پنج شنبه 28 دي 1396 - 1 جمادي الاول 1439 - 18 ژانويه 2018
صفحه اصلي/قرآن

چگونه قرآن «مهجور» مي‌شود؟

fiogf49gjkf0d

چگونه قرآن «مهجور» مي‌شود؟

پس از برگزاري بيست و هفتمين دوره مسابقات بين‌المللي در سال 1388، امسال نيز سومين دوره مسابقات بين‌المللي قرآن دانشجويان مسلمان برگزار و قصه‌اي غم‌بار را دوباره تكرار كرد.

 

 

 


شب گذشته تيم ملي فوتبال كشورمان با لطف الهي و همت بازيكنان و كادر فني آن توانست دومين پيروزي خود در چارچوب رقابتهاي جام ملتهاي آسيا را كسب و به مرحله يك چهارم نهايي صعود كند و البته ضمن تبريك به‌ آنها، اين رخداد ورزشي را افتخاري براي ميهنمان مي‌دانيم.

روز 21 دي ماه سال‌جاري نيز «حامد ولي‌زاده» و «محمدخطيبي» موفق شدند در سومين دوره مسابقات بين‌المللي قرآن دانشجويان مسلمان جهان به ترتيب رتبه‌هاي اول را در رشته‌هاي قرائت و حفظ قرآن كريم كسب كنند.
 

شايد در ذهن خواننده محترم اين سؤال به وجود بيايد كه طرح اين دو موضوع در كنار يكديگر چه مفهومي را منتقل مي‌كند، كه در ادامه اين يادداشت به آن خواهيم پرداخت.

همگي ما گلايه معروف پيامبر اكرم (ص) به خداوند به واسطه مهجور شدن قرآن در بين امتش را شنيده‌ام كه مي‌فرمايد: «يا رب انّ قومي‌ اتخذوا هذا القرآن مهجورا» (فرقان، 30) «مهجور» در اين آيه به معناي «ترك شده» است و يكي از مفسران معاصر آن را نه به معناي ترك كامل بلكه با توجه به كلمه اتخذوا نوعي بي‌محلي و در حاشيه قرار دادن مي‌داند.

حال در ادامه بايد ديد چگونه مي‌شود كه قرآن در يك جامعه اسلامي به حاشيه رانده شده و متروك و با همان مهجور مي‌شود، اينجاست كه بايد بازگرديم به ابتداي يادداشت و پيروزي تيم ملي فوتبال.

امروز صبح در راه منزل تا محل كار، بين ساعات 7 تا 8 شنونده راديو بودم، اين برنامه كه نام آن را نيز متوجه نشدم وقت قابل توجهي از زمان پخش خود را به شادماني براي پيروزي تيم ملي فوتبال اختصاص داده بود و اين علاوه بر تمام برنامه‌ها اعم از ورزشي و غير ورزشي است كه مدت‌ها به اين موضوع خواهند پرداخت كه البته اشكالي هم ندارد؛ اما سؤال ما از صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران اين است كه اين شادماني و تزريق هيجان پيروزي به جامعه، چرا فقط براي فوتبال و برخي از رشته‌هاي ورزشي ديگر انجام مي‌شود، آن هم در يك شبكه راديويي غير تخصصي.
يك بار در جمعي قرآني، صحبت از گنجاندن برنامه‌هاي قرآني در شبكه‌هاي عمومي بود كه برخي در آن جلسه مي‌گفتند: صدا و سيما با توجيه اينكه قرآن داراي شبكه تخصصي است از اين كار اجتناب مي‌كند.

حال بايد پرسيد كه مگر ورزش در صدا و سيما شبكه تخصصي ندارد؟

چگونه در جامعه‌اي اسلامي كه قرآن بايد محور كليه فعاليت‌ها باشد؛ از سياست يك بام و دو هوا پيروي مي‌شود؟

سؤال واضح ما كه جوابي واضح را نيز مي‌طلبد اين است كه چرا صدا و سيما به مسئوليت خود در شادماني براي كسب رتبه‌هاي اول قرآني توسط جوانان كشور در رقابت‌هاي بين‌المللي نمي‌پردازد و اين چهره‌ها را به جوانان كشور نمي‌شناساند؟

چرا اجازه مي‌دهيد راديو و تلويزيون از چهره‌هاي نوراني اين افراد كه مي‌توانند با نهاد و فطرت پاك هر انساني رابطه گرفته و او را به سوي خود جذب كنند، خالي شود و در عوض برخي از افراد با چهره‌هاي آنچناني در برخي از برنامه‌هاي ورزشي حاضر شده و براي جوانان ما الگو شوند.

شايد توجيه مسئولان رسانه ملي اين باشد كه ما براي قرآن هم شبكه تلويزيوني و هم شبكه راديويي تخصصي ايجاد كرديم.

بنده نيز در جواب مي‌پرسم هدف شما از اين كار مگر چيزي غير از اشاعه فرهنگي قرآني بوده است؟

اما بايد گفت فرهنگ قرآني اينگونه اشاعه نمي‌يابد، زيرا جويندگان معارف و فعاليت‌هاي قرآني در هر جا كه باشند از هر كانالي به مقصود خود مي‌رسند.
پس نتيجه مي‌گيريم با استقبال كمي كه مردم از برنامه‌ها و فعاليت‌هاي قرآني دارند اين شبكه‌ها توفيق چنداني در جذب مخاطب نداشته‌اند.

توجيه ديگري كه مسئولان رسانه ملي به آن استناد مي‌كنند اين است كه اين رسانه براي همه اقشار بايد برنامه توليد كند تا جذب رسانه‌هاي بيگانه نشوند.
در پاسخ به اين مسئله نيز بايد گفت شما براي اينكه مخاطبان شبكه‌هاي ماهواره‌اي را جذب كنيد يا بايد برنامه‌هايي هم سطح آنها در اشاعه فساد و فحشاي آشكار و پنهان توليد كنيد و يا اينكه با توليد و نمايش برنامه‌هايي كه در آن فقط به تكه‌پراني و هجو پرداخته مي‌شود، امكان اين كار وجود ندارد.

تنها راه مقابله فرهنگي با تهاجم فرهنگي شبكه‌هاي بيگانه پافشاري بر فرهنگ اصيل اسلامي و در آميختن آن با هنر است.

سخن از اين دست بسيار زياد است، اما به نظر مي‌رسد صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران بايد از اين پس نسبت به چند مسئله توجه بيشتري داشته باشد.
1ـ برجسته كردن و تبليغ هنرهاي قرآني مانند تلاوت قرآن
2ـ تبديل كردن چهره‌هاي قرآني به افراد مشهور در جامعه
3ـ استفاده از قالب‌هاي هنري جذاب در ارائه مفاهيم و معارف قرآني
4ـ القاي اين مطلب به مخاطب كه نياز مردم به قرآن بيشتر از نياز آنها به آب و غذا براي ادامه حيات است، زيرا از آنجاكه اصل انسان «روح» و بعد ماورائي است آن و بدن مركب روح است، قرآن به عنوان غذاي روح به مراتب مهم‌تر از غذاي جسم است.

-------------------------------
نويسنده: مهدي خدايي
-------------------------------



 
تعداد بازديد:1197 آخرين تغييرات:89/10/26
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر