جمعه 1 آذر 1398 - 24 ربيع الاول 1441 - 22 نوامبر 2019
صفحه اصلي/قرآن

چاره جویی برای ترس از مرگ

چاره جويي براي ترس از مرگ

 

 


وقتي مي خواهيم  ترسناک بودن چيزي را مثال بزنيم از مرگ ياد مي کنيم مثلا : مثل مرگ از او مي ترسد،مثل مرگ ترسناک است و ...
اگر دور و برمان اتفاقي بيفتد که ما را ياد مرگ بيندازد به هر طريقي  شده خود را با چيزهايي سرگرم مي کنيم که به مرگ فکر نکنيم .!
به راستي چرا ما اينقدر از مرگ مي ترسيم با وجود اينکه اصلا آن را تجربه نکرده ايم ؟!

مرگ يکى از رخ دادهاى زندگى و از سنت‏هاى قطعى در نظام آفرينش است به رغم عموميّت اين پديده، مواجهه با مرگ خود يا عزيزان براى بيشتر افراد، بسيار دردناک و منزجر کننده است .
مهم‏ترين عاملى که مرگ را اضطراب‏آور و التهاب‏زا کرده، تنفر از نابودى و گرايش به بقا است بنابراين اگر افراد نگرش خود را نسبت به مرگ اصلاح کنند و اين حقيقت را در يابند که مرگ فنا و نابودى نيست، بلکه بقا و استمرار حيات واقعى است؛ اين نگرانى‏ها و وحشت‏زدگى‏ها، برطرف مى‏شود.

 
درمان ترس از مرگ:

1. اصلاح نگرش نسبت به مرگ: از ديدگاه همه اديان الهى - از جمله دين مبين اسلام - مرگ نابودى نيست. قرآن اين تفّکر را که انسان با مرگ نابود مى‏شود، به شدت رد مى‏کند و آن را ناشى از جهل مى‏داند! قرآن کلمه «توفّى» - که به معناى «بازستاندن کامل» است - در مورد مرگ به کار مى‏برد، يعنى، که انسان علاوه بر اين بعد جسمانى، واقعيت ديگرى دارد که هنگام مرگ، خداوند اين واقعيت را پس مى‏گيرد. اعتقاد به اين حقيقت قرآنى، گرايش ذاتى انسان به بقا را در معرض خطر قرار نمى‏دهد.
 
2. توجه به زيبايى‏ها و جلوه‏هاى زندگى پس از مرگ: انسان‏ها علاقه‏مند به زيبايى‏ها، راحتى‏ها و دلبستگى‏هاى ميان فردى هستند و فکر مى‏کنند مرگ بر همه اين امور خوشايند خط بطلان مى‏کشد؛ اما آموزه‏هاى دينى افراد را به اين حقيقت متوجه مى‏سازد که زيبايى‏ها و دلبستگى‏هاى اين دنيا، قابل مقايسه با جلوه‏هاى زيباى زندگى بعد از مرگ نيست و زندگى دنيا در برابر حيات اخروى، بسيار محدود و زود گذر است.
قرآن در اين باره مى‏فرمايد: «وَ ما هذِهِ الْحَياةُ الدُّنْيا إِلاَّ لَهْوٌ وَ لَعِبٌ وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ لَوْ کانُوا يَعْلَمُونَ» عنکبوت (29)، آيه 64. «زندگى دنيا چيزى جز بازى و سرگرمى نيست و زندگى واقعى در سراى ديگر است. (اقتباس از ام رابين ديماتئو، روان شناس سلامت، ترجمه سيد مهدى موسوى اصل و همکاران، ج‏2، انتشارات سمت، چاپ اول، زمستان 1378.)
 
3. رضايت به مقدرات الهى: اين امر باعث مى‏شود که فرد هنگام مرگ، کمتر دچار برخى تجارب ناخوشايند روانى و بيمار گونه گردد. در فرهنگ غرب، به انسان و آزادى او اصالت داده و در همه جنبه‏هاى زندگى به او اختيار تام مى‏دهند و در واقع او را مالک اصل خود مى‏دانند؛ ولى در ديدگاه اسلام، انسان کامل، بنده خدا و مملوک او است و کمال انسان در بندگى و اطاعت از خداوند است. اين بندگى با احساس محبت نسبت به خداوند همراه است. خداوند نيز هنگامى که خطابى محبت‏آميز به انسان‏ها دارد، آنان را با عنوان «بندگان من» مى‏خواند و مى‏فرمايد:
«يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ. ارْجِعِي إِلى‏ رَبِّکِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً. فَادْخُلِي فِي عِبادِي. وَ ادْخُلِي جَنَّتِي» فجر (89)، آيات 27 - 30. «اى نفس‏هاى مطمئن و آرام به سوى پروردگار خويش باز گرديد، در حالى که خداوند از شما راضى و شما نيز از خداوند راضى هستيد، وارد بندگان من شويد، وارد بهشت من شويد».
اگر اين اعتقاد براى انسان درونى شود، در مقابل مرگ حالت تسليم و رضا در پيش مى‏گيرد و نگرانى از وجودش رخت مى‏بندند. البته رضايت نسبت به مرگ، بدين معنا نيست که انسان بدون جهت و با دست خود، خويشتن را به کام مرگ بيندازد! قرآن در اين زمينه مى‏فرمايد: «لا تُلْقُوا بِأَيْدِيکُمْ إِلَى التَّهْلُکَةِ» بقره (2)، آيه 195؛ «خود را با دست خويش به وادى هلاکت نيفکنيد».
تعاليم اسلامى سعى دارد حالت رضا را در انسان تقويت کند. بشارت خداوند به شکيبايانى است که در هنگام بروز حوادث، ناگوار مى‏گويد: «ما از آن خدا هستيم و به سوى او باز مى‏گرديم» بقره (2)، آيه 156. و روايات اسلامى مرگ را رحمتى از جانب خداوند براى بندگان مؤمن مى‏دانند و مى‏کوشند که در افراد نگرش مثبت نسبت به مرگ ايجاد کنند.
 امام صادق ( عليه السلام ) مي فرمايد : ياد مرگ خواهش هاي نفس را مي ميراند و رويشگاه هاي غفلت را ريشه کن مي کند و دل را با وعده هاي خدا نيرو مي بخشد و طبع را نازک مي سازد و پرچم هاي هوس را درهم مي شکند و آتش آزمندي را خاموش مي سازد و دنيا را در نظر کوچک مي کند بطور مسلم چنين کسي با چنين اعمالي  مرگي راحت خواهد داشت
4. توجه به عموميّت مرگ: انسان بايد به اين واقعيت توجه کند که مرگ يک سنت و قانون قطعى و خلل ناپذير حاکم بر نظام آفرينش است و همه موجودات - به جز خالق يکتا - با چنين پديده‏اى مواجه مى‏شوند؛ چنان که قرآن در اين باره مى‏فرمايد: «کُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ» آل عمران (3)، آيه 185 ؛ «هر نفس طعم مرگ را مى‏چشد». خود اين فکر موجب تسکين مى‏شود.
 
5. ياد مرگ: در فرهنگ اسلامى توصيه شده که مسلمانان نبايد از مرگ غافل باشند.
مرگ
پيامبر(ص) مى‏فرمايد: «اکيس الناس من کان اشدّ ذکرأ للموت» (بحار الانوار، ج 6، ص 130 )؛ «زيرک‏ترين مردم کسى است که بيشتر به ياد مرگ باشد».
اين امر باعث مى‏شود انسان خودش را آماده مرگ کند و براى به دست آوردن اين آمادگى، از محرمات بپرهيزد. وقتى فرد مرگ خود را از قبل تصور و پيش‏بينى کند، با فراهم آوردن شرايط و فضاى روانى مناسب، خود را آماده مواجهه با آن مى‏کند و از تنيدگى او کاسته مى‏شود و با اين پديده سازگارى بهترى خواهد داشت همان.
مرگ عبارت است از نوشيدن عصاره ي حيات که براي مؤمنان بسيار گوارا لذت بخش و نشاط آور است و براي کافران رنج آور و اسف بار و اندوهناک . اما جريان مردن مؤمنان به اين وضع است که هنگام مرگ آنان فرشتگان الهي نازل و پيامبر و پيشوايان معصوم ( عليهم السلام ) براي اينان متمثل مي شوند و به آنان مي گويند : ما دوستان شما در دنيا و آخرت خواهيم بود و هيچ خوف و ترسي نداشته باشيد ؛ نويد باد شما را به بهشت که هر آنچه خواستيد در آن است .... اما جريان مردن کافران به اين وضع است که شربت مرگ براي آنان سخت ناگوار تلخ و استقبال فرشتگان عذاب از آنها با گرزهاي آتشين است. 1
 

عواملي که باعث مي شود انسان مرگ آساني داشته باشد :

1 – اطاعت از اوامر و نواهي حضرت حق تعالي
انسان به هر ميزان که در ترک محرمات و انجام واجبات کوشا باشد , هنگام جان دادن آسوده خواهد بود . اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) مي فرمايند : « هر کس اهل طاعت باشد فرشتگان رحمت , متولي قبض روح او مي گردند و هر کس اهل نافرماني و معصيت باشد فرشتگان عذاب روح او را مي گيرند . فرشته ي مرگ ياراني از فرشتگان رحمت و عذاب زير فرمان خود دارد : فمن کان من اهل الطاعة تولت قبض روحه ملائکة الرحمة و من کان من اهل المعصية تولت قبض روحه ملائکة النقمه والملک الموت اعوان من ملائکة الرحمة و النقمة » 2
بنابراين مومني که در دنيا اهل عبوديت خداي سبحان است , فرشتگان رحمت ذات اقدس الهي مأموريت گرفتن جان او را دارند و در روايات آمده که مرگ براي مؤمن به منزله ي بوييدن بهترين گلهاست
امام صادق ( عليه السلام ) مي فرمايند : .... وقتي بنده مؤمن به قبر در آمد قبر گويد : خوش آمدي . به خدا سوگند وقتي به تو بر پشتم راه مي رفتي دوستت مي داشتم , چه رسد به اکنون که در درونم جا گرفته اي . خواهي ديد . سپس (قبر)به اندازه ي ديد چشم بر او گشوده و گسترده مي شود و دري به بهشت باز مي گردد که جايگاهش را در بهشت خواهد نگريست . در اين هنگام مرد زيبا چهره و نيکو اندامي از قبر خارج مي شود که مانند او را هرگز نديده به او گويد : اي بنده خدا , من زيبا تر از تو نديده ام  چه کسي هستي ؟ گويد : من عقيده ي نيکوي تو هستم من کردار شايسته تو هستم . سپس روح او گرفته آن گاه در بهشت در همان جايي که ديده بود نهاده مي شود و به او گفته مي شود , راحت بخواب و از بهشت نسيمي بر جسد او مي وزد که لذت و بوي خوش آن را تا هنگام قيامت مي يابد .
اما کافر هنگامي که داخل قبر گردد قبر گويد : خوش نيامدي به خدا سوگند تو وقتي بر پشتم راه مي رفتي دشمنت مي داشتم  چه رسد به اکنون که در درونم جا گرفته اي . خواهي ديد . آنگاه او را چنان مي فشارد که خردو نابود گرداند . سپس به همان حال بر مي گردد و دري به آتش به او گشوده مي شود که جايگاهش را در آن مشاهده کند . سپس فرمود : مردي زشت رو که قبيح تر از او هرگز ديده نشده از قبر خارج شود و گويد : اي بنده ي خدا تو کيستي که من زشت تر از تو نديده ام , در پاسخ گويد : من کردار زشت تو و عقايد بد تو هستم . سپس روح او گرفته و در همان جايگاه آتش نهاده مي شود و نسيم آتشين بر جسد او مي وزد که درد و گرمي آن تا روز قيامت پيوسته است و بر روح او 99 افعي گزنده مسلط خواهند شد و او را نيش مي زنند . هر يک از آن افعي ها هر گاه به زمين بدمد ديگر گياهي نخواهد رست 3
با اندکي تأمل در اين روايت روشن مي شود که آنچه همواره در همه مواقف ( سکرات موت و جان دادن  برزخ  قيامت و ... ) همراه انسان است وهرگز از او جدا نيست عمل و کردار اوست.
 
2 – صله رحم
امام صادق ( عليه السلام ) مي فرمايند : ( هر که خواهد که حق تعالي بر او آسان کند سکرات مرگ را پس بايد صله ي ارحام با خويشان خود کند و به پدر و مادر خود نيکي و احسان نمايد ؛ پس هر گاه چنين کند خداوند بر او آسان کند دشواريهاي مرگ را و ... ) 4 پس مؤمن بايد در رفع گرفتاري اقوام و نزديکان بکوشد و با آنان مهرباني کند و از قطع ارتباط با آنان جدا ً بپرهيزد .
 
3 – نيکي و احسان به والدين
احسان به پدر و مادر
اين مورد اثرات زيادي در سعادت انسان دارد .  روايت شده که حضرت رسول ( صلي الله عليه و آله ) حاضر شد نزد جواني در وقت وفات او پس به او فرمود : بگو : لا اله الا الله . سپس بسته شد زبان آن جوان و نتوانست بگويد , و هر چه حضرت مکرر کرد او نتوانست بگويد ؛ سپس حضرت فرمود : به آن زني که بالا سر آن جوان بود که آيا اين جوان مادر دارد ؟ عرض کرد : بلي , من مادر او مي باشم . فرمود آيا تو خشمناکي بر او ؟ گفت : بلي و الان شش سال است که با او تکلم نکرده ام حضرت فرمود که راضي شو از او . آن زن گفت : خدا به رضايت تو از او خشنود و راضي باشد و چون اين کلمه را که مشعر بر رضايت او بود از پسرش گفت زبان آن جوان باز شد . حضرت به او فرمود : بگو لا اله الا الله , گفت : لا اله الا الله .... 5 با دقت در اين روايت و احاديث مشابه مي بينيم که رضايت والدين جداي از برکات فراوان دنيوي و اخروي عاملي مؤثر در راحت جان دادن مؤمن مي باشد .
يکي از نشانه هاي مؤمن اينست که وقتي هنگام تلاوت قرآن به آيات عذاب مي رسد , به خدا پناه برده و از خدا بخواهد او را از عذاب نجات دهد و وقتي به آيات بهشتي و نعمتهاي آن مي رسد, از خداوند طلب رسيدن به آن نعمتها را بنمايد
4 – کم کردن تعلقات دنيايي
به هر ميزان که حب دنيا در دل انسان باشد  هنگام جان دادن سختي بيشتري خواهد کشيد . امام صادق ( عليه السلام ) فرمود : هر که بيشتر به دنيا بچسبد هنگام جدايي از آن بيشتر افسوس خورد . عدم حب به دنيا به معناي عدم استفاده ي از دنيا نيست بلکه به اين معناست که از نعمتهاي دنيا در جهت خشنودي الهي استفاده کرده و از جمع آوري مال و عدم رسيدگي به نيازمندان و اجتناب از پرداخت خمس و زکات و آنچه شرعا ً به مال ما تعلق مي گيرد جدا ً پرهيز کنيم .
 
5 – کوتاه کردن آمال و آرزوها
آرزو
 من اطال الامال اساء العمل کسي که آرزوهايش طولاني است کردارش ناپسند است 6 قبلا ً اشاره کرديم که اعمال انسان  ارتباط مستقيمي با نحوه مرگ انسان دارد . بنابراين کسي که آمال و آرزوهاي طولاني رادر ذهن مي پروراند از حسنات باز مي ماند و لذا خداي ناکرده ممکن است با سوء عاقبت از دنيا برود .
مرگ في نفسه وحشتناک نيست چرا که انتقال از سرايي به سراي ديگر است . دليل ترس ما اينست که عمري دنبال خواسته هاي هواي نفس و شيطان بوده ايم و توشه اي براي سراي ديگر نيندوخته ايم . آري با اين وضع منتقل شدن ترس دارد ؛ انساني که دنيايش را آباد و آخرتش را خراب کرده از مرگ هول و هراس دارد و مولا امير المؤمنين ( عليه السلام ) از اين دسته افراد اظهار تعجب مي کنند ( عجبت لعامر دارالفناء و تارک دارالبقاء در شگفتم از آن کس که خانه ي نابود شدني را آباد مي کند اما جايگاه هميشگي را از ياد برده است ) . 7
 
6 – ياد مرگ
اگر انسان در طول زندگي از ياد مرگي که بزودي به سراغ او خواهد آمد غافل باشد بطور طبيعي نه تنها آمادگي براي مردن نخواهد داشت بلکه از روبرو شدن ناگهاني با مرگ بسيار هراسناک خواهد شد . امام صادق ( عليه السلام ) مي فرمايد : ياد مرگ خواهشهاي نفس را مي ميراند و رويشگاه هاي غفلت را ريشه کن مي کند و دل را با وعده هاي خدا نيرو مي بخشد و طبع را نازک مي سازد و پرچم هاي هوس را درهم مي شکند و آتش آزمندي را خاموش مي سازد و دنيا را در نظر کوچک مي کند 8 بطور مسلم چنين کسي با چنين اعمالي  مرگي راحت خواهد داشت .
رسول خدا ( صلي الله عليه و آله ) فرمودند : بهترين زهد به دنيا  ياد مرگ است و برترين عبادت انديشيدن است . پس هر که ياد مرگ وجودش را پر کند  گور خود را باغي از باغهاي بهشت بيابد .9 از حضرت سؤال شد : آيا کسي با شهداء محشور مي شود ؟ فرمود : آري کسي که شبانه روز بيست مرتبه مرگ را ياد کند .
 
7 – اشتياق به نعمتهاي بهشت
يکي از نشانه هاي مؤمن اينست که وقتي هنگام تلاوت قرآن به آيات عذاب مي رسد , به خدا پناه برده و از خدا بخواهد او را از عذاب نجات دهد و وقتي به آيات بهشتي و نعمتهاي آن مي رسد , از خداوند طلب رسيدن به آن نعمتها را بنمايد . تفکر در آيات الهي بويژه نعمتهاي بهشتي و شوق رسيدن به آنها ( و در نتيجه عمل کردن به فرامين الهي و پرهيز از نواهي حضرت حق ) مرگ را براي انسان آسان مي کند . امام علي ( عليه السلام ) مي فرمايند : « جانهايتان را مشتاق نعمت بهشت گردانيد تا اين که مرگ را دوست داشته باشيد و زنده ماندن را دشمن .» 10
 
مطالعه کتابهاي زير به شما کمک خواهد کرد چرا که مباحث مبسوطي در اين زمينه مطرح کرده اند :
1 – منازل الاخرة نوشته ي شيخ عباس قمي ( رحمة الله عليه )
2 – تفسير موضوعي قرآن کريم جلدهاي 4 و 5 نوشته علامه جوادي آملي ( حفظه الله تعالي عليه ) 
 

پي نوشت ها :
(1) علامه جوادي آملي / تفسير موضوعي قرآن کريم / ج 4 / ص 199
(2) علامه جوادي آملي / تفسير موضوعي قرآن کريم / ج 4 / ص 212
(3) علامه جوادي آملي / تفسير موضوعي قرآن کريم / ج 4 / ص 202
(4) شيخ عباس قمي / منازل الاخرة / ص 14
(5) شيخ عباس قمي / منازل الاخرة / ص 14
(6) نهج البلاغة / حکمت 36
(7) نهج البلاغة / حکمت 126
(8) ميزان الحکمه / ج 12 / ص 5681
(9) ميزان الحکمه / ج 12 / ص 5681
(10) ميزان الحکمه / ج 12 / ص 5699



 
تعداد بازديد:1852 آخرين تغييرات:89/12/16
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر