چهارشنبه 28 شهريور 1397 - 9 محرم 1440 - 19 سپتامبر 2018
صفحه اصلي/خانواده

عاشقانه ترین تبعید دنیا

عاشقانه ترين تبعيد دنيا

هميشه تصور مي‌شود که زايمان و باروري جزء تفکيک ناپذير زندگي زن به شمار مي‌رود. شايد عده کمي از مردها اعتراف کنند که به اين ويژگي ذاتي زن غبطه مي‌خورند؛ يعني توانايي بارداري و حيات بخشيدن به کودکي که از تاريکي ازل به دنيا مي‌آيد.
 اما «مادري» فقط يک واژه نيست، مادر چه در دوره‌هاي انسان‌هاي نخستين و چه امروز در جوامع مدرن به نحو غريبي واژه مسووليت‌آوري است؛ در واقع آنقدر حساس و تعهدآور که بهتر است آن را به فعل تبديل کنيم يا به مصدر: «مادري کردن».
 آيا استعداد مادري‌کردن به شکل ارثي در زن وجود دارد يا جنس مونث بايد با تلاش و تحمل سختي، آن را بياموزد؟ در غرب مسيري که به عنوان جنبش آزادي زن مطرح شد، گاهي اوقات در زنان متجدد ترس مخوفي از اين مصدر پديد مي‌آورد.
زن، روح پيچيده‌اي دارد چراکه قبل از هرچيز در زندگي‌اش با عشق سروکار دارد، او خواهان آگاهي گسترده‌اي از خويش است اما مي‌خواهد با عشق به اين آگاهي برسد و مادر شدن بهترين بهانه را براي عاشقي يک زن فراهم مي‌آورد.
مادري‌کردن به طرزي هراسناک، تمامي فعاليت مادي و خلاقه زن را محدود مي‌کرد، احساسي که برخي تجربه مي کنند ، احساس اسارت جسمي و روحي در ازاي جان‌بخشي به کودک. اما حتي زن‌هاي موجود امروزي غرب نيز در مفاهيم تعريف شده فمينيستي اين دوران با ترديد نگاه مي‌کنند. آنان به راستي مي‌خواهند که «مادر» باشند؛ حتي اگر دليل آن را ندانند.
 
زن، روح پيچيده‌اي دارد چراکه قبل از هرچيز در زندگي‌اش با عشق سروکار دارد، او خواهان آگاهي گسترده‌اي از خويش است اما مي‌خواهد با عشق به اين آگاهي برسد و مادر شدن بهترين بهانه را براي عاشقي يک زن فراهم مي‌آورد. براي يک زن مادر شدن يعني صاحب همه‌چيز شدن؛ چراکه ناگهان با حضور يک کودک، جوهره زنانگي، خلاقيت و ظرفيت عشق‌ورزي خود را کشف مي‌کند. زن به عنوان يک انسان مي‌تواند شاغل، همسر يا محبوب باشد اما هر زني نمي‌تواند مادر باشد و اين امر منطقا به تجربه جسماني زن مربوط نيست بلکه به آمادگي روحي او براي بچه‌دار‌شدن بستگي دارد.
 
زنان از زنانه شدن خود به هنگام مادري لذت مي‌برند و اين دروغ است اگر بگوييم که زن براي رشد فردي، کودکش را قرباني کند. چرا که مي‌بينيم حتي زنان موفق اما بدون فرزند از فقدان حس ايثارگري در خود ناراحتند و گاهي وقت‌ها عروسک، جانور اهلي و حتي شغل خود را جايگزين فرزند مي‌کنند اما اين بهانه‌ها نمي‌تواند ظرفيت مادري وجود آنها را جواب دهد.
 جنبش‌هاي معاصر زنان آنها را به انديشه‌اي رهنمون کرد که باور کنند داراي منبع ناتمامي از انرژي جسمي و روحي هستند در حالي‌که زن نيز چون مرد انسان است و اگر بخواهد زماني را براي بارداري و بالندگي يک کودک سپري کند، به‌طور قطع بايد بهاي آن را بپردازد و بهاي آن دست‌کم در 7 سال نخست زندگي بچه يعني پايبندي به خانه و فراموشي بسياري از روياها و آرزوها است؛ اما آيا ارزش آن را دارد؟
 
جان بالبي در سال 1953 كتابي نوشت با عنوان : «مراقبت از كودك و بالندگي عشق». هسته اصلي اين اثر بر اهميت ماندن كودكان در منزل و نزد مادر تاكيد داشت. نظريه پردازان فمينيست به اين ايدئولوژي تاختند زيرا اين نظر را تقويت مي كرد كه فقط مادر بايد مسئول مراقبت از كودك باشد. در حالي كه جنبش آزادي زنان به طور مستمر نشان داده است كه مسئوليت مراقبت از كودك يكي از دلايل فرودستي زنان است.
مادر
شايد از نگاه نويسندگان و صاحبنظران فيمينيست ، بچه‌دار شدن ارزش اين تبعيد 7 ساله را نداشت اما در اين ميان و خيل نظريات دفاع از حقوق زنان در غرب نکته‌اي پنهان مي‌ماند و آن شکوفايي استعدادهاي يک زن بعد از تولد بخشيدن به يک کودک است. «پاملا آبوت» يکي از صاحب‌نظران فمينيست چندي پيش در کتاب جامعه‌شناسي زنان اذعان مي‌دارد: «ما چاره‌اي جز بازسازي مفاهيم نداريم. بايد در مفاهيم دفاع از حقوق زنان به دگرگوني‌هايي برسيم چرا که زنان خود نياز به باروري را احساس مي‌کنند و انکار بارداري و باروري، بيماري‌هاي روحي به همراه مي‌آورد. زنان از زنانه شدن خود به هنگام مادري لذت مي‌برند و اين دروغ است اگر بگوييم که زن براي رشد فردي، کودکش را قرباني کند. چرا که مي‌بينيم حتي زنان موفق اما بدون فرزند از فقدان حس ايثارگري در خود ناراحتند و گاهي وقت‌ها عروسک، جانور اهلي و حتي شغل خود را جايگزين فرزند مي‌کنند اما اين بهانه‌ها نمي‌تواند ظرفيت مادري وجود آنها را جواب دهد.
به هر حال تمايل به باروري اگر در زن هم ذاتي نباشد، اکتساب در آن نقش مهمي دارد. به بازي‌هاي دختران خردسال نگاه کنيد از غذا پختن تا شستن عروسک سپس عشق ورزيدن به فرزندشان يعني عروسک را تجربه مي‌کنند. تصوير زن بدون فرزند و ضد فرزند، تصوير تعريف شده ايست که جامعه‌شناسي فمينيستي تلاش داشت که در زن ارائه بدهد. اما باروري يعني توانايي زندگي بخشيدن به موجودي که نبوده است و سپس تلاش براي مراقبت از آن و چه چيز انسان را بيشتر به خودشکوفايي مي‌رساند مگر توانايي عشق ورزيدن به فرزندش. ما هرچه را از زن بگيريم اين تمايل گرفتني نيست. 
 
فرآوري :داودي 
بخش خانواده ايراني

منابع :
روزنامه کارگزاران .نويسنده :چيستا يثربي
پايگاه فرهنگي هنري تکناز
 
مقالات مرتبط :



 
تعداد بازديد:1032 آخرين تغييرات:89/12/09
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر