سه شنبه 1 اسفند 1396 - 4 جمادي الثاني 1439 - 20 فوريه 2018
صفحه اصلي/خانواده

معنویت در دنیای معاصر

معنويت در دنياي معاصر

معنويت و روان شناسي(1)
تعريف واحد و ساده اي از طبيعت آدمي وجود ندارد. بسياري از آراي درهم تنيده ، در تاريخ فلسفه ، به شکل‌گيري درک ما از خويشتن کمک کرده‌اند. برخي آدمي را مجموعه‌اي از ژن‌ها و موجودي بي‌غايت و عده‌اي ديگر انسان را اشرف مخلوقات و خاصّه خداوند حي مي‌دانند. از طرفي، عده‌اي توانائي عقل ما را در مهار سرنوشت خودمان، مورد ترديد قرار داده‌اند و  انواع نيروهاي ناخودآگاه، چه جمعي و چه فردي را فرمانرواي اصلي انگاشته‌اند. از اين منظر فرد مستقل و آزاد ، عروسک خيمه شب بازي  محسوب مي شود که با کوکي که اغلب صدايش هم قابل شنيدن نيست، به رقص در مي آيد.
 
اين آراء، در مورد طبيعت آدمي، ماهيتي فلسفي دارند و فقط حقايقي نيستند که علم به اثبات رسانده باشد، بلکه نظراتي کلي هستند که با استدلال عقلاني به دست آمده‌اند و معمولاً به نحوي اجتناب‌ناپذير مورد اختلاف هم هستند. عليرغم اين ويژگي يعني تبلور اين آراء از استدلال عقلاني، ديگر منابع معتبر که حرف هاي شنيدني بسيار در مورد ماهيت انسان دارند، ناديده انگاشته شده و حتي برخي رويکردها تا بدان جا پيش رفته اند که اصالت انسان را بر هر چيز ديگر ترجيح داده اند.
در اين روزگار که به نظر مي آيد دانش بشري رو به تکامل و صنعت بر انسان تفوق پيدا نموده است، معنويت نيز رنگ و بوي نويني پيدا و با مفاهيم مثبت نگر به پيش مي رود.
اين نوع نگاه به معنويت که محصول کثرت گرايي ديني امروز است، به طور عمده به جاي تحول اجتماعي به تحول شخصي نظر دارد.
اگرچه اين نوع نگرش، انسان را صرفا يک ماشين قابل تغيير به هر حالتي خواه وکيل، پزشک يا گدا و متکدي نمي داند، اما معناي اين معنويت با آن چه که در آميزه هاي ديني و فرهنگي کشوري همچون ايران اسلامي وجود دارد ، در برخي موارد فرسنگ ها فاصله دارد.
شايد اشاره به گفتار مرحوم فلسفي (1356) در بيان تفاوت رويکردها به اعمال خوب و بد خالي از لطف نباشد:
تمام اعمال خوب يا بد اخلاقي که اشخاص در خارج انجام مي‌دهند ناشي از نيت داخلي و تصميم دروني آنها است واز اين نظر تمام افراد با هم يکسان هستند ولي از جهت اينکه منشاء نيت آنان چيست و چه محرکي آنان را به ايجاد چنين تصميمي واداشته با يکديگر فرق دارند .
به نظر مي‌رسد سه گروه اخلاقي را در اين زمينه مي‌توان تشخيص داد :
گروه اول، به فضائل و رذائل اخلاق ، عقيده ندارند ، براي اخلاق حميده، خوبي و ارزشي قائل نيستند و خلقيات ذميمه را بد و قبيح نمي دانند. به عقيده ي آنها معيار نيک و بد، لذت و الم شخصي و ملاک سعادت و بد بختي انسان، کاميابي و ناکامي فردي است. از اين جهت همواره به خود مي انديشند و در جستجوي لذت هر چه فزون تر خويش هستند ، ديگران را نمي بينند و به حقوق آنان اعتنا ندارند . نظريه فرد پرستي را در اخلاق، سوفسطائيان قبل از مسيح به جهان عرضه کرده اند . نيچه مذهب سوفسطائيان يونان را تجديد کرد که در امر اخلاق مي‌گفتند، ميزان نيکي و بدي، شخص انسان است. هر چه نفس انسان مي‌پسندد و آنرا مي‌خواهد خوب است و خلافش بد است.
 
گروه دوم ، محرک سود جويان در رعايت موازين اخلاقي را بهره ي شخصي و دست يافتن به نفع بيشتر مي دانند، زيرا اخلاق انتفاعي نيز مانند اخلاق فرد پرستي ، بر پايه خود خواهي و حب ذات استوار است ، با اين تفاوت که فرد پرستان به فضائل و رذائل اخلاق عقيده ندارند ، حقوق مردم را محترم نمي شمرند ، فقط خود را مي‌خواهند وبراي کاميابي و نيل به تمنيات خويش بي پروا به حقوق ديگران تجاوز مي کنند ولي سود جويان ، سعادت خويش را وابسته به خوشبختي جامعه مي دانند ، با توجه به خود ، به مردم نيز متوجه هستند، رعايت حقوق آنان را بر خود لازم مي دانند ، وبراي آنکه از سود بيشتر و زندگي بهتر برخوردار گردند اصول فضائل را عملا بکار مي بندند و از رذائل اخلاقي اجتناب مي ورزند.
 
گروه سوم ، اغلب از مؤ منين بخدا و پيروان اديان الهي هستند . براي مثال، در مکتب اسلام، حسن خلق و فضيلت عبارت از کرامت نفس است ... هدف اصلي حسن خلق ، اطاعت از اوامر الهي، اداء تکاليف ديني، و جلب رضاي پروردگار است.
يکي از تفاوت هاي گروه دوم و سوم در مسئله نيت است. در اسلام عمل، تابع نيت است و نيت افضل از عمل است اما سود جويان معيار اخلاق را اعمال ظاهري مي دانند و نيت را که عمل دروني و منشاء کارهاي بيروني است، به حساب نمي آورند.
 
تفاوت ديگر اين است که اخلاق ايماني بر اصالت وظيفه شناسي و سجاياي انساني استوار است و منافع مادي جنبه فرعي دارد و برعکس در اخلاق انتفاعي، سود جوئي، اصيل است و رعايت موازين اخلاقي وظايف انساني، جنبه تبعي دارد.
همين مواردي که مرحوم فلسفي ذکر کرده است در روان شناسي نوين حاکم و اساسا روان شناسان نوين به طور عمده از بيان مفهوم نيت به عنوان يک تجربه ذهني و خصوصي پرهيز مي نمايند. در دنيايي که گرايشات اصيل را با عنوان بنيادگرايي برچسب مي زنند و ترجيح بر معنويت التقاطي به معناي نوين آن دارند، ما را برآن مي دارد تا با درايت بيشتري به مفاهيم معنوي در علوم جديد مثل روان شناسي بنگريم.
با عنايت به مفاهيم فوق و لزوم شفاف سازي مفاهيمي هم چون ارتباط معنويت با مسايل روان شناسي نوين، مؤسسه فرهنگي تبيان بر آن است تا به گونه اي مختصر اما جامع ارتباط معنويت را با روان شناسي در قالبي علمي و کاربردي و به صورت مقالات کوتاه براي آگاهي بيشتر کار بران محترم و اعضاي خانواده تبيان تحرير و منتشر نمايد، اميد است در اين راه از نظرات ارزشمند شما عزيزان بهرمند شويم.
 

تبيان - خانواده و زندگي
دکتر عزت ا... کردميرزا




 
تعداد بازديد:1754 آخرين تغييرات:89/12/07
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر