ اما باطنش پوک شده است. خطر اين جاست. نمازهابرقرار است، نماز جماعت برقراراست، مردم هم اسمشان مسلمان است و عده اى هم طرفدار اهل بيت اند!»8
 
جداشدن از سرچشمه زلال امامت
رهبر فرزانه انقلاب، اين عاشورا رايک نزاع شخصى و قبيلگى نمى داند؛بلکه آن را يک جريانى انحرافي مى داند که بعد از رحلت رسول شروع شد و در روز عاشورا به منصه ظهور نشست.
انحراف مسير رهبرى پس ازرسول اللّه صلى الله عليه و آله و جدايى مسير خلافت از سرچشمه زلال امامت، امت وجامعه اسلامى را به آفت هايى دچار کرد .در نتيجه کم کم جامعه اسلامى از مسيرترسيم شده رسول اکرم صلى الله عليه و آله دور شد وفاصله ها ميان آن مدينه فاضله ـ که خاتم انبيا صلى الله عليه و آله تأسيس کرده بود ـ باجامعه آن روز پديد آمد . کسانى به قدرت رسيدند که خلافت اسلامى رابه پادشاهى و سلطنت تبديل کرده واجتماع مسلمانان را از ارزشها دور وتهى کردند . آنان، خطوط اصلى ومعيارهاى اصيل اين دين مبين راتضعيف و ارزشهاى جاهلى را که پيامبر صلى الله عليه و آله کنار زده بود، دوباره جايگزين کردند.
 
گمراهى و انحرافِ عمومى
« فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌأَضَاعُوا الصَّلَوةَ وَ اتَّبَعُوا الشَّهَوَ تِ فَسَوْفَ يَلْقَوْنَ غَيًّا ؛ پس از آنان ، فرزندان ناشايسته اى روى کار آمدند که نماز راتباه کردند و از شهوات پيروى نمودندو بزودى [مجازات] گمراهى خود راخواهند ديد .»9
با توجه به اين آيه ،دو عامل از عوامل اصلى اين گمراهى و انحرافِ عمومى مي باشد و آن عبارت است از : آندو را چنين بيان مى کند:
يکى دور شدن از ذکر خدا که مظهر آن نماز است؛ يعنى فراموش کردن خدا و معنويت و جدا کردن حساب معنويت از زندگى وفراموش کردن توجه و ذکر و دعا وتوسل و توفيق از خداى متعال و توکل بر خدا و کنار گذاشتن محاسبات خدايى از زندگى.
 عامل دوم « اتَّبَعُواالشَّهَوات » است ؛ يعنى دنبال شهوترانيهاو هوسها و در يک جمله « دنياطلبى »رفتن به فکر جمع آورى ثروت و مال بودن و التذاذ و به دام شهوات دنياافتادن و اصل دانستن اينها وفراموش کردن آرمانها .
امام حسين عليه السلام مي فرمايند: شما باديدن عهد الهى که شکسته مى شودفرياد برنمى آوريد و با ستمگران با مداهنه و سازشکارى رفتار مى کنيد... شما ستمکاران را بر خود چيره ساختيد و کارها را به دست آنان سپرديد... فرار شما از مرگ به سبب دل بستن به اين زندگى ناپايدار بود . درنتيجه، مستضعفان را به دست ستمگران سپرديد
کوتاهى خواص از انجام رسالت خويش
از مهم ترين زمينه سازهاى قيام امام حسين عليه السلام کوتاهى خواص از انجام رسالتشان بود؛ همچنان که سالار شهيدان درباره کوتاهيها و سستيها و سهل انگاريهاى عالمانِ دربارى و خواصى که سکوت را اختيار کرده بودند ، بيانى توبيخ آميزو تلخ دارد و به آنان مى فرمايد: « شما باديدن عهد الهى که شکسته مى شودفرياد برنمى آوريد و با ستمگران با مداهنه و سازشکارى رفتار مى کنيد...شما ستمکاران را بر خود چيره ساختيد و کارها را به دست آنان سپرديد... فرار شما از مرگ به سبب دل بستن به اين زندگى ناپايدار بود . درنتيجه، مستضعفان را به دست ستمگران سپرديد .»10
اگر کسانى که براى جانشان راه خدا را ترک مى کنند ،آنجا که بايد حق بگويند نمى گويند ،چون جانشان به خطر مى افتد از ترس جان و از ترس از دست دادن مال و ازترس دادن مقام و پست از ترس منفورشدن، و تنها ماندن، حاضرمى شوند حاکميت باطل را قبول کنند ودر مقابل باطل نمى ايستند و از حق طرفدارى نمى کنند، وقتى که اين طورشد، آن وقت، ديگر «حسين بن على»ها به مسلخ کربلا خواهند رفت ،به قتلگاه کشيده خواهند شد ، يزيدهابر سر کار مى آيند ، امامت به سلطنت تبديل مى شود و... وقتى امام حسين عليه السلام قيام کرد ؛ خيلى از همين خواص ، پيش امام حسين عليه السلام نيامدند تابه او کمک کنند.
تصميم گيرى خواص در وقت لازم ، تشخيص خواص در وقت لازم ،گذشت خواص از دنيا در لحظه لازم ،انحراف مسير رهبرى پس از رسول اللّه صلى الله عليه و آله وجدايى مسير خلافت ازسرچشمه زلال امامت ،امت و جامعه اسلامى را به آفتهايى دچار کرد .
اينهاست که تاريخ را نجات مى دهد ،ارزشها را حفظ مى کند .»
بزرگان هر جامعه اى بايد حق وباطل را بشناسند و جانانه از حق دفاع کنند . عوام هر جامعه اى نيز دنباله روخواص اند و راه آنها را ادامه مى دهند ؛از اين روست که اگر خواص ساکت نشستند و کم کارى کردند ، گناهشان بس بزرگ خواهد بود .
 
فرآوري : زهرا اجلال – گروه دين و انديشه تبيان
 



 
تعداد بازديد:951 آخرين تغييرات:89/09/28
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر