پنج شنبه 1 اسفند 1398 - 26 جمادي الثاني 1441 - 20 فوريه 2020
صفحه اصلي/كودك و نوجوان

چون آشیان لک لک

چون آشيان لک لک

روزي «کاتبي نيشابوري» براي ملاقات بايسنقر پسر شاهرخ ميرزا نيشابور به هرات آمد.

  

 

چون آشيان لک لک
روزي «کاتبي نيشابوري» براي ملاقات بايسنقر پسر شاهرخ ميرزا نيشابور به هرات آمد. به باغي وارد شد که بايسنقر در آنجا اقامت داشت.
پادشاه که با نديمه ها و نزديکان خود نشسته بود، ديد شخصي قوي هيکل و بلند قامت با دستاري باز بر سر و جامهاي مثل جامهي شتربانان وارد شد. به او گفت: «تو که هستي؟ از کجا ميآيي؟»
گفت: «مردي شاعرم و از ولايت نيشابور ميآمدم.»
پادشاه گفت: «ببينم! ميتواني مناسب قامت و دستار خود شعري بگويي؟»
کاتبي نيشابوري کمي فکر کرد و بعد گفت:
قد بلند دارم، دستار پاره پاره
چون آشيان لک لک، برلکهي مناره
پادشاه از ذوق او خندان شد و او را در ميان شاعران دربار قرار داد.
 
پاسخ طعنه
مگسي گفت عنکبوتي را:
کاين چه ساق است و ساعد باريک؟
گفت: اگر در کمند من افتي
پيش چشمت جهان کنم تاريک
 
سعدي شيرازي
تنظيم:بخش کودک و نوجوان
 
*******************************
 

مطالب مرتبط

آزاد آزادم،اما کجا بخوابم؟
آدم خير خواه
زنبورهاي رياضي‏دان
مرد ناشناس
جايي که فرشته‏ها مي آيند و ميروند
خبرهاي حيرت انگيز
بار خر روي دوش قاطر
کلاغ و کوزه



 
تعداد بازديد:1038 آخرين تغييرات:89/10/24
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر