دوشنبه 1 خرداد 1396 - 25 شعبان 1438 - 22 مي 2017
صفحه اصلي/اجتماعي(جوانان، خانواده، بانوان و...)

بررسی دلایل لزوم افزایش رشد جمعیت

بررسي دلايل لزوم افزايش رشد جمعيت

بنده شعار دو بچه كافي است را قبول ندارم، اين مساله سياست غلطي بود كه غربي‌ها انتخاب كرده و امروز پشيمان هستند و سرمايه سنگيني براي حفظ هويت و فرهنگ خود مي‌پردازند، چرا بايد در مسيري قرار بگيريم كه نتيجه آن مشخص است ؟


يکي از مطالب هميشه پربازديد و همراه با نظرات کاربران محترم تبيان در بخش اجتماعي ،مطالب مربوط به نظريات رياست محترم جمهوري درباره لزوم تجديد نظر درباره سياست‌هاي جمعيتي کلان کشور و توقف سياست بوده است. همانگونه که مستحضريد آقاي احمدي نژاد بار ها در مصاحبه ها و سخنراني‌هاي خود گفته است:
احمدي نژاد
 بنده شعار دو بچه كافي است را قبول ندارم، اين مساله سياست غلطي بود كه غربي‌ها انتخاب كرده و امروز پشيمان هستند و سرمايه سنگيني براي حفظ هويت و فرهنگ خود مي‌پردازند، چرا بايد در مسيري قرار بگيريم كه نتيجه آن مشخص است. ايشان هم چنين در مصاحبه ديگر گفته است : غربي‌ها 40 سال پيش گفتند كه جمعيت را كنترل كنيد، بچه مزاحم است و بچه كمتر زندگي بهتر. اكنون ببينيد همان‌ها به كجا رسيدند به جايي رسيده‌اند كه جمعيت آنها پير شده‌اند و دارد از بين مي‌رود و چند سالي است كه خانواده‌ها را تشويق مي‌كنند كه فرزند بياورند و امكانات در اختيار خانواده‌ها قرار مي‌دهند، براي اين كه جمعيت داشته باشند و هرساله نيز مجبور هستند مقداري جمعيت وارد كنند. عده‌اي در كشور ما نيز پيدا شدند كه چشم بسته گفتند ببينيم آنها چكار مي‌كنند، ما نيز همان كار را بكنيم و گفتند دو بچه كافي است و در اين ارتباط قانون وضع كردند و گفتند سه بچه را بيشتر بيمه نمي‌كنيم، در صورتي كه نگاه و اعتقاد ما با آنها فرق مي‌كند و معيارهاي ما با آنها متفاوت است.
 مخالفان اين نظريه مسائلي مانند عدم توانايي دولت در زمينه هاي ايجاد اشتغال، توليد مسکن و يا ازدواج نسل جوان امروز را  به عنوان دلايل جدي مخالفت با ازدياد جمعيت مي نگرند . از نظر مخالفان رييس جمهور اگرچه نقش جمعيت در مولفه‌هاي قدرت ملي غير قابل انکار است اما مساله کيفيت جمعيت داراي اهميتي بنيادين تر است. براي مثال کشوري مانند ژاپن اگرچه داراي جمعيتي به مراتب پايين از  هندوستان با بيش از يک ميليارد نفر جمعيت است اما به مراتب داراي قدرت بالاتري در عرصه بين المللي به علت کيفيت نيروي انساني کشورش مي باشد. آموزش ،بهداشت و تربيت نيروي انساني از صرف وجود نيروي انساني قدرت سازتر است.
اگرچه مخالفت با نظر رييس جمهور هم ميان برخي دانشگاهيان و نخبگان و هم ميان بعضي از مردم که واقع دچار تنگناهاي اقتصادي هستند ،معمول است و از دو نگاه اين نظر نقد مي شود اما بي توجهي به دلايل آقاي احمدي نژاد براي طرح اين موضوع بي انصافي است.
اگرچه مخالفت با نظر رييس جمهور هم ميان برخي دانشگاهيان و نخبگان و هم ميان بعضي از مردم که در واقع دچار تنگناهاي اقتصادي هستند ،معمول است و از دو نگاه اين نظر نقد مي شود اما بي توجهي به دلايل آقاي احمدي نژاد براي طرح اين موضوع بي انصافي است. مشخصا جريان‌هايي در تلاشند که اين نگاه را غير کارشناسي بدانند. اما به نظر مي رسد برخي واقعيت‌ها در ارائه موضع جديد آقاي رييس جمهور موثر بوده است که عبارتند از:

1-حرکت به سمت رشد منفي جمعيت:

اخيرا معاون پژوهشي مركز مطالعات و پژوهش‌هاي جمعيتي آسيا و اقيانوسيه با بيان اينكه به طور متوسط، هر 10 زوج در ايران 18 فرزند دارند، گفته است: اين موضوع بدان معناست كه هر يك از زوجين، يك تا 2 فرزند دارند. طبق آمار اگر
جمعيت
زوج‌ها به طور متوسط 2،1 فرزند داشته باشند و فرزندان جايگزين آنها شوند، جمعيت ثابت مي‌ماند؛ اين 0،1 نيز به دليل احتمال فوت فرزندان لحاظ شده است؛ حال اگر تعداد فرزندان والدين كمتر از اين مقدار باشد، جمعيت جايگزين نمي‌شود؛ هر چه اين‌ رقم كم شود، تعداد كل فرزندان زوجين كم مي‌شود؛ عدد 1،8 فرزند (تعداد كل فرزندان برآورد شده در سال 1385) يعني به طور متوسط هر 10 زوج 18 فرزند دارند بنابراين يك فرزند يا دو فرزند دارند؛ خانواده‌هايي كه يك فرزند دبستاني دارند، ممكن است در آينده صاحب يك فرزند ديگر هم بشوند اما تعداد فرزندان از دو فرزند تجاوز نمي‌كند
هم چنين رييس توسعه و گسترش شبکه وزارت بهداشت از منفي بودن نرخ رشد جمعيت در برخي استانهاي کشور خبرداد. دکتر" محمد اسماعيل مطلق "بدون ذکر نام اين استانها تاکيد کرد: کار تحقيقاتي در اين زمينه آغاز شده است.

2-پير شدن جمعيت:

ايران اگر چه  به عنوان جامعه اي جوان شناخته مي شود، که بررسي‌ها و گزارشهاي وزارت بهداشت نشان مي دهد جمعيت کشورمان در حال پير شدن است.
هم اکنون بيش از 7 درصد جمعيت کشورمان را افراد سالمند بالاي 60 سال تشکيل مي دهند که گفته مي شود اين آمار در چهار دهه آينده تقريبا دو برابر خواهد شد. به طوريکه در سال 1429 به ازاي هر چهار نفر ايراني، يک نفر سالمند خواهيم داشت.
اسناد و قرايني وجود دارد که در برخي مناطق به ويژه با حمايت عوامل سلفي، تشويق به ازدواج متعدد و تکثير نسل دربرابر شيعيان به چشم مي خورد.اين حمايت با هدف تغيير  بافت جمعيت اين مناطق که اکثرا در مناطق مرزي است به ضرر شيعيان مي باشد، در حال انجام است
حال ممکن است بپرسيد اين موضوع داراي چه مخاطراتي است؟ براي پاسخ به اين پرسش بايد به مثال ژاپن اشاره کرد.شمار سالمندان در ژاپن در سالهاي اخير افزايش يافته است، به نحوي که  شمار سالمندان بالاي 67 سال، 36 درصد از جمعيت ژاپن را تشکيل دهند. در حال حاضر ژاپن از سوي سازمان بهداشت جهاني در صدر جدول نرخ طول عمر جهان قرار دارد. اين موضوع سبب کاهش شمار جمعيت کارگري در ژاپن که دومين اقتصاد بزرگ جهان را تشکيل مي دهد، شده است. افزايش شمار سالمندان و کمبود نيروي کار در ژاپن نگهداري افراد مسن را نيز با مشکل روبرو کرده است.

3-به هم خوردن توازن جمعيتي مناطق شيعه نشين در مقابل رشدجمعيت ساير مذاهب:

نگاه دکتر احمدي نژاد از منظر امنيتي نيز داراي  دلايل محکمي است. اسناد و قرايني وجود دارد که در برخي مناطق به ويژه با حمايت عوامل سلفي، تشويق به ازدواج متعدد و تکثير نسل دربرابر شيعيان به چشم مي خورد.اين حمايت با هدف تغيير  بافت جمعيت اين مناطق که اکثرا در مناطق مرزي است به ضرر شيعيان مي باشد، در حال انجام است .براي مثال اين فرق داراي رشد جمعيت 7 درصد در سال در مقابل رشد جمعيت يک و نيم درصدي کل جامعه مي باشند.

4- پايين آمدن نرخ باروري از سطح استاندارد

بايد توجه داشت که بر پايه مباني علم جمعيت‌شناسي کمترين نرخ باروري که تضمين کننده بقاي خانواده و جامعه است، 1/2 فرزند به ازاي هر زن مي‌باشد. اين در حالي است که بر اساس سرشماري عمومي سال 1385، نرخ باروري کشور به 8/1 فرزند رسيده است و پيش‌بيني‌ها کمتر شدن اين مقدار را نيز نشان مي‌دهد. از ابتداي دهه‌ي 80 نرخ باروري ايران به کمتر از مقدار 1/2 بچه به ازاي هر زن رسيده است. اين در حالي است كه كشورهايي مانند انگليس، فرانسه و آمريكا داراي نرخ باروري‌اي بيش از ايران هستند. نرخ باروري اين سه كشور به 1/2  فرزند رسيده‌ است و پيش‌بيني‌ها افزايش آنرا در سال‌هاي آينده نشان مي‌دهد.

جمع بندي:

به نظر مي رسد لزوم سياستهاي تشويقي براي افزايش جمعيت نياز به تبيين دلايل ميان محققان و سياستگذاران دارد.چرا که تجربه رشد جمعيت در دهه 60 که با عدم پيش بيني و تدارک ابزار کافي براي پاسخگويي نيازهاي اوليه ديني ،آموزشي و دانشگاه،اشتغال،مسکن و ازدواج اين نسل روبرو بود باعث شد که مشکلات زيادي براي سياستگذاران و مجريان بوجود بيايد.در صورت پديد آمدن اجماع علمي ميان نهاد مختلف پژوهشي،حاکميتي و سياستگذاري مي بايست به برنامه ريزيهاي ميان مدت و بلند مدت در اين زمينه دست زد و متون قانوني لازم را در اين زمينه تدارک ديد.مهم ترين مساله در اين زمينه کارامدي و برنامه ريزي دولت براي افزايش جمعيت و تامين نيازهاي آن است.
اما به نظر مي رسد که نمي توان واقعيتهاي جمعيتي امروز ايران مانند رشد منفي در برخي مناطق مرکزي  و يا رشد تصاعدي برخي مناطق مرزي با جمعيت اقليت و تغيير بافتهاي جمعيتي را ناديده گرفت.
هنگامه سهرابي
بخش اجتماعي



 
تعداد بازديد:6533 آخرين تغييرات:89/11/25
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر