پنج شنبه 27 مهر 1396 - 28 محرم 1439 - 19 اكتبر 2017
صفحه اصلي/دين و انديشه


 
 


 










 


 












خروجي RSS

اندر «چیستی وحی»

اندر «چيستي وحي»

يكي از مباحث اساسي در زمينه مسائل قرآني بحث پيرامون پديده وحي است؛

 

 
يكي از مباحث اساسي در زمينه مسائل قرآني بحث پيرامون پديده وحي است؛ يعني بحث درباره شناخت حقيقت  وحي و تحليل ماهيت اين شعور مرموز، تبيين نحوه تلقي آن، چگونگي برقراري ارتباط ميان دو عالم علوي و سفلي و ...
پاسخ به سوالاتي از اين دست، راه را براي دريافت باورهاي قرآني هموارتر خواهد ساخت.
 

وحي در لغت

وحي در لغت به معاني مختلفي آمده است از جمله: اشارت، كتابت، نوشته، رساله، پيام، سخن پوشيده، اعلام در خفا، شتاب و عجله و هر چه از كلام يا نوشته يا پيغام يا اشاره كه به ديگري به دور از توجه ديگران القا و تفهيم شود وحي گفته مي‌شود.(1)
راغب اصفهاني گويد: «اصل الوحي الاشاره السريعه؛ وحي پيامي پنهاني است كه اشارت گونه و با سرعت انجام گيرد.»
(2)
به طور كلي مي‌توان گفت معناي لغوي وحي عبارت است از: اعلام سريع و مخفيانه كه همه موارد استعمال وحي در قرآن را به گونه‌اي حقيقي و يا مجازي شامل مي‌شود؛ به عبارت ديگر، معاني مذكور ريشه در معناي لغوي داشته و بدين معنا بازگشت مي‌كنند.(3)
 

وحي در اصطلاح قرآن

واژه وحي در قرآن معاني متعددي يافته است:
1.اشاره پنهاني و رمز آلود: چنانكه درباره زكرياي نبي عليه السلام مي‌فرمايد: «فخرج علي قومه من المحراب فاوحي اليهم ان سبحوه بكرة و عشيا؛ پس، از محراب بر قوم خويش درآمد و ايشان را آگاه گردانيد كه روز و شب به نيايش بپردازيد».(4)
يكي از مباحث اساسي در زمينه مسائل قرآني بحث پيرامون پديده وحي است؛ يعني بحث درباره شناخت حقيقت  وحي و تحليل ماهيت اين شعور مرموز، تبيين نحوه تلقي آن، چگونگي برقراري ارتباط ميان دو عالم علوي و سفلي و ...
2.الهام و هدايت غريزي: نظير كريمه «و اوحي ربك الي النحل ان اتخذي من الجبال بيوتا ... و پروردگار تو به زنبور عسل وحي كرد كه در كوهها براي خود خانه‌اي بساز».(5)
3.هدايت فطري يا الهامات رباني: سخن قرآن درباره مادر موسي عليه السلام ناظر به اين قسم از وحي است: «و اوحينا الي ام موسي ان ارضعيه فاذا خفت عليع فالقيه في اليم ... ؛ و به مادر موسي وحي كرديم كه او را شير ده و چون بر او بيمناك شدي او را در نيل بينداز ...».(6)
4. هدايت تكويني: مانند: «و اوحي في كل سماء امرها(7)؛ (خداوند سبحان) در هر آسماني نظام تكويني آن را تقدير نموده و به وديعت گذاشته است».(8)
5.القاءات وسوسه انگيز و فتنه آلود شيطانها: قرآن درباره وسوسه افكني‌هاي و فتنه خيزي‌هاي شياطين جن و انس نيز تعبير به وحي نموده است: «و ان الشياطين ليوحون الي اوليائهم ليجادلوكم...؛ و در حقيقت شيطان‌ها دوستان خود را وسوسه مي‌كنند تا با شما به مجادله برخيزند... »(9)
6.وحي بر انبيا و رسل: آنگاه كه گفته مي‌شود قرآن يك كتاب وحياني است منظور اين قسم خاص از وحي است چنانكه در قرآن مي‌خوانيم: «و كذالك اوحينا اليك قرآنا عربيا لتنذر ام القري من حولها؛ و بدين گونه قرآن عربي بر تو وحي كرديم تا (مردم) مكه و كساني را كه پيرامون آنند هشدار دهي.»(10)
کاربرد وحي در معناي اخير خود بر سه گونه است: 1- وحي مستقيم و بي واسطه 2- وحي با واسطه فرشته‌اي چون روح القدس يا جبرئيل 3- وحي از فراسوي يك حجاب همچون آفرينش صوت در درخت واقع در كوه طور كه در داستان حضرت موسي عليه السلام بدان اشاره شده است:
وحي در لغت به معاني مختلفي آمده است از جمله: اشارت، كتابت، نوشته، رساله، پيام، سخن پوشيده، اعلام در خفا، شتاب و عجله و هر چه از كلام يا نوشته يا پيغام يا اشاره كه به ديگري به دور از توجه ديگران القا و تفهيم شود وحي گفته مي‌شود.
«و ما كان لبشر ان يكلمه الله الا وحيا او من وراء حجاب او يرسل رسولا فيوحي باذنه ما يشاء انه علي حكيم؛ و هيچ بشري را نرسد كه خدا با او سخن گويد جز ( از راه) وحي يا از فراسوي حجابي، يا فرستاده‌اي بفرستد و به اذن او هر چه بخواهد وحي نمايد آري، اوست بلند مرتبه سنجيده كار».(11)
در تبيين وحي نبوي همين مقدار مي‌توان گفت كه: وحي تلقي و دريافت پيام راهنمايي انسان از راه اتصال به غيب است و پيامبر تنها وسيله اين سنخ ارتباط ميان انسان‌ها و جهان ديگر، يعني عالم مافوق طبيعت است كه حاصل اين پيام و ارتباط غيبي همان دين الهي و كتاب آسماني است كه به جامعه عرضه مي‌كند.(12)
از آنچه گذشت مي‌توان نتيجه گرفت كه وحي كلمه مشتركي است كه از رابطه خداوند در ربوبيت و تدبير سراسر گيتي حكايت مي‌كند:«ربنا الذي اعطي كل شيء خلقه ثم هدي؛ پروردگار ما كسي است كه هر موجودي را آفريد و راه رسيدن به مقصود را به او نشان داده است».(13)
اين فرآيند گسترده‌ي الهام بخشي، سه چيز را كه عبارتند از: قوانين جاري در طبيعت، راه يابي غريزي موجودات حيواني و قوانين تشريعي مخصوص انسان، پديدار ساخته است كه گيرنده اين نوع سوم افراد ويژه‌اي هستند. همچنان كه قلمرو محدود معرفت‌هاي انسان، ناتوان از تحليل و تبيين بسياري از رازهاي نهفته در جهان كيهاني و ادراكات غريزي عالم حيوانات است طبيعتا نمي‌توان توقع داشت كه ماهيت وحي تشريعي پيامبران را كه يك نوع رابطه انحصاري با جهان ماوراي طبيعت است دريابد، اما وجود اين حقيقت را مي‌توان از طريق ره آورد فكري و آثار و نشانه‌هاي آن شناخت كه بهترين معرف هر كس اثر وجودي اوست.(14)
 
پي‌نوشت‌ها:
1- محمد هادي معرفت، علوم قرآني، صص11-12.
2- راغب اصفهاني، المفردات في غريب القرآن، ص515.
3-سيد محمد حسن جواهري، پرسمان علوم قرآني، ص37.
4- مريم 11:19.
5-نحل 68:16.
6- قصص 7:28.
7- فصلت 12:46.
8- همان، پرسمان علوم قرآني، ص38.
9- انعام 121:6.
10- شوري 7:22.
11- شوري 51:42.
12- ر.ك. مرتضي مطهري، وحي و نبوت، ص142و محمود راميار، تاريخ قرآن، ص135.
13- طه 50:20.
14- ر.ك. فصلنامه بينات، شماره8، زمستان1374، محمد باقر سعيدي روشن، وحي از زبان وحي، ص61.

سايت تبيان:
ابوالقاسم شكوري


تعداد بازديد:1186 آخرين تغييرات:89/10/24
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر