چهارشنبه 2 خرداد 1397 - 7 رمضان 1439 - 23 مي 2018
صفحه اصلي/خانواده

مهارخود نمایی ،بدون خشونت

مهارخود نمايي ،بدون خشونت

ارتباط دختر و پسر و شرايط آن(6)
در مقالات قبل راجع به انگيزه ها ي برقراري ارتباط با جنس مخالف واثرات زيان بار ارتباط ناصحيح به اختصار صحبت کرديم و شرايط يک ارتباط صحيح راگفتيم. ازعلل و عوامل گوناگوني که در بروز رفتارهاي نادرست در روابط دختران و پسران نقش دارند ،به بررسي رفتار نوجوان و دنياي روابط نامريي پرداختيم و در مقاله ي آموزش ارتباط سالم با جنس مخالف در خانواده و ارتباط دختر پسر از کودکي  به نقش خانواده در شکل گيري ارتباط صحيح پرداختيم و در اين مقاله به جنبه هاي ديگر  تاثير گذاري خانواده مي پردازيم که از قرار زير است:
 
القاء افراط در رفتار اجتماعي و برخورد با جنس مخالف
يکي از دلايل برخوردها و روابط نامطلوب ميان دختران و پسران، القاي افراط در روابط اجتماعي، بين دو جنس است. برخي از خانواده‌ها به اشکال و دلايل گوناگون، به فرزندان خود القا مي‌کنند، که با ديگران از آن جمله، با افراد جنس مخالف رفتاري گرم، اجتماعي و دلپسند داشته باشند. القاي چنين مطلبي ضرورتا به صورت توصيه زباني، انجام نمي‌گيرد، بسياري مواقع رفتار پدر و مادر تشويق کننده چنين رفتاري است. آنها در رفتارهاي عيني خود به گونه‌اي عمل مي‌کنند که افراط در معاشرت را به فرزندانشان تلقين مي‌کنند.
يکي از اشکال اين القا کردن در خانواده‌هايي ديده مي‌شود که به دليل رشد سريع اقتصادي خود و افزايش نامناسب درآمد خانواده، تلاش مي‌کنند سطح اجتماعي و فرهنگي خود را نيز رشد دهند و خود را در زمره خانواده‌هاي به اصطلاح سطح بالاي اجتماعي در آورند. چنين خانواده‌هايي بدون کسب مقدمات لازم فرهنگي، و با تصور اين مطلب که رشد اجتماعي نيز مي‌تواند به سهولت درآمدهاي کاذب رشد کند، دست به اعمالي مي‌زنند که مشکل آفرين است و براي خود و نظام اجتماعي ناهنجاري‌هايي به ارمغان مي‌آورد.
 
عدم هدايت صحيح  خودنمايي در خانواده
خودنمايي به عنوان يک رفتار همگاني در سطوح خاصي از رشد شخصيت انسان، به شکل طبيعي ديده مي‌شود. بسياري از افراد انساني به منظور جلب توجه سايرين اقدام به خودنمايي مي‌کنند. اين خودنمايي مي‌تواند ابعاد گوناگوني داشته باشد. نمايش آثار هنري خود، نشان دادن عملکرد مثبت درسي و تحصيلي، نشان دادن محصول کار و توليد و بسياري موارد ديگر، انواعي از نمايش خويشتن به ديگران، به منظور جلب توجه است. نمايش اينگونه ويژگي‌ها يعني خصوصياتي که از يک سو نياز طبيعي انسان را به جلب توجه ديگران، ارضا مي‌کند و از سوي ديگر موجب رشد و تعالي اجتماعي مي‌شود، بسيار سودمند و سازنده است. ولي نمايش بدن خود به غيرمحرم و نيز نشان دادن رفتارهاي تحريک کننده غرايز سايرين، آثاري مخرب براي فرد و جامعه برجاي مي‌گذارد.
 
خانواده‌ها، بايد به اين نياز طبيعي فرزندشان توجه و سعي کنند شرايط را به گونه‌اي فراهم سازند که فرزندان آنها بتوانند آثار سازنده اي از خود به ديگران نشان دهند و از اين طريق جلب توجه کنند. در صورتي که اين شرايط به خوبي فراهم بيايد، فرزندان ما با پشت سر گذاشتن مراحل رشد شخصيتي خويش به جايي خواهند رسيد که جلب توجه سايرين نيز براي آنها انگيزه‌اي رضايتبخش نخواهد بود. انسان با طي مراحل تحولي خود به نقطه‌اي مي‌رسد که در آن انجام کار درست و تحقق استعداد‌هاي خود و سايرين برايش في‌نفسه مطلوب خواهد بود.
در خانواده‌ها بايد به اين نکته تاکيد شود که هر چند ممکن است انسان از طريق خودنمايي بدني و نمايش رفتارهاي تحريک کننده توجه عده‌اي را به سرعت به خود جلب کند، لکن بايد بدانيم که اين عده از جمله کساني هستند که تا وقتي ما به آنها بهره مي‌دهيم با ما هستند، ولي به محض اينکه احساس کنند ما توان بهره‌دهي را از دست داده‌ايم، به بدترين وضع ما را رها و ترکمان مي‌کنند.
 سختگيري و خشونت نسبت به نوجوان
يکي ديگر از عوامل موثر در ايجاد برخوردهاي نامناسب بين دختر و پسر، ناشي از سختگيري و خشونت خانواده نسبت به نوجوان است.
سنين نوجواني آغاز استقلال فکري و شخصيتي نوجوان است او هر چند در اين سنين به جايي نرسيده است که خود بتواند کاملا مستقل عمل کند، لکن لازم است به کمک خانواده و مدرسه، استقلال را تمرين کند. او مي‌بايد در اين بين به مثابه يک فرد ارزشمند در زمينه مسائل گوناگون زندگي، تصميم بگيرد و به تصميم خود جامه عمل بپوشاند. در صورتي که عوامل گوناگون محيطي، از جمله سختگيري و خشونت خانواده، مانع رشد استقلال شخصيت نوجوان شود، کمترين آسيب آن پرورش نيافتن صحيح و همه جانبه شخصيت وي خواهد بود. چنين آسيبي باعث مي‌شود نوجوان نتواند در زندگي به تصميم و اراده مستقل دسترسي پيدا کند. چنين فردي در بزرگسالي نيز فردي غير مصمم، بي‌اراده و منفعل خواهد شد؛ بي‌توجهي به پرورش استقلال در شخصيت نوجوان، آسيب‌هاي ديگري نيز بر او وارد مي‌سازد؛ يکي از آسيب‌هاي وارد شده در اين زمينه‌، ايجاد اختلال در روابط اجتماعي فرد با ديگران است.
 
 وجود افراط‌ها و تفريط‌ها در روابط اجتماعي، مي‌تواند حاصل يک شخصيت غيرمستقل و منفعل باشد. فردي که بيش از حد به ديگري متکي است.فردي که خود را به تنهايي قابل تصور نمي‌داند و پيوسته خود را نيازمند و محتاج به فرد و يا افراد ديگري مي‌داند و در نقطه ي مقابل اين شخصيت، فردي را مي‌توانيم مجسم کنيم که از برقراري هر گونه رابطه اجتماعي با ديگران عاجز است؛ هر چند ممکن است در جامعه زندگي کند و با ديگران ارتباط ظاهري داشته باشد، لکن فردي است تنها،نمي‌تواند با هيچ‌ کس رابطه صميمانه و عمقي  برقرار کند. چنين فردي حتي اگر ازدواج بکند، نمي‌تواند با همسر خود رابطه ي صميمانه‌اي برقرار کند. چنين اختلالاتي در رفتار اجتماعي، مي‌تواند ناشي از عدم پرورش استقلال رواني در شخصيت نوجوان باشد.
يکي از عوامل خانوادگي که در عدم شکل‌گيري شخصيت مستقل نوجوان، تاثير به سزايي دارد، خشونت و سختگيري نسبت به اوست.
خانواده‌اي که فرزند نوجوان خود را بدون توجه به شخصيت و ارزش وي، مورد تهديد، عتاب، خطاب و سرزنش قرار مي‌دهد و حتي کتک مي‌زند، بايد بداند که به يک عنصر اساسي در شخصيت وي بي‌توجهي کرده است، تا آنجا که آسيب چنين اعمالي به سادگي زايل نمي‌شود.
 
سختگيري در مورد ازدواج
يکي ديگر از عوامل ايجاد برخوردهاي نامناسب در ميان دختران و پسران، ناشي از سختگيري و داشتن افکار آرماني و گاه نارست، در مورد ازدواج است. امروزه افکار گوناگوني ذهن‌هاي پدران و مادران را در مورد ازدواج احاطه و مخدوش کرده که اين افکار در عمل موانع زيادي در مقابل ازدواج ايجاد مي‌کند. برخي از اين افکار ريشه در فرهنگ آن خانواده دارد. از جمله افکاري که ما در اين زمينه شاهد هستيم اصرار پدر و مادر براي ازدواج دختر و يا پسر با فردي بخصوص است. در اين زمينه سنن اجتماعي، سطح اقتصادي، زيبايي ظاهري و برخي از عوامل فرعي ديگر، شرط تعيين کننده در انتخاب والدين به شمار مي‌آيد. در برخي از گلايه‌ها و شکايات جوانان در مورد ازدواج، رد‌پايي از اين  مسئله را،  به خوبي مي‌بينيم.
نکته مورد تاکيد در اينجا، اين است که سختگيري‌هاي بي‌مورد درباره ازدواج بايد تا حد ممکن کاهش يابد و خانواده‌ها شرايط را براي ازدواج مناسب فرزندانشان با سهولت و سادگي و در عين حال، مراعات جوانب اخلاقي و اعتقادي فرد مقابل، فراهم آورند.
 آنچه بايد در ازدواج، درباره آن تاکيد و پافشاري شود، اخلاق نيکو و پسنديده و اعتقاد سالم و متعالي فرد است، نه فقط سطح اقتصادي و اجتماعي آنها. وجود پاکدامني، عطوفت، ايمان و لطف در دختر، و نيز وجود اعتقاد و ايمان و نيز غيرت مردانه و صبر و صبوري در پسر، مي‌تواند سرمايه آغازين در تشکيل خانواده و ازدواج باشد.
 
فقدان جو تفاهم و گفت و شنود در مورد مسائل گوناگون، بين والدين و نوجوان
در زندگي امروز خانواده‌اي که داراي فرزند نوجوان است، نمي‌تواند به اين مسئله بي‌توجه باشد. اين قبيل خانواده‌ها بايد شرايطي را فراهم آورند که فرزندانشان بتوانند به آساني افکار و تمايلات خويش و مشکلات و تعارضات خود را با والدين و حتي با برادران و خواهران خويش، در ميان بگذارند.
خانواده‌اي که نوجوان در آن احساس بيگانگي و تنهايي مي‌کند و کسي را به عنوان هم راز و هم سخن و هم کلام نيابد، نمي‌توان آن را خانواده مطلوبي به لحاظ تربيتي به شمار آورد.
 پدران و مادران بسياري، شرايط را به گونه‌اي ايجاد کرده‌اند که فرزندان‌شان نمي‌توانند در يک موقعيت آرام و مناسب با آنها به گفتگو بنشينند و احساس تنهايي مي کنند.
خانواده‌هايي که در آن برنامه و نظام مشخصي از کار، تحصيل و استراحت و حتي تماشاي تلويزيون، رفتن به ديد و بازديد دوستان و آشنايان وجود دارد، و در عين حال محبت، لبخند و صبر نيز از اجزي لاينفک آن است، خانواده‌اي است مطلوب. بنابراين، اقتدار هرگز با صميميت و دوستي مغايرت ندارد. پدر و مادري که در زندگي جدي هستند، مي‌توانند اقتداري همراه با ملاطفت و ملايمت و دوستي با فرزندان خود، داشته باشند.
در گفتار بعد که آخرين مقاله از سلسله مقالات ارتباط دختر و پسر است دو مورد ديگر از تاثير گذاري خانواده رابررسي مي کنيم و به نقش اجتماع در برقراري ارتباط ناصحيح دختر و پسر مي پردازيم.
با ما همراه باشيد.
 
منبع :بر گرفته از کتاب تحليلي تربيتي برروابط دخترو پسر درايران
باتغييرو تلخيص



 
تعداد بازديد:1716 آخرين تغييرات:90/01/15
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر