شنبه 28 دي 1398 - 22 جمادي الاول 1441 - 18 ژانويه 2020
صفحه اصلي/دين و انديشه

علل گرایش به عرفانهای نوظهور (3)

علل گرايش به عرفانهاي نوظهور (3)

کاستيهاي اديان سنتي از علل پيدايش معنويتهاي نوظهور شناخته شد، به دليل اينکه هر کجا در هر زمينه اي خلأيي بوجود آيد، آنجا مورد سوء استفاده ديگران قرار گرفته است.


 
کاستيهاي اديان سنتي از علل پيدايش معنويتهاي نوظهور شناخته شد، به دليل اينکه هر کجا در هر زمينه اي خلأيي بوجود آيد، آنجا مورد سوء استفاده ديگران قرار گرفته است.
در مورد عرفانهاي نوظهور اين منظور کاملا صدق مي کند، به اين بيان که، يکي ديگر از علل گرايش مردم به اين شبه عرفانها، در واقع وجود يک خلأ در دين ماست، که اين مطلب را از چند جهت بررسي ميکنيم.
البته لازم به ذکر است که دين مبين اسلام از هر گونه نقص و ايرادي مبرا مي باشد، و اگر اشکالاتي هم ديده مي شود، در خود دين نيست بلکه در نحوه ارائه و عمل به آن است.
در جلسه اي در حضور حضرت آيت الله العظمي مکارم شيرازي (دامت برکاته) فرمودند: يک شخص انگليسي با مطالعه اسلام و ابعاد گوناگون آن، عاشق اين دين شده و مسلمان شدند، بعد از مدتي که ايشان تبديل به يک مسلمان معتقد و ملتزم به دستورات اسلام شده بودند، به پيشنهاد يکي از دوستانش براي ديدن مسلمانان ديگر، عازم سفر معنوي حج مي شود، بعد از بازگشت از سفر حج، وقتي دوست وي از او در مورد سفرش و مسلمانان سوال مي کند، ايشان ميگويند که من اسلام را ديدم که مسلمان شدم، ولي اگر از ابتدا براي شناخت اسلام مسلمانان را مي ديدم مسلمان نمي شدم. در واقع مطلب به اين معني است، که کاستيهايي که از دين اسلام ديده مي شود، مربوط به خود دين نيست بلکه اشکال در اجراي آن است.
حال اگر بخواهيم يکي از علل گرايش به عرفانهاي نوظهور را کاستيهاي دين بدانيم، مي توان در موارد ذيل به آنها اشاره کرد: 
1- عدم عرضه دين
عدم ارائه صحيح دين مبين اسلام و عرفان نشأت گرفته از آن، به جواناني که ديدگاههاي علمي در آنها نهادينه شده است؛ و همين مسئله ميدان را براي تکتازي گروههاي فکري معنويت گرا و ديگر فرقه ها باز گذاشته و نسل جوان امروز را ناخودآگاه به سمت آنها سوق مي دهد. در حالي که به علت بيان نکردن مباني دين، حتي از اوليات اسلام بي اطلاع هستند.
 
2- سخت گيري
دين ما ديني است که احکام و دستوراتش برسهل و آساني گذاشته شده است، و تکاليف آن به نسبت سن، صحت بدن، ميزان درآمد، علم به احکام و ... متغير بوده و اجباري براي يک شکل بودن آنها نيست، براي مثال؛ نماز واجب است، و مطمئنا وقت زيادي در 24 ساعت از نماز گذار نمي گيرد، اما همين نماز براي پسر 13 ساله واجب نيست، براي کسي که نمي تواند ايستاده بخواند فرمودند نشسته بخواند، اگر باز هم نمي تواند خوابيده بخواند و ...، اين موارد همه دليل بر سخت گيري نکردن اسلام است، که متأسفانه برخي آن را سخت جلوه داده و يا سخت مي دانند بي آنکه شناخت درستي از آن داشته باشند. 
يکي ديگر از جنبه هاي ايجاد ضعف در دين، عالمان بي عمل هستند، که خود به دستورات گفته شده عمل نميکنند و اين خود باعث بدبين شدن به دين مي شود. امروزه از راديو و تلويزيون و جرايد گوناگون افرادي مختلف به ترويج اسلام و عرفان مي پردازند، که اشتباهات اين افراد در محيط اجتماع عمدا يا سهوا، مردم را از ايشان و مطالب ارائه شده ايشان دور مي سازد
3- سخت گويي
هر عصرى ويژگيها، ضرورتها، و تقاضاهايى دارد، كه از دگرگون شدن وضع زمان و پيدا شدن مسائل جديد و مفاهيم تازه در عرصه زندگى سرچشمه مى‏گيرد.
همچنين هر عصرى مشكلات و پيچيدگيها و گرفتاريهاى مخصوص بخود دارد كه آن نيز از دگرگونى اجتماعات و فرهنگها كه لازمه تحول زندگى و گذشت زمان است مى‏باشد.
وظيفه اصلي مبلغين دين اسلام برگرداندن ميراث علمى و فرهنگى اسلام به زبان روز، و پياده كردن همه آن مفاهيم عالى از طريق زبان "عصرى" در روح و جان و عقل نسل كنونى است.
چه زيبا فرمود آن پيشواى راستين: «آن كس كه از وضع زمان خود آگاه است مورد هجوم اشتباهات قرار نمى‏گيرد» (مضمون حديث معروفى كه از امام صادق(عليه السلام) نقل شده «العالم بزمانه لا تهجم عليه اللوابس.»)
بهتر است دين اينگونه بيان شود:
- به زبان ساده و رسا باشد، امّا سست نباشد.
- از اصطلاحات فنى علوم كه باعث مشكل شدن فهم دين است دور باشد.
- به مطالبى كه راهگشاى زندگى و قابل عرضه در جامعه مسلمين، بلكه قابل ترجمه و انتقال به تمام جوامع انسانى بوده و به راستى «هُدىً لِلنَّاسِ» و «هُدىً لِلْمُتَّقِينَ» باشد پرداخته شود، چه آنكه مطالب قرآن و دين محصور به عصر و زمان معيّن و يا فرد و جمعيت معينى نيست.
- برداشت از آيات و احاديث از راه دلالت آيات باشد و متّكى بر تفسير به رأى و استحسان‏هاى دلخواه و روايات ضعيفه نباشد.
- روايات معتبره وارده از اهل بيت عليهم السلام كه يكى از ثقلين كتاب اللَّه و عترت رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله هستند و رجوع به آنها بر حسب دستور رسول اكرم صلى اللَّه عليه و آله لازم است بايد مورد نظر باشد.
 
4- فاصله بين حرف و عمل
يکي ديگر از جنبه هاي ايجاد ضعف در دين، عالمان بي عمل هستند، که خود به دستورات گفته شده عمل نميکنند و اين خود باعث بدبين شدن به دين مي شود. امروزه از راديو و تلويزيون و جرايد گوناگون افرادي مختلف به ترويج اسلام و عرفان مي پردازند، که اشتباهات اين افراد در محيط اجتماع عمدا يا سهوا، مردم را از ايشان و مطالب ارائه شده ايشان دور مي سازد.
وظيفه اصلي مبلغين دين اسلام برگرداندن ميراث علمى و فرهنگى اسلام به زبان روز، و پياده كردن همه آن مفاهيم عالى از طريق زبان "عصرى" در روح و جان و عقل نسل كنونى است
5- عرضه در زمان نامناسب
اطلاع دقيق از زمان مناسب انتقال هر مفهومي ميتواند کمک بسزايي در درست منتقل شدن مباني دين کند.
 
6- عرضه در مکان نامناسب
گاهي اوقات به خاطر انتخاب زمان نامناسب براي انتقال مفاهيم ديني، ضمن شکست در انتقال آموزه هاي ديني، مخاطب را نسبت به آن آموزه ها بد بين مي کنيم.
 
7- عملياتي نکردن مفاهيم دين در زندگي
اگر اعمال و اذکار دين را بتوان با زندگي امروزي مردم گره زد، و دين را در بطن زندگي آنها نشان داد، مطمئنا پذيرش آموزه هاي دين براي همگان آسان و لذت بخش خواهد شد.
همچنين دادن دستوراتي کاربردي در زندگي مردم، که مانع دور شدن آنها از خدا و آموزه هاي ديني شود.
امام صادق عليه السلام ـ در پاسخ به اين سؤال كه چرا نماز با آن كه مردم را از كار و رسيدن به مشكلات و نيازهايشان باز مي دارد و باعث زحمت و رنج جسمي آنهاست، واجب گرديد ـ فرمود: چون اگر فقط به آمدنِ دين و وجود كتاب (قرآن) در ميان مردم اكتفا مي شد، و عاملي نمي بود كه ياد و خاطره پيامبر را در ميانشان نگه دارد، به همان سرنوشت پيروان اديان پيشين دچار مي شدند. آنها نيز براي خود ديني و كتابي داشتند و عدّه اي را به سوي آيين خود فرا خواندند و در راه آن با آنان جنگيدند، اما با رفتن آنها، دين و آيينشان هم كهنه شد و از بين رفت. خداوند تبارك و تعالي چنين خواست كه مسلمانان نام و ياد محمّد صلي الله عليه وآله، و دين او را از ياد نبرند؛ از اين رو، نماز را بر ايشان واجب فرمود، تا روزي پنج مرتبه به ياد او باشند و نامش را به زبان آورند، و آنان با نماز و ياد خدا سر بندگي فرود آورند، تا مبادا از ياد خدا غافل شوند و فراموشش كنند و در نتيجه ياد و نامش محو شود.(ميزان الحكمه 6، ص 283، حديث 10730 )
 
نوشته داريوش عشقي – گروه دين و انديشه تبيان
 



 
تعداد بازديد:2651 آخرين تغييرات:89/10/01
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر