پنج شنبه 27 دي 1397 - 11 جمادي الاول 1440 - 17 ژانويه 2019
صفحه اصلي/دين و انديشه

صفات دوست ايماني

صفات دوست ايماني

مرحوم آقاى بهجت (رضوان اللَّه عليه) كه مكرر اين را از ايشان ما شنيديم، هم خودمان شنيديم، هم بالواسطه ديگران هم نقل كردند- مي گفتند استادشان - على‌الظّاهر مرحوم آقاى قاضى مثلاً - به ايشان گفتند كه اگر كسى نماز اول وقت را مراقبت بكند، من ضامنم براى نجات او.


اشاره:
آنچه در ادامه مي آيد،شرح حديثي از حضرت امام جعفرصادق عليه‌السلام توسط حضرت آيت‌الله العظمي خامنه‌اي در ابتداي جلسه درس خارج فقه ِ بيست و يكم دي‌ماه 89 (ششم صفر 1432) مي باشد:

"قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع اخْتَبِرُوا إِخْوَانَكُمْ بِخَصْلَتَيْنِ فَإِنْ كَانَتَا فِيهِمْ وَ إِلَّا فَاعْزُبْ ثُمَّ اعْزُبْ ثُمَّ اعْزُبْ مُحَافَظَةٍ عَلَى الصَّلَوَاتِ فِي مَوَاقِيتِهَا وَ الْبِرِّ بِالْإِخْوَانِ فِي الْعُسْرِ وَ الْيُسْر "
شافي، صفحه‌ى 652

فى الكافى، عن الصّادق (عليه‌السّلام): "اختبروا اخوانكم بخصلتين ". اخوان، منظور مطلق معاشرين، على‌الظاهر نيست. يعنى آن كسانى كه ميخواهيد به عنوان برادران خود و افرادى كه با آنها صداقت داريد، افراد نزديك، كسانى را كه به اين عنوان مي خواهيد انتخاب كنيد، اين دو صفت را در آنها حتماً ملاحظه كنيد. "فان كانتا فيهم "؛ اگر اين دو صفت در آنها بود، چه بهتر؛ "و الّا فاعزب ثم اعزب ثم اعزب ". عَزَبَ يعنى فاصله گرفتن، از آنها رو پوشاندن. [مثل] "لايعزب عنه مثقال ذرّة "(1) كه در قرآن كريم هست. دورى كنيد از آنها. از آنها رو بپوشانيد و دورى كنيد.

اين دو صفت چيست؟ "محافظة على الصّلوات فى مواقيتها ". يكى اين [كه محافظ نماز باشند]. در مواقيت، لابد مراد مواقيت فضيلت است؛ و الّا مطلق مواقيت اگر مورد نظر باشد، ولو آخر وقت، اينكه خب، اگر كسى نكند اين كار را، فاسق است. مي خواهند بفرمايند كه اهل نماز در وقت خود باشد، يعنى وقت فضيلت. مرحوم آقاى بهجت (رضوان اللَّه عليه) -[كه] مكرر اين را از ايشان ما شنيديم، هم خودمان شنيديم، هم بالواسطه ديگران هم نقل كردند- مي گفتند استادشان - على‌الظّاهر مرحوم آقاى قاضى مثلاً - به ايشان گفتند كه اگر كسى نماز اول وقت را مراقبت بكند، من ضامنم براى نجات او، يا براى مثلاً رسيدن او به درجات بالا؛ يك همچين تعبيرى. بنده يك وقت از ايشان پرسيدم كه لابد نماز خوب ديگر؟ گفتند: خب، بله؛ نماز درست و حسابىِ با توجه، در اول وقت. اگر اين را كسى مراعات بكند، اين خودش يك عاملى است كه انسان را عروج مي دهد و به مراتب بالاى توحيدى مي رساند. يكى اين.

"و البرّ فى الاخوان فى العسر و اليسر ". صفت دوم هم يك صفت اجتماعى است. اوّلى صفت فردى بود، بينه و بين اللَّه بود؛ اين دومى بينه و بين النّاس است. كسى باشد كه صفتش اين باشد، كه به برادرانش نيكى مي كند؛ هم در عسر، هم در يسر. حالا اين عسر و يسر، چه عسر و يسر خود انسان، ولو در عسر هم باشد، سختى هم باشد، بالاخره كمك مي كند؛ حالا تنگدستى دارد، مالى ندارد كه كمك بكند، اما مي تواند تسلا بدهد، با زبان كمك كند، با آبرو كمك كند؛ هم ممكن است مراد عسر و يسر خود اين كمك كننده باشد، هم عسر و يسر آن كمك شونده باشد؛ چون بعضى‌ها هستند، به انسان حاضرند كمك كنند، وقتى كه حال انسان خوب است؛ وقتى اقبال به سمت كسى هست، حاضرند به او كمك كنند؛ محبت مي كنند، كمك مي كنند؛ به مجرد اينكه اقبال از او رو برگرداند، اينها هم رو برمي گردانند. بله، وقتى كه اقبال از او ادبار كرد، اينها هم ادبار مي كنند. نه، اينجور نباشد؛ در همه‌ى حالاتِ برادرش به او كمك كند و نيكى كند.



تعداد بازديد:903 آخرين تغييرات:89/10/25
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر