دوشنبه 4 تير 1397 - 11 شوال 1439 - 25 ژوئن 2018
صفحه اصلي/خانواده

پدر و مادر های زمان خود باشید

پدر و مادر هاي زمان خود باشيد

پرورش اخلاقي كودكان امري پسنديده و بايسته است.

پدر و مادر

پرورش اخلاقي كودكان امري پسنديده و بايسته است. قرآن كريم نيز بر پرورش اخلاقي به عنوان تكليف و وظيفه فردي و اجتماعي تاكيد مي كند و از همگان مي خواهد تا خود و ديگران را بر فضايل اخلاقي پرورش داده و از رذايل پاك سازند.
از اين رو بر همگان است كه هم خود را بر خوي نيك و پسنديده بپرورانند و فضايل را در خود تحكيم و استواري بخشند و هم به حكم وظيفه عقلي و عقلايي و شرعي ديگران را به آن بخوانند و دعوت كنند. بر اين اساس تزكيه نفس و خودسازي در كنار ديگرسازي و تربيت ديگران از مسئوليت شخصي و اجتماعي مومنان دانسته شده است. از آن جايي كه كودكان در سني هستند كه بيش ترين آمادگي را براي پرورش درست اخلاقي دارا مي باشند و نقش زدن بر لوح سپيد جانشان همانند كندكاري بر سنگ ها از قابليت ماندگاري برخوردار مي باشد، بر آموزش و پرورش كودكان تاكيد به سزايي شده است. بدون ترديد تربيت اخلاقي کودکان مهم ترين بخش زندگي ماست. کودکان ما سازندگان تاريخ خواهند بود، آن ها پدران و مادران آينده اند که به سهم خود فرزندانشان را پرورش و نسل هاي پي در پي بعدي را جهت خواهند داد.

در زماني که فروپاشي خانواده به عنوان نهاد اوليه و پايدار تربيت روز به روز مورد خطر قرار مي‌گيرد و طبق پيش بيني هاي انجام شده از جانب سازمان بهداشت جهاني، احتمال داده مي‌شود که در طليعه هزاره سوم 50 درصد از فرزندان در خانواده‌اي " تک والدي " به سر برند و نرخ طلاق هفت برابر افزايش يابد و در زماني که شيوع اختلالات و ناهنجاري هاي رواني و رفتاري از نظر همه گيرشناسي روز به روز فزوني مي يابد، در چنين زماني تنها کليد حل اين بحران اخلاقي، بازگشت به اخلاق است. در اين زمان فرهنگ بشريت سطحي و دانش او خطرناک شده است. به اعتقاد ويل دورانت: "علم، مبناي فوق طبيعي اخلاقيات ما را از ما گرفته است و گويا همه جهان در اصالت فرديتي در هم و بر هم که نشانه قطعه قطعه شدن نامنظم خوي و منش انساني است، گم گشته است  ...  ما فقط قطعاتي از انسان هستيم نه بيش. تجزيه و تحليل به سرعت جلو مي رود اما ترکيب، لنگان و وامانده است. هر کس سهم خود را مي شناسد اما از معني آن در تمام بازي بي خبر است. سنتها، اخلاقيات، عادات و  ...  که به کندي تغيير مي يافتند در روزگار ما مانند ابرها در بادها در تغييرند. ما به دانش خود که ما را به قدرت خود مست کرده است نابود مي شويم و بدون حکمت نجات نخواهيم يافت ".
پدر و مادر هاي امروزي باشيد
هدف نهايي تمام تلاش ها و اقدامات تربيتي در جهت پرورش انسان هايي با فضايل اخلاقي است، فضايل اخلاقي از قبيل راستي و درستي، مناعت طبع، عزت، عدالت خواهي، نظم و تربيت، وفاداري، آگاهي از حق خود، تجاوز نکردن به حقوق ديگران، عشق به آزادي و آزادگي، احترام به قانون، داشتن وجدان کاري  ...  که در متون احاديث و روايات اسلامي فراوان تاکيد و تصريح شده است.
 
اگر اخلاق به معناي بهره مندي از عقل حساب گر و تدبيرگر در راستاي مهار و كنترل دو قوه شهواني و غضبي است تا ميان آنان عدالت و اعتدال برقرار نمايد و جنگ دروني ميان الهامات غريزي (شهواني و غضبي) از سويي و الهامات فطري (معنوي و آسماني) از سوي ديگر را به صلح و سازش تبديل نمايد و اين امكان را فراهم آورد تا هر يك بتوانند از قسط خود بهره مند شوند و به ديگر تجاوز نكنند و فجور نورزند و اين گونه حق غرايز و خواسته هاي فطري داده و ادا شود، در كنار اخلاق اموري ديگري نيز مي بايست به كودكان آموخت تا بتوانند در جامعه به عنوان يك شخصيت سالم از مواهب اجتماعي بهره مند شده و در راستاي تعالي و تكامل خويش از آن سود برند. از جمله اين امور كه مي بايست در كنار اخلاق به كودكان و نوجوانان آموزش داده شود، هنجارهاي اجتماعي و آداب اجتماعي در قالب جامعه پذيري است.هر كسي اگر بخواهد در جامعه اي زيست نمايد مي بايست به آداب و رسوم و هنجارهاي اجتماعي آن جامعه آگاهي داشته و از آن در زندگي اجتماعي سود برد.
هنجارهاي هر اجتماعي از دو دسته امور به عنوان هنجارهاي رفتاري ( اخلاق اجتماعي در برابر اخلاق فردي) و آداب و هنرهاي زندگي اجتماعي تشكيل مي شود. هنچارها امور رفتاري هستند كه موازين و معيارهاي عقلاني و عقلايي و شرعي آن را پسنديده و نيك دانسته اند و جامعه متوقع است كه شخص آن ها را در رفتارهاي اجتماعي ملاحظه كند و محترم شمارد.
هر شخصي اگر بخواهد اعتدال در ميان قواي متضاد دروني خويش ايجاد كند مي بايست داراي اخلاق شود كه بر خاسته از اصول عقلاني است و اين اصول عقلاني است كه توازن قواي دروني را ايجاد مي كنند و به هر يك به اندازه نياز مي رسد و رضايت همگاني قواي را جلب مي كند
در كنار اين ها اموري ديگر هستند كه آدمي براي تحكيم روابط اجتماعي و نفوذ در جامعه بدان نياز دارد. اين امور را مي توان رفتارهاي ظريف تر و داراي نكاتي لطيف و حساس بر شمرد. به سادگي ديده نمي شود و به سختي شناسايي و يا شناسانده مي شود ولي هر كسي كه به آن ها پاي بند باشد به سادگي در دل ها نفوذ مي كند. اگر بيگانه اي وارد جامعه اي شود نخستين چيزي كه به چشم مي آيد هنجارهاي اجتماعي آنان است كه البته ارتباط تنگاتنگي نيز با اصول اخلاقي پذيرفته شده و نگرش هاي آن مردمان دارد ولي چنين شخصي تا مدت ها نمي تواند از آداب اجتماعي ايشان آگاهي يابد و لطائف رفتاري آنان را درك كند هر چند كه با تحسين و تمجيدها و تشويق هاي گاه و بي گاه به برخي از آن ها علم مي يابد ولي نمي تواند آن را درك و تحليل كند و به سادگي با آن ها ارتباط بر قرار كند.
 
آداب از جمله لطايف و پيچيدگي هاي هر جامعه به شمار مي آيد و از آن جايي كه به سختي قابل رويت است و همانند اشارات و كنايات در حوزه زباني عمل مي كند، كم تر از سوي بيگانه اي درك و گزارش مي شود. از ويژگي هاي آداب، ناپايداري و دگرگوني آن است؛ زيرا آداب بر خلاف اخلاق و حتي هنجارهاي اجتماعي، از پايداري برخوردار نمي باشند و با توجه به تغييرشرايط و تغييرات زمانه تغيير و دگرگون مي شود. بسياري از آداب متاثر از تغييرات تمدني به سرعت مي آيد و مي روند و جاي خود را به آداب جديد مي دهند. با اين همه توجه به آن ها همواره از نظر گروه هاي اجتماعي ناظر مد نظر است و معياري براي جامعه پذيري شخصيت هاي اجتماعي معرفي مي شود.از وظايف مربيان و اولياي امور آن است كه همواره كودكان را با توجه به شرايط و مقتضيات زمانه آموزش و پرورش دهند و در اين حوزه بر خلاف حوزه اخلاق و هنجارهاي رفتاري نمي بايست بر تداوم و بقاي ادبي تاكيد شود. از اين روست كه در كلام امير مومنان علي (ع) آمده است : لاتودبوا اولادكم باخلاقكم لانهم خلقوا لزمان غير زمانكم ؛ فرزندانتان را بر اساس آداب اجتماعي خودتان تاديب نكنيد و پرورش ندهيد زيرا آنان براي زماني غير از زمان شما آفريده شده اند.
پدر و مادر هاي امروزي باشيد
در اين عبارت سخن از تغيير زمانه است كه مقتضي تغيير در آموزش آداب اجتماعي است. البته مراد از اخلاق در عبارت همان آداب اجتماعي است ؛ زيرا لازم است كه شخص بر اساس اصول اخلاقي تربيت شود و فرزندان نيازمند آموزش هاي مداوم اخلاقي و حتي هنجاري هستند كه هم خود را به صورت شخصيت سالم در آورند و هم از نظر اجتماع داراي شخصيت سالم اجتماعي شناخته و جذب شوند. از اين روست كه دست يابي به شخصيت سالم نيازمند آموزش و پرورش بر اساس اصول اخلاقي و هنجاري است. به سخن ديگر هر شخصي اگر بخواهد اعتدال در ميان قواي متضاد دروني خويش ايجاد كند مي بايست داراي اخلاق شود كه بر خاسته از اصول عقلاني است و اين اصول عقلاني است كه توازن قواي دروني را ايجاد مي كنند و به هر يك به اندازه نياز مي رسد و رضايت همگاني قواي را جلب مي كند ، چنان نيازمند شناخت هنجارهاي رفتاري است تا خود را در جامعه به عنوان يك شخصيت متعادل معرفي و نشان دهد. اين امور موجب مي شود تا شخص از نظر دروني و بيروني معتدل شود و از منش و كنش خوبي برخوردار گردد. اما اين به تنهايي كافي نيست ؛ زيرا شرايط جهان و جامعه همواره نو شونده است و در هر زماني شرايط و مقتضيات اموري را بر فرد و جامعه تحميل مي كند. در اين جاست كه نيازمند تاديب به آداب اجتماعي مي شود. از آن جايي كه شرايط همواره در حال تغيير است پدران در شرايطي به سر مي بردند و مي برند كه با شرايط كودكان تفاوت هاي حتي ماهوي مي يابد از آن روست كه مي بايست در حوزه آداب توجه به شرايط نو شونده شود و به جاي آموزش آداب خود آداب عصر كودكان و يا حتي فراتر مورد توجه قرارگيرد. از اين روست كه مي گويند اخلاق را به او بياموزيد ولي آداب خودتان را به او نياموزيد بلكه آداب عصر وي را به او بياموزيد و به كلاس هاي خاص عصر خودشان بفرستيد تا در جامعه بتوانند نفوذ كنند. از اين روست كه گفته شده كودكان را به آدابي كه خود بدان خوي گرفته ايد پرورش ندهيد.
 
اين مفهوم از آداب همان چيزي است كه ما اكنون به عنوان ادب هر فن و هنري از آن ياد مي كنيم ولي مي تواند مفهوم ديگري نيز از ادب بيان كرد كه تنها اختصاص به فن و هنري نداشته باشد بلكه در هر كاري ادبي است كه مي بايست رعايت شود. اين مطلب را نيز در اين نوشتار آوره شده است كه در زماني خوردن با دست بوده است كه مي بايست آن را رعايت كرد و در زماني ديگر شيوه خوردن با قاشق و چنگال است كه آن نيز خود آدابي دارد. از اين رو نمي توان گفت كه كودك را مي بايست بر اساس يك شيوه و آداب تربيت كرد بلكه با توجه به تغيير شرايط و مقتضيات مي بايست به آداب همان كار توجه كرد و آموزش داد. به هر حال مي بايست در آموزش كودكان به آن چه در عصر و زمانه آنان مهم است توجه شود تا كودكان به آساني و راحتي در جامعه وارد شوند و جامعه نيز آنان را بپذيرد و در اموري اجتماعي لنگ نمانند.
 
فرآوري: نسرين صفري
بخش خانواده ايراني تبيان

  منبع: پارسي طب
    آفرينش
 

مقالات مرتبط:

از خدا فرزند زيبا بخواهيم؟

يک اشاره و صد کنايه:




 
تعداد بازديد:1071 آخرين تغييرات:89/11/25
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر