جمعه 2 اسفند 1398 - 27 جمادي الثاني 1441 - 21 فوريه 2020
صفحه اصلي/خانواده

رزومه ی ازدواج

fiogf49gjkf0d

رزومه ي ازدواج

چه احساس نيازي در محيط دانشگاه کرديد که به عنوان يک روحاني پا در اين مسير گذاشتيد؟


مدتي است که حجت الاسلام فضلعلي کمر همت بسته و عزم خود را جزم کرده براي تزويج دانشجويان ، اما اين بار با سبک و حال و هواي خاص خودش . با نماينده نهاد رهبري در دانشگاه خواجه نصير در اين خصوص به گفت و گو نشستيم .

تبيان: چه احساس نيازي در محيط دانشگاه کرديد که به عنوان يک روحاني پا در اين مسير گذاشتيد؟
که يک مجموعه هاي اطلاعاتي و يا به تعبير من رزومه ي ازدواج را در دانشگاه آماده کنيد تا اشخاصي که مايل هستند آنها را پر کنند وعلايق وسلايق و تمايلات خود را در زمينه ي انتخاب همسر درآن ثبت کنند که پس از تحليل جنابعالي و همکارانتان موارد مورد نظر جهت جلسه ي آشنايي دعوت شدند.
حدود ده سال پيش که من فعاليت خود را در دانشگاه آغاز کردم دانشجوها در حاشيه ي درس و بحث و مباحث فرهنگي براي ازدواج به من مراجعه مي کردند و از من طلبه انتظار داشتند که در اين راستا به آنها کمک کنم وحتي واسطه شوم و مثلا با دختر خانمي صحبت کنيم و به تعبيري ازاو خواستگاري کنم و يا مواردي پيش مي آمد که با خانواده ي دختر صحبت کنم. لذا کم کم وارد اين مسير شدم و احساس کردم که توان و ذوق اين کار را دارم و مراجعه ها هر روز بيشتر از ديروز مي شد و کار زماني بهتر شد که به  دنبال اين پيگيري ها کار پيش رفت و ازدواج هايي که از اين راه، باب آشنايي اش فراهم شده بود به ثمر نشست. وقتي مراجعه ها بيشتر شد ،ما هم وقت بيشتري گذاشتيم و تبليغ کرديم صحبت کرديم و دانشجويان زيادي براي امر خير ازدواج مراجعه کردند و الان هم مي کنند. اين حرکت از دانشگاه علوم پزشکي کردستان شروع شد و بعد دانشگاه علم و صنعت و هم اکنون هم در دانشگاه خواجه نصير در حال انجام است در حال حاضر يک نظم و انسجام و سيستم خاصي به اين کار داده ام و زونکن و اطلاعات کاملاً مستند موجود است .پس در جواب سئوال شما بايد بگويم که به دنبال مراجعه ي آقايان و اقدام ما اعتماد خانواده ها و دخترخانم ها جذب شد و اين کار هم اکنون در حال انجام و پيگيري است.
تبيان: آيا صلاح نمي دانيد که اين خدمات به صورت يک سايت اينترنتي ارائه شود؟
ابزارهاي لازم براي اين کار فراهم شده اما ملاحظاتي در اين خصوص وجود دارد که تصميم گرفتم هنوز به اين شکل ارائه نشود. بعضا در تجربه هاي مشابه ديده شده که سوءاستفاده هايي صورت گرفته است با توجه به اينکه متولي اين کار نهاد رهبري است و کار بايد با رعايت و مصالحي انجام شود که خداي نکرده جاي سئوال نماند فعلاً اين کار صورت گرفته است.
تبيان: اين کار که شما آغاز کرده ايد و در حال انجام است با اين بحث ازدواج دانشجويي چه فرقي دارد. تلقي من اين بود که در موضوع ازدواج دانشجويي هم همين خدمات توسط بخش هاي فرهنگي مرتبط و دست اندرکار انجام مي شد؟
اين دو مبحث کاملاً دو فاز جدا هستند در ازدواج دانشجويي اشخاص همديگر را پيدا کرده اند و با هم آشنا شده اند و تصميم به تشکيل زندگي مشترک گرفته اند و نهادهاي رهبري موظف بودند براي آنها جشن بگيرند،به آنها تسهيلات اعطا کنند به مسافر و گردش و سياحت و زيارت ببرند و تبليغات کنند تا سنت ازدواج در بين جوانان نهادينه شود.
بحث ما ناظر به معرفي افراد به همديگر ومشاوره و رفع مشکل بکنيم و حتي اگر لازم بود به خواستگاري همراه بچه ها برويم و با خانواده ها صحبت کنيم و اگر گرهي در کار ايجاد شد آن را حل کنيم.
فضلعلي
تبيان: آيا در اين مواردي که منجر به ازدواج شده آيا موردي هم بوده که شما به خواستگاري از طرف پسر رفته باشيد؟ مواردي بوده که پسر دانشجويي بوده که در خوابگاه بوده و ما با هماهنگي خانواده ي پسر که در شهرستان بودند جهت جلسه معارفه به همراه شان رفتم تا مقدمات فراهم شود تا در صورت پسند و رضايت طرفين جلسه بعدي با حضور خود والدين خود شخص برگزار شود.
شايد اين کار در حالت عادي خيلي براي خانواده ي دختر سخت باشد اما به اعتبار يک روحاني که آنهم در نهاد نمايندگي رهبري در دانشگاه مسئوليت دارد ما را پذيرفته اند تا مقدمات آشنايي دختر و پسر و خانواده ي دختر با پسر برقرار شود و راه براي خواستگاري رسمي باز شود.
ما به دو شکل اين موضوع نگاه کنيم شکل اول آموزه هاي ديني و رواياتي است که در اين خصوص به ما توصيه هاي مفصلي دارند. قسمت ديگر تجربياتي است که در طول اين مدت با اطلاع از حساسيت هايي که دختر و پسر در هنگام ازدواج دارند برايمان پيش آمده است.
تبيان: شما يک سري اطلاعات از دختر و پسر داريد. اين اطلاعات را سنجش  و تحليل مي کنيد که کدام دو دسته از اين افراد با هم مي توانند تشکيل زندگي بدهند. حاصل تجربيات شما يک سري اطلاعات است که به شما کمک مي کند دراين خصوص قضاوت  کنيد. امکان دارد بفرماييد که حاصل اين تجربيات به صورت مدون به چه ويژگي هاي مشترکي در تشکيل خانواده و ازدواج ختم شده است؟
ما به دو شکل اين موضوع نگاه کنيم شکل اول آموزه هاي ديني و رواياتي است که در اين خصوص به ما توصيه هاي مفصلي دارند. قسمت ديگر تجربياتي است که در طول اين مدت با اطلاع از حساسيت هايي که دختر و پسر در هنگام ازدواج دارند برايمان پيش آمده است. در واقع يک ميانگين يا معدلي به دست آمد که مي تواند به کل جمع سرايت پيدا کند و براي اينکه درصد موفقيت بالا برود اين مسائل را مطرح کرديم.
فضلعلي
تبيان: آيا اين مستند است و آيا در يک جامعه آماري سنجش شده اند؟
به اين شکل به طور مستند نه، اما به طورمتعارف توانسته ايم اين کار را بکنيم و درکي از انتظارات طرفين پيدا کنيم.
تبيان: با توجه به اين تجربيات، شما به تعبير من به يک سري فاکتورها و ويژگي هاي هم کفوي دست پيدا کرده ايم لطفا در اين خصوص توضيح دهيد؟
فاکتورهاي اصلي ايمان و اخلاق است .
تبيان: من به اين مساله يک ايرادي دارم و اينکه اين فاکتور ايمان و اخلاق که مسائل رياضي نيستند که بتوانند آنها را با خط کش اندازه گيري کرد؟
براي پسر و دختري که مراجعه کرده و از ما کمک مي خواهند و سئوال مي کنند که ما چه فاکتورهايي را بايد براي ازدواج در نظر بگيريم  اين مطلب را تشريح مي کنيم نه اينکه ما ايمان و اخلاق طرفين را سنجش کنيم. يعني براي کسي که مشاوره مي خواهد مي گوييم اين معيارها را بايد مدنظر قرار دهد و در طرف مقابل آن را ارزيابي کند.
يعني اول ما فاکتورهاي هم کفوي است. و نکته ي بعدي راههاي شناخت همين فاکتورها که اين را هم تشريح مي کنيم ما از کجا بايد بفهميم که طرف مقابل اين ويژگي هايي که ما عنوان کرديم را داراست براي اين موضوع از 4 عامل کمک مي گيريم اول بحث گفتگوست، تا مرد سخن نگفته باشد عيب و هنرش نهفته باشد امام علي فرمودند که شخصيت هر کسي در زير زبانش است. يعني تا شخصي حرفي نزده باشد او را نمي شناسيم
وقتي يک دختر و پسر يک ساعت با هم صحبت کنند همديگر را ارزيابي مي کنند اينکه چقدر مايه ي ديني دارند مشخص مي شود اينکه مي توانند از همديگر درک متقابلي داشته باشد مورد ديگر بحث پرس و جو است. و خود اين پرس و جو و تحقيق شامل پرس و جو از دوستان، از فاميل و همسايه خود اين  دوست از فرمايشات امام صادق است. که هر کسي را  مي خواهي بشناسي از دوستانش بشناس دوست از آدم هاي شناخت خيلي خوبي دارند. دانشجوياني که در خوابگاه کنار هم زندگي مي کنند مطمئنا شناخت خوبي از هم اطاقي شان دارند. اخلاق روحيات علايق را خوب مي دانند. چه بسا اين 4 تا را همگي لازم نباشند اما اينها را براي حصول به نتايج بايد دنبال کنند.
اما 6 تا فاکتور فرعي چه هستند. فاکتور فرعي يعني چه؟ يعني اگر آن 2 تايي اول وجود داشت به خاطر اين 6 فاکتور مخالفت نکنيم و روي اينها خيلي حساسيت نشان ندهيم و ازدواج را به خاطر آن به تعطيلي نکشانيم. اگر 2 فاکتور اصلي پررنگ بود و اينها کمرنگ بودند نبايد زياد سخت گيري نکنيم.
اول تناسب فرهنگي: اهل يک فرهنگ و با يک آداب و رسوم باشند و زبان باشند تا بتوانند همديگر را هضم کنند حتي بهتر است بگويم اهل يک قوميت باشند تا در زندگي جر و بحثي پيش نيايد و عقب گردي صورت نگيرد.
دوم تناسب اقتصادي، اينکه فاصله ي اقتصادي دختر و پسر با هم کم باشد. وضع اقتصادي بالفعل و بالقوه پسر بهتر است از دختر بهتر باشد. يعني وقتي دختر وارد يک زندگي جديد مي شود اين زندگي به کام دختر شيرين باشد تا زمينه اعتراض ها و بگوومگوها و نق زدن ها فراهم  نباشد. اين زندگي براي هر دو دلچسب تر خواهد بود.
به نظر من دو تا فاکتور اساسي، اصل بنيادي و بايدي است و شش فاکتور ديگر متغير است. با اين تقسيم بندي اين دو فاکتورها بايد حتماً وجود داشته باشند اما شش فاکتور ديگر خيلي وابسته به شرايط است.
فاکتورهاي اصلي ايمان و اخلاق است .
نکته سوم: تناسب قد و قيافه است که زيبايي دختر و پسر مي بايست با هم متناسب باشد. يعني حتي قد دختر و پسر يا اندام آنها از حيث چاقي و لاغري با هم متناسب باشد که در مجموع اينها را مي گويند که قيافه شان به هم بخورد. در اينجا زيبايي دختر از پسر بيشتر باشد. پسر دنبال کسي مي گردد که از خودش زيباتر باشد و بتواند دل و قلب او را احاطه کند. حتي در مورد قد مي گويم که جوري نباشد که انگشت نما بشوند.
به نظر من دو تا فاکتور اساسي، اصل بنيادي و بايدي است و شش فاکتور ديگر متغير است. با اين تقسيم بندي اين دو فاکتورها بايد حتماً وجود داشته باشند اما شش فاکتور ديگر خيلي وابسته به شرايط است.
فاکتورهاي اصلي ايمان و اخلاق است .
فاکتور چهارم: بحث تناسب خانوادگي است.
 فاکتور بعدي تناسب مدرک تحصيلي است. مدارکشان به هم نزديک تر باشد و در اينجا توصيه مي کنيم که يا هم سطح باشند و يا حداقل مرد يک درجه از دختر بالاتر باشد. اين موضوع باعث مي شود روح تفاهم و روح اطاعت پذيري همسر بالاتر برود.
فضلعلي
بحث آخر و ششمين مورد تناسب سني است. اگر نگاه ما به بلوغ، هم بلوغ جنسي و جسمي و فکري باشد و اين مورد در هر دو طرف احراز شده باشد بهتر است که پسر از دختر چند  سال سنش بيشتر باشد . اين را مي گويم ايده آل است.
اين فاکتورها، فاکتورهاي متغير است اما يک نکته کلي در مورد تک تک اينها بايد عرض کنم که من ايده آل هر يک را عنوان کردم اما بايد به اين نکته دقت داشت که اگر در طرفين اخلاق و ايمان به نحو مطلوب وجود داشته باشد اگر ساير موارد هم کم و کسر بشود هيچ ايرادي ندارد. مثلا اگر دختري يک سال از پسر بزرگ تر بود و همه ي مواردي که گفتم صادق بود و همديگر را هم پسنديده بودند و تناسب اخلاق و ايمان وجود داشت، توصيه ي ما در اين مورد انجام ازدواج است. خيلي از اوقات مادر پسرها در مورد زيبايي دختر ايراداتي مي گيرند.دراين خصوص به آنها توصيه مي کنيم که با توجه به اينکه اين دو جوان همديگر را پسنديدند و ساير فاکتورها برقرار است مانعي براي ازدواج شان نباشند. حرف من اين است که وقتي در دو اصل اصلي ايمان و اخلاق اطمينان حاصل شد در مورد ساير فاکتور نبايد حساسيت بي مورد نشان داد. اما نکته ي بعدي راههاي شناخت همين فاکتورهاست. اينکه از کجا بايد بفهميم که طرف مقابل اين ويژگي هايي که ما عنوان کرديم را داراست. براي اين موضوع از 4 عامل کمک مي گيريم. اول بحث و گفتگوست، تا مرد سخن نگفته باشد عيب و هنرش نهفته باشد. امام علي(عليه السلام) فرمودند که شخصيت هر کسي در زير زبانش است، يعني تا شخصي حرفي نزده باشد او را نمي شناسيم.
وقتي يک دختر و پسر يک ساعت با هم صحبت کنند همديگر را ارزيابي مي کنند. اينکه چقدر مايه ي ديني دارند مشخص مي شود، مورد ديگر بحث پرس و جو است  و خود اين پرس و جو و تحقيق شامل پرس و جو از دوستان، از فاميل و همسايه است. از فرمايشات امام صادق(عليه السلام) است که فرمودند هر کسي را مي خواهي بشناسي از دوستانش بشناس. دوست از آدم هاي شناخت خيلي خوبي دارد. دانشجوياني که در خوابگاه کنارهم زندگي مي کنند مطمئنا شناخت خوبي ازهم اطاقي شان دارند. اخلاق، روحيات و علايق همديگر را خوب مي دانند. چه بسا اين همه تا را همگي لازم نباشند اما اينها را براي حصول به نتايج بايد دنبال کنند.
فضلعلي
تبيان: مواردي در دانشگاه هست که جلسه ي معارفه هم برقرار مي شود اما منجر به ازدواج نمي شود. اين دو نفر در يک دانشگاه و يا يک دانشکده و يا حتي رشته تحصيل مي کنند و امکان دارد بعداً چشم در چشم همديگر را بارها ببينند آيا فکر نمي کنيد اين مطلب ايجاد تعارض کند؟
 تا اين لحظه، موردي که باعث دردسر شده باشد، اينکه ما بي دقتي کرده باشيم و آينده نگري نکرده باشيم هنوز پيش نيامده است. ما به اين خاطر که مراجعات مان در سال هاي اخير زياد شده است يک کار جديد انجام داده ايم و آن اينکه فرم هايي تدوين و تهيه کرده ايم که در آن فرم ها، اطلاعات هر يک از اشخاص به همراه علاقه مندي ها و سلايق در آن مي شود و نام اشخاص حذف شده و کدبندي گرديده که فقط ما مي دانيم که مربوط به چه شخصي اعم از دختر و پسر است. هنگام مراجعه ي اشخاص اين زونکن در اختيارشان قرار مي گيرد واشخاص مي توانند اطلاعات اشخاص را مطالعه کنند و شخص مناسب را انتخاب کنند. يعني مواردي هست که براي يک شخص مهم است و براي شخص ديگر شايد مهم نباشد. در اين حالت خود شخص علايق، سلايق و ديدگاه هاي مورد نظر خودش را از بين اين اطلاعات جستجو مي کند. مثلاً شخصي مي گويد که من مي خواهم همسر من حتماً همشهري خودم باشد. اين باعث مي شود که فقط با توجه به استان و يا هر محل اقدام به انتخاب کند. مثلاً شايد از ديد ما اينکه جمعيت در خانواده کم يا زياد باشد خيلي مهم نباشد اما براي يک دختر و يا يک پسر اين مطلب اهميت دو چندان داشته باشد.بعد در مرحله بعد قرار ملاقات بين دختر و پسر گذاشته شود تا همديگر را ببينند. دراين حالت درصد خطا خيلي کمتر مي شود.
يکي از مطالب مهمي که عنوان مي کنيم اين است که کسي را که مورد اعتماد هر دو نفر هست و هر دو نفر به او اطمينان داريد را به عنوان مرجع و ملجا خودتان قراردهيد که در اختلاف ها به اومراجعه کنيد و مشکلات فرضي بوجود آمده را با او حل و فصل کنيد
 تبيان: من يک انتقاد کلي به اين موضوع دارم.اشخاص در دوره ي دانشجويي از خانواده عموماً دور هستند و در خوابگاه اين کمبود عاطفي،آنها را به سمت ازدواج سوق مي دهد در حاليکه فاقد بلوغ فکري کامل براي ازدواج اند يعني به نظر من يک دانشجوي کارشناسي که تا سن 22 سالگي درسش تمام مي شود بلوغ کامل روحي و رواني و فکري براي مواجه شدن با موضوع ازدواج را ندارد و دوم اينکه پيگيري بعدي در مورد نتيجه ي اين ازدواج در جايي نداريم. نظر شما در اين مورد چيست؟ آيا فکر مي کنيد که رصد کردن اين زوج بعد از ازدواج مهمتر از خود به هم رساندن اين دو نفر نيست؟
ما رصد نمي کنيم اما رصد مي شوند، مواردي که ما داشتيم اختلاف و يا بگوومگو بوده است اما طلاق خير. آنها تماس گرفته اند و با ما ارتباط خودشان را حفظ مي کنند. مواردي که يا اينجا آمده اند و يا اينکه ما به منزل ايشان رفتيم و نشسته ايم و صحبت کرده ايم و موضوع را حل کرده ايم افراد با ما در ارتباط هستند حتي در حد يک استخاره.
تبيان: آيا در اين حد مي توان اکتفا کرد و از اين مطلب به عنوان ارتباط و رصد کردن تعبير کرد؟
 وظيفه ي ما در مورد اين زوج فقط آشنايي نيست بلکه مشاوره هم هست. يعني دختر و پسر وقتي به ما مراجعه مي کنند به آنها خدمات مشاوره هم ارائه مي شود تحت عنوان دو موضوع. اول کليدهاي خوشبختي و دوم راههاي اصلاح که درجلسات مشاوره اين مباحث را در حضور هر دو شخص مطرح مي کنيم. در کليدهاي خوشبختي عناوين مهم را مطرح مي کنيم از صداقت شروع مي شود ازعذرخواهي و عذرپذيري در خانواده، از وفا و صفا و تعهد به خانواده به تفصيل صحبت مي شود.
يکي از مطالب مهمي که عنوان مي کنيم اين است که کسي را که مورد اعتماد هر دو نفر هست و هر دو نفر به او اطمينان داريد را به عنوان مرجع و ملجا خودتان قراردهيد که در اختلاف ها به اومراجعه کنيد و مشکلات فرضي بوجود آمده را با او حل و فصل کنيد. او را به عنوان کسي که  تجربه بيشتر دارد به عنوان يک راه مطمئن انتخاب کنند و نه لزوماً وقتي يک مشکلي بوجود مي آيد بلکه به عنوان امين زندگي خود و رافع اختلاف قرار دهند.
تبيان -  بخش خانواده ايراني



 
تعداد بازديد:1553 آخرين تغييرات:89/10/21
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر