پنج شنبه 4 خرداد 1396 - 28 شعبان 1438 - 25 مي 2017
صفحه اصلي/اجتماعي(جوانان، خانواده، بانوان و...)

تغییر شیوه ازدواج

تغيير شيوه ازدواج

خواستگاري؛ سرگردان ميان سنت و مدرنيسم
 

اين روزها همه چيز رنگ و بوي ديگري گرفته است. مي گويند دنيا پيشرفت كرده، ما هم پيشرفت كرديم. دنيا عوض شده، نسل عوض شده، زندگي تغيير كرده، نحوه تشكيل زندگي ها هم تغيير كرده است. يكي از همين مواردي كه اين روزها در ميان برخي از جوانان شايع شده، خواستگاري هاي غير رسمي است يعني خواستگاري دو نفره كه طي آن آقاپسر به طور مستقيم از دخترخانم خواستگاري مي كند گاهي هم جواب مثبت مي گيرد. در اين حالت، دختر و پسر در پي آشنايي قبلي با يكديگر، خواه در محيط كار يا دانشگاه به دنبال ايجاد احساس اوليه قصد ازدواج با يكديگر را مي كنند.
عشق
در چنين شرايطي به دليل اينكه از ابتدا صرفاً هدف دوستي و يا همكاري مطرح بوده است، صحبتهاي رد و بدل شده نيز به طور جدي حول محور ازدواج مطرح نشده و طرفين امكان آگاهي از انتظارات و نيازهاي واقعي يكديگر را پيدا نكرده اند. بعد از مطرح شدن اين موضوع هم به دليل علاقه و وابستگي ايجاد شده، به نوعي چشمها به روي عيبها بسته شده و دو طرف بيشتر سعي در راضي نگه داشتن يكديگر و در نهايت راضي كردن خانواده هايشان داشته اند. در اين بين مراسم خواستگاري به ظاهر رسمي هم كه برگزار شود جنبه صوري پيدا مي كند و از هدف اصلي خود كه همانا شناخت دختر و پسر از يكديگر با طرح سؤالات كليدي در ارتباط با توقعات و انتظاراتشان از همسر و زندگي مشتركشان، دور مي شود.
حسين كه به گفته خودش با يك عشق آتشين با همسرش ازدواج كرده، اكنون بعد از 3 سال زندگي مشترك شعله هاي اين آتش را رو به خاموشي مي بيند. او مي گويد: «با آتنا در يك ميهماني آشنا شدم، از دوستان دخترخاله ام بود، در همان برخورد اول احساس كردم قلبم ديگر متعلق به خودم نيست. آتنا مي دانست آنقدر به او وابسته هستم و دوستش دارم كه هر شرطي براي ازدواج بگذارد، نه نمي گويم. بالاخره ازدواج كرديم، ماههاي اول بهترين ماههاي زندگي ام بود. اما بعد از مدتي بهانه گيريهاي همسرم شروع شد. مدام خواسته جديدي را مطرح مي كرد. تا جايي كه در توانم بود، آنها را برآورده مي كردم اما گاهي نيز از عهده من خارج بود. با چند بار نه شنيدن رفتارش تغيير كرد. نه تنها احترامي براي من و احساسي كه به وي داشتم قائل نبود، بلكه به عهد و پيماني هم كه با هم بسته بوديم وفادار نماند.
مي دانم كه چوب ندانم كاري خودم را مي خورم. چه جدلها كه با خانواده ام بر سر ازدواج با آتنا نكردم و چه بسيار نصيحتها كه نشنيدم. اما چشمهايم كور بود. آن موقع فكر مي كردم هيچ كس نمي تواند احساس مرا درك كند و حتي محبت و دلسوزي پدر و مادرم را سنگ اندازي آنها تلقي مي كردم. اما اكنون...» حسين با بغضي در گلو و جمله اي ناتمام، به راهش ادامه مي دهد و مي رود.
مراسم خواستگاري سنتي و رسمي كه بزرگان دو خانواده در آن حضور مي يابند، به نوعي اعلام رسمي اين حقيقت است كه دختر و پسر مي توانند تشكيل خانواده بدهند
 زهره دو سال دوران نامزدي را گذرانده اما به دليل مهيا نبودن شرايط لازم براي اين كار، ازدواجشان مدام به تعويق افتاده است زهره مي گويد: «ما در ابتداي آشنايي با توجه به اشتراكاتي كه داشتيم، تصميم به ازدواج گرفتيم. اما مسايلي نظير سربازي رضا، تحصيل من در شهري ديگر، شرايط كاري هر دو نفرمان سبب شد كمي با تعمق بيشتري به اين امر نگاه كنيم. در ابتدا با توجه به خواسته هايي كه از يكديگر داشتيم قولهايي داديم كه فكر مي كرديم مي توانيم به آنها عمل كنيم. اما گذر زمان به ما نشان داد كه توانايي انجام بسياري از آنها را نداريم. گمان مي كرديم از بسياري خواسته هايمان مي توانيم بگذريم اما عملاً قادر به گذشت نبوديم. فكر مي كرديم تفاهم در مواردي كه مطرح كرده بوديم، مهم اند، در صورتي كه فهميديم آن مسايل در مقابل بسياري موارد ديگر بي اهميت جلوه مي كنند. تا آنجا كه به اين نتيجه رسيديم كه قادر به خوشبخت كردن هم نيستيم. من دوران سختي را براي فراموشي خاطرات رضا تحمل كردم اما اكنون خوشحالم كه توانستم تصميم درستي بگيرم و صرفاً از روي احساسم عمل نكنم.»
خواستگاري
* تفاوت در نوع خواستگاري
مراسم خواستگاري سنتي و رسمي كه بزرگان دو خانواده در آن حضور مي يابند، به نوعي اعلام رسمي اين حقيقت است كه دختر و پسر دو خانواده داراي چنان رشد و بالندگي هستند كه مي توانند تشكيل خانواده بدهند و مسؤوليت آن را بپذيرند. از طرف ديگر دو خانواده از ابتدا در جريان امر قرار گرفته و اعلام نظر مي كنند. اگر موافق باشند، دختر و پسر با پشتوانه اي قوي، ساير مراحل را دنبال مي كنند و اگر با عدم موافقت آنها به دلايل منطقي و يا عدم تفاهم خودشان روبرو شدند، به دليل اينكه هنوز دلبستگي عميقي ايجاد نشده، به راحتي مي توانند تصميم بگيرند و اين اتفاق را به فراموشي بسپارند. ضمن اينكه در خواستگاري رسمي، دختر  عزت نفس و احساس ارزشمندي بيشتري پيدا مي كند.
* طرح سؤال، دريچه اي به سوي شناخت
و اما چه مي توان كرد تا حداكثر بهره را از اين فرصت مغتنم جهت داشتن يك آينده مشترك بهتر گرفت و اولين گام را به بهترين گام تبديل كرد؟!  طرح سؤال در اين مراسم، دريچه اي است كه به سوي شناخت از يكديگر گشوده مي شود. نحوه پاسخ دادن به سؤالها، سبب ساخته شدن تصوير يكي از طرفين در ذهن ديگري مي شود. هرچه پاسخها واقعي تر و صادقانه تر باشند تصويري هم كه ساخته مي شود صحيح تر خواهد بود.  رسيدن به هر يك از اين راهها در صورتي كه عاقلانه و صحيح باشد به نفع هر دو طرف است. دختر و پسر مي توانند از روي پرسش هاي مطرح شده در خواستگاري و پاسخ هايي كه به آنها داده مي شود، به ميزان تشابه خود پي ببرند. زيرا تحقيقات نشان داده با ثبات ترين ازدواجها آنهايي است كه زن و شوهر بيشترين وجوه مشترك را با يكديگر داشته اند.
از جمله مواردي كه تشابه در آنها مي تواند به زندگي بهتر كمك كند، بهره هوشي است. البته منظور ميزان تحصيلات نيست زيرا بسياري از افراد با ضريب هوشي بالا ممكن است به دانشگاه نرفته باشند. اما ديد يكساني نسبت به امور زندگي با همسرشان داشته باشند و اين گمان دائم همراه يكي از آنها نباشد كه طرف مقابلش متوجه منظور او نشده است.  داشتن وحدت نظر در ارزشها نيز اهميت بسيار بالايي در زندگي مشترك پيدا مي كند. اينكه زن و شوهر اعتقادات مشترك مذهبي و معنوي داشته باشند، سبب بهبود ارتباط و تقويت بنيان خانواده شان مي شود و عدم اشتراك در اين زمينه مي تواند مشكلات عديده اي را موجب شود.  همچنين ديدگاه زن و مرد نسبت به جايگاه هر كدام در زندگي مهم است. اينكه هر كدام چه نقشي را براي همسرش در نظر گرفته است و چه انتظاراتي از وي دارد. به عنوان مثال اگر فردي سنتي فكر مي كند بايد با كسي ازدواج كند كه با او همفكر است و اگر مسؤوليتهاي مشابهي براي خود و همسرش قائل است بايد به دنبال كسي باشد كه تفكري مشابه او دارد.
اگر زوجين داراي ويژگي انعطاف پذيري باشند، مي توانند به جاي اين كه تحت تأثير اختلافات قرار بگيرند با تفاوتها كنار بيايند و براي حل مشكلات راه حل مناسب پيدا كنند.
* اختلاف، مهم اما قابل حل
از سوي ديگر اين سؤالات، مي تواند تناقضاتي را آشكار كند كه وجود آنها مي تواند به خوشبختي يك زندگي مشترك صدمه بزند. از جمله اختلافات مهم كه لطمه اي بر زندگي زناشويي وارد مي كند مي توان به ميزان انرژي اشاره كرد. اگر يكي از طرفين از انرژي بالايي برخوردار باشد و ديگري كم انرژي باشد، به مشكلات زيادي بر مي خورند. اين اختلاف در زمينه هاي مختلف نظير معاشرتهاي اجتماعي، فعاليتهاي مذهبي، فعاليتهاي درون منزل و... رخ مي نمايد.
عادات شخصي متفاوت نيز در بسياري موارد مي توانند دردسرساز شوند. تفاوت در عاداتي نظير وقت شناسي، نظم و ترتيب، احساس مسئوليت و... و حتي نحوه غذا خوردن مي تواند سبب بروز مشكلاتي در ميزان تفاهم و همراهي دو طرف با يكديگر شود.
يكي ديگر از مسايلي كه شايد امروزه اهميت بيشتري پيدا مي كند، مي تواند نحوه استفاده از پول باشد. گاهي نداشتن توافق بر سر مسايل مالي بزرگترين مشكلات را در زندگي مشترك سبب مي شود. مثلاً اگر يكي به پس انداز اعتقاد دارد و به فكر آينده است و ديگري به خرج كردن پول و خوش بودن در حال، اين دو به آساني نمي توانند با يكديگر كنار بيايند.
همچنين مهارتهاي كلامي نيز از اهميت بالايي برخوردار مي باشند. به عنوان مثال اگر يكي از طرفين فردي كم حرف باشد و بيشتر به سكوت علاقه نشان دهد و ديگري عاشق حرف زدن باشد، واضح است كه در زندگي با تنش هاي بسياري مواجه مي شوند.
اما با همه اين گفته ها اگر زوجين داراي ويژگي انعطاف پذيري باشند، مي توانند به جاي اين كه تحت تأثير اختلافات قرار بگيرند با تفاوتها كنار بيايند و براي حل مشكلات راه حل مناسب پيدا كنند. پس باز هم مي توان به اين نتيجه رسيد كه اگر دختر و پسر از مراسم خواستگاري نهايت بهره را ببرند و شناخت كافي از يكديگر پيدا كنند و ميزان تأثيرپذيري و انعطاف يكديگر را بفهمند، حتي با اختلافات و مشكلات نيز مي توانند به راحتي كنار آمده و آينده زيبا و روشن خود را بسازند.
 
آفتاب
خانواده و زندگي- تنظيم و تلخيص براي تبيان: کهتري
 
مقالات مرتبط



 
تعداد بازديد:1081 آخرين تغييرات:90/01/14
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر