دوشنبه 4 بهمن 1395 - 24 ربيع الثاني 1438 - 23 ژانويه 2017
صفحه اصلي/مقاله مدير كل استان

اربعين عشاق

اربعين عشاق

ام حسبت ان اصحاب الكهف و الرقيم كانو امن آياتنا عجبا

 


با تقديم بهترين تحيات و خالصانه ترين درودها و صلوات بر ارواح پاك و طيبه شهداء كربلا آزاد مرداني كه به بشريت درس عزت و كسب افتخار دارند و براي هميشه تاريخ جاويدان ماندند چه آنكه حسين بن علي(ع) فرموده بود اگر دين جدم باقي نمي ماند جز به كشته شدن من پس اي شمشيرها مرا در يابيد و جانم بستانيد.

و با تقديم عاليترين عرض ادب و احترام به پيشگاه راست قامتان صبور در اسارت كه جز زيبايي نديدند و جز رضاي خدا نپسنديدند و به غير شكر لب نگشودند.

در موضوع اربعين حسيني چند مطلب مرتبط بطور مختصر محل بحث قرار خواهد گرفت تا اداي ديني از جانب ما شده باشد وكشف حقايقي از حادثه عظيم ودلخراش كربلا.

مطلب اول : آمار واقعي واسامي اسراء آل الله « خاندان عصمت وطهارت (ع) » بعد از حادثه دلخراش كربلاست

در اينكه اسامي وعدد واقعي آن بزرگواران سوگوار چند نفر بوده است در بين منابع موجود ومقتل ها گوناگون ذكر شده است بعضي عدد زنان اسير را جمعا 20 نفر وبعضي 21 نفروعدد مردان را 8 نفر وبعضي 12 نفر ذكر نموده اند.

 آنچه كه در كتاب پژوهشنامه امام حسين (ع) تاليف آقاي  اكبر اسدي به نقل از مقاتل مختلف آورده شده است شمار اسيران بني هاشم مردان را 8 نفر اسم برده است وزنان بني هاشم را 15 نفر وزنان غيرهاشم را 6 نفر ذكر نموده ومي گويد از مردان غير بني هاشم كسي جزء اسرا در مسير كوفه وشام نبوده است.


نكته قابل توجه اين است كه چگونه جمعيت حدود 30 نفر از زن ومرد وكودك اسير وبه غل وزنجير بسته شده  توانستند انقلابي نو انجام دهند وهمه دسيسه هاي دشمن را در مسير از كربلا تا كوفه وشام نقش بر آب كنند وپيروزمندانه اما از نوع پيروزي خون بر شمشير به كربلا ومدينه برگردند ؟ آيا اين براي بشريت درس استقامت وصبوري وپافشاري بر آرمان نيست ؟


مطلب دوم – مقدمات مرتبط با اربعين حسيني است :
جريان افشاگري ها توسط زينب كبري ، ام كلثوم ، فاطمه صغري وبويژه از ناحيه سيدالساجدين در كوفه وشام اساسي ترين زمينه ومقدمه براي برگردانيدن اسراء از شام است در مركز شام بعد از ايفاي نقش اسراء كار به جايي رسيد كه اجازه يافتند تا بمدت 7 روز عزاداري وسوگواري نمايند اين يعني پنبه شدن همه بافته هاي حاكميت اموي در مركز وپايتخت حكومت جور وظلم ويعني بيداري مردم با اشك وعزا واقامه ماتم كه منجر به تسخير قلوب خواهد شد.

از ديگر مقدمات برگشت درخواست سه گانه فني وقابل دقت امام سجاد (ع) بعد از پيشنهاد پذيرش شده حاجت ازآنها بود كه امام سجاد (ع) با دقت هرچه بيشتر درخواست اول را ديدن وزيارت سر مبارك پدرش بيان كرد وفرمود آنرا به من بدهيد تا (( اتزدومنه وانظراليه واودعه ))از آن توشه بردارم و به آن نظر كنم و از آن خداحافظي نمايم. هر جمله اش هزاران سخن ناگفته در نهان دارد كه البته اين درخواست را يزيد نتوانست اجابت كند.

درخواست دوم عودت دادن اموال غارت شده از اهل بيت (ع)بود بعد از آنكه يزيد گفت در عوض زيادتر از آنچه از شما برده شده به شما مي دهيم امام سجاد پاسخ داد خير اموال غارت برده  شده ما را به ما بدهيد زيرا در ميان آنها مغزل بيني پارچه بافته شده با دستان فاطمه زهرا وجود دارد كما اينكه  در آن اموال مقنعه وگردنبند وپيراهن دختر پيامبر خدا وجود دارد
بيان اين دين خواسته وجريان برگردانيدن اين اموال خود انقلابي ديگر است وكارشناسانه ترين اقدام امام سجاد (ع) است كه يزيديان  را به لرزه وا مي دارد .

درخواست سوم آن بود كه فرمود :اگر قصد كشتن مرا داري شخصي امين به همراه اين اسراء بفرست كه اين درخواست نيز در نوع خود تحليل فراوان مي طلبد.
از ديگر مباحث مقدماتي كيفيت آماده شدن كاروانيان وقصد برگشت است .

 با عنايت به وضيعت اعزام اسراء از كوفه به شام ومسيرهاي طولاني ومنازل عبور داده شده واينكه عبيدالله بن زياد با حالت فاتحانه  سرهاي پاك شهدا واسراء را همزمان به شام مي فرستد طبيعي است كه در بسياري از شهرها هلهله وشادماني صورت گيرد بويژه در مركز خلافت يزيد جمعيت انبوهي براي تماشا آماده باشند چه اينكه شرح مفصل اين سفر غمباررا مورخين بخوبي بيان نمودند در پايان اين ماجرا نيز حاكميت اموي هنوز به دنبال توطئه ديگر است قطعا خوش ندارند كه در برگشت در تمام مناطق مردم به ناسزاگويي حاكمان ظالم وقاتلين اباعبدالله الحسين برخيزند لذا حالت كاروان را شادمانه يا لااقل متعارف جلوه مي دهند لكن اين اين حالت نيز با تغيير كيفيت به غمناكي وغمباري كاروانيان دگرگون مي گردد ومردم خرسند از ماجراي قتل امام حسين (ع)با اين وضعيت جديد از خود مي پرسند كه آن چه بود در رفتن ؟ واين چيست در برگشتن ؟ آنگاست كه همگان لعن ونفرين برقاتلين امام حسين را بر زبان مي آورند كه البته حسرت دير هنگام سودي نخواهد بخشيد.


مطلب سوم – تاريخ ووضعيت ورود اسراء به كربلاست :
سوال بسياري آن است كه آيا واقعا اسراء آل الله در اربعين يعني روز 20 ماه صفر توانستند به كربلا برسند ؟ واساسا وقايعي كه در روز اربعين مذكور است تا چه اندازه مورد قبول مي تواند باشد ؟ براي تشريح اين موضوع نكات ذيل قابل ملاحظه است :


1- مراد از عنوان اربعين چهل شبانه روز بعد از واقعه عاشورا وشهادت حضرت ابا عبدالله الحسين (ع) است وچون شهادت امام حسين (ع) روز عاشورا يعني روز دهم محرم بوده است چهل روز پس از آن واقعه روز بيستم ماه صفر محاسبه مي گردد وهر ساله بياد سرور آزادگان عالم سوگواري در اين روز با گراميداشت شهادت شهدا كربلا وزيارت ويژه امام حسين (ع) همراه مي باشد.


2- حركت خاندان امام حسين (ع) به سوي كوفه روز 11 محرم به فرمان عمربن سعد انجام شد وپس از اقامت چند روزي در كوفه آنان را به سوي شام ( دمشق فعلي) حركت دادند ومشهور آن است كه از كوفه تا شام چهل منزل (محله وآبادي ) را پشت سر گذاشتند البته نام تمام چهل منطقه در كتب بطور دقيق ذكر نگرديده است بنابراين ممكن است بعضي از مناطق از شهرت چنداني برخوردار نبودند وآبادي هاي كوچكي بودند لذا در صفحات تاريخ اسم كافي از آنها نيست البته ممكن است مراد از عنوان چهل منزل كثرت منازل مسير بوده باشد بهرحال بدليل توقفهاي زيادي كه در بين راه داشته اند ودر بسياري از محلات شبها را استراحت نمودند زمان نسبتا طولاني گذشت تا اسراء را به شام برسانند  لذ است كه در بعضي از مقاتل مقدار زمان طي مسافت از كربلا تا شام را 20 روز ذكر كرده اند. ( مرحوم شيخ عباس قمي در كتاب منتهي الامال اقوال گوناگون را ذكر نموده است )


3- روز ورود اسراء به شام را مرحوم شيخ بهايي وبسياري از بزرگواران روز اول ماه صفر سال 61 هجري قمري ذكر كرده انديعني 20 روز پس از شهادت امام حسين (ع) ومقدار اقامت آنان در شام را نيز بعضي از مورخين ومقتل نويسان يك ماه نوشته اند بنحوي كه پس از روزهاي آغازين حضور امام سجاد (ع) بهمراه ديگر اسراء وسخنان افشاگرانه آنان واطلاع مردم از شهادت مظلومانه حسين بن علي (ع) وياران با وفايش ، يزيد نيز فريبكارانه تقصير قتل را به گردن عبيدالله بن زياد انداخته بناچار جهت همراهي با مردم ويا بهر دليل ديگر به اسراء اجازه داد كه بمدت 7 روز در ايام ماندن در دمشق به عزاداري وسوگواري بپردازند.


4- با عنايت به مباحث مذكور آيا ممكن است در روز اربعين اسراء وارد كربلا شوند يا خير ؟ محل ترديد قرار گرفته است ، عبارات مورخين در اين بخش داراي اضطراب گوناگون است لذاست كه بعضي معتقدند ورود اسراء به كربلا در اربعين اول يعني چهل روز بعد از شهادت امام حسين (ع)نبوده است وممكن  است در اربعين دوم باشد وبعضي ها حتي اربعين سال 62 را ذكر مي كنند معذلك  بعضي از مورخين نوشته اند كه در روز اربعين يعني بيستم ماه صفر به كربلا وارد شدند وهمزمان با ورود جابربن عبدالله به زيارت امام حسين (ع) مشرف شدند وباهم مواجه گرديدند.(لهوف)
عليهذا بايد گفت ورود اسراء آل الله عليهم صلوات الله در روز اربعين به كربلا قطعي نيست كما اينكه نويسنده پژوهشنامه امام حسين (ع) از آن بصورت راوي مي گويد گذشته است گرچه اگر قائل به امكان حضور آن بزرگواران در روز چهلم به كربلا باشيم چاره اي نيست جز آنكه طول زمان حركت اسراء از كوفه به شام را كمتر از 20 روز واقامت آنان را نيز كمتر از 20 روز محاسبه كنيم تا توانسته باشند در روز چهلم وارد كربلا شوند وهمزمان با جابربن عبدالله انصاري جزء اولين زائرين قبر حسين بن علي (ع) وديگر شهداء كربلا شده باشند.


5- نكته پنجم در اين بخش آنست كه عليرغم آنكه بگوييم اسراء در روز اربعين به كربلا نرسيده اند عدم امكان حضور اسراء خاندان رسالت به كربلا به هيچ وجه از شان اربعين وعظمت آن كم نمي كند وثواب زيارت امام حسين (ع) در اربعين با تمام محتواي ارزشي بقوت خود باقي است آنچنانكه از امام عسگري (ع) روايت نقل شده است كه يكي از پنج ويژگيهاي انسان مومن زيارت اربعين است.


مطلب چهارم – آخرين مطلب مورد بحث در موضوع  اربعين زيارت اولين زائر امام حسين (ع) است

كه افتخاري بر افتخارات زندگي آن صحابي بزرگ ثبت شده آن زائر شخصي است به نام جابرابن عبدالله انصاري كه پس از واقعه كربلا از مدينه به قصد زيارت امام حسين(ع) بهمراه تعدادي از همراهان از جمله عطيه بن سعد بن جناده عوفي كوفي كه از راويان اماميه است و اهل سنت نيز او را به صداقت حديث قبول دارند .

او مي گويد كه ،مابهمراه ابن جابربن عبدالله انصاري كه در آن ايام پيرمردي بود كه چشمانش نيز نابينا شده بود وارد كربلا شديم جابر نزديك فرات رفت و غسل كرد و جامه ها را عوض نمود و به جانب قبر امام حسين با گام هاي آرام حركت كرد هر گامي كه بر ميداشت ذكر خدا مي گفت تا نزديك قبر امام حسين رسيديم جابر به من گفت:دست مرا بگير و بر روي قبر بگذار من دست وي را به روي قبر گذاشتم چون دست جابر به قبر رسيد بيهوش شد و بر روي قبر افتاد من آبي بر روي او پاشيدم تا به هوش آمد سه مرتبه گفت :يا حسين ،يا حسين،يا حسين آنگاه گفت :حبيب لايجيب حبيبه(آيا دوست جواب دوستش را نمي گويد)آنگاه جابر با خود گفت:يا حسين چگونه ميتواني جواب مرا بگويي در حالي كه رگهاي گردن تو از جاي خود در گذشته و بر پشت و شانه تو آويخته شده است چگونه ميتواني جواب مرا بگويي در حالي كه مابين سر و تن تو جدايي افتاده است ...

جابر بن عبدالله انصاري مباحث گوناگوني را در آنروز با امام حسين(ع) به صورت بيان اقرار و شهادت مطرح كرد و ديگران گوش مي كردند تا اينكه گفت: سوگند به آنكه محمد(ص) را به نبوت حقه بر انگيخت ما شريك شما هستيم در آنچه كه شما داخل آن شديد،عطيه مي گويد :من گفتم ما چگونه با امام حسين(ع) شريك هستيم در حالي كه ما با آنها از كوهي بالا نرفتيم و در دره اي با آنها فرود نيامديم و با آنان شمشيري نزديم اما اين گروه شهداء بين سر و تنشان جدايي افتاده است و اولادشان و زنان آنها يتيم و بيوه گشته اند و اسير شده اند .

جابر گفت :اي عطيه من از حبيب خود رسول خدا (ص) شنيدم كه مي فرمايد: هر كسي دوست بدارد گروهي را با ايشان محشور مي شود و هر كسي دوست بدارد عمل قومي را شريك با آنهاست پس قسم به خداوندي كه پيامبر (ص)را به رسالت بر انگيخت كه نيت من و اصحاب من بر آن چيزي است كه حضرت امام حسين(ع) و يارانش بر آن هستند جابر پس از آن عطيه را وصيت و سفارش مخصوصي مي نمايد و مي گويد كه گمان مي كنم پس از اين سفر ديگر ترا برخورد نكنم وصيت ميكنم ترا به اينكه دوست بدار دوستدار آل محمد(ص)را مادامي كه با آنان دوست باشد و دشمن بدار دشمن آل محمد(ص) را مادامي كه با آنان دشمن است اگرچه روزه دار و نماز گزار باشد ...


اميد است اين نوشتار اداي وظيفه اي باشد از اين حقير سر اپا تقصير به پيشگاه سرور جوانان بهشت و سلاله پاك پيامبر(ص) و ميوه دل زهرا (س) و آرزومندم كه شفاعت آن امام همام نصيب ما در دنيا و آخرت باشد انشاالله .


اني سلم لمن سالمكم و حرب لمن حاربكم الي يوم القيامه
 
تهيه و تنظيم : حجت الاسلام صفر قربانپور
مدير كل تبليغات اسلامي سيستان و بلوچستان



 
تعداد بازديد:2396 آخرين تغييرات:89/11/03
نظرات

  • نوروزعلی قربانی:باتشکر،عالی بود واقعا استفاده کردم. خداوند برتوفیقات مدیرکل محترم بیفزاید.
  • صادق:ممنونم.
نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر