یکشنبه 27 مرداد 1398 - 16 ذي الحجه 1440 - 18 آگوست 2019
صفحه اصلي/كودك و نوجوان

پاسخ زیبای خداوند

پاسخ زيباي خداوند

گفتگوي دوست داشتني ما با خدا
 
 
 
همه ما پنهاني و در نهان، دل گفته هايي با خدا داريم، کسي از آن خبر ندارد و خود مي گوييم و خدا شنونده است...
گفتم: خسته‌ام
گفت: “لاتقنطوا من رحمة الله” از رحمت خدا نااميد نشيد (زمر)
 
گفتم: انگار، مرا فراموش کرده اي!
گفت: “فاذکروني اذکرکم” منو ياد کنيد تا ياد شما باشم (بقره)
 
گفتم: تو بزرگي و نزديکيت براي منِِِ کوچک، خيلي دوره! تا آن موقع چه کار کنم؟
گفت: “واتبع ما يوحي اليک واصبر حتي يحکم الله” کارهايي که به تو گفتم انجام بده و صبر کن تا خدا خودش حکم کند (يونس)
 
گفتم: خيلي خونسردي! تو خدايي و صبور! من بنده‌ات هستم و ظرف صبرم کوچک است… يک اشاره‌ کني تمامه!
گفت: “عسي ان تحبوا شيئا و هو شر لکم” شايد چيزي که تو دوست داري، به صلاحت نباشد (بقره)
 
گفتم: “انا عبدک الضعيف الذليل…” اصلا چطور دلت مياد؟
گفت: “ان الله بالناس لرئوف رحيم” خدا نسبت به همه‌ي مردم (نسبت به همه) مهربان است (بقره)
 
گفتم: دلم گرفته
گفت: “بفضل الله و برحمته فبذلک فليفرحوا” (مردم به چي دلخوش کردن؟!) بايد به فضل و رحمت خدا شاد باشند (يونس)
 
گفتم: اصلا بي‌خيال! توکلت علي الله
گفت: “ان الله يحب المتوکلين” خدا آنهايي را که توکل مي‌کنند دوست دارد (آل عمران)
 
گفتم: خيلي چاکريم! ولي اين بار، انگار گفتي: حواست را خوب جمع کن!
گفت: “و من الناس من يعبد الله علي حرف فان اصابه خير اطمأن به و ان اصابته فتنة انقلب علي وجهه خسر الدنيا و الآخره” بعضي از مردم خدا را فقط به زبان عبادت مي‌کنند. اگر خيري به آنها برسد، امن و آرامش پيدا مي‌کنند و اگر بلايي سرشان بيايد تا امتحان بشوند، رو گردان مي شوند. خودشان در دنيا و آخرت ضرر مي‌کنند (حج)
 
گفتم: چقدر احساس تنهايي مي‌کنم؛
گفت: “فاني قريب” من که نزديکم (بقره)
 
گفتم: تو هميشه نزديکي؛ من دورم… کاش مي‌شد به تو نزديک بشوم
گفت: “و اذکر ربک في نفسک تضرعا و خيفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال” هر صبح و عصر، پروردگارت رو پيش خودت، با خوف و تضرع، و با صداي آهسته ياد کن (اعراف)
 
گفتم: دوست دارم مرا ببخشي
گفت: “و استغفروا ربکم ثم توبوا اليه” پس از خدا بخواهيد شما را ببخشد و بعد توبه کنيد (هود)
 
گفتم: با اين همه گناه… آخر چه کاري مي‌توانم بکنم؟
گفت: “الم يعلموا ان الله هو يقبل التوبة عن عباده” مگر نمي‌دانيد خداست که توبه را از بنده‌هايش قبول مي‌کند؟! (توبه)
 
گفتم: ديگر روي توبه ندارم
گفت: “الله العزيز العليم غافر الذنب و قابل التوب”(ولي) خدا عزيز و دانا است، او آمرزنده‌ي گناه هست و پذيرنده‌ي توبه (غافر/)
 
گفتم: با اين همه گناه، براي کدام گناهم توبه کنم؟
گفت: “ان الله يغفر الذنوب جميعا” خدا همه‌ي گناه‌ها را مي‌بخشد (زمر)
 
گفتم: يعني اگر باز هم بيابم؟ بازهم مرا مي‌بخشي؟
گفت: “و من يغفر الذنوب الا الله” [چرا که نه!] به جز خدا کيه که گناهان را ببخشد؟ (آل عمران)
 
ناخواسته گفتم: “الهي و ربي من لي غيرک” اي خدا و پروردگار من! [آخر] من جز تو که را دارم؟
گفت: “اليس الله بکاف عبده” خدا براي بنده‌اش کافي نيست؟ (زمر)
 
گفتم: در برابر اين همه مهربانيت چه کار مي‌توانم بکنم؟
گفت: “يا ايها الذين آمنوا اذکروا الله ذکرا کثيرا و سبحوه بکرة و اصيلا هو الذي يصلي عليکم و ملائکته ليخرجکم من الظلمت الي النور و کان بالمؤمنين رحيما” اي مؤمنين! خدا را زياد ياد کنيد و صبح و شب تسبيحش کنيد. او کسي هست که خودش و فرشته‌هايش بر شما درود و رحمت مي‌فرستند تا شما را از تاريکي‌ها به سوي روشنايي بيرون بياورند. خدا نسبت به مؤمنين مهربان است. ( احزاب)
 
گفتم: هيچ کسي نمي‌داند تو دلم چه مي‌گذرد
گفت: “ان الله يحول بين المرء و قلبه” خدا حائل هست بين انسان و قلبش! (انفال)
 
گفتم: غير از تو کسي را ندارم
گفت: “نحن اقرب اليه من حبل الوريد” ما از رگ گردن به انسان نزديک‌تريم (ق)
 
با خودم گفتم:
خداوند!… خالق هستي!… با فرشته‌هايش!… به ما درود مي‌فرستند تا هدايت شويم؟!
پس بايد ثابت کنم که شايسته‌ي سلام و درود عرشيانم بايد گوهر درونم را از هرچه زنگار پاک کنم.
 
تهيه و تنظيم: مهديه زمردکار
 



 
تعداد بازديد:1688 آخرين تغييرات:89/10/02
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر