چهارشنبه 31 مرداد 1397 - 10 ذي الحجه 1439 - 22 آگوست 2018
صفحه اصلي/قرآن

زوال نعمت، نتیجه غرور و زیاده خواهی

fiogf49gjkf0d

زوال نعمت، نتيجه غرور و زياده خواهي

خيلي از اوقات ديده مي شود عده اي به طمع افزودن مال و ثروت ، از انجام کارهاي نيک و انفاق کناره گيري مي کنند ، اما افسوس که به اين نکته توجه ندارند که نه تنها با محروم کردن از ديگران مالي افزوده نخواهد شد ، بلکه سرانجام اين کار باعث از بين رفتن کل دارايي خواهد بود .

 

قرآن در آيات خود ، داستان باغي بلازده را ذکر مي کند که حكايت ارباب متنعمى است كه در پى كفران نعمت و طغيان، آن را از دست داده، متنبه و نادم گشته ‌اند : « إِنّا بَلَوْناهُمْ کَما بَلَوْنا أَصْحابَ الْجَنَّةِ إِذْ أَقْسَمُوا لَيَصْرِمُنَّها مُصْبِحينَ وَ لا يَسْتَثْنُونَ فَطافَ عَلَيْها طائِفٌ مِنْ رَبِّکَ وَ هُمْ نائِمُونَ فَأَصْبَحَتْ کَالصَّريمِ ... قالُوا سُبْحانَ رَبِّنا إِنّا کُنّا ظالِمينَ فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلي بَعْضٍ يَتَلاوَمُونَ قالُوا يا وَيْلَنا إِنّا کُنّا طاغينَ عَسي رَبُّنا أَنْ يُبْدِلَنا خَيْرًا مِنْها إِنّا إِلي رَبِّنا راغِبُونَ کَذلِکَ الْعَذابُ وَ لَعَذابُ اْلآخِرَةِ أَکْبَرُ لَوْ کانُوا يَعْلَمُونَ ؛ ما آن ها را آزموديم ، همان گونه که "صاحبان باغ" را آزمايش کرديم ، هنگامي که سوگند ياد کردند که ميوه هاي باغ را صبحگاهان (دور از چشم مستمندان) بچينند و هيچ از آن استثنا نکنند ؛ امّا عذابي فراگير (شب هنگام) بر (تمام) باغ آن ها فرود آمد، در حالي که همه در خواب بودند و آن باغ سرسبز همچون شب سياه و ظلماني شد! ... گفتند : منزّه است پروردگار ما، مسلّماً ما ظالم بوديم! سپس رو به يکديگر کرده به ملامت هم پرداختند، (و فريادشان بلند شد) گفتند: واي بر ما که طغيانگر بوديم ! اميدواريم پروردگارمان (ما را ببخشد و) بهتر از آن به جاي آن به ما بدهد ، چرا که ما به او علاقه‏ منديم! اين گونه است عذاب (خداوند در دنيا)، و عذاب آخرت از آن هم بزرگتر است ، اگر مي ‏دانستند ». 1
برخى مفسران، اين حادثه را به زمانى اندك پس از عروج حضرت عيسى عليه السلام و پيش از انتشار مسيحيت مربوط دانسته‌اند.2 بنا بر روايات اين باغ ، بسيار سرسبز، پر ثمر،موسوم به ( صروان ) يا ( ضروان ) و يا ( رضوان ) و بنا بر قول ‌مشهور در دو فرسخى شهر صنعاى يمن بوده ‌است . در ابتدا ، پيرمردى مؤمن و نيكوكار از اهل كتاب سرپرستي و نگهداري از آن را در اختيار داشته و به شكرانه اين نعمت، هنگام برداشت محصول، نيازمندان را خبر مى ‌كرده است . آنان طبق عادت هر ساله، در باغ گرد هم مى ‌آمدند و پيرمرد نيكوكار به مقدار نياز خود و خانواده ‌اش از محصول و ميوه ‌ها بر مي داشت و مازاد آن را براى مستمندان مى ‌گذاشت . برخى مفسران مى‌ گويند : وى عايدات باغ را به سه بخش: هزينه‌ هاى باغ ، سهم فقيران و قوت ساليانه خود و خانواده ‌اش قسمت مى‌ كرد .
ما آن ها را آزموديم ، همان گونه که "صاحبان باغ" را آزمايش کرديم ، هنگامي که سوگند ياد کردند که ميوه هاي باغ را صبحگاهان (دور از چشم مستمندان) بچينند و هيچ از آن استثنا نکنند ؛ امّا عذابي فراگير (شب هنگام) بر (تمام) باغ آن ها فرود آمد، در حالي که همه در خواب بودند و آن باغ سرسبز همچون شب سياه و ظلماني شد! ... گفتند : منزّه است پروردگار ما، مسلّماً ما ظالم بوديم! سپس رو به يکديگر کرده به ملامت هم پرداختند،
بسيارى از ايتام ، بيوه زنان و درماندگان از محصول اين باغ بهره مى ‌بردند و او هرگز از ورود آنان به باغ و خوردن و بردن ميوه ‌ها جلوگيرى نمى ‌كرد؛ از اين ‌رو خداوند نيز به باغ او بركت مى‌ داد ؛ اما فرزندان او از سرآزمندى و طمع، پدر را از اين كار باز مى ‌داشتند . پس از مرگ پيرمرد، پسران وى وارث باغ شدند . آن سال به ‌گونه ‌اى بى سابقه، ميوه و محصول فراوانى به بار آمده بود . صاحبان جديد باغ با ديدن فراوانى ميوه ‌ها دچار غرور و طغيان شده و آز و طمع بر آنان چيره گشت.
غرور
يكى از آنان گفت: پدرمان به سبب كهولت سن ، عقل خود را از‌دست داده بود . ما به علت كثرت زن و فرزند ، خود به محصول و ميوه‌ هاى اين باغ نيازمندتريم . وى پيشنهاد كرد كه ديگر به نيازمندان چيزى ندهند تا با برداشت محصولى بيشتر، هر ساله بر ثروت خود بيفزايند. يكى با سخن و ديگرى با سكوت خود وى را تأييد كردند، اما برادرى كه عاقل ‌تر و صالح ‌تر از ديگران بود، ناراحت شد و خداترسى، پايبندى به سيره و سنّت نيكوى پدر، زيانكار و محروم شدن از بركات باغ انتقام خدا از گنهكاران را به آنان گوشزد كرد و اينكه پيش از دچار آمدن به كيفر الهى ، از نيت نادرست خويش دست بردارند و ضمن طلب آمرزش، شكر نعمت باغ را با رعايت حقوق نيازمندان به جاى آورند؛ اما برادران، سخت برآشفته شده و به شدت او را مضروب و ناگزير از همراهى كردند .
آن ها ابتدا ، نيازمندان را كه در موسم برداشت محصول و طبق عادت هر ساله به سراغ باغ آمده بودند ، با اين بهانه كه هنوز هنگام برداشت نرسيده است، متفرق كرده و سرانجام در يكى از روزها هم قَسَم شدند كه حتماً در يك صبح زود، پيش از بيدار شدن مستمندان به سراغ باغ رفته ، با چيدن همه ميوه ‌ها، چيزى براى نيازمندان نگذارند.3
صاحبان باغ با اين قصد و قرار قطعى به خانه‌ هاى خود رفتند و خوابيدند تا صبح زود برنامه خود را عملى سازند، غافل از آنكه خداوند براى مجازات آنان و باطل كردن كيد و مكرشان، تدبيرى ديگر كرده است. شب هنگام كه همه آنان در خواب بودند، خداوند به سبب ناسپاسى و تصميم قطعى آنان بر منع حقوق مستمندان و عذاب فراگيري، آتشى انبوه و صاعقه ‌اى عظيم از آسمان فرو فرستاد و سراپاى باغ، گياهان، ميوه‌ ها، شاخ و برگ و تنه درختان در آتش بلا سوخت و سياه شد؛ به‌گونه ‌اى كه از آن باغ سرسبز و پرثمر، جز مشتى زغال و خاكستر سياه بر جاى نماند. 4
صاحبان باغ ، بى‌خبر از آمدن بلا ، صبح ‌زود از خواب برخاستند و يكديگر را صدا زدند كه اگر قصد چيدن ميوه ‌ها را داريد ، تا دير نشده به ‌سوى باغ و كشتزار خويش بشتابيد . آنان براى جلوگيرى از آگاهى و ورود نيازمندان به باغ ، شتابان و دور از چشم ديگران ، حركت كردند و در ‌بين راه نيز آهسته به يكديگر تأكيد مى ‌كردند كه مراقب با خبر شدن فقيران و ورود آنان به باغ باشند و آن روز به هيچ وجه احدى از آن ها را به باغ راه ندهند .
 آيا به شما نگفتم كه به ياد خدا باشيد، طلب آمرزش كنيد و با محروم ‌ساختن مستمندان، كفران نعمت نكنيد؟ امّا شما گوش نداديد و بر تصميم نارواى خويش پاى ‌فشرديد
غرور
آنان با تصميم جدى مبنى بر ممانعت از ورود مستمندان، چيدن همه ميوه‌ ها و با تصور اينكه مى ‌توانند چنين كارى را انجام دهند ، به طرف باغ رفتند ؛  اما آنجا كه رسيدند، ديدند همه درختان و ميوه ‌ها سوخته و هيچ اثرى از آن همه سرسبزى بر جاى نمانده است . آنان ابتدا باغ خود را نشناختند و گمان كردند كه راه را گم كرده ‌اند ، اما پس از تأمل ، دريافتند كه آنجا همان باغ آن هاست . اما پس از لحظاتي دريافتند که راه را گم ‌نكرده ‌اند ؛ بلكه به سبب نيت و تصميم ناپسند خويش گرفتار بلا شده و خودشان به جاى مستمندان از همه چيز (اصل باغ،  عايدات و پاداش صدقات) محروم گشته ‌اند .
با دريافت حقيقت، برادرى كه عاقل‌ تر و بهتر از همه بود، به آنان گفت: آيا به شما نگفتم كه به ياد خدا باشيد، طلب آمرزش كنيد و با محروم ‌ساختن مستمندان، كفران نعمت نكنيد؟ امّا شما گوش نداديد و بر تصميم نارواى خويش پاى ‌فشرديد . آن ها با تأييد سخنان برادر خويش، پذيرفتند كه منع حقوق مستمندان و غفلت از ياد خدا، باعث نابودى باغ شده است و آن ها بر خود و ديگران ستم كرده ‌اند، و‌گرنه خداوند ، منزّه از آن است كه با اين كار بر آنان ستم روا دارد. 5
خداوند ، در آيات قبل از اين آيات ـ 17 تا 33 سوره قلم ـ  غرّه شدن برخى از سران شرك به ثروت انبوه و فراوانى فرزند ، خود برتربينى و تكذيب و طغيانگرى آنان را بيان كرده است .
سپس با روايت داستان اصحاب الجنّه كه گويا مكيّان با آن آشنا بوده‌اند ، تصوير كوتاهى از شخصيت فكرى و رفتارى ارباب متنّعمى كه به جاى شكر نعمت و بندگى خدا ، گرفتار آزمندى و غرور شده و با طغيان ، نعمت را از دست داده ‌اند ، تصوير مي کند و بهره‌ هاى دنيوى مشركان را نيز همانند باغ اصحاب الجنّه ، زمينه ابتلا و امتحان مي شمارد. 6
 
زهرا رضائيان
بخش قرآن تبيان

پي نوشت ها:
1. قلم ، 33-17
2. تفسير قرطبى ، ج‌18، ص‌156
3. ر.ک: كشف الاسرار، ج‌10،ص‌194؛ نمونه، ج‌24، ص‌393؛ قصص الرحمن، ج‌4، ص‌649؛ روض‌الجنان، ج‌19، ص‌355؛ تفسير قمى، ج‌2، ص‌401؛ كشف‌الاسرار، ج‌10، ص‌194؛ تفسير قرطبى، ج‌18، ص‌156؛ التبيان، ج‌10، ص‌79؛ مجمع‌البيان، ج‌9، ص‌505؛ التحريرو التنوير، ج‌29، ص‌80؛ تفسير قرطبى، ج‌18،ص‌156؛ الدرالمنثور، ج‌8، ص‌250 و الكشاف، ج‌4، ص‌590
4. ر.ک: قلم: 25-19؛ التحرير و التنوير، ج‌29، ص‌82؛ تفسير قرطبى، ج18، ص156؛ مجمع‌البيان، ج‌9، ص‌505؛ الميزان، ج‌19، ص‌374؛ تفسير مراغى، ج‌2، ص‌34؛ نمونه، ج‌24، ص‌399.
5. ر.ک: جامع‌البيان، مج‌14، ج‌29، ص‌38؛ التبيان، ج‌10، ص‌80؛ الكشاف، ج 4، ص 590؛ كشف‌الاسرار، ج‌10، ص‌193؛ قصص الرحمن، ج‌4، ص‌651؛ الميزان، ج‌19، ص‌374؛ تفسير ابن‌كثير، ج‌4، ص‌433؛ روض‌الجنان، ج‌19، ص‌359؛ تفسير ابى‌السعود، ج‌9، ص‌16و تفسير مراغى، ج‌29، ص‌37
6. ر.ک: دائرة المعارف قرآن ، ج3



 
تعداد بازديد:1413 آخرين تغييرات:90/01/15
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر