چهارشنبه 21 آذر 1397 - 4 ربيع الثاني 1440 - 12 دسامبر 2018
صفحه اصلي/اجتماعي(جوانان، خانواده، بانوان و...)

تجربه ای به نام مزاحمت خیابانی

fiogf49gjkf0d

تجربه اي به نام مزاحمت خياباني

اجتماعي-در اين روزها اگر خانم باشيد، تفاوتي ندارد؛ در هر سن و با هر شکل و حالتي تا حالا احتمالا مي بايست چنين تجربه‌اي را داشته باشيد. کنار خيابان در انتظار تاکسي ايستاده‌ايد و در اين فاصله چندين ماشين با مدل‌هاي مختلف جلوي پاي شما ترمز مي‌کنند.


اين افراد نه تاکسي هستند و نه مسافر کش بلکه افرادي هستند که به خود جسارت داده و درباره يک زن به عنوان سوژه جنسي قضاوت مي کنند.در واقع صرف نظراز ظاهر يک زن، تحصيلات،پايگاه اجتماعي و يا حتي وضعيت تاهل  او اين افراد به  ايجاد مزاحمت مشغولند و متاسفانه مزاحمت براي بانوان تبديل به يک بيماري همه پير اجتماعي شده است.اين مزاحمتها از طرف صرقا طبقه و يا قشر خاصي نيست . در واقع مزاحمان خياباني گروه ناهمگون و متفاوتي هستند.جوان، نوجوان، ميانسال  و عموما در هر شغل و طبقه اجتماعي...اما در يك مشخصه مشتركند. همه آنها مردند.
طبق بررسي هاي انجام شده ، بيشترين مزاحمت‌ها عبارتند از: بوق زدن اتومبيل ها و اصرار به سوار شدن،تنه زدن عمدي به زنان ،متلک گفتن، خطاب قرار دادن با الفاظ رکيک ، ويراژ دادن و حرکات نمايشي موتورسواران و تعقيب زنان توسط مردان در اماکن خلوت.
طبق بررسي هاي انجام شده ، بيشترين مزاحمت‌ها عبارتند از: بوق زدن اتومبيل ها و اصرار به سوار شدن،تنه زدن عمدي به زنان ،متلک گفتن، خطاب قرار دادن با الفاظ رکيک ، ويراژ دادن و حرکات نمايشي موتورسواران و تعقيب زنان توسط مردان در اماکن خلوت.
به نظر مي رسد مزاحمت خياباني به عنوان يک ناهنجاري اجتماعي و کجروي مورد تحليل قرار گيرد. آسيب يا كجروي اجتماعي به هر نوع عمل فردي يا جمعي اطلاق مي‌شود كه در چارچوب اصول اخلاقي و قواعد عمل جمعي عام رسمي يا غيررسمي جامعه محل فعاليت كنشگران قرار نمي‌گيرد و در نتيجه با منع قانوني و يا قبح اخلاقي و اجتماعي روبرو مي‌گردد.آسيب‌هاي اجتماعي پديده‌هايي متنوع، نسبي و متغيرند. پرخاشگري و جنايت، خودكشي، اعتياد و قاچاق مواد مخدر، جرائم مالي، اقتصادي و سرقت نمونه‌هايي از آسيب‌هاي اجتماعي جامعه امروزي ايران هستند كه كم و كيف آنها برحسب زمان و مكان (يعني حال، نسبت به گذشته و در شهرها نسبت به روستاها) تغيير مي‌كنند. در باره آسيبهايي مانند اعتياد،سرقت و يا انواع جنايتها تحليلهاي به نسبت خوبي در فضاي علمي ايران انجام شده است.اما آسيب اجتماعي مزاحمت براي زنان علي رغم گستردگي و فراگيري اش فعاليتهاي علمي براي شناخت و اقدامات لازم براي پيشگيري انجام نشده است.به همين خاطر تا حال هيچ آماري در مورد اين رفتار و اعمال ضد ارزشي ارائه نشده است، اما به طور حتم اكثر بانوان با هر گروه سني و هرگونه پوشش و تركيب ظاهري با اين گونه مزاحمتها مواجه شده اند، كه متأسفانه هيچ تناسبي با تمدن ،فرهنگ و سابقه اعتقادي ما ندارد.
اين آسيب مهم اجتماعي داراي عوارض بسيار ناگواري براي بانوان و خانواده ها و نهايتا جامعه است.عوارضي همچون آسيب شخصيتي، خشم، اضطراب و دلهره، افت تحصيلي، تزلزل بنياد خانواده و از دست رفتن حس اعتماد، باعث بروز بسياري از مشکلات رواني در جامعه مي شود.
اين آسيب مهم اجتماعي داراي عوارض بسيار ناگواري براي بانوان و خانواده ها و نهايتا جامعه است.عوارضي همچون آسيب شخصيتي، خشم، اضطراب و دلهره، افت تحصيلي، تزلزل بنياد خانواده و از دست رفتن حس اعتماد، باعث بروز بسياري از مشکلات رواني در جامعه مي شود.
اما سوال مهمي که در اين مجال مي بايست به آن پرداخته شود اين است که چرا مزاحمت براي زنان به عنوان يک ناهنجاري اجتماعي در حال گسترش و تبديل به يک بيماري عمومي و فراگير در حوزه جامعه است؟در اين راستا مي توان به دلايل زير اشاره کرد:
1-فاصله بين بلوغ جسمي و بلوغ اجتماعي:
اين  نگاه بر اين باور است که به دليل تغيير الگوهاي زيست در  جامعه، بين بلوغ طبيعي و بلوغ عرف اجتماعي فاصله ايجاد شده است. در گدشته و جامعه سنتي سن ازدواج پايين بود اما الان با تفاوت شرايط اجتماعي بين 10 تا 15 سال ميان اين دو بلوغ و ازدواج فاصله افتاده است.در جامعه ما هيچ طرحي براي پر کردن اين فاصله وجود ندارد. با بالا رفتن سن ازدواج به علت لزوم اتمام تحصيلات،سربازي، عدم يافتن شغل مناسب،مسکن و ... بخشي از نيازهاي طبيعي بي پاسخ مانده و چون به صورت منطقي امکان پاسخ گويي نيست به شکل کجروانه و ناهنجار در شکل مزاحمتهاي خياباني بازنمود پيدا مي کند. بنابراين بخشي از مزاحمت‌هاي خياباني ناشي از همين فاصله است که جامعه براي آن هيچ راهکاري ندارد و رهايش کرده است
2-نگاه نادرست جنسيتي حاکم بر برخي اقشار:
نکته دومي که در تحليل آسيبهاي مربوط به مزاحمتهاي خياباني وجود دارد اين است که نوعي نگاه ضد اسلامي و ضد
اخلاقي در برخي اقشار و جود دارد و آن فرو کاهيدن نقش زن نه به عنوان انسان بلکه به عنوان يک سوژه جنسي است.در بررسي معضل مزاحمت‌هاي خياباني به اين مساله نيز مي‌رسيم که در فرهنگ مردسالاري، زنان نه به عنوان انسان، بلکه به عنوان سوژه جنسي ديده مي‌شوند.
3- مردان خياباني:
مردان خياباني به كساني اطلاق مي شود كه بيشترين وقت خود را در خيابان سپري مي كنند. اين افراد خيابان را منبع كسب درآمد تلقي مي كنند يا به عبارت ديگر خيابان را به عنوان منبعي جهت برآورده كردن نيازهاي عاطفي، رواني و جنسي خود مي دانند. وي مي افزايد اين افراد كساني هستند كه به نوعي از خانواده خود طرد شده يا خانواده آنها از بافت منسجم و ساختار بهنجار برخوردار نيست و از سوي ديگر اين افراد به گونه يي براي ارضاي نيازهاي خود به محيطي غير از خانه و خانواده متوسل مي شوند.اين گونه افراد بيشترين نقش را در ايجاد مزاحمت براي بانوان دارند.
4- عدم و يا ضعف اجراي قانون :
طبق ماده 619 قانون مجازات اسلامي «هر كس در اماكن عمومي يا معابر متعرض يا مزاحم اطفال يا زنان بشود يا با الفاظ و حركات مخالف شؤون و حيثيت به آنان توهين نمايد،به حبس از دو تا شش ماه و تا 74 ضربه شلاق محكوم خواهد شد». اما متاسفانه عملا برخوردها با اين جرايم فصلي و مقطعي بوده و احکام و مجازات هاي لازم براي آن در نظر گرفته نمي شود. اگر چه طرحهاي ضربتي مانند مبارزه با بدپوششي ويا مبارزه با نواميس مردم به صورت مقطعي انجام مي شود اما حضور گشتهاي حمايت از زنان دربرابر مزاحمتهاي خياباني و مجازات قاطع بزهکاران هنوز عملياتي نشده است.
5-بدپوششي بانوان :
عده اي از پژوهشگران بر اين باورند که رفتار و کردار، نوع پوشش و آرايش همچنين نحوه سلوک زنان علت بيش از 90 درصد مزاحمت هايي است که براي آنها در هنگام تردد در معابر و خيابان هاي شهري ايجاد مي شود.
در اين ميان نوع پوشش افراد نخستين شاخصه و معيار قضاوت درباره آنها است، از اين رو هنگامي که فردي با مشکلات اخلاقي با زني که هنجارها و ارزش هاي اجتماعي را در سبک رفتار و لباسي که بر تن دارد رعايت نکرده است مواجه مي شود به خود اين اجازه را مي دهد که قدم در حريم خصوصي وي بگذارد.
نتيجه گيري:
در علوم اجتماعي هيچ پديده اي صرفا يک دليل ندارد.به نظر مي رسد که مجموعه اي از عوامل باعث تشديد اين نا هنجاري و آسيب اجتماعي در جامعه امروز ايران شده است.راهبردهايي مثل تشديد مبارزه قانوني با مزاحمين نواميس از اقدامات کوتاه مدتي است که مي تواند بر کاهش بروز اين ناهنجاري کمک کند.اما اين امر کافي نبوده بلکه از ميان بردن زمينه هاي اجتماعي اين معضل مانند افزايش سن ازدواج،تصحيح نگاه درباره جنس مخالف و آموزش رففتار صحيح در قبال انسان با جنس ديگر و ارتقاي پوشش بانوان در ميان مدت و بلند مدت مد نظر قرار گيرد.
 هنگامه سهرابي
گروه جامعه و ارتباطات

تعداد بازديد:1001 آخرين تغييرات:89/10/14
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر