پنج شنبه 21 فروردين 1399 - 15 شعبان 1441 - 9 آپريل 2020
صفحه اصلي/قرآن

قرآن معجزه‌ی حسی یا علمی

قرآن معجزه‌ي حسي يا علمي

--------------------------------------------------------------------------------



مساله«اعجاز قرآن»از دير زمان مورد بحث و نظر دانش مندان بوده است.شايداولين کسي که در اين زمينه بحث کرده و مساله را به صورت کتاب يا يک رسالهدر آورده-طبق گفته ابن نديم 1 -محمد بن زيد واسطي(متوفاي 307)است.وي ازبزرگان اهل کلام مي‌باشد و کتاب‌هايي در اين زمينه به نام«الامامة»و«اعجاز القرآن‌في نظمه و تاليفه»نگاشته است.




--------------------------------------------------------------------------------


بدون شک معجزه براي پيامبران-به ويژه اولو العزم 2-يک وسيله اثباتي به شمارميرود تا سند نبوت و شاهد صدق دعوت آنان قرار گيرد و گواه آن باشد تا که ازجهان غيب پيام آورده‌اند.لذا معجزه‌اي که به دست آنان انجام مي‌گيرد بايد نشانه‌اياز«ما وراي الطبيعه»باشد،يعني کاري انجام گيرد که طبيعت اين جهان از عهدهانجام آن عاجز باشد،به همين جهت آن را«خارق العادة»3 توصيف مي‌کنند،يعني‌بيرون از شعاع تاثيرات طبيعي مالوف(عوامل طبيعي شناخته شده و معروف)قرارگرفته است.
قرآن معجزه مادي و حسي که تصرف در امور مادي و عناصر طبيعي و بسائط و مرکبات عالم طبيعت مثل کوه، دريا، زمين، خاک، ستارگان، جماد، نبات انسان و حيوان باشد، نيست.
قرآن از جنبه فصاحت و بلاغت معجزه است از اين که موضوعش که کلام و بيان است و اسبابش در اختيار هر بشري قرار دارد و موادش را که حروف و کلمات باشد همه مي‌دانند و در سخنان خود استعمال مي‌کنند مع‌ذلک از همين مواد و کلمات و چنين کار بشري سهل و آسان که با اسباب مادي انجام مي‌شود معجزه اظهار شده است.
اعجاز علمي قرآن با توجه به مبادي و مباني علمي که در آن بيان شده و با توجه به آيات الهيات و توحيد و نبوت و اخلاق و دعوت به عدالت و حريت و اصول صحيح تشريعات و قصص گذشتگان و اشاره به اوضاع آفرينش و نظام عالم خلقت و واداشتن بشر به تفکر و تعقل و مطالبي که در علوم مختلف مطرح است، ثابت و واضح است.
اين اعجاز به خصوص در ميدان تشريع در عصر ما – که پيروزي‌هاي صناعي بشر و قدرت او در تصرف در کرات و فضا چشمگير شده و مع‌ذلک از ارائه برنامه‌اي جامع الجهات و کافي تمام جوانب وسيع انسان و مصالح روح و جسم و باطن و ظاهر او عاجز مانده است – آشکارتر شده است و مرور زمان عظمت قرآن را در ناحيه تشريع بيشتر تأييد و استوار مي‌سازد.
اهميت و برتري اين کتاب بر کتاب‌هايي مثل تورات و انجيل که پشتوانه اصل تحريف نشده آن‌ها آن معجزات حسيه بود هر روز ظاهرتر مي‌شود و علماء و دانشمندان رشته‌هاي مختلف از خودي و بيگانه آن‌را به صراحت اعلام کرده و قرآن را بزرگ‌ترين ثروت علمي و تربيتي و تشريعي و اخلاقي مي‌دانند که در اختيار بشر گذارده شده است.
مع‌ذلک اين به آن معني نيست که قرآن فقط جنبه معجزه علمي دارد و براي همگان نيست، قرآن از جهت اعجازش در فصاحت و بلاغت و در خبر از امور غيبي و در خبر از حقايقي که دنيا پس از قرن‌ها به آن دست يافته براي همگان معجزه است و از هر معجزه مادي و حسي روشن‌تر است.
قرآن از جنبه فصاحت و بلاغت معجزه است از اين که موضوعش که کلام و بيان است و اسبابش در اختيار هر بشري قرار دارد و موادش را که حروف و کلمات باشد همه مي‌دانند و در سخنان خود استعمال مي‌کنند مع‌ذلک از همين مواد و کلمات و چنين کار بشري سهل و آسان که با اسباب مادي انجام مي‌شود معجزه اظهار شده است
همان‌گونه که در زمان موسي سحر رواج کامل داشت و در زمان عيسي علم طب رونق گرفته بود و معجزه موسي را خدا قلب عصا به اژدها و يد بيضاء و معجزه عيسي را شفاي بيماران و کور مادرزاد و احياء اموات قرار داد تا مردم وقتي مي‌بينند همه پزشکان حاذق از معجزات عيسي عاجزند و يا ساحران مشهور را مي‌بينند که از قلب عصا به اژدها با آن کيفيت ناتوانند از عجز و ناتواني آن‌ها پي ببرند که معجزه موسي و عيسي کار بشري نيست بلکه کار الهي است. در عصر پيغمبر هم بازار ادب و فصاحت و بلاغت رونق کامل داشت و بزرگ‌ترين افتخارات آن‌ها سخنوري و شاعري بود و همه سخن‌شناس و ذوق لطيف و قريحه‌هاي حساس داشتند و فنون مختلف کلام را مي‌شناختند و نقل مجالس و محافل آن‌ها بود، خدا قرآن را به پيامبر اسلام صلي‌الله‌عليه‌وآله‌و‌سلم عطا کرد که در فصاحت و بلاغت و تأثير در ارواح و حسن ترکيب و فنون ادبي در مرتبه‌اي است که احدي از بشر نمي‌تواند مثل سوره‌اي از آن‌را بياورد و رسماً اعلان شد و اين اعلان در خود قرآن در آيات متعدده قرار داده شد.
قرآن کريم
علاوه بر اينکه خود مردم همه اهل ذوق بودند، بلغا و ادبايي که همه در سرودن اشعار و قصايد و خطابه‌ها فوق‌العادگي داشتند و استاد بودند از آوردن يک سوره‌اي مانند آن عاجز شده عجز و ناتواني آن‌ها بر همه روشن شد و دانستند که اگر اين کار بشري بود اين سخنوران و سخندانان نامي مي‌توانستند مثل آن‌را بياورند.
اين اعلان اعجاز همچنان چهارده قرن است که در قرآن باقي و به قوت خود الي الابد باقي خواهد ماند. پس اين معجزه براي همگان است و راه شبهه و تشکيک و اشتباه‌کاري در آن بسته است و ادبا طبيعي و مسيحي در برابر آن سر تعظيم فرو آورده‌اند. خبرهاي غيبي قرآن بسيار است و اين معجزه نيز براي همگان دلالت بر نبوت دارد. هم چنين حقايقي که پيشرفت علم پس از چهارده قرن آن‌ها را اکتشاف کرده است و قرآن از آن اطلاع داده است براي همگان معجزه و قابل درک و اذعان است و رشته‌هاي ديگر که شرح آن در اينجا بيش از اين مناسب نيست.
اين که گفته شده: «محمد مي‌کوشد تا کنجکاوي مردم را از امور غير عادي و کرامات و خوارق عادات به مسائل عقلي و منطقي و علمي و طبيعي و اجتماعي، و اخلاقي متوجه سازد و جهت حساسيت آن‌را از (عجايب و غرايب) به (واقعيات و حقايق) بگرداند»،
اگر غرض اين است که گوينده مي‌خواهد مردم را از معجزه منصرف سازد يعني به آن‌ها بفهماند که درخواست معجزه از پيغمبر سزاوار نيست حتي پيش از اثبات نبوت به معجزه، اين سخن صحيح نيست و بدون معجزه شناختن پيغمبر ممکن نيست زيرا اگر معجزه نباشد پيغمبر شناخته نمي‌شود. چگونه پيغمبر چنين هدفي داشت در حالي که در آيات بسيار از قرآن مردم را به معجزات متوجه کرده و اين سنت الهي را تأکيد و تأييد فرموده است. خوارق عادات اگر چه از عجايب و غرائب است واقعيات و حقايق است.
اگر غرض اين است که پس از اثبات پيغمبري و اظهار معجزه تکرار درخواست معجزات صحيح نيست و يا اينکه هر موضوعي را نبايد به عنوان معجزه طلب کرد چون بسا با ناموس خلقت و نظام جهان مغاير باشد، سخن تمام و صحيحي است زيرا پس از اثبات نبوت بايد ايمان آورد و عمل کرد و تکرار درخواست معجزه بهانه‌گيري يا استهزاء است و صحيح نيست و پيغمبر هم نمي‌تواند از جانب خود هر تقاضايي را قبول کند لذا "سُبْحَانَ رَبِّي هَلْ کُنتُ إلّا بَشَرًا رَّسُولاً" 36 مي‌فرمايد و هم چنين قبل از اثبات هم هر نوع معجزه را طلبيدن پذيرفته نيست و پيغمبر خود مي‌تواند (ابتداءاً و بدون درخواست) خرق عاداتي را به عنوان معجزه اظهار کند و هر کجا هم مناسب باشد طبق درخواست قوم معجزه‌اي نشان دهد.
خدا قرآن را به پيامبر اسلام صلي‌الله ‌عليه ‌و آله ‌و ‌سلم عطا کرد که در فصاحت و بلاغت و تأثير در ارواح و حسن ترکيب و فنون ادبي در مرتبه‌اي است که احدي از بشر نمي‌تواند مثل سوره‌اي از آن ‌را بياورد و رسماً اعلان شد و اين اعلان در خود قرآن در آيات متعدده قرار داده شد
بنابراين بعضي از خواسته‌هاي قوم جواب مثبت ندارد مثل اينکه درخواست کنند کوه‌ها از زمين برداشته شود يا صفا و مروه طلا شود و يا از مردم مکه رفع احتياج گردد و يا آن‌ها را از قيمت اجناس پيش از وقت آگاه سازد يا مخازن تحت‌الارض بر روي زمين ظاهر شود يا شام را عراق و عراق را شام بسازد.
قرآن
اين پيشنهادها به علل متعدد نبايد پذيرفته شود و پيشنهاد آن به پيغمبر غلط و حاکي از روح لجاج و عناد يا کمال ناداني است. بايد مردم را متوجه کرد که ناموس معجزه هم مثل ساير نواميس تحت حکمت و مشيت الهي قرار دارد و پيمبران بشر بوده‌اند و فرستاده، و فرستاده حق تحکم بر فرستنده خود و تصرف در شئون او ندارد. پيغمبر تحت امر فرمان خداست و در معجزه هم مطيع فرمان اوست و برانگيخته نشده است که اين‌گونه کارها را انجام دهد و نظام عالم خلقت را عوض کند «سُبْحَانَ رَبَّي هَلْ کُنتُ إلَّا بَشَراّ رَسُولاً».
اگر غرض گوينده اين است که پيغمبر مي‌خواست مردم را از معجزات محسوس به معقول متوجه سازد اين هم صحيح نيست زيرا تفاوتي ندارد که خرق عادت حسّي باشد و مادّي يا عقلي و علمي.
بلي ممکن است پيغمبر بخواهد افکار را از اينکه همه چيز از مجاري معجزه و عمل خرق عادت و غير اسباب طبيعي انجام گيرد و بناي زندگي خود را بر آن قرار دهند منصرف سازد و متوجه به فکر و عمل و کار و کوشش و غور در مسائل علمي و اجتماعي و کشف اسرار کائنات و اسباب طبيعي سازد. اين کار از راهنمائي‌هاي مهم و لازم است و اسلام به آن توجه کامل کرده و در آيات و احاديث درباره آن تأکيد و هدايت کافي شده است تا مردم بدانند که معجزه و امثال آن جريان عمومي و ثابت عالم را عوض نمي‌کند و نبايد به انتظار اينکه معجزه‌اي بشود يک قوم يا يک فرد دست از تحصيل، صنعت، علم، کشاورزي، دامداري و کوشش‌هاي ديگر بردارد.
اين صحيح است که افکاري روي ناآشنايي به غيب اين عالم و اينکه اين عالم ظاهر و محسوس را مظهر حکمت و علم خداي حکيم عالم نمي‌دانند مي‌خواهند خارق عادتي بشود و بسا که در هر موضوع چيزي و روحي را مؤثر بشناسند و بسا که بعض پديده‌ها را که جنبه اعجاز هم ندارد از سادگي و ضعف فکري معجزه و کرامت پندارند و گمراه شوند و پيغمبر مي‌خواهد مردم از اين طرز تفکر آزاد شوند و رشد پيدا کنند و توجه آن‌ها به کار و فعاليت و سعي و عمل خود باشد. اين‌ها مسائلي است که تعليمات اسلام همه را در بر گرفته، و در هر موردش بشر را راهنمائي کرده است.
ولي اين با اينکه معجزه حسّي باشد يا فقط عقلي و علمي، ارتباط ندارد و چنانکه گفتيم با اينکه در قرآن اين همه از معجزات حسّي انبياء بيان شده است دليلي ندارد که پيغمبر بخواهد مردم را از کرامات و معجزات حسي و مادي منصرف سازد و با اينکه از خود آن حضرت اين معجزات – به شهادت همين سيره ابن هشام و طبري و همه تواريخ و تفاسير و کتب حديث – بسيار صادر شده است و پس از آن حضرت نيز از اهل بيتش از اين خوارق عادات زياد ديده شد. اين خوارق عادات که از انبياء و ائمه‌عليهم‌السلام صادر مي‌شود علاوه بر اثبات حقانيت آن‌ها دليل و راهنما به سوي عالم غيب و توجه انسان به خدا و قدرت او و مالکّيت و نفوذ امر او است. فانه علي کل شيء قدير و هو القادر المتعال.
فرآوري: شکوري
بخش قرآن تبيان

پي نوشت ها:
1- ر.ک:الفهرست،ص 63 آن جا که از علوم قرآني سخن مي‌گويد و ص 259 آن جا که از مذاهب اهل اعتزال بحث مي‌کند.(چاپ قاهره-الاستقامة)
2- - پيامبران اولو العزم پيامبراني‌اند که داراي شريعتي نو و کتابي تازه باشند،آنان پنج نفرند:نوح و ابراهيم و موسي و عيسي و محمد صلي الله عليه و آله.
3- يعني خارج از محدوده عوامل مؤثر که متعارف و شناخته شده است.ولي هرگز بر خلاف ناموس طبيعت نيست،چه اين که قانون عليت،طبيعي و خدشه بردار نيست.تنها علت به وجود آمدن معجزه،غير متعارف بودن آن است ولي براي بشريت امکان شناخت آن بر اساس موازين طبيعي هرگز ميسر نيست و گرنه هيچ پديده‌اي در صحنه هستي بدون علت متناسب خود،امکان وجود ندارد و علت العلل اراده خداوندي است و چگونگي تاثير در باب عليت نيز تحت اراده او است که مي‌تواند دگرگون سازد يا سرعتبخشد و معجزه از همين طريق صورت مي‌گيرد.لذا خارق العاده مي‌گويند نه خارق الطبيعه.

منابع:
اعجاز قرآن، محمد هادي معرفت
پايگاه آيت الله صافي گلپايگاني
معرفت، محمد هادي،



 
تعداد بازديد:1351 آخرين تغييرات:89/12/25
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر