چهارشنبه 30 آبان 1397 - 13 ربيع الاول 1440 - 21 نوامبر 2018
صفحه اصلي/ايران و جهان


 
 


 










 


 












خروجي RSS

اذعان اسرائيل به بي‌اثري تحريم‌ها

fiogf49gjkf0d

اذعان اسرائيل به بي‌اثري تحريم‌ها

برخي مقامات صهيونيستي ماه گذشته به انتقاد از اتحاديه اروپا پرداخته و با بيان اينكه كشورهاي اروپايي، اسرائيل را به استهزاء گرفته‌اند، تصريح كرده بودند: اروپايي‌ها صبح تحريم عليه ايران را تصويب مي‌كنند، شب 1200 شركت اروپايي براي عقد قراردادهاي تجاري تازه با ايران صف مي كشند.

 


به گزارش خبرنگار گروه "فضاي مجازي " خبرگزاري فارس، روزنامه كيهان ستون اخبار ويژه امروز سه‌‌شنبه خود را به موضوعات زير اختصاص داد:

* جاي خودكشي دسته جمعي ماه رمضان روزه مان را بخوريم!

يك سلطنت‌طلب مقيم آمريكا تصريح كرد پسر دوم محمدرضا پهلوي قرباني دعواي حيدري نعمتي شده‌است.

مهرانگيزكار همسر سيامك پورزند درباره عليرضا پهلوي كه به تازگي با شليك گلوله‌اي در بوستون خودكشي كرد- يا كشته شد- مي‌نويسد: مادرم مي‌گفت پسر دوم شاه جنم دارد. به پدر بزرگش رضاخان رفته و مي‌تواند ايران را نجات دهد. آن زمان نمي‌فهميدم چرا بايد يك بچه دو سه ساله كه گفته مي‌شد شكل رضاشاه است بايد ايران را نجات دهد. بعدها دعواهاي حيدري نعمتي اتفاق افتاد و همچنان ادامه دارد و بچه‌اي كه او به چشمهايش اميد بسته بود دو سه روز پيش به ضرب گلوله‌اي مغز خود را پريشان كرد. كجا؟ در بوستون آمريكا. جائي كه شاه مورد علاقه مادرم و به تعبير او ناجي ايران پناه گرفته بود.

وي اضافه مي‌كند: تا دو سه روز پيش عليرضا پهلوي فقط همشهري من در بوستون بود. اي كاش به او مي‌گفتم همه ما تاج و تخت از دست داده‌ايم. به ما شبيخون زده‌اند. عليرضا پهلوي پس از مرگ گويي عضوي از خانواده‌ام شده و احساس مي‌كنم خويشاوندي را از كف داده‌ام. تبعيد هولناك است. شاه و گدا اينجا از درد مشتركي رنج مي‌برند. اينجا شاهان به همان اندازه گدايان، توجه و اعتنا را گدايي مي‌كنند. تبعيدي در هر موقعيتي كه هست تنهاست، گاه در خيال از كاه، كوه مي‌سازد و گاه از كوه كاه. شايد به تعبير هوشنگ اسدي [سلطنت طلب] ما او را كشته‌ايم. ولي اين تعبير روي ديگري هم دارد كه هوشنگ از واگويي‌اش طفره مي‌رود. روي ديگر اين است كه ما دسته جمعي خودكشي كرده‌ايم [!] اراده عليرضا بر نيستي كه رهرو راه انتخابي خواهرش ليلا شد، جاي بحثي باقي نمي‌گذارد كه اعضاي خانواده پهلوي نتوانسته‌اند از زندگي دور از ايران با وجود برخورداري از ثروت و امكانات بسيار لذت ببرند.

وي آنگاه تلاش كرد از اين خودكشي يا تسويه حساب خانوادگي سمبل مبارزات اپوزيسيوني بسازد!

در همين حال، سايت ضد انقلابي ايران گلوبال هم اين سوال را پيش كشيده كه «آيا بايد از خودكشي اعتراضي در ميان اپوزيسيون حمايت كرد؟»! و در پاسخ نوشت: عليرضا پهلوي در بوستون خودكشي كرد. بعضي‌ها تحليل‌هاي روانشناسي ارائه و بعضي هم آن را اعتراض سياسي عنوان و خودكشي اعتراضي در نوع خود با اهميت است چرا كه به عنوان يك پارادايم اعتراضي ممكن است در جنبش سبز مطرح شود.

نويسنده اين مطلب نبوغ‌آميز در عين حال چند سطر از فاز خودكشي دنده عقب گرفت و نوشت: به جاي خودكشي، راه نافرماني را بيشتر مي‌پسندم. مثلاً مي‌توان در ايران خمس و زكات نداد يا به جاي اعتصاب غذا در زندان، اقدام به روزه خواري در ماه رمضان كرد [!] راه خودكشي حتي نبايد به عنوان آخرين راه تلقي شود. هر يك نفري كه در خودكشي اعتراضي از دست برود، سرمايه‌اي از جنبش سياسي و مدني است كه از دست مي‌رود.

يادآور مي‌شود تلاش براي شستن آبروريزي جديد در ميان محافل ضدانقلاب و نسبت دادن مرگ عليرضا پهلوي به اعتراض سياسي و... در حالي است كه نامبرده اساساً در باغ بحث هاي سياسي نبوده و آخرين خبر منتشره درباره وي، صرفاً از افسردگي او به خاطر غرق شدن معشوقه اش در دريا حكايت مي كرده است. از سوي ديگر اگر خودكشي به معناي اعتراض سياسي در ميان سلطنت‌طلبان جايي داشت علي القاعده رضا ربع پهلوي به اين كار سزاوارتر بود كه فعلاً وقت خودكشي ندارد و مشغول بالا كشيدن اموال غصبي خاندان پهلوي (اموال غارت شده از ملت ايران) است.

* مي خواستيد دنده عقب بگيريد چرا هارت و پورت كرديد؟!

سردرگمي و پرخاشگري، محافل اپوزيسيون را در برگرفته است. مرور آخرين تحليل‌ها و ارزيابي‌هاي اين محافل حاكي از آن است كه اردوكشي خياباني سال گذشته به ويژه با ميدانداري اصلاح‌طلبان بيش از «يك هارت و پورت» نبوده و مقتضيات معارضه با جمهوري اسلامي مطلقاً فراهم نيست.

در همين زمينه پايگاه اينترنتي گويانيوز در سلسله مقالاتي به بررسي وضعيت جريان فتنه و براندازي پرداخت. گويانيوز در يكي از اين تحليل‌ها با اشاره به اظهارات اخير خاتمي كه بوي عقب نشيني از جنبش سبز و ساختارشكن ناكام سال گذشته مي‌دهد، نوشت: به خوبي پيش بيني مي‌شد پس از هارت و پورت سال گذشته درباره كودتاي انتخاباتي، كساني چون خاتمي دوباره بار مجازات سنگين خويش را به عنوان اصلاح‌طلب بر دوش حمل كنند و تا قله انتخابات بالا ببرند كه چه انتخاب بشوند و چه نشوند، از همان بالا دوباره رها شود و روز از نو، روزي از نو! آيا از سخنان خاتمي خنده تان مي گيرد؟ عصباني مي شويد؟ نمي دانيد كسي را كه هم رياست جمهوري و هم قوه مقننه را در دست داشته و نتوانسته هيچ كدام از اين ادعاهاي تو خالي را آن هم در شرايطي كه رقيب بسي ضعيف تر بود، محقق كند چه بناميد؟ شايد همان «تداركاتچي» بهترين عنوان باشد! اما با اين همه، پاسخي كه دريافت مي كند منفي است. كيهان روز بعد از سخنان خاتمي در سرمقاله خود به قلم حسين شريعتمداري (راست بگو، نهان مكن!) به صراحت دست رد بر سينه اصلاح‌طلبان مي‌نهد؛ «سران فتنه بايد مطمئن باشند مردم هوشياري كه 9 دي را آفريدند آنهايي را كه در «بدر» به روي قرآن شمشير كشيدند به خوبي مي شناسند و اجازه نمي دهند در «صفين» ديگري به نفاق، قرآن بر نيزه كنند». و همزمان چندتن از نمايندگان مجلس خواهان توبه و برائت «آقاي خاتمي» از «اغتشاشات سال گذشته» و «سران فتنه» مي شوند بلكه مي خواهند كه حرف هايش را نيز پس بگيرد.

اين سايت ضدانقلابي در تحليل ديگري با انتقاد از كساني كه مي گويند بايد دوباره در انتخابات آمد تا مشروعيت زدايي از رژيم كرد، نوشت: دوستان سخن از مشروعيت زدايي از سيستم حاكم بر ايران مي كنند، پرسش اصلي اين است كه حد و مرز اين مشروعيت زدايي كجاست و تا چه زمان اين دور تسلسل ادامه خواهد يافت. يا مي گويند مذاكره با رژيم ايرادي ندارد. اما پرسش اصلي اين است كه مذاكره با چه كساني؟ با چه رويكردي؟ با كدام پشتوانه و با چه قدرتي؟ مسئله اين است كه اگر اصل اين مذاكره را هم بپذيريم ( كه با چون و چراي فراواني همراه است)، پشتوانه حمايتي اين گفت وگو معلوم نيست.

گويانيوز اضافه كرد: يكي از معضلات اساسي كه مانع از فراگير شدن جنبش سبز شد، اتكاي پيشيني بخشي از فعالان مرتبط با جنبش به تئوري هاي محافل نزديك به هاشمي رفسنجاني است كه جنبش سبز را محلي براي بازپس گيري قدرت از دولت احمدي نژاد مي دانستند. اين همان نقطه افتراقي بود كه پس از مدتي موجب شد شخص رفسنجاني و محافل نزديك به او حاشيه نشيني و دوري گزيني از جنبش را ترجيح داده و به راهكارهاي ديگري جز همراهي با خواست هاي حقيقي جنبش بينديشند. در اين ميان اما مهندس موسوي و آقاي كروبي بيش از انتظاري كه از ايشان مي رفت ظاهر شدند و البته اين ادعا نافي نقدهاي فراواني كه به عملكرد اين دو تن وارد است نخواهد بود.
گويانيوز نهايتاً به اظهارات عناصر سكولار و لائيك مقيم خارج در پيچيدن نسخه هاي خيالي و بي بنياد براندازي در ايران مي پردازد و مي نويسد: اين دوستان مي گويند كه كافي است ابتدا يك كنگره اپوزيسيون «درخارج كشور» تشكيل شود و يك «آلترناتيو سكولار» بسازد. اين آلترناتيو يك «دولت در تبعيد» خواهد بود كه با جمهوري اسلامي «مقابله» خواهد كرد و «هدايت مبارزه» را بر عهده خواهد گرفت و ...! اين آقايان يك سوال كوچك را توضيح نمي دهند و آن اينكه «حكومت اسلامي» چگونه و طي چه فرآيندي «منحل» خواهد شد؟!! آيا تشكيل يك دولت موقت در خارج از كشور باعث انحلال جمهوري اسلامي خواهد شد؟ آيا قضيه به همين سادگي است؟ اين آقايان آيا واقعاً اين قدر ساده انديش هستند يا اين كه با مطرح كردن اين گونه پيشنهادها، به گفته خودماني، همه را سركار گذاشته اند؟!! آخر ذهن گرايي هم اندازه اي دارد!! نشاندن آرزوها به جاي واقعيتها هم همين طور!! درست است كه اين دوستان بيش از سي سال است كه در ايران نبوده و از دور جامعه را نظاره مي كنند اما مخالفان انديشمند ديگري هم هستند كه سالهاست در ايران نبوده اند، اما اين قدر بي پايه و بي مايه وضعيت حال و آينده ايران را تحليل نمي كنند و راهكار ارائه نمي دهند.

* اسرائيل قرباني زمامداري اسلامگرايان تركيه شده‌است

يكي از سياست پردازان رژيم صهيونيستي هشدار داد آتش بر روابط اسرائيل و تركيه حكمفرما شده و تركيه مدام از ميراث آتاتورك دورتر مي‌شود.

ژنرال بازنشسته مايكل هرتسوك مشاور در مركز بين المللي «ميلتون فاين» وابسته به مؤسسه تحقيقاتي واشنگتن از سال 1993 در تمامي مذاكرات سازش شركت داشته و فرستاده ويژه نخست وزير و وزير جنگ رژيم صهيونيستي براي آغاز روند سازش در حد فاصل مه 2009 تا مارس 2010 بوده است. وي يكي از فعالان مؤسسه برنامه ريزي ملت يهود است. نام هرتسوك در كيفرخواست تقديمي به دادگاه هاي اروپايي در رابطه با ترور صلاح شحاده در سال 2002 به عنوان مشاور نظامي وزير جنگ وقت رژيم صهيونيستي ذكر شده و وي به همين دليل در تعدادي از پايتخت هاي اروپايي تحت تعقيب قضايي قرار دارد.

هرتسوك در گفت وگو با سايت عبري مركز تحقيقات آينده يهود مي گويد: در صورتي كه تل آويو موفق به يافتن راهي جهت راضي كردن تركيه در رابطه با عذرخواهي نسبت به حادثه ناوگان آزادي نشود و نتواند با پرداخت غرامت به خانواده فعالان ترك قرباني شده در اين حادثه، دل آنكارا را به دست آورد با مشكلات جديد در منطقه مواجه خواهد شد.

به گزارش «قدسنا» وي اضافه كرد: فقط با به دست آوردن دل مسئولين تركيه مي توان مانع از ادامه تحول به وجود آمده در رويكردهاي آنكارا و گرايش سياسي اين كشور به ضرر تل آويو، شد. امروز تركيه ديگر آن كشوري نيست كه اسرائيلي ها از پيش مي شناختند بلكه از چند سال پيش شاهد تحولات داخلي بزرگي شده است، تحولاتي كه بازتاب هاي ويژه اي هم در سياست هاي خارجي آن داشته و از يك كشور هم سو با پيمان ناتو و دوست نزديك «اسرائيل» به كشور با رويكردي مستقل تبديل شده است.

هرتسوك افزود: هم اكنون دولت تركيه رويكرد سياسي مستقلي را در پيش گرفته است، به نحوي كه با منافع غرب مخالفت كرده و در راستاي همين استقلال با قدرت هاي راديكال منطقه از در دوستي وارد مي شود و دشمني خود را با تل آويو به رخ مي كشد. شخصيت هاي رهبري حزب عدالت و توسعه از سال 2003 زمام امور و قدرت را در تركيه به دست گرفتند. اين رهبران از جمله اردوغان با توجه به نگاه و فرهنگ جهان اسلاميشان به تدريج از ميراث مصطفي كمال آتاتورك موسس تركيه نوين دور شده و حس همبستگي اسلامي را در صحنه بين المللي شكوفا مي سازند.

وي مي گويد: «امروز تركيه با استفاده از اصل عدم وجود تنش با همسايگانش به عنوان اصل و شعاري براي پيشبرد اين استراتژي سود مي برد». به اعتقاد هرتسوك «امروز رژيم صهيونيستي به عنوان قرباني طبيعي اين تحول سياسي تركيه تبديل شده است و به خصوص بعد از جنگ سرب گداخته كه در اواخر 2008 و اوايل 2009 رخ داد ديگر تنها آتش است كه بر روابط فيمابين حكمفرماست.
نبايد فراموش كرد كه هم اكنون از نگاه آنكارا سياست هاي صهيونيستي عامل اصلي بي ثباتي در منطقه بوده و تهديدي براي منافع تركيه محسوب مي شود.»

* تمام عمرمان يك الله اكبر نگفتيم حالا بايد نماز ميت بر جنبش سبز بخوانيم

چه زماني مي‌توان فهميد يك حركت سياسي عمرش تمام شده‌است؟

سايت ضدانقلابي و راديكال بالاترين ضمن طرح اين پرسش درباره فتنه سبز نوشت: وقتي مي توان پايان عمر يك حركت سياسي را فهميد كه هواداران آن تنها بر حركت تخيلي، هيجاني و تصادفي در آينده اي نامشخص اتكا مي كنند، بدون اينكه نقشه راهي روشن، ابتكاري و كارگر ارائه بدهند. زماني كه در مقابل دريافت پيام مداوم پايان كار، با عصبيت اصرار مي كنند كه تمام نشده‌اند.

بالاترين اضافه كرد: وقتي عمر مفيد يك حركت سياسي تمام مي شود بايد چه كرد؟ بايد پايان و شكست را پذيرفت و دنبال راه حل جديدي گشت. اكثريت مطلق حركت هاي سياسي محكوم به فنا هستند]!![ تعداد پيروزمندان بسيار كم است.

بالاترين همچنين در تحليل ديگري، جنبش سبز را «ژله اي كه هر طرفش راه خودش را مي رود» توصيف كرد و نوشت: جنبش جالبي است اين جنبش سبز، حقيقتاً جالب. جنبشي كه هيچ كجايش با هم جور در نمي آيد. هيچ كجايش با هم نمي خواند و هيچ كس در آن نمي داند كه دقيقاً دنبال چه چيزي است. مثل ژله اي كه هر طرفش، راه خودش را مي رود. ملغمه اي است از آدم هاي مختلف با افكار جور واجور. هركسي ساز خودش را مي زند و به خاطر همين، دائماً مجبوريم همديگر را تكذيب و يا توجيه كنيم. يكي مي گويد ما طرفدار اماميم، ديگري به خميني بد مي گويد. يكي مي گويد ما طرفدار جمهوري اسلامي هستيم، ديگري جمهوري ايراني مي خواهد.

يكي از عاشورا مي گويد، ديگري اعتراض مي كند كه «باز هم عاشورا؟ 30 سال عاشورا بس نبود؟!» يكي از مردم خداجو مي گويد، ديگري خونش به جوش مي آيد كه چرا به ما مي گويي «مردم خداجو، كدام خدا»؟! يكي اشك تمساح مي ريزد و مي گويد امام كجايي كه فرزندانت را كشتند؟! ديگري فرياد مي زند كه بس كنيد، تا كي امام؟! خنده دار نيست؟ خنده دارترين بخش اين داستان كمدي، آنجايي است كه بعضي ها مجبورند براي نابودي جمهوري اسلامي، «الله اكبر» هم بگويند! آنهم كساني كه در طول سي سال گذشته، حتي يك بار تكبير نگفته اند!

كمدي خواندن جنبش سبز از سوي يكي از محافل فعال در فتنه سال گذشته در حالي است كه برخي ديگر از محافل ضد انقلاب در جمع بندي اين فتنه، از آن به عنوان يك فاجعه و تراژدي بزرگ در زمينه بر باد دادن تمام اندوخته ها و شبكه سازي هاي جريان اپوزيسيون ياد مي كنند.

اعلام پايان حيات فتنه سبز از سوي سايت بالاترين چند روز پس از آن صورت مي گيرد كه سايت جرس وابسته به حلقه لندن تصريح كرد خاتمي براي احياي اصلاح طلبان بايد نماز ميت بر جنبش سبز بخواند.

* تحريم باعث افزايش مبادلات تجاري مي‌شود؟!

مبادلات تجاري آلمان با ايران در سال 2010 با وجود تحريم‌ها شاهد رشد بود.

آمارهاي موجود در اداره فدرال آمار آلمان نشان مي دهد كه ميزان صادرات آلمان به ايران در فاصله زماني ژانويه تا اكتبر 2009 رقم 4 ميليارد و 159 ميليون و 920 هزار دلار بوده كه اين ميزان در مدت مشابه سال 2010 به 4 ميليارد و 175 ميليون و 687 هزار دلار رسيده است.

روزنامه صهيونيستي جروزالم پست با اشاره به اين آمار نوشت: افزايش رشد مبادلات تجاري آلمان با ايران در حالي است كه چندماه پيش دور جديد تحريم هاي اقتصادي هم از سوي شوراي امنيت و هم اتحاديه اروپا تصويب شد. اطلاعات تازه نشان مي دهد دولت آلمان تعداد 16 فقره قرارداد تجاري جديد با تهران امضا كرده است.

مقام هاي آلمان و از جمله تو بياس پير لينگز سخنگوي وزارت اقتصاد آلمان در واكنش به اعتراض رژيم صهيونيستي گفته اند كه مبادلات مذكور شامل تحريم ها نمي شود.

برخي مقامات صهيونيستي ماه گذشته به انتقاد از اتحاديه اروپا پرداخته و با بيان اينكه كشورهاي اروپايي، اسرائيل را به استهزاء گرفته‌اند، تصريح كرده بودند: اروپايي‌ها صبح تحريم عليه ايران را تصويب مي‌كنند، شب 1200 شركت اروپايي براي عقد قراردادهاي تجاري تازه با ايران صف مي كشند.

تعداد بازديد:840 آخرين تغييرات:89/10/21
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر