پنج شنبه 27 دي 1397 - 11 جمادي الاول 1440 - 17 ژانويه 2019
صفحه اصلي/دين و انديشه

پستی به نام رئیس دین و دنیا

پستي به نام رئيس دين و دنيا

خواجه نصيرالدين طوسي، امامت را همچون مسئله نبوت از مقوله «لطف الهي» مي‌داند.


خواجه نصيرالدين طوسي، امامت را همچون مسئله نبوت از مقوله «لطف الهي» مي‌داند. دليل اين امر را مي‌توان چنين دانست که امامت نيز همچون نبوت خارج از توان بشري بوده و انتخاب امامت از حوزه توان بشري خارج است؛ انتخاب امام به تعيين الهي است.
شما گمان مي‌کنيد هر يک از ما امامان، که وصيت مي‌کند، به هر که مي‌خواهد مي‌تواند وصيت کند؟

صفات و ويژگي‌هاي امام
مسئله امامت رکني اساسي و بنيادين در تفکر شيعي محسوب مي‌شود. خواجه نصيرالدين طوسي در تجريدالاعتقاد امامت را رياستي عمومي در امور ديني و دنيايي معرفي مي‌کند:
«الامامة رياسه عامة في امور الدين و الدنيا»
حضرت محمد(ص)
خواجه، امامت را همچون مسئله نبوت از مقوله «لطف الهي» مي‌داند. دليل اين امر را مي‌توان چنين دانست که امامت نيز همچون نبوت خارج از توان بشري بوده و انتخاب امامت از حوزه توان بشري خارج است؛ انتخاب امام به تعيين الهي است. بنابراين هم امام و هم نبي با تعيين الهي صورت مي‌پذيرد ولي ميان اين دو تفاوتي هم وجود دارد؛ نبوت مستقيماً از ناحيه خداوند منصوب مي‌شود در حالي که امامت از ناحيه خداوند و با واسطه‌ي پيغمبر (ص) انجام مي‌شود (مرتضي مطهري؛ امامت و رهبري، ص92).
همين مسئله نقطه افتراق شيعه از ديگران مکاتب اعتقادي اسلام است. اهل سنت معتقدند مسئله امامت و رهبري جامعه يک انتخاب بشري است. به نظر اهل تشيع، چنين ديدگاهي تنها جنبه‌ي دنيايي رهبري را مد نظر داشته است در حالي که مسئله امامت و رهبري جامعه مسلمين امري ذووجهين بوده است و همان‌طور که خواجه در تجريد الاعتقاد به آن اشاره کرده است، امامت رياستي ديني و دنيايي است. امام علاوه بر رياست عامه و زعامت جامعه، داراي مقام ولايت نيز است. "وليّ" کسي است که داراي مقام انسان کامل است. از اين جهت، ولايت باطن نبوت محسوب مي‌شود و هرچند نبوت با حضرت رسول اکرم (ص) به پايان رسيده است ولي باطن آن که مسئله ولايت است تا روز قيامت ادامه خواهد داشت. به همين دليل است که فيلسوف مسلمان، صدرالمتالهين، نياز جامعه بشري به امامت را از نياز آن‌ها به احتياجات ضروري شنان، ضروري‌تر مي‌داند (صدرالمتالهين شيرازي؛ شرح اصول کافي، ص484).
صدرا از قاعده عقلي «امکان اشرف» به اثبات امامت مي‌پردازد. امکان توضيح اين قاعده در اين مقاله کوتاه وجود ندارد ولي به طور خلاصه مي‌توان گفت، با توجه به نظام سلسله مراتبي وجود در انديشه صدرايي، افاضه‌ي وجود از اشرف(موجود شريفتر) به اخس(موجود پست تر) و از اعلي به ادني است. نبي و امام نوع اشرف موجودات عالم هستند و افاضه فيض از طريق آن‌ها صورت مي‌پذيرد. به همين دليل هيچ زماني وجود نخواهد داشت که زمين از حجت خداوند خالي باشد.
پس از رحلت پيامبر اکرم (ص) نظريه‌ي «انتخاب مردمي» توسط اهل سنت و نظريه‌ي «نصب الهي» در ديدگاه تشيع مطرح شد. از ديدگاه اهل تشيع، پيامبر گرامي اسلام، صراحتاً جانشيني و امامت بعد از خود را مربوط به انتصاب الهي دانسته است. حتي امام سابق نقشي در انتخاب امام پس از خويش ندارد؛
«امامت عهدي است از سوي خداوند براي افراد معين، امام حق ندارد آن را از امام بعد دور سازد» (محمد بن يعقوب کليني؛ اصول کافي، ج1، ص 278)
ديگر ويژگي‌هاي امام «وجوب اطاعت» از امام است. اين ويژگي مبتني بر اين نيست که امام (ع) در منصب حکومت ظاهري قرار دارد و يا خير. در هر صورتي اطاعت از امام معصوم واجب است
و يا در حديث ديگري مي‌خوانيم:
«شما گمان مي‌کنيد هر يک از ما امامان، که وصيت مي‌کند، به هر که مي‌خواهد مي‌تواند وصيت کند؟ به خدا چنين نيست، بلکه امر امامت، فرماني است از سوي خدا و رسولش براي هر فرد معين پس از فرد سابق» (همان، ص 277)
«خداي تبارک و تعالي فرمود: اي محمد چه کسي پس از تو براي امت (هبر) است؟ پاسخ داد: خدا داناتر است. باري تعالي فرمود: علي بن ابي طالب اميرمومنان و سيد مسلمانان و پيشواي مؤمنان مي‌باشد. وقتي پيامبر اکرم مردم را دعوت به ولايت کرد، قريش گرد او جمع شدند و گفتند: يا محمد (ص) اين تکليف را از ما بردار! فرمود: اين دستور خداست و از طرف من نيست.» (کليني، همان، ج1، ص 297)
احاديث زيادي در اين زمينه وجود دارد که امامت را امري الهي مي‌داند. در اين نوشته کوتاه از ذکر آن‌ها خودداري مي‌کنيم و علاقه‌مندان را به کتب تخصصي‌تر ارجاع مي‌دهيم.
از ديگر ويژگي‌هاي امام «وجوب اطاعت» از امام است. اين ويژگي مبتني بر اين نيست که امام (ع) در منصب حکومت ظاهري قرار دارد و يا خير. در هر صورتي اطاعت از امام معصوم واجب است. اعتقاد به وجوب اطاعت از امام (چه در منصب حکومت و چه در غير منصب حکومت) مبتني بر الهي دانستن منصب امامت است.
دوستي با امام علي
 «مردي از امام کاظم (ع) پرسيد: آيا اطاعت از شما وجب است؟ فرمود آري، گفت: مثل اطاعت از علي بن ابيطالب؟ فرمود: آري» (کليني، همان، ص 269)
يکي ديگر از ويژگي‌هاي امام ويژگي «عصمت» و به تبع آن «حجيت» امام است. امام نيز همانند پيامبر بايد از انحراف، گناه، خطا و اشتباه؛ در انديشه و عمل و بيان احکام و تطبيق قانون اسلام بر جامعه، معصوم باشد تا سخنان و رفتار او براي پيروانش حجت باشد.
«انما يريد الله ليذهب عنکم الرجس اهل البيت و يطهرکم تطهيرا» (سوره احزاب آيه 33)
پيامبر گرامي اسلام در حديثي فرموده‌اند:
«امامان پس از من به تعداد نقباي بني اسرائيل، دوازده نفرند و همه‌ي آن‌ها امين و پرهيزکار و معصوماند» (به نقل از: ري شهري، اهل بيت في الکتاب و السنة، ص 112)
از ديگر ويژگي‌هاي امام معصوم «کفايت علمي» امام است. گسترش و تبليغ دين و معارف مکتب اسلام، پاسخ به سوالات و اشکالات و ... از مهم‌ترين رسالات امام معصوم است. ايفاي اين نقش نياز به تفوق و برتري علمي و آگاهي ديني امام دارد. بنابراين امام بايد داناترين افراد امت باشد.
«لا تعلموهم فانهم اعلم منکم » (کليني؛ اصول کافي: ج 1،ص 294)
حضرت امير مؤمنان خودشان در اين زمينه مي‌فرمايند:
«ان رسول الله صلي الله عليه و آله علمني الف باب، و کل باب يفتح الف باب فذلک الف الف باب، حتي علمت ما کان و ما يکون الي يوم القيامه و علمت علم المنايا و البلايا و فصل الخطاب » (اصول کافي: ج 1، ص 296)
«رسول خدا(ص) هزار باب علم به من آموخت که هر بابي هزار باب ديگر مي‌گشايد و مجموعا مي‌شود هزار هزار باب، تا آنجا که از هر چه بوده و تا روز قيامت خواهد بود آگاه شدم و علم منايا و بلايا (مرگ‌ها و مصيبت‌ها) و فصل الخطاب (داوري به حق) را فرا گرفتم»

عليزاده
بخش اعتقادات تبيان
منابع:
صدرالدين شيرازي، محمد بن ابراهيم، شرح الاصول الکافي، تهران، موسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگي، 1366.
مطهري، مرتضي، امامت و رهبري، تهران، صدرا، 1372
محمد بن يعقوب کليني، اصول کافي، انتشارات جهان آرا.
کشف المراد، شرح تجريد الاعتقاد، خواجه نصير الدين طوسي، علامه حلي (شارح)، تهران، انتشارات هرمس.
 



 
تعداد بازديد:1150 آخرين تغييرات:89/11/27
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر