چهارشنبه 30 آبان 1397 - 13 ربيع الاول 1440 - 21 نوامبر 2018
صفحه اصلي/اجتماعي(جوانان، خانواده، بانوان و...)

جوان‌هایی که در جردن لایی نکشیده‌اند!

جوان‌هايي که در جردن لايي نکشيده‌اند!

اگر پورشه، لامبورگيني، هيونداي جنسيس 2011 ، وراکروز، سوناتا، تويوتا، لندکروز، هاويلوکس، لگسوز ار ايکس350 داريد، نوش جان‌تان، اما اين گزارش را نخوانيد!

 
اگر از آن دسته افرادي هستيد که تا حالا ماشين 70 ميليوني سوار نشده‌ايد چون کلاس‌تان پايين مي آيد و آبروي‌تان پيش فک و فاميل و در و همسايه پايين مي‌رود، اگر از آن دسته افرادي هستيد که ماهي يا حداکثر سالي يکبار ماشين‌تان را هماهنگ با بازار جهاني و مد عوض مي‌کنيد، اگراز آن دسته افرادي هستيد که اگر سر پيچي پيچ بپيچد و شما نپيچيد و مستقيم برويد توي گارد ريل يا برويد توي بلوک‌هاي سيماني و ماشين‌تان درب و داغان شود اما خودتان در پناه کيسه هواي ايمني ماشين‌تان سالم مي‌مانيد، عين خيال‌تان هم نباشد که ماشين 200 ميليوني تان داغان شده، اگر براي دختر، پسر و همسرتان ماشين‌هاي جداگانه‌اي خريده‌ايد و کلي به محکم‌تر شدن گره‌هاي ترافيکي شهر کمک کرده‌ايد، اگر گران‌ترين ماشين‌هاي شهر يا کشور زير پاي شماست و توي ترافيک و پشت چراغ قرمز همه به شما زل مي‌زنند. اگر جوان‌ها با دوربين موبايل‌شان از ماشين شما عکس مي‌گيرند، اگر پورشه، لامبورگيني، هيونداي جنسيس 2011 ، وراکروز، سوناتا، تويوتا، لندکروز، هاويلوکس، لگسوز ار ايکس350 داريد، نوش جان‌تان، اما اين گزارش را نخوانيد!
اين گزارش فقط و فقط مختص جوان‌هايي است که پشت شيشه نمايشگاه‌هاي ماشين بارها ايستاده‌اند تا از ماشين‌هايي عکس بگيرند که معتقدند مي‌شود با آنها زندگي کرد. معتقدند خفن هستند و گاهي پشت فرمان آنها مي‌نشينند و دلي از عزا در مي‌آورند، وقتي که در خواب هستند.

اول: خودم بنز دارم

فروشنده مغازه حدود 35-40 ساله به نظر مي‌رسد. حوصله حرف زدن درباره موضوع گزارش را ندارد. کارهاي مهم‌تري دارد. دفتر عريض و طويلي روبه‌رويش باز است که کلي چک و سفته روي هر برگ آن چسبانده، مشغول صحبت با يکي از مردهاي جواني است که آن اطراف مي‌چرخد.( مثل همان‌هايي که معمولا در نمايشگاه‌هاي ماشين دور هم جمع مي‌شوند!) صحبت‌هاي‌شان با اين جمله و البته با اوقات تلخي تمام مي‌شود "بالاخره مي‌آيند و من را مي‌برند، همين را مي‌خواهي؟"
ماشين
مي‌گويد اگر اطلاعات زياد مي‌خواهيد، برويد ساعت 2 بياييد، آن موقع سرم خلوت است. گران‌ترين ماشين‌مان مرسدس بنز s500 است که 355 ميليون قيمت دارد.
امسال حدود 8 -7 تا از اين مدل فروختيم. البته در کل فروش‌مان زياد نيست. چون هر کسي نمي‌تواند بنز 300 ميليوني زير پايش بياندازد.
از حرف‌هاي اين مرد ميان‌سال متوجه مي‌شويم رونق بازار فروش ماشين زمان خاصي ندارد، با اين حال مثل همه بازارهاي ديگر روزهاي باقي مانده آخر سال گرم‌تر مي‌شود.
خانم‌ها رنگ‌هاي لوکس، توي چشم و ماشين هاي کوچک و مردها ماشين هاي کشيده را بيشتر ترجيح مي دهند. ماشين ها فقط با چک به فروش مي رسند.
مي‌گويد مي‌توانيد از ماشين‌ها عکس بگيريد، فقط از پلاک‌ها عکس نگيريد!
آقاي فروشنده خودش بنز دارد و طوري مي‌گويد بنز دارم که اگر از شما بپرسند چه ماشيني داريد که انگار شما فولکس قورباغه‌اي داريد!

دوم: اقساطي نمي‌فروشيم

ماشين
صاحب نمايشگاه بعدي مردي حدودا 50 ساله است و مي‌گويد امسال حدود 20 تا از ماشين‌هاي 380 ميليون توماني‌اش را فروخته است. معتقد است فروش ماشين رونق پيدا کرده و دليل جالبي هم دارد؛ بازار ملک راکد است و مردم گرايش به خريد و فروش ماشين پيدا کرده‌اند.
هيوندا آزرا، پايين‌ترين مدل ماشيني است که در نمايشگاه دارد، با قيمت حدود 45 ميليون تومان. مي‌گويد: ماشين‌هاي اروپايي گران‌ترند، مخصوصا ماشين‌هاي کمپاني‌هاي آلماني.
فروش اقساطي ندارد و مي‌گويد: کسي نمي‌تواند اين طوري خريد کند، براي خريد ماشيني صد ميليوني حداقل بايد 50 ميليون‌اش را نقد داد و اين کار را براي خيلي‌ها سخت مي‌کند.
درباره تأثير رنگ ماشين‌ها بر قيمت‌شان مي‌گويد: ايراني‌ها رنگ‌هاي روشن را ترجيح مي‌دهند و قيمت‌ها تقريبا به نسبت سليقه مردم مشخص مي‌شود.
مرد نمايشگاه‌دار مي‌گويد تا به حال پرايد يا پژو در نمايشگاهش نگذاشته است. بعد مي‌خندد و مي‌گويد: اينجا کسي پرايد توي نمايشگاه‌اش نمي‌گذارد!

سوم: پول دارند اما فرهنگ نه

تکيه داده به هيونداي قرمز رنگي که پارک شده روبه‌روي در نمايشگاه در خيابان. معين 24 ساله است و فروشنده، خودش تويوتا دارد.
ماشين
مي‌گويد: نزديک عيد فروش ماشين بيشتر است. چون خيلي‌ها تصميم مي‌گيرند ماشين‌شان را تعويض کنند. درباره تفاوت سليقه خانم‌ها و آقايان در خريد و انتخاب ماشين مي‌گويد: خانم‌ها بيشتر به ظاهر ماشين توجه مي‌کنند.
در نمايشگاهي که معين کار مي‌کند اجازه سواري به خريداران براي خريد داده نمي‌شود. اما معين تاکيد مي کند خودش اگر بخواهد ماشين بخرد، حتما بايد سوارش شود و ماشين را امتحان کند.
خيلي وقت‌ها همسن و سال‌هاي خودم مي‌آيند و با ماشين‌ها عکس مي‌گيرند، يا فقط مدت کوتاهي پشت ماشين مي‌نشينند و داخلش را مي‌بينند.
بعضي‌ها البته فرهنگ استفاده از ماشين‌هاي مدل بالا را ندارند. ماشين را مي‌خرند اما فرهنگ استفاده از آن را ندارند. آپشن‌هاي ماشين را نمي‌شناسند، اما چون پولدارند به خاطر کلاس آن، مي‌خرند و پز هم مي‌دهند.

چهارم: عتقيه 200 ميليوني!

ماشين
نمايشگاه بعدي دو طبقه است. صاحب مغازه پيرمردي خوش‌رو است و با علاقه به سوال‌ها جواب مي‌دهد. نمايشگاه پر از ماشين‌هاي مدل بالاست و گران‌ترين‌شان بنز s500 است و حدود 340 تومان قيمت دارد.
پيرمرد که خودش تويوتا کمري دارد از بازار فروش ماشين راضي نيست و با گلايه مي‌گويد: يک سال است بازار کساد است. اميدواريم اين ماه رونق بگيرد.
از بعضي مشتري‌ها دل خوشي ندارد و مي‌گويد: خيلي‌ها جنبه سوار شدن ماشين‌هاي مدل بالا را ندارند و براي مردم مزاحمت ايجاد مي‌کنند. گاهي حتي وسط خيابان پارک مي‌کنند که پز بدهند.
بنز عتيقه‌اي در طبقه بالاي نمايشگاه وجود دارد. پيرمرد صاحب نمايشگاه مي‌گويد: بيشتر از يکي دو نمونه از اين مدل ماشين در ايران پيدا نمي‌شود. اين ماشين پدرم بوده که حدود 80-70 سال پيش وارد کرده است. اگر کسي 200 ميليون بخرد مي‌فروشم، چون کلکسيون‌دارها مي‌خرند. تا 120 ميليون تومان هم مشتري داشته است.

پنجم: خودم هم زيادي‌ام !

خودم هم زيادي ام! اين را صاحب فروشگاهي مي‌گويد که بيشتر بنز و پورشه دارد و ميانگين قيمت ماشين‌ها 150 ميليون تومان به بالا است. با بي‌حوصلگي مي‌گويد: فروشي نداريم که حرفي داشته باشيم.

ماشين
ششم: اقساطي‌هاي ارزان

کمي آن طرف‌تر در رديف نمايشگاه‌هاي ماشيني که فروش پرايد و پژو براي‌شان خنده دار به نظر مي رسد، شرکت ليزينگ يکي از کارخانه‌هاي داخلي ساخت ماشين ديده مي‌شود. مردم از کنار آن مي‌گذرند، بعضي‌ها مي ايستند به تماشا کردن و شرايط فروش اقساطي و شرايطي ماشين‌ها را نگاه مي‌کنند. جوان‌ها مي‌روند داخل و پرس و جو مي‌کنند که چطور مي‌توانند با اقساط بيشتر و طولاني مدت‌تر ماشين بخرند. اما جواب کارمندها همان چيزي است که روي برگه ها چسبانده شده روي شيشه نوشته شده است. کسي نمي‌تواند با تعداد اقساط بيشتري از اين شرکت ماشين بخرد.

ماشين
هفتم: دلم مي خواد 206 داشته باشم

کارمند فروش يکي ديگر از اين شرکت‌ها که در خيابان بهشتي قرار دارد دختري 25 ساله است. پريسا مي‌گويد: بيشتر ماشين‌هاي داخلي مي‌فروشيم و البته ماشين‌هاي خارجي هم داريم. اما چون 15 ميليون بيشتر وام به آنها تعلق نمي‌گيرد، طرفدار کمتري دارند. ماشين‌ها به صورت چکي و در چهار قسط به صورت يکساله فروش مي‌رود.
پريسا ماشين ندارد و دلش مي‌خواهد پژو 206 داشته باشد. ماشيني که حدود 15 ميليون قيمت دارد. او مي‌گويد: در حد وسعم مي‌توانم ماشين بخرم يا دلم بخواهد که داشته باشم.

هشتم: نقد مي‌خوام

مرد جوان، زنجير پهني دور گردن دارد و دکمه يقه‌اش باز است. بنز دارد و آمده است براي دوستش ماشين معامله مي‌کند. خيلي خونسرد مي‌گويد فول آپشن ماشين برايم مهم است. دوستم مي‌خواهد تا 100 ميليون تومان هزينه کند و نقد هم مي‌خواهد بخرد.

ماشين
نهم: ماشين‌هاي ما به چشم نمي‌آيند

6 ماشين در مغازه دارد. مدل هاي 2010 و 2011 هستند ؛ماشين‌هاي شاسي بلند 70 و 80 ميليوني در مغازه دارد و مي‌گويد: به آن صورت ماشين‌هاي گران قيمت نداريم. مي‌گويد آنقدر ماشين‌هاي شاخ هست که اصلا ماشين‌هاي نمايشگاه ما به چشم نمي آيند!
البته سوناتا کوپه رنگ آبي متاليک اي دارد که مي‌گويد گاهي جوان ها مي‌آيند پشت شيشه‌ها مي‌ايستند و آن را نگاه مي‌کنند.
تجربه سال ها کار به او ثابت کرده خانم ها دنبال ماشين‌هاي کوچک هستند.

دهم: امانت‌دارهاي مايه‌دار

اين ميان نمايشگاه‌هايي هم هستند که ماشين‌هاي اماني را به فروش مي‌رسانند. يعني مشتري ماشينش را نزد صاحب نمايشگاه به امانت مي‌گذارد و صاحب نمايشگاه بعد از فروش آن، درصدي از صاحب ماشين مي‌گيرد. شبيه بنگاه‌دارهاي مسکن. گاهي همه ماشين‌هاي نمايشگاه اماني هستند. گاهي چند دستگاه از ماشين‌ها مال صاحب نمايشگاه و بقيه اماني هستند. نمايشگاه ماشين بعدي يکي از نمايشگاه‌هايي است که همه ماشين‌هاي داخل آن اماني هستند. 7- 8نفر نشسته‌اند دور ميزي و خيره شده‌اند به دهان يکي از مردها که پشت ميز بزرگ نمايشگاه نشسته است و مشغول صحبت با تلفن است. انگار مشغول معامله است و مردها منتظر هستند ببينند معامله سر مي گيرد يا نه. ماشين‌هاي اين نمايشگاه همه بالاي 100 ميليون تومان قيمت دارند.

يازدهم: همين فردا پورشه مي‌خرم

ماشين
رامين و محمد 26 و 28 ساله، مهندس عمران، و ليسانس مالتي مديا در حال عبور از روبه‌روي يکي از نمايشگاه‌هاي ماشين هستند. موضوع گزارش را که مي‌شنوند، يکي شان مي خندد و مي گويد: خيلي دوست دارم، هستم!
محمد نمايشگاه آن طرف خيابان را نشان مي دهد و مي گويد پورشه اي 275 ميليون توماني اونجا بود، عاشقشم. هفته ديگر احتمالا مي‌خرمش و هر دو مي‌خندند.
رامين مي گويد حس خاصي ندارد، وقتي جوان‌هاي هم سن و سال او ماشين 100 ميليوني مي‌خرند. عکس العمل او نسبت به اين موضوع دارندگي و برازندگي است. يعني رامين معتقد است کسي که وضع مالي خوبي دارد بايد هم ماشين 300 ميليوني سوار شود و مي‌گويد: نوش جونش!
محمد اما خطاب به او مي‌گويد: اصلا با اين حرفت موافق نيستم.
رامين معتقد است کسي که 200، 300 ميليون پول ماشين مي‌دهد، حتما به لحاظ مالي پشتوانه خوبي دارد و اصلا برايش مهم نيست بخشي از ماشيني که سوار مي‌شود با يک تصادف به کل از بين برود. اما آدم‌هايي در طبقات متوسط جامعه قطعا خريدن چنين ماشين‌هايي برايشان غيرممکن است. او مي گويد: هستند کساني که ماشين‌هايي در رنج قيمتي 10- 12 ميليون دارند و وقتي تصادف مي‌کنند سه ماه روان پريشي مزمن مي‌گيرند که واي چرا تصادف کردم! چرا اينطور شد! ماشينم چه بلايي سرش آمد.
اگر روزي شرايط مالي ام مثل آن آدم اولي، آن آدم پولداره باشد، مثل او رفتار نمي‌کنم. سعي مي‌کنم آنچه که نيازم را تامين مي‌کند، تهيه کنم.
محمد مي‌گويد: آنهايي که با هزار جور قسط و قرض ماشين مدل بالا مي‌خرند، انگار به شخصيت ماشين احتياج دارند.

ماشين
دوازدهم: ماشين گرون قيمت نمي‌خوام

پوريا 26 ساله است و مي‌گويد هر روز از روبه‌روي نمايشگاه‌هاي ماشين اين خيابان عبور مي‌کند، چون در شرکتي در همين خيابان حسابدار است. پوريا مي‌گويد: متاسفانه مساله‌اي در جامعه ما باب شده است که مي‌گويند دو چيز نشانگر سطح کاري آدم‌هاست؛ ماشين و شماره موبايل و اين واقعا بد است. خريد ماشين با قرض و قسط شايد نشات گرفته از اين طرز تفکر باشد. مردم گاهي خودشان را زيربار هزار جور مشکلات مي‌برند، فقط براي اينکه ماشين گران قيمت سوار شوند.
امير حسين پرايد هاچ‌بک دارد. پشت فرمان ماشينش نشسته و کنار خيابان منتظر يکي از دوستانش است. مي‌گويد: نمي‌خواهد در اين سن و سال يکي از اين ماشين‌هاي گران قيمت را داشته باشم. چون وقتي آدم چنين ماشيني سوار مي‌شود، مسووليت‌هايي دارد. نظر شخصي‌ام اين است. دوست ندارم چنين ماشيني با اين سطح قيمت سوار شوم. به همين دليل ازماشين معمولي‌يي که زيرپايم است راضي هستم.
يک روز سر يکي از چهارراه‌ها پشت چراغ بودم. ماشين کناري‌ام بنز کروک بود. راننده کليد سقف ماشين را مي‌زد، همين که باز مي‌شد دوباره کليد را مي‌زد و سقف بسته مي‌شد!
سقف مي‌رفت روي صندوق و دوباره برمي‌گشت. کسي که ماشين 150 ميليون توماني مي خرد و سوار مي‌شود، بايد شخصيت آن را هم داشته باشد که براي جلب توجه پشت چراغ قرمز اين کار را نکند که همه به او بخندد. وقتي ماشيني سوار مي‌شوي بايد جنبه‌اش را داشته باشي. البته فعلا شرايط مالي ام طوري نيست که بخواهم ماشين 200 ميليوني سوار شوم.

سيزدهم : همه چيز ناعادلانه است
ماشين

سارا 24 ساله است و همراه مادرش در حال عبور از روه‌بروي بزرگ‌ترين نمايشگاه ماشين خيابان بهشتي است. آنها" MVM"دارند. سارا مي‌گويد: دوست دارم هيوندا داشته باشم.
مادر سارا معتقد است اينکه آنها نمي‌توانند ماشين 200 ميليوني بخرند ناعادلانه است.
سارا اما مي‌گويد: بالاخره يکي مي‌تواند و يکي نمي‌تواند. گرچه خود او هم دلش مي‌خواهد هيونداي پارک شده روبه‌روي نمايشگاه در خيابان را داشته باشد.
مادر سارا دوست ندارد يکي از اين ماشين‌ها را قسطي بخرد. مي‌گويد اصلا دوست ندارم قسطي خريد کنم و دوست ندارم قسطي سوار يکي از ماشين‌ها شوم. اگر داشته باشي، مي‌خري، اما اگر نداشته باشي بايد با هماني که داري سرکني. او وقت رفتن مي‌گويد: باز هم مي‌گويم همه چيز ناعادلانه است!
حرف آخر ...
اما همه ماجرا آنچه خوانديد نيست. کارگرها و پادوهاي جوان نمايشگاه‌هاي ماشين‌، کساني هستند که اين ميان کسي آنها را نمي‌بيند. جوان‌هايي که تنها سهم‌شان از ماشين‌هاي رنگارنگ و ميليوني اين نمايشگاه‌ها، اجازه برق انداختن شيشه‌هاي آنهاست. سطل‌هاي آب و مايع‌هاي شست‌وشو دهنده و کهنه‌هاي سياه شده از دوده همراه شب و روزشان.
جوان‌هايي که در گوشه گوشه اين شهر کار مي‌کنند و هرگز فکر نمي‌کنند که کار، عار است. جوان‌هايي که کار مي‌کنند و کار مي کنند و حلال مي‌خورند. جوان هايي که لايي کشيدن در خيابان‌هاي فرشته و ايران را تجربه نکرده‌اند و دنيا شان خلاصه مي‌شود در کار و کار و پس انداز کردن اندک درآمدشان براي روز مبادا، براي قسط شهريه‌هاي دانشگاه‌شان، براي خانه‌نشيني پدر و دست‌هاي خالي مادر.
جوان‌هايي که پشت شيشه‌هاي نمايشگاه‌هاي چند صد ميليوني خيابان‌هاي شهر مي‌ايستند و با دوربين‌هاي بي‌کيفيت موبايل‌هاشان از پشت شيشه‌ها از ماشين‌هايي عکس مي‌گيرند که بارها در خواب روياي سواري با آنها را ديده‌اند
بخش اجتماعي تبيان
منبع:فردا نيوز


 
تعداد بازديد:1420 آخرين تغييرات:89/12/09
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر