جمعه 6 مرداد 1396 - 4 ذي القعده 1438 - 28 ژولاي 2017
صفحه اصلي/دين و انديشه

پایگاه شیطان

پايگاه شيطان

جمع زيادي دور ابو‌عامر راهب حلقه زده بودند و به سخنان او گوش مي‌دادند.
 
جمع زيادي دور ابو‌عامر راهب حلقه زده بودند و به سخنان او گوش مي‌دادند. او كه در علم تورات و انجيل، مهارتي تمام داشت، براي آنان از قصص انبيا مي‌گفت. و همواره اين مسأله را تأكيد مي‌كرد كه: بزودي پيامبري ظهور خواهد كرد كه خاتم الانبيا است. روزي هنگامي كه در حال سخن گفتن براي مردم بود، همهمه‌اي شنيده شد. چند تن از مجلس بر‌خاستند تا ببينند چه خبر است و اين همه سر و صدا براي چيست؟ كم‌كم مجلس خلوت شد. ابو عامر پرسيد: بيرون چه خبر است؟
همان پيامبري كه تو پيوسته صفات او را از تورات و انجيل بر ما مي‌خواندي و بر‌ظهور او مژده مي‌دادي به شهر ما آمده است. او مي‌گويد: به دين او كه كامل‌ترين دينهاست و به او كه آخرين پيامبران است، ايمان آوريم تا رستگار شويم.
روزها گذشت. عده‌اي كه همواره پاي صحبت‌هاي ابو‌عامر راهب مي‌نشستند، اينك مجذوب سخنان پيامبر اسلام‌(ص) و شيفته جمال و كمال وي شده بودند. ديگر كسي متوجه ابو‌عامر نبود. شعله رشك و حسد تمام وجود ابو‌عامر را فرا گرفته بود. او تحمّل اين بي‌اعتنايي‌ها را نداشت. او كه روزي مورد توجه تمام مردم بود، ناگهان اطرافش را خالي ديد. اين حسادت او را به مرز جنون كشاند. او كه خود به آمدن خاتم پيامبران بشارت مي‌داد، حال از هيچ كار‌شكني و تحريك عليه او فرو‌گذار نبود. اكنون قسمتي از نقشه‌هاي جنگ عليه مسلمانان را طراحي و رهبري مي‌نمود.
اسلام قدرت گرفته بود و حضرت رسول ‌(ص) چهره‌اي بود كه روز به روز، مردم بيشتري مجذوب او شده، دين اسلام را مي‌پذيرفتند. ابو‌عامر با جمعي از منافقان جلسه‌اي ترتيب دادند تا چاره‌اي بينديشند.
ـ محمد همه را مسحور خود كرده، چه كنيم؟
ـ بهتر است مركزي را در مدينه بسازيم تا من در آنجا با داستان سرايي، مردم را مشغول كنم و همچنين كانون فعاليت‌هاي ما بر ضد مسلمانان باشد.
ـ‌اما، ساختن چنين مركزي در مدينه، به نام دشمنان اسلام امكان‌پذير نيست.
روز‌به روز مردم بيشتري به او مي‌پيوندند و دين جديد را مي‌پذيرند، پس چه كنيم؟
ـ‌بهتر است زير نقاب مسجد و به‌عنوان كمك به بيماران و سالمندان، اين برنامه را عملي سازيم.
ـ‌بله، اين بهترين راه است، اما اين مسأله را فعلاً پنهان داريد.
جاهلان نمي‌دانستند كه خداوند به احوال و نيات آنان بينا و شنواست.
در مسجدي كه شالوده و اساسش از روز نخست بر كفر و نفاق و بي‌ديني و تفرقه باشد، نماز مگزار. بنيانگذاران اين مسجد (مسجد ضرار) جز ضرر به اسلام و مسلمانان، قصد ديگري ندارند. اين مكان بنايش بر آتش دوزخ است؛ يعني همان‌ طور كه بنايي در كنار جويي، در آب فرو مي‌ريزد. همچنان بناي اينان در آتش دوزخ سقوط كرده و فرو‌مي‌ريزد.» (سوره‌ي توبه، آيه‌هاي 108 و109)
پيامبر اكرم (ص) عازم تبوك بود. گروهي از منافقان نزد پيامبر (ص) آمدند و عرض كردند: يا رسول‌اللّه! به ما اجازه بدهيد، مسجدي در ميان قبيله بني‌سالم، نزديك مسجد قبا بسازيم تا افراد ناتوان و بيمار و پيرمردان از كار افتاده، در آن نماز بگزارند و همچنين در شبهاي باراني كه گروهي از مردم توانايي آمدن به مسجد قبا را ندارند، فريضه ديني خود را آنجا انجام دهند. پيامبر (ص) به آنها اجازه داد.
آنان بسرعت مسجد را بنا كردند و از ايشان خواستند تا شخصاً بيايند و در آنجا نماز بگزارند. پيامبر (ص) فرمودند: فعلاً عازم سفر هستم. هنگام بازگشت به خواست خدا به آن مسجد آمده، در آن نماز مي‌گزارم.
هنگامي كه حضرت محمّد ‌(ص) از سفر بازگشتند، باز نزد ايشان آمده و گفتند: اكنون تقاضا داريم به مسجد ما بياييد و در آن نماز بگزاريد و از خدا بخواهيد به ما بركت دهد.
ناگهان آثار نزول وحي بر‌پيامبر (ص) ظاهر شد. پيك وحي، آياتي را از سوي رب العالمين آورده بود:
«لا‌تَقُم فيهِ أبَداً لَمَسجِدٍٍ اُسّسَ علي التّقوي مِن أولِ يومٍ أحَقّ أن تَقُومَ فِيه فيهِ رِجال? يحِبّونَ أن يتَطَهّرُوا وَاللّهُ يحِبُّ المُطّهّرِينِ. أفَمَن أسّسَ بُنيانَهُ علي تَقوي مِن اللّهٍ ورِضوانٍ خَير? أم منَ أسّسَ بُنيانَهُ علي شَفَا جُرُفٍ هارٍ فَانهارَ بِهِ فِي نارِ جَهَنّمَ واللّهُ لا‌يهدِي القَومَ الظّالِمِينَ؛
در مسجدي كه شالوده و اساسش از روز نخست بر كفر و نفاق و بي‌ديني و تفرقه باشد، نماز مگزار. بنيانگذاران اين مسجد (مسجد ضرار) جز ضرر به اسلام و مسلمانان، قصد ديگري ندارند. اين مكان بنايش بر آتش دوزخ است؛ يعني همان‌طور كه بنايي در كنار جويي، در آب فرو مي‌ريزد. همچنان بناي اينان در آتش دوزخ سقوط كرده و فرو‌مي‌ريزد.» (سوره‌ي توبه، آيه‌هاي 108 و109)
ـ‌خانه شيطان را بسوزانيد! آن را ويران سازيد!
از بناي مسجد جديد، آتش و دود به هوا بر‌مي‌خاست. همه به آن‌سو مي‌دويدند.
ـ‌چه كسي مسجد را به آتش كشيد؟ چه كسي چنين گناه بزرگي را مرتكب شده؟
ـ‌چه كسي جرأت كرده خانه خدا را مورد اهانت قرار دهد؟‌
ـ‌ساكت باشيد! اين كار به دستور پيامبر‌اكرم(ص)، بر‌اساس وحي خداوند انجام گرفته، شما به حكمت آن آگاه نيستيد، متفرق شويد.
«والّذِينَ اتّخَذُوا مَسجِدَاً ضِِراراً وكُفراً وتَفرِيقَاً بَينَ المُؤمِنِين وَإرصاداً لِمَن حَارَبَ اللّهَ وَرسُولَهُ مِن قَبل…؛
و آنهايي كه مسجدي اختيار كردند كه مايه‌ي كفر و پراكندگي و ميان مؤمنان است و [نيز] كمينگاهي است براي كسي كه قبلاً با خدا و پيامبر او به جنگ برخاسته بود…».(سوره‌ي توبه، آيه‌ي 107)
مسجدي را كه مشتي ستمگر آن را بنا كرده‌اند، بايد خراب شود و مركزي را كه به قصد تقويت كفر و نفاق و گمراه كردن مردم از راه راست بنا مي‌شود، بايد ويران ساخت. مكاني كه مي‌خواهد پايگاه نفاق و محلي براي تجمع افرادي باشد كه مي‌خواهند با خدا و با رسولش بجنگند و عليه آنها توطئه كنند، بايد مزبله شود.
ـ آنان به ظاهر قصد خير داشتند و به فكر ناتوانان و مستمندان بودند و….
«ولَيحلِفُنّ إن أردنا إلاّ الحُسني واللّهُ يشهَدُ إنّهم لكاذبون؛ آنان قسم مي‌خورند كه ما اراده خير داريم، اما خداوندي كه از اسرار درون همه آگاه است، گواهي مي‌دهد كه به‌طور مسلم آنها دروغ مي‌گويند».(سوره‌ي توبه، آيه‌ي108)
سرانجام مسجد ضرار و كانون تفرقه و نفاق، به فرمان خداوند حكيم ويران شد و نيرنگ منافقان بر‌ملا گرديد و نتوانستند به نيت پليدشان جامه عمل بپوشانند. اين درس بزرگي براي مسلمانان بود كه در هيچ عصر و دوره‌اي نبايد ظاهر‌بين باشند. بايد آن‌قدر زيرك باشند كه نفاق و منافق را در هر لباسي تشخيص دهند، حتي اگر در لباس دين و طرفداري از قرآن و مسجد باشد. قطعاً ارزش هر عملي به نيت عمل كننده بستگي دارد. و عاقبت ابو‌عامر راهب نيز تاب نياورد و در شعله‌هاي رشك و حسادت سوخت و در شهر شام، غريب و تنها به جهنم واصل گرديد. «واللّه لا‌يهدي القوم الظالمين»؛ وخداوند گروه بيدادگران را هدايت نمي‌گند». (سوره‌ي توبه، آيه‌ي 109)
 
نوشته‌ي: فاطمه رضوي
جهرمي زاده - گروه دين و انديشه تبيان
 



 
تعداد بازديد:1020 آخرين تغييرات:89/09/30
نظرات

  • ذرلرزلازیئات:ترسناک
نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر