چهارشنبه 28 آذر 1397 - 11 ربيع الثاني 1440 - 19 دسامبر 2018
صفحه اصلي/دين و انديشه

شهاب ها تیرهایی بر دل شیاطین!

شهاب ها تيرهايي بر دل شياطين!

در يک شب تاريک و پر ستاره نظرى به آسمان بيفکنيد، ستارگانى که در هر گوشه و کنار به صورت گروه گروه دور هم جمع شده اند، گوئى هر دسته براى خود انجمنى دارند، و آهسته نجوى مى کنند،

در يک شب تاريک و پر ستاره نظرى به آسمان بيفکنيد، ستارگانى که در هر گوشه و کنار به صورت گروه گروه دور هم جمع شده اند، گوئى هر دسته براى خود انجمنى دارند، و آهسته نجوى مى کنند، بعضى خيره خيره به ما نگاه کرده اصلا چشمک نمى زنند و بعضى مرتبا چشمک مى زنند، گوئى ما را به سوى خود مى خوانند، بعضى آنچنان مى درخشند که خيال مى کنيم دارند به ما نزديک مى شوند، و بعضى با نور کمرنگ خود گوئى از آن اعماق آسمان هاى دور فرياد بى صدائى مى کشند که ما هم اينجائيم !
اين منظره زيباى شاعرانه که شايد براى بعضى بر اثر تکرار مشاهده ، عادى جلوه کند بيش از آنچه فکر کنيم ديدنى و جالب و شو ق انگيز است .
و از نظر زيبائي هاى علمى و اسرار بسيار فراوان ، چهره آسمان آنچنان زيبا است که هزاران سال است چشم همه دانشمندان را به خود مشغول داشته به ويژه امروز که با نيرومندترين تلسکوپ ها و دوربين هاى عظيم نجومى به سوى آن خيره مى شوند و هر زمان اسرار تازه اى از اين عالم پر غوغا، و در عين حال خاموش ، براى مردم جهان کشف مى کنند.
راستى "چرخ با اين اختران نغز و خوش و زيباستى "!...
قرآن ميگويد : «وَلَقَدْ جَعَلْنَا فِي السَّمَاء بُرُوجًا وَزَيَّنَّاهَا لِلنَّاظِرِينَ »1 ؛  ما در آسمان برج هائى قرار داديم ، و آنرا براى بينندگان تزيين کرديم.
« وَحَفِظْنَاهَا مِن كُلِّ شَيْطَانٍ رَّجِيمٍ »2 ؛ ما اين آسمان را از هر شيطان رجيم و شوم و ملعون محفوظ داشته ايم.
«إِلاَّ مَنِ اسْتَرَقَ السَّمْعَ فَأَتْبَعَهُ شِهَابٌ مُّبِينٌ» 3 ؛ مگر آن شيطان هائى که هوس (استراق سمع و خبرگيرى دزدکى ) کنند، که شهاب آشکار آنها را تعقيب مى کند و به عقب مى راند.
 

چگونه شياطين بوسيله شهاب از آسمان رانده مى شوند؟!

اين آيه از آياتى است که مفسران در تفسير آن بسيار سخن گفته اند و هر يک مسير خاصى را پيموده و برداشت معينى از آن دارند.
و از آنجا که عين همين مضمون در سوره صافات (آيه 6 و 7) و سوره جن (آيه 9) آمده و از مسائلى است که ممکن است براى افراد نا آگاه سؤ الهاى بدون جوابى ترسيم کند لازم است نخست نظرى به آراء مفسران بزرگ اسلامى بيفکنيم ، سپس آنچه را که ترجيح مى دهيم بيان کنيم .
1 - بعضى مانند نويسنده (تفسير فى ظلال) چنين مى نويسد: شيطان چيست ؟ و چگونه مى خواهد استراق سمع کند؟ و چه چيز را استراق مى کند؟ همه اينها از غيب هاى الهى است که از خلال نصوص نمى توان به آن دست يافت ، و پرداختن به آن نتيجه اى ندارد، زيرا بر عقيده ما چيزى نمى افزايد، و جز اشتغال فکر انسان به امرى که به او ارتباط خاصى ندارد و او را از انجام عمل حقيقيش در اين زندگى باز مى دارد ثمره اى نخواهد داشت ، به علاوه درک تازه اى نسبت به حقيقت جديدى به ما نمى دهد!.
"نجوم" مفهوم معنويش  اشاره به دانشمندان و شخصيت هائى است که روشنى بخش جوامع انسانى هستند، .
ولى نبايد ترديد داشت که قرآن يک کتاب بزرگ انسانسازى و تربيت و حيات است ، اگر چيزى ارتباط به حيات انسان ها نداشته باشد مطلقا در آن مطرح نخواهد شد، همه آن درس است ، درس زندگى ، به علاوه هيچکس نمى تواند اين سخن را بپذيرد که در قرآن حقايق ناگشودنى باشد، مگر قرآن نور و کتاب مبين نيست ؟ و مگر براى فهم و تدبر و هدايت مردم نازل نشده ؟ چگونه فهم اين آيات به ما ارتباط ندارد؟ به هر حال اين طرز موضعگيرى را در برابر اين گونه آيات و مانند آن پسنديده نيست.
2 - جمع قابل توجهى از مفسران ، مخصوصا مفسران پيشين ، اصرار دارند که معنى ظاهرى آيات را کاملا حفظ کنند:
"سماء" اشاره به همين آسمان است ، و "شهاب" اشاره به همين شهاب است (همين سنگريزه هاى سرگردانى است که در اين فضاى بيکران در گردشند و گاه گاه که در حوزه جاذبه زمين قرار مى گيرند و به سوى زمين کشيده مى شوند و بر اثر سرعت برخورد با امواج هوا، داغ و سوزان و شعله ور و خاکستر مى شوند).
و "شيطان" همان موجودات خبيثه متمردند که مى خواهند به آسمان ها بروند و گوشه اى از اخبار اين عالم ما که در آسمان ها منعکس ‍ است ، از طريق استراق سمع (گوش دادن مخفيانه ) در يابند، و به دوستان خود در زمين برسانند، ولى شهاب ها همچون تير به سوى آنها پرتاب مى شوند و آنها را از رسيدن به اين هدف باز مى دارند.
3 - جمعى ديگر از مفسران مانند مفسر عاليقدر "مؤ لف الميزان " و "طنطاوى "در تفسير "لجواهر" تعبيرات آيات فوق را از قبيل تشبيه و کنايه و ذکر امثال و به اصطلاح بيان (سمبوليک ) دانسته ، و اين تشبيه و کنايه را به صورت هاى گوناگونى بيان داشته اند:
شيطان
الف : در تفسير الميزان چنين مى خوانيم : آنچه به عنوان يک احتمال مى توان در اينجا گفت اين است اين گونه بيانات در کلام الهى از قبيل امثالى است که براى روشن شدن حقايق غير حسى در لباس حسى ذکر مى شود، همانگونه که خداوند مى فرمايد: « وَتِلْكَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ وَمَا يَعْقِلُهَا إِلَّا الْعَالِمُونَ»4 ؛  اينها مثالهائى است که براى مردم مى زنيم و جز عالمان آنها را درک نمى کنند. و امثال اين تعبيرات در قرآن فراوان است ، مانند عرش ، کرسى ، لوح ، کتاب .
بنابراين منظور از آسمان که جايگاه فرشتگان است ، يک عالم ملکوتى و ماوراء طبيعى است ، که از اين جهان محسوس ، برتر و بالاتر است ، و منظور از نزديک شدن شياطين به اين آسمان براى استراق سمع و پرتاب کردن شهب به آنها آنست که آنها مى خواهند به جهان فرشتگان نزديک شوند تا از اسرار خلقت و حوادث آينده آگاهى يابند، ولى آنها شياطين را با انوار معنوى ملکوتى که تاب تحمل آن را ندارند مى رانند.
ب : "طنطاوى" در تفسير معروف خود، نظريات مختلفي دارد که براي اختصار يکي را نقل ميکنيم وي  مى گويد:
آن گروه از دانشمندان حيله گر و رياکار و مردم عوامى که از آنها پيروى مى کنند شايستگى و اهليت آنرا ندارند که از عجائب آسمان ها و شگفتي هاى عالم بالا و کرات بيکرانش و نظم و حسابى که بر آنها حکومت مى کند، آگاه شوند، خداوند اين علم و دانش را از آنها ممنوع ساخته ، و اين آسمان پر ستاره زيبا و مزين را با آنهمه اسرارش در اختيار کسانى گذاشته که عقل و هوش و اخلاص و ايمان دارند.
طبيعى است که گروه اول از نفوذ در اسرار اين آسمان منع مى شوند، و هر شيطان رانده شده درگاه الهى ، خواه از جنس بشر باشد يا غير بشر، حق وصول به اين حقايق را ندارد، و هرگاه به آن نزديک شود رانده و مطرود مى گردد، اين گونه افراد ممکن است سالها زندگى کنند و بعد بميرند ولى هرگز به اين اسرار، دست نيابند، آنها چشم هاى باز دارند و ليکن چشم آنها قدرت ديد اين حقايق را ندارد، مگر نه اين است که علم را جز عاشقانش و جمال را جز عارفانش درک نمى کنند و نمى بينند؟.
قرآن يک کتاب بزرگ انسانسازى است ، اگر چيزى ارتباط به حيات انسان ها نداشته باشد مطلقا در آن مطرح نخواهد شد، همه آن درس زندگى ، به علاوه هيچکس نمى تواند اين سخن را بپذيرد که در قرآن حقايق ناگشودنى باشد،
بعضى ديگر گفته اند که: اکتشافات اخير نشان داده که يک سلسله امواج نيرومند راديوئى از فضاهاى دور دست ، مرتبا پخش مى شود که مى توان آنها را در کره زمين با دستگاه هاى گيرنده مخصوص به خوبى گرفت ، هيچکس بدرستى نمى داند سرچشمه اين امواج فوق العاده نيرومند کجاست ؟ ولى دانشمندان مى گويند احتمال قوى دارد که در کرات دور دست آسمانى موجودات زنده فراوانى هستند که از نظر تمدن از ما بسيار پيشرفته ترند و به همين دليل مى خواهند اخبارشان را در جهان پخش کنند و در آن اخبار مسائلى است که براى ما تازگى دارد، موجوداتى که آنها را پرى مى ناميم مى کوشند، از اين امواج استفاده کنند، ولى اشعه نيرومندى آنها را بدور مى راند.
اين بود نظرات گوناگون مفسران و دانشمندان .

 

نتيجه بحث :

براى نتيجه گيرى کامل مقدمتا به چند نکته توجه کنيم :
بارش شهاب
1 - کلمه "سماء" (آسمان ) در بسيارى از آيات قرآن به معنى همين آسمان مادى است در حالى که در بعضى ديگر از آيات قطعا به معنى آسمان معنوى و مقام بالا است .
مثلا در آيه 40 سوره اعراف مى خوانيم : « إِنَّ الَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا وَاسْتَكْبَرُواْ عَنْهَا لاَ تُفَتَّحُ لَهُمْ أَبْوَابُ السَّمَاء» ؛  آنها که آيات ما را تکذيب کردند و در برابر آن تکبر ورزيدند درهاى آسمان به رويشان گشوده نمى شود.
ممکن است منظور از آسمان در اينجا کنايه از مقام قرب خدا بوده باشد همانگونه که در آيه 10 سوره فاطر مى خوانيم : سخنان پاکيزه به سوى او بالا مى روند و عمل صالح را ترفيع مى دهد.
روشن است که اعمال صالح و سخنان پاکيزه چيزى نيستند که به سوى اين آسمان بالا روند بلکه به سوى مقام قرب خدا پيش مى روند و عظمت و رفعت معنوى مى يابند.
اصولا تعبير به "انزل " و "نزل" در مورد آيات قرآن به روشنى اين معنى را مى رساند، که منظور "نزول" و فرود آمدن  از مقام قدس پروردگار بر قلب پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) است .
در يکى از آن احاديث مى خوانيم :کذلک الکافرون لا تصعد اعمالهم الى السماء ؛ همين گونه هستند کافران ، اعمال به آسمان بالا نمى رود.
روشن است که آسمان در اين گونه احاديث ، اشاره به اين آسمان حسى نيست و از اينجا نتيجه مى گيريم که آسمان هم در مفهوم مادى آن استعمال مى شود و هم در مفهوم معنوى آن .
2 - نجوم (ستارگان ) نيز يک مفهوم مادى دارد که همين ستارگانى هستند که در آسمان ديده مى شوند، و يک مفهوم معنوى که اشاره به دانشمندان و شخصيت هائى است که روشنى بخش جوامع انسانى هستند، و همان گونه که مردم راه خود را در شبهاى تاريک در بيابانها و بر صفحه اقيانوس ها بوسيله ستارگان پيدا مى کنند، توده هاى جمعيت در اجتماعات انسانى نيز راه زندگى و سعادت و حيات را به کمک اين دانشمندان و رهبران آگاه و با ايمان مى يابند.
قرآن درياى بيکران است و ممکن است دانشمندان آينده در زمينه اين آيات به حقايق تازه اى دست يابند که امروز به آن دست نيافته ايم .
حديث معروفى که از پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) نقل شده مثل اصحابى فيکم کمثل النجوم بايها اخذ اهتدى ... ؛  ياران من همچون ستارگانند که به هر کدام اقتدا شود مايه هدايت است . نيز اشاره به همين معنى مى کند.
شيطان پرستي
3 - از روايات متعددى که در تفسير آيات مورد بحث وارد شده استفاده مى شود که ممنوع شدن شياطين از صعود به آسمان ها و رانده شدنشان بوسيله نجوم هنگام تولد پيامبر بود، و از بعضى از آنها استفاده مى شود که به هنگام تولد عيسى تا حدى ممنوع شدند و پس از تولد پيامبر بطور کامل ممنوع گشتند.
از مجموعه آنچه گفتيم چنين مى توان حدس زد که "سماء"در اينجا به مفهوم معنوى اشاره مى کند و کنايه از آسمان حق و ايمان و معنويت است .و همواره شياطين در تلاشند تا به اين محدوده راه يابند و از طريق انواع وسوسه ها در دل مؤ منان راستين و حاميان حق نفوذ کنند.
اما مردان الهى و رهبران راه حق از پيامبران و امامان گرفته تا دانشمندان متعهد، با امواج نيرومند علم و تقوايشان بر آنها هجوم مى برند و آنانرا از نزديک شدن به اين آسمان مى رانند.
اين موضوع نيز بسيار قابل ملاحظه است که پيدايش شهاب تنها در جو زمين است که بر اثر برخورد قطعات سنگ به هواى اطراف زمين و شعله ور شدن آنها پيدا مى شود و الا در بيرون جو زمين شهابى وجود ندارد البته در بيرون جو زمين سنگهاى سرگردانى در حرکتند ولى به آنها شهاب گفته نمى شود مگر زمانى که وارد جو زمين گردد و داغ و شعله ور شود، و در برابر چشم انسان به صورت خط آتشى نمايان گردد به گونه اى که تصور مى شود ستاره اى است در حال حرکت و اين را نيز مى دانيم که انسان امروز بارها از اين جو زمين به خارج عبور کرده و بسيار از آن فراتر  رفته است .
بنابراين اگر منظور همين شهاب مادى و آسمان مادى باشد، بايد پذيرفت که اين منطقه براى دانشمندان بشر کشف شده و مطلب اسرار آميزى در آن وجود ندارد.
کوتاه سخن اينکه با قرائن و شواهد فراوانى که ذکر کرديم به نظر مى رسد که منظور از آسمان آسمان حق و حقيقت است ، و شياطين همان وسوسه گران هستند که مى کوشند به اين آسمان راه يابند و استراق سمع کنند و به اغواى مردم بپردازند، اما ستارگان و شهب يعنى رهبران الهى و دانشمندان با امواج نيرومند قلمشان آنها را به عقب مى رانند و طرد مى کنند.
ولى قرآن درياى بيکران است و ممکن است دانشمندان آينده در زمينه اين آيات به حقايق تازه اى دست يابند که امروز به آن دست نيافته ايم .
منبع تفسير نمونه جلد11
فرآوري : محمدي_گروه دين و انديشه تبيان
1- سوره حجر آيه 16.
2- سوره حجر آيه 17.
3- سوره حجر آيه 18.
4- سوره عنکبوت آيه 43.



 
تعداد بازديد:1211 آخرين تغييرات:89/11/27
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر