شنبه 3 تير 1396 - 29 رمضان 1438 - 24 ژوئن 2017
صفحه اصلي/دين و انديشه


 
 


 










 


 












خروجي RSS

دومین پیامبر دنیا که بود؟

دومين پيامبر دنيا که بود؟

داستان زندگي دومين پيامبر دنيا، حضرت هِبَةُ الله، جناب شيث

و خداوند تبارک فرمود:
ثُمَّ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا تَتْرَا كُلَّ مَا جَاء أُمَّةً رَّسُولُهَا كَذَّبُوهُ فَأَتْبَعْنَا بَعْضَهُم بَعْضًا وَجَعَلْنَاهُمْ أَحَادِيثَ فَبُعْدًا لِّقَوْمٍ لَّا يُؤْمِنُونَ
سپس پيامبران خود را پى‏درپى فرستاديم. هر بار كه پيامبرى به سوى امتش آمد تكذيبش كردند، ما نيز آنها را از پى يكديگر هلاك نموديم و آنها را عبرت‏ها و داستان‏ها كرديم. پس نابود باد قومى كه ايمان نمى‏آورند
(سوره مؤمنون : 44)
اولين کسى که بعد از رحلت آدم عليه السلام به مقام پيامبرى نائل آمد، حضرت شيث، هبة الله  بود. او وصى و جانشين آدم شد و امانتهاى الهى و صحيفه هائى که جانب خداوند نازل شده و جمعا بيست و يک صحيفه بود، دريافت و جمع آورى و منظم نمود و سپس به نشر آن تعاليم و هدايت و راهنمائى فرزندان آدم که رفته رفته جمعيت قابل ملاحظه‌اى را تشکيل مي‌دادند کمر بست.
از ميان آثار بجاى مانده از آن صحيفه‌ها، اين صحيفه است که خداوند به آدم وحى فرستاد که:
«من تمام نيکى‌ها و سعادتها را در چهار کلمه براى تو بيان مي‌کنم.
آدم پرسيد: آن چهار کلمه کدامند؟
خطاب آمد: کلمه اول از آن من، کلمه دوم از آن تو، کلمه سوم ميان من و تو و کلمه چهارم ميان تو و مردم .
آنکه از آن من است اين است که مرا بپرستى و شريکى براى من قرار ندهى.
آنکه از آن تو است آنکه در برابر کارهايى که مى‌کنى، آنچه را که بيش از هر چيز به آن نيازمندى، به تو پاداش دهم .
آنکه ميان من و تو است آنکه از تو دعا کردن و خواستن و از من اجابت و پذيرفتن.
و بالاخره آنکه ميان تو و بندگان من است اين است که براى مردم دوست بدارى آنچه براى خودت دوست دارى».1
آدم پس از گذراندن عمرى طولانى ، احساس کسالت و ناتوانى کرد. به فرزندش شيث گفت : پسرم ، زمان مرگ من نزديک شده و اينک من مريض و ناتوانم و خداوند به من دستور داده که تو را وصى خود قرار دهم و وديعه‌هاى او را به امانت نزد تو بگذارم ، اينک وصيت نامه من که شامل آثار علمى و نام بزرگ خداوند مي‌باشد، زير سر من است . وقتى من از دنيا رفتم آن را بردار و کسى را نيز از آن مطلع مکن.
در وصيت نامه من تمام مسائلى که به آن نيازمند شوى ، چه در امور دينى و چه در مسائل دنيوى ثبت و ضبط شده است .
پسرم ، در اين لحظات که بيمارى و رنج بر من غلبه کرده ، ميل دارم از ميوه‌هاى بهشتى ، تناول کنم .
از دامنه کوه بالا برو و هر يک از فرشتگان را ديدى سلام مرا به او برسان و بگو: پدرم مريض است و از شما مي‌خواهد کمى از ميوه‌هاى بهشتى براى او هديه بفرستيد
. 2
شيث به دامنه کوهستانى که در آن منطقه بود، بالا رفت تا براى پدر، ميوه‌اى بدست آورد.
در بين راه جبرئيل را با گروهى از فرشتگان ديد، جبرئيل بر او سلام کرد و پرسيد: کجا مي‌روى ؟
گفت : پدرم مريض شده و از من خواسته است مقدارى از ميوه‌هاى بهشتى ، از فرشتگان به رسم هديه بگيرم و اينک براى اين منظور به کوه آمده‌ام.
جبرئيل گفت : خداوند به تو صبر و اجر عنايت کند پدرت چشم از جهان پوشيد و به عالم ابدى پيوست. آنگاه همگى کنار جسد آدم آمدند. فرشتگان به فرمان پروردگار بدن او را غسل داده و براى نماز آماده ساخته بودند.
شيث جلو ايستاد و نمازى با پنج تکبير، به همان شيوه‌اى که خداوند در دين اسلام مقرر فرموده و تا روز رستاخيز اين شيوه ادامه خواهد يافت، بر جنازه آدم خواند. 3
سپس جنازه او را طبق راهنمائى جبرئيل ، با احترام و تجليل فراوان به خاک سپردند و شيث در غم از دست دادن پدر بي‌تابى مي‌کرد. جبرئيل او را دلداري داد و به ادامه زندگى و انجام وظيفه پيامبرى تشويق نمود.
شيث بيش از هزار سال زندگى کرد و همواره با جبرئيل و فرشتگان الهى در ارتباط بود و وحى خداوندى را دريافت و به مردم ابلاغ مي‌‌کرد. بر اساس ‍ سنت تغيير ناپذير آفرينش، دوران زندگى شيث به سر آمد و به دستور خداوند، ادريس را که از بهترين نواده‌هاى آدم بود، به جانشينى برگزيد و امانتهاي نبوت را به او سپرد.
 
قصه‌هاي قرآن، سيد محمد صوفي
گروه دين و انديشه - عسگري

1. بحارالانوار، جلد 11، صفحه 257
2. بحارالانوار، جلد 11، صفحه 260
3. بحارالانوار جلد 11، صفحه 262



 
تعداد بازديد:1887 آخرين تغييرات:90/01/11
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر