چهارشنبه 28 شهريور 1397 - 9 محرم 1440 - 19 سپتامبر 2018
صفحه اصلي/دين و انديشه

کلینیک اینترنتی رایگان (14)

fiogf49gjkf0d

کلينيک اينترنتي رايگان (14)

در اسلام دستورهائى داده شده كه اگر انسان آنها را رعايت كند مى‏تواند از نعمات الهي مخصوصاً مال و ثروت بهره‏مند شده،از ضررهايش مصون بماند.

هو الشافي
به کلينيک اينترنتي "نور" خوش آمديد. اينجا يک مرکز بهداشت اخلاقي است.
در اينجا با تجويز نسخه هاي شفابخش کلام خدا و اهل بيت عليهم السلام، در پي آنيم تا خود و شما را از شر بيماريهاي مهلک روحي و اخلاقي برهانيم.
پس اگر دردمند هستيد و در پي درمان، با اين اوراق همراه شويد.
ملاحظه: جهت آشنايي بيشتر با اين مرکز درماني پيشنهاد مي کنم مدخل اين سلسله نوشتار را حتما بخوانيد.
 

نام بيماري: اسراف و تبذير

در اسلام دستورهائى داده شده كه اگر انسان آنها را رعايت كند مى‏تواند از نعمات الهي مخصوصاً مال و ثروت بهره‏مند شده، از ضررهايش مصون بماند. يکي از اين موارد تبذير «صرف مال در غير جاي خود» است. زيرا شخص تبذير کننده به اهميّت و ارزش مال جاهل است و نمى‏داند كه اگر در مواقعى مال نباشد اهل و عيال تباه مى‏شوند و آدمى از كسب معارف و فضائل اعمال باز مى‏ماند. علاوه بر اينکه مال در ترويج احكام دين و نشر فضيلت و حكمت دخالت و تأثيرى بزرگ دارد.
اسراف در عقيده آن است كه درباره خود يا ديگري چيزي را كه دروغ و سزاوار نيست معتقد شود. مثلاً فرعون به علت ادعاي بيموردش(ادعاي پروردگاري کردن)[3] از مسرفين شمرده شده است.

تعريف بيماري

كلمه تبذير در اصل لغت از ماده بذر و به معناى پاشيدن دانه است  ولى اصطلاح تبذير، معمولاً مخصوص مواردى است كه انسان، اموال خود را به صورت غير منطقى و فسادآميز، مصرف مى كند. معادل آن در فارسى امروز ريخت و پاش است. به تعبير ديگر، تبذير، آن است كه مال، در غير موردش، مصرف شود هر چند كم باشد اما اگر در موردش صرف شود هر چند كه بسيار باشد تبذير نيست.[1] شايان ذكر است كه بعضي بين اسراف و تبذير فرق مي گذارند و مصرف مال در موردي كه سزاوار نيست را تبذير و در زيادتر از مقدار سزاوار را اسراف مي نامند ولي معمولاً علماي اخلاق آن دو را به يك معنا بكار ميبرند.[2]
 

تبذير در اعمال و اعتقادات

تبذير فقط در مصرف اموال جريان ندارد بلکه در مورد هر چيزي که در غير محلش بکار رفته و از حد تجاوز كند صادق است. بنابراين در امور اعتقادي و همچنين در تمام افعال و اعمال انساني متصور است:
اسراف در عقيده آن است كه درباره خود يا ديگري چيزي را كه دروغ و سزاوار نيست معتقد شود. مثلاً فرعون به علت ادعاي بيموردش(ادعاي پروردگاري کردن)[3] از مسرفين شمرده شده است.
يا شخص آنچه را كه سزاوار تصديق و اعتقاد است باور نكند مانند عدم اعتقاد به خدا و نبوت پيغمبران و امامت ائمه و معاد و غيره.[4]
اسراف در افعال هم آن است كه آنچه را كه درست نيست بجاي آورد يا آنچه را سزاوار است ترك بكند، همانطور که قرآن کريم قوم لوط را بخاطر عمل قبيحشان که مردان به جاي زنان به مردان اکتفاء مي کردند[5](همجنس بازي رايج شده بود) در جرگه مسرفين به حساب آورده است.[6]
 

تبذير از منظر عقل و نقل

مصرف کردن دارايي که با تحمل انواع مشقّتها و سختيها به دست آمده در غير محل صحيح آن از نظر عقلاء کاري مردود و ناپسنديده است و در قرآن کريم و سنت معصومين عليهم السلام نيز از اين عمل نهي شده است؛ آنجايي که تبذير کنندگان برادران شياطين خوانده شدهاند:
« و حق نزديكان را بپرداز و (همچنين حق) مستمند و وامانده در راه را و هرگز اسراف و تبذير مكن چرا كه تبذير كنندگان، برادران شياطينند و شيطان در برابر پروردگارش، بسيار ناسپاس بود»[7]
پول
سبب اينكه ابليس در آيه شريفه، كافر معرفي شده است اين است كه نعمتهاي خداوند را در جهت نادرست آن و در مسير گمراه كردن مردم و دعوت و وسوسه آنان و كفران نعمت به كار برده است.[8] استفاده از كلمه تبذير در اين مورد اشاره دارد به اينكه مصرف مال درباره اين افراد، اكثراً اسراف و خروج از حد و حدود عدل نيست. آري اگر بدون نظم و برنامه، مال در ميان آنها تقسيم شود به دور از تدبير و عدل است.[9]
از جمله شيواترين أحاديثي که در اين باب وارد شده است فرمايش اميرالمؤمنين علي (عليه السلام) ميباشد که به گروهي از شيعيان فرموده اند:
هر کسي که مالي در دست اوست از فساد آن مواظب باشد، خرج کردن مال در غير محلش تبذير است و اسراف، چنين شخصي هر چند که نامش بر سر زبانها بگردد ولي خداي تعالي او را خوار ميسازد. کسي مالش را در غير جايگاهش قرار نميدهد مگر اينکه خداي تعالي سپاس ديگران را از او برگردانده دوستي شان را متوجه ديگري ميکند و اگر کساني هم اطراف او باشند که از او قدرداني کنند چاپلوسان و دروغگويانند(مگسانند دور شيريني).[10]

 
اختلاف اسراف و تبذير به حسب اشخاص

بايد دانست كه اسراف به اعتبار اشخاص از جهت شأن و شرف و صحت و مرض و جواني و پيري و از جهت غنا و فقر و زيادي درآمد و كمي آن فرق ميكند. ممكن است صرف فلان مقدار از مال براي لباس (مثلاً) نسبت به شخصي كه داراي فلان مقام و شخصيت در اجتماع است يا داراي فلان درآمد است اسراف نباشد در حاليكه نسبت به كسي كه چنين ويژگيهايي ندارد اسراف است. در روايت آمده است « بسا تهيدستي كه اسراف كننده تر از ثروتمند است؛ زيرا ثروتمند خرج ميكند از آنچه خداوند به او داده و فقير خرج ميكند بي آنكه به او عطايي شده باشد».[11]
 

اختلاف اسراف و تبذير به حسب زمانها

ممكن هم است كه صرف مقداري از مال براي معيشت نسبت به شخصي اسراف نباشد در حالي كه اگر سال قحطي و فقر عمومي پيش آيد، صرف چنين مقدار براي همين شخص اسراف باشد در اين زمان بر او واجب ميشود كه به كمتر از آن بسنده كند و مازاد را به ديگران كه گرفتارند بدهد، چنانچه نسبت به لباس هم چنين است، در روايت هم داريم كه بعضي از بيخردان به حضرت امام سجاد و امام صادق و امام رضا(عليهم السلام) ايراد ميگرفتند كه چرا شما لباس فاخر ميپوشيد در حاليكه اجداد شما پيامبر اكرم(ص) و اميرالمؤمنين(ع) چنين نميپوشيدند؟
امام عليه السلام در جواب ميفرمود: زمان رسول خدا(ص) فقر عمومي بود و پوشش مناسب آن زمان همان بود كه جد ما ميپوشيد و خلاف آن رفتار كردن ناپسند بود ولي زمان ما زمان توسعه و گشايش است و اگر بخواهيم مانند جدمان لباس بپوشيم به ما توهين ميكنند.[12] 
 

اسرافي كه هميشه حرام است

بايد دانست كه سه قسم اسراف است كه براي همه و در جميع حالات حرام و اختصاص به شخص يا زمان يا جاي خاصي ندارد:
اول:ضايع كردن مال و بيفايده كردن آن هر چند آن مال كم باشد مانند دور انداختن هسته خرما هنگامي كه قابل استفاده است (مثلاً در مناطق حاصلخيز خرما) و يا بقيه ظرف آب را ريختن در جايي كه به آن مقدار رفع نيازمندي ميگردد.
دوم: صرف كردن مال در آنچه كه به بدن ضرر برساند چه خوردني و آشاميدني باشد و چه غير آنها. مانند خوردن چيزي پس از سيري هرگاه مضر باشد. البته مصرف مال در آنچه كه براي بدن نافع و سودمند باشد اسراف نيست.
سوم: صرف كردن مال در جاهايي كه حرام است. مانند خريدن شراب و آلات قمار و هزينه خواننده مبتذل (كه متأسفانه در بعضي از جشنها و عروسيها مرسوم است).[13]
 

عوامل تبذير (عوامل ابتلا به بيماري)

نا گفته نماند معمولاً منشأ اسراف و تبذير ناآگاهى به مشكلات و سختي تحصيل مال حلال است و اين حال (تبذير) غالباً براى كسى پيش مى‏آيد كه ناگهان از طريق ميراث يا غير آن، مالى به دست آورده كه به رنج و كوشش خود نبوده است و مثل كسى است كه از دشوارى كسب مال حلال غافل است. زيرا كسبها و سودهاى طيّب و پاك اندك است و اقدام به بسيارى از كسبها براى آزادگان مشكل ميباشد و در مقابل اينان، كسانى هستند كه به سبب بى‏مبالاتى در تحصيل مال به هر نحو و از هر طريق كه باشد اقدام ميکنند. يكى از حكما گفته است: «به دست آوردن مال همچون بالا بردن سنگ گران به قلّه كوه است و خرج كردن آن همانند رها كردن آن است».[14] گاهي هم بخاطر غرور و فخر فروشي دست به حيف و ميل كردن اموال خود ميزند.
 

آثار تبذير (عواقب بيماري)

از جمله اثراتي كه براي تبذير و اسراف گفته شده است ضايع كردن حق ديگران است. زيرا هر كسي به اندازه خودش حق استفاده از نعمتها و منابع طبيعي را دارد و چنين شخصي بيش از حق خويش بهره برده است كه به خاطر محدوديت اين منابع، نتيجهاي جز ضايع شدن حق ديگري نخواهد داشت. علاوه بر اينكه دچار فقر و محروميتي خواهد شد كه يا او را بسوي دره هلاكت و نابودي سوق خواهد داد[15] و يا بايد براي گذران زندگي، خفت و ذلت دست دراز كردن به پيش ديگري را به جان بخرد.[16] از طرفي هم مورد غضب الهي واقع ميشود؛ چرا كه از نعمتهاي الهي استفاده نامطلوب برده است و عذاب الهي در پيخواهد داشت.[17] گاهي هم بخاطر گناهاني كه كرده است دچار يأس و نابودي ميشود (هر گناهي اسراف و تجاوز از حد و حدود بندگي است).[18]
 تبذير، آن است كه مال، در غير موردش، مصرف شود هر چند كم باشد اما اگر در موردش صرف شود هر چند كه بسيار باشد تبذير نيست.

موارد استثناء 

البته در مواردي اسراف و تبذير جايگاهي نداشته بلکه ممدوح و مورد تأييد است. از آن جمله اموالي که براي صحت بدن مورد استفاده قرار ميگيرد[19] و يا در کارهاي خير و احسان بکار ميرود. همانطور که امام حسن مجتبي (عليه السلام) در طول عمر شريفشان سه بار تمام اموال خود را با فقراء نصف کردند. حتي اگر دو جفت کفش يا دو لباس داشتند آنها را نيز بين خود قسمت ميکردند.[20]
 

درمان تبذير(نسخه شفابخش)

كسي كه قصد اصلاح خود و علاج اين رذيله را دارد ابتدا بايد درباره آيات و روايات و همچنين دلايل عقلي كه بر مفاسد اين صفت گفته شده خوب تفكر و تعقل كند. آنگاه با عزمي راسخ قدم به ميدان عمل نهد و هنگام انجام هر كاري چه خرج مال و چه انجام اعمال ديگر در موردش فكر كند كه آيا فايده اخروي يا دنيوي به حال او دارد يا خير؟ در صورتي كه جواب مثبت بود انجام دهد و إلا از آن كار دست بردارد. با اين كار با گذر زمان ملكه ميانه روي براي او حاصل خواهد شد و اسراف ريشه كن خواهد گرديد.
مصرف کردن دارايي در غير محل خودش است هرچند اندک باشد ثمره و سرانجامش محروميت و فقر و ناداري و عذاب الهي است.[21]
 
نويسنده :  اصغر صفرزاده، با اندکي تصرف
فرآوري: شکوري_دين و انديشه تبيان

[1] ـ طريحي،فخرالدين؛مجمع البحرين،تحقيق سيد احمد حسيني،المکتبه المرتضويه واژه«بذر»
[2] ـ  يرادفه(أي الإسراف)التبذير. سيد علي خان؛رياض السالکين،تحقيق سيد محسن حسيني اميني،چاپ دفترانتشارات اسلامي،چاپ اول،1411ق،. ج 3 ص405
[3] ـ دخان/31،يونس/83
[4] ـ طه /127« وَ كَذلِكَ نَجْزي مَنْ أَسْرَفَ وَ لَمْ يُؤْمِنْ بِآياتِ رَبِّهِ وَ لَعَذابُ الْآخِرَةِ أَشَدُّ وَ أَبْقى‏»
[5] ـ أعراف/81
[6] ـ لتعديهم سبيل الفطرة و الخلقة إلى غيره عدهم متجاوزين مسرفين فقال: "بل أنتم قوم مسرفون" طباطبائي،سيد محمد حسين؛الميزان في تفسير القرآن،دارالکتب الإسلاميه،چاپ سوم،1394ق،ج8،ص101.
[7] ـ إسراء/27؛«وَ آتِ ذَا الْقُرْبى‏ حَقَّهُ وَ الْمِسْكينَ وَ ابْنَ السَّبيلِ وَ لا تُبَذِّرْ تَبْذيراً اِنَّ الْمُبَذِّرينَ كانُوا إِخْوانَ الشَّياطينِ وَ كانَ الشَّيْطانُ لِرَبِّهِ كَفُوراً »
[8]  ـ طباطبائي،سيد محمد حسين؛الميزان في تفسير القرآن،دارالکتب الإسلاميه،چاپ سوم،1394ق،ج13،ص85
[9] ـ مصطفوي،شيخ حسن؛التحقيق في کلمات القرآن الکريم،وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي،چاپ اول، 1416ق،ج1،واژه«بذر»
[10] ـ عن أمير المؤمنين عليه السّلام أنّه قال‏من جملة كلام خاطب به رهطا من الشيعة:« من كان له مال فإيّاكم و الفساد، فإنّ إعطاءه في غير حقّه تبذير و إسراف و هو يرفع ذكر صاحبه في الناس و يضعه عند اللّه و لم يضع امرئ ماله في غير حقّه و عند غير أهله، إلا حرمه اللّه شكرهم و كان لغيره ودّهم، فإن بقي معه منهم بقيّة ممّن يظهر الشكر له و يريه‏النصح فإنّما ذلك منه ملق و كذب...» کليني،يعقوب،فروع کافي،تصحيح وتحقيق علي اکبر غفاري،دارالکتب الإسلاميه،1377ق،ج4،ص31،حديث3
[11] ـ کليني،يعقوب؛الكافي ،تصحيح و تعليق علي اکبر غفاري،دارالکتب الإسلاميه،چاپ ششم،1377ق،ج4،ص55،ح4
[12] ـ شيخ حر عاملي،محمد بن الحسن؛وسايل الشيعه،مؤسسه آل البيت لإحياء التراث،چاپ اول،سال1409ق،ج5، باب 7،ح4ـ7
[13] ـ دستغيب،سيد عبدالحسين؛گناهان کبيره،دفتر انتشارات اسلامي،چاپ 16،سال1382ش،ج2،صص109ـ111
[14] ـ مجتبوي،سيد جلال الدين؛علم اخلاق اسلامي(ترجمه جامع السعادات)انتشارات حکمت،چاپ چهارم،1377ش،جلد 2ص 123
[15] ـ امام علي(ع):«ميانه روى ثروت خيز و زياده روى هلاك انگيز است» کليني،يعقوب؛الكافي،تصحيح و تعليق علي اکبر غفاري،دارالکتب الإسلاميه،چاپ ششم،1377ق،ج4،ص52،ح4(باب القصد)
[16] ـ سيد علي خان؛رياض السالکين،تحقيق سيد محسن حسيني اميني،چاپ دفترانتشارات اسلامي،چاپ اول،1411ق،ج2،ص387
[17] ـ امام صادق(ع): «خدا ميانه روى را دوست داشته و اسراف را دشمن مي دارد» کليني،يعقوب؛الكافي،تصحيح و تعليق علي اکبر غفاري،دارالکتب الإسلاميه،چاپ ششم،1377ق،ج4،ص52،ح2(باب القصد)
[18] ـ زمر:53«قُلْ يا عِبادِيَ الَّذينَ أَسْرَفُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَميعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحيمُ»
[19] ـ فيض کاشاني،ملامحسن؛المحجه البيضاء،تصحيح و تحقيق علي اکبر غفاري،نشر دفتر انتشارات اسلامي،چاپ چهارم،1417ق،جلد 2 ص328
[20] ـ امام خميني،روح الله؛چهل حديث،مؤسسه نشر آثار امام خميني(ره)،چاپ بيستم،1378ش، ص 493
[21] ـ مجتبوي،سيد جلال الدين؛علم اخلاق اسلامي(ترجمه جامع السعادات)انتشارات حکمت،چاپ چهارم،1377ش، جلد2،ص 438؛همان، جلد3 ص144



 
تعداد بازديد:1329 آخرين تغييرات:90/01/15
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر