دوشنبه 5 فروردين 1398 - 18 رجب 1440 - 25 مارس 2019
صفحه اصلي/دين و انديشه

ضرورت و چگونگی کنترل زبان

ضرورت و چگونگي کنترل زبان

 

کنترل زبان

«ثم اياکم و تهزيع الاخلاق و تصريفها، و اجعلوا اللسان واحداً، وليخزن الرجل لسانه، فانّ هذا اللسان جموحٌ بصاحبه. و الله ما أري عبداً يتقي تقوي تنفعه حتي يخزنَ لسانهُ ...»1
ترجمه: سپس مواظب باشيد که اخلاق نيکو را در هم نشکنيد وبه رفتار ناپسند مبدّل نسازيد، زبان و دل را هماهنگ کنيد، مرد بايد زبانش را حفظ کند، زيرا همانا اين زبان سرکش، صاحب خود را به هلاکت مي اندازد. به خدا قسم پرهيزگاري را نديدم که تقوا براي او سودمند باشد، مگر آنکه زبانش را حفظ کرده بود.
 

شرح گفتار

يکي از بزرگترين نعمتهاي الهي که خداوند مهربان به ما ارزاني فرموده نعمت بسيار ارزشمند زبان است. اين عضو کوچک در بدن کمتر مورد توجّه آدمي قرار گرفته است و اين کم توجّهي شايد بدين جهت باشد که اين عضو گرانسنگ هميشه و به آساني در دسترس است و همين امر موجب شده که ما آن را بدست فراموشي بسپاريم.
اگر انسان به خود آمده و در اين عضو ارزشمند دقّت و تأمل نمايد، به يقين ساختمان پيچيده و ظريف آن، او را به شگفتي واخواهد داشت. خداوند بي همتا، با خلقت اين عضو کوچک، گوشه اي از هنر خارق العاده خود را به نمايش گذاشته است تا همگان با نظاره کردن آن، پي به قدرت بي مثال خداوند برده و در مقابل آن يگانه خالق هستي سر بندگي فرود آرند.
نکته حائز اهميّت در مورد زبان آن است که اين عضو کوچک علي رغم آثار بسيار ارزنده اي که در بر دارد مي تواند بسيار خطرناک و مهلک باشد به گونه اي که سعادت دنيا و آخرت انسان را بر باد فنا داده و او را در چاه هلاک ابدي گرفتار نمايد.
امير بيان، علي ابن ابي طالب (عليه السلام) به اين مهم توجّه کامل داشته و در فرازي از خطبه 176 نهج البلاغه، خطر آن را به مؤمنين خداجوي گوشزد نموده است، تا آنها با هوشياري و دقّت لازم، خود را از خطرات آن حفظ نمايند.
آن حضرت با بياني بسيار شيوا و دلنشين در مورد زبان مي فرمايد: انسان بايد زبانش را حفظ نمايد، زيرا همانا اين زبان سرکش صاحبش را به هلاکت مي اندازد.
تأکيد حضرت امير (عليه السلام) بر کنترل زبان بدين جهت است که زبان عضو بسيار حساسي است که در اين کره خاکي، هم مي تواند شيرين ترين لحظات را براي انسان به ارمغان آورد و هم مي تواند تلخ ترين لحظات را براي او رقم زند به گونه اي که تحمّل آن براي آدمي بسيار طاقت فرسا، و در پاره اي از موارد غير ممکن باشد.
ما نبايد زبان را به حال خود رها نماييم به گونه اي که اختيارش از دست ما خارج و هيچ نظارتي بر آن نداشته باشيم. کنترل نکردن زبان پيامدهاي بسيار مخرّبي در زندگي دارد که در پاره اي موارد، جبران آنها امکان پذير نخواهد بود. اگر سري به خانه ها بزنيد، با اندکي دقّت و تأمل مي يابيد که ريشه بسياري از ناراحتي ها و خصومت ها که اساس و بنيان خانواده را به مخاطره انداخته است و از زندگي، جهنّمي ساخته که آتش آن دامنگير افراد خانواده شده است، همان عدم کنترل زبان است. در اين نوع خانواده ها، زندگي شيرين و لذّت بخش جايش را به زندگي رقّت باري داده که تلخي آن دائماً، ذائقه روحشان را آزار مي دهد.
يکي از بزرگترين نعمتهاي الهي که خداوند مهربان به ما ارزاني فرموده نعمت بسيار ارزشمند زبان است. اين عضو کوچک در بدن کمتر مورد توجّه آدمي قرار گرفته است و اين کم توجّهي شايد بدين جهت باشد که اين عضو گرانسنگ هميشه و به آساني در دسترس است و همين امر موجب شده که ما آن را بدست فراموشي بسپاريم
خانواده اي که افراد آن بر زبان خود کنترل نداشته و آن را به حال خود رها نموده اند، زندگي را به ميدان جنگي تبديل نموده اند که دائم در آن جولان داده و چون دشمن به يکديگر نگريسته و در مقابل هم صف آرايي نموده و مرتّب براي هم دندان تيز مي کنند.
وقتي انسان افق ديد خود را وسيع تر مي نمايد و با نگاه جامع تري در مورد زبان به مطالعه مي نشيند به روشني خواهد يافت که در سطح اجتماعي نيز، ريشه بسياري از اختلاف ها و کشمکش هاي روزمره، ناشي از عدم نظارت بر زبان است، اختلاف هاي قومي و قبيله اي، شهري و روستايي و حتي کشوري و بين المللي، در خيلي از موارد به خاطر کنترل نکردن زبان است.
سرور عالم، پيامبر گرامي اسلام در بياني زيبا و شيوا در اين باره مي فرمايد: (خداوند، زبان را به عذابي عذاب مي کند که هيچ يک از اعضاء و جوارح انسان را به آن صورت عذاب نمي کند، زبان مي گويد: مرا به گونه اي عذاب کردي که هيچ يک از ساير اعضاء و جوارح را چنين عذاب ننمودي؟ از طرف خدا خطاب مي رسد که : يک کلمه از تو سر زد که به مشرق و مغرب عالم رسيد و به واسطه ي آن خون هاي محترم به زمين ريخته شد، و مال ها به غارت رفت .... به خدا قسم تو را عذابي نمايم که هيچ يک از  اعضاء و جوارح را چنان عذاب نکنم.2
 

خطر زبان در کلام پيشوايان معصوم
کنترل زبان

پيشوايان معصوم(صلوات الله عليهم اجمعين) در کلمات گهربار و نوراني خويش، نسبت به حفظ و کنترل زبان هشدار جدّي داده اند و شايد بتوان گفت: در مورد هيچ عضوي به مانند زبان اين گونه هشدار داده نشده است. در روايتي زيبا از پيامبر رحمت (صلي الله عليه و آله) وارد شده است که حضرت فرمود: (اذا اصبح ابن آدم اصبحت الاعضاء کلها تستکفي اللسان أني تقول اتق الله فينا، فانّک اِن استقمت استقمنا و ان اعوججت اعوججنا)3. هر روز صبح تمام اعضاء بدن به زبان هشدار مي دهند و مي گويند تقواي الهي را درمورد ما رعايت کن، زيرا اگر تو راست باشي ما هم راستيم و اگر تو کج شوي ما هم کج مي شويم.
در روايتي از چهارمين پيشواي معصوم امام سجاد(عليه السلام) وارد شده است که حضرت فرمود: (انّ لسان ابن آدم يشرف علي جميع جوارحه کل صباح فيقول کيف اصبحتم فيقولون بخير اِن ترکتنا و يقولون الله الله فينا و يُناشدونه و يقولون انما نثاب و نعاقب بک)4. هر روز صبح، زبان آدمي به ساير اعضاء مي گويد: حال شما چگونه است؟ ساير اعضاء جواب مي دهند: اگر تو ما را به حال خود واگذاري حالمان خوب است و نيز به زبان مي گويند: خدا را خدا را در مورد ما در نظر بگير و او را قسم داده و مي گويند ما به واسطه ي تو پاداش ديده و به واسطه ي تو عذاب مي شويم.
از کلام نوراني پيامبر گرامي اسلام (صلي الله عليه و آله) و نيز امام سجاد (عليه السلام) به خوبي استفاده مي شود که خطر زبان در حدّي است که اگر به حال خود رها شود ساير اعضا نيز از خطر آن در امان نخواهند بود.
امير متّقيان حضرت علي (عليه اسلام) در يک کلام کوتاه امّا بسيار پر محتوا و آموزنده خطر زبان را به همگان گوشزد نموده و آنها را از خواب غفلت در مورد خطرات زبان بيدار مي نمايد، حضرت مي فرمايد: (اللسان سبع، ان خلّي عنه عقر)5. زبان درّنده اي است که اگر رهايش کني مي گزد.
اين فرمايش زيبا از مولاي متقيان، بيانگر زيان فوق العاده خطرناک زبان است که به يقين اگر انسان در مورد حفظ آن کوتاهي نمايد از گزند آن در امان نخواهد بود.
کنترل نکردن زبان پيامدهاي بسيار مخرّبي در زندگي دارد که در پاره اي موارد، جبران آنها امکان پذير نخواهد بود. اگر سري به خانه ها بزنيد، با اندکي دقّت و تأمل مي يابيد که ريشه بسياري از ناراحتي ها و خصومت ها که اساس و بنيان خانواده را به مخاطره انداخته است و از زندگي، جهنّمي ساخته که آتش آن دامنگير افراد خانواده شده است، همان عدم کنترل زبان است. در اين نوع خانواده ها، زندگي شيرين و لذّت بخش جايش را به زندگي رقّت باري داده که تلخي آن دائماً، ذائقه روحشان را آزار مي دهد

شمشير زبان ابن رومي را از پاي درآورد

علي بن عباس معروف به ابن الرومي شاعر معروف و مديحه سراي دوره عباسي در نيمه قرن سوّم هجري در مجلس وزير معتضد عباسي به نام قاسم بن عبيدالله نشسته و سرگرم شعر و مديحه سرايي بود. او هميشه به قدرت منطق و شمشير زبان خود مغرور بود و از اين جهت به خود مي باليد. قاسم بن عبيدالله از زخم زبان او خيلي مي ترسيد و نگران بود، اما ناراحتي و خشم خود را آشکار نمي کرد، بلکه برعکس، طوري رفتار مي کرد که ابن الرومي با همه بد دلي ها، وسواسها و احتياط هايي که داشت و به هر چيزي فال بد مي زد، از معاشرت با او پرهيز نمي کرد، قاسم محرمانه دستور داد در غذاي ابن الرومي زهر بريزند، پس از آنکه ابن الرومي غذاي مسموم را خورد متوجّه شد که غذا مسموم بوده و لذا فوراً از جا برخاست که برود. قاسم به او گفت: کجا مي روي؟
ابن الرومي جواب داد: به همان جا که من را فرستادي مي روم. قاسم گفت: پس سلام من را به پدر و مادرم برسان. ابن الرومي که به زخم زبان عادت کرده بود و اين کار برايش ملکه شده بود در اين لحظات آخر عمر نيز نتوانست جلوي زبان خود را بگيرد و لذا در جواب قاسم گفت: من از راه جهنّم نمي روم! و سپس به خانه خود رفت و به معالجه پرداخت، امّا معالجه سودي به حالش نبخشيد و بالاخره با شمشير زبان خويش از پاي درآمد.6
 
زبان بريده، به کنجي نشسته صم بکم
 
به از کسي که نباشد زبانش اندر حکم

 
آفات زبان از ديدگاه علما اخلاق
زبان

انديشمندان علم اخلاق براي زبان، آفات زيادي را برشمرده اند که هريک از آنها مي تواند بسيار خطرناک بوده به گونه اي که سعادت دنيوي و اخروي انسان را به مخاطره انداخته و آدمي را در چاه ضلالت و گمراهي گرفتار و به هلاکت ابدي دچار سازد.
غزالي در کتاب احياء العلوم، براي زبان بيست نوع آفت ذکر نموده است و آيت الله مکارم در کتاب اخلاق در قرآن بعد از ذکر آن موارد، ده مورد ديگر به آن اضافه نموده و در مورد کلام غزالي مي فرمايد: (دقت و بررسي نشان مي دهد که آفات زبان منحصر به آنچه در بالا آمده نيست هرچند بخش مهمي از آن را تشکيل مي دهد...)7
اکنون جهت اطلاع شما خواننده عزيز، ما در ادامه به تعدادي از آن موارد سي گانه اشاره مي کنيم:
1- گفتگو کردن در اموري که به انسان مربوط نيست.
2- بيهوده گويي و پر حرفي
3- گفتگو در امور گناه آلود مانند وصف مجالس شراب و قمار و زنان آلوده
4- جدال و مراء (جدال به معناي جرّ و بحث هايي است که براي تحقير ديگران انجام مي شود و مراء به معناي بحث هايي است که به عنوان اظهار فضل و برتري جويي انجام مي گيرد.)
5- خصومت و نزاع در کلام
6- تکلّف در سخن گفتن و تصنع در سجع و قافيه پردازي و مانند آن
7- بد زباني و دشنام
8- لعن کسي که مستحق لعن نيست
9- غنا و اشعاري که محتواي باطل دارد.
10- مزاح و شوخي هاي زشت
11- مسخره کردن ديگران
12- وعده هاي دروغين
13- دروغ
14- غيبت
15- تهمت
 
مهدي صفري - بخش نهج البلاغه تبيان

پي نوشت ها:
1- نهج البلاغه، فرازي از خطبه 176، ص334، ترجمه محمد دشتي
2- کافي، ج2، ص116
3- محجة البيضاء، ج5، ص193
4- کافي، ج2، ص115
5- نهج البلاغه، کلمات قصار، حکمت 60
6- داستان راستان، استاد شهيد مرتضي مطهري، ج1
7- اخلاق در قرآن، آيت الله مکارم شيرازي، ج1،



 
تعداد بازديد:2934 آخرين تغييرات:89/10/27
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر