دوشنبه 30 مهر 1397 - 12 صفر 1440 - 22 اكتبر 2018
صفحه اصلي/دين و انديشه


 
 


 










 


 












خروجي RSS

مختال فخور کیست؟

مختال فخور کيست؟

خداوند در آخر آيه 36 سوره نساء مي‌فرمايد که دو گروه مختال و فخور را دوست نمي‌دارد و در آيات بعد آنان را معرفي مي‌نمايد.

 

خداوند در آخر آيه 36 سوره نساء مي‌فرمايد که دو گروه مختال و فخور را دوست نمي‌دارد و در آيات بعد آنان را معرفي مي‌نمايد.
... إِنَّ اللهَ لاَ يُحِبُّ مَن كَانَ مُخْتَالاً فَخُورًا * خداوند کساني را که خيال پرداز و فخرفروش مي‌باشند را دوست نمي‌دارد.
الَّذِينَ يَبْخَلُونَ وَ يَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبُخْلِ وَ يَكْتُمُونَ مَا آتَاهُمُ اللهُ مِن فَضْلِهِ وَ أَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ عَذَابًا مُّهِينًا * آنان که بخل مي‌ورزند و مردم را به بخل وامي‌دارند و مالي را که خدا به آنها داده است پنهان مي‌کنند و ما براي کافران عذابي خوارکننده مهيا ساخته‌ايم.
وَالَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ رِئَـاء النَّاسِ وَلاَ يُؤْمِنُونَ بِاللهِ وَلاَ بِالْيَوْمِ الآخِرِ وَ مَن يَكُنِ الشَّيْطَانُ لَهُ قَرِينًا فَسَاء قِرِينًا * و نيز کساني را که اموال خويش براي خودنمايي انفاق مي‌کنند و به خدا، و روز قيامت ايمان نمي‌آورند و هر که شيطان، قرين او باشد؛ قريني بد دارد .(نساء/ 38،37،36)
خودداري كردن از انفاق در راه خدا ناشي از نداشتن ايمان به خدا و روز جزا است، و اگر انسان فكر مي‌كند چنين ايماني دارد، اشتباه كرده، چرا که ايمانش واقعي نيست، بلکه صرفا پوسته‌اي ظاهري است .
خداي متعال در آيات فوق افراد مختال فخور را معرفي مي‌کند و چند معيار براي معرفي ايشان را مطرح مي‌فرمايد.
"مختال" به معناي كسي است كه دستخوش خيالات خود شده، و خيالش او را در نظر خودش شخصي بسيار بزرگ جلوه داده، در نتيجه دچار كبر گشته، و از راه درست گمراه شده است. اسب را هم اگر خيل مي‌خوانند براي همين است كه در راه رفتنش تبختر مي‌كند.(يعني با ناز و غرور راه مي‌رود)
"فخور" به معناي كسي است كه زياد افتخار مي‌كند، و اين دو صفت يعني اختيال – خيال‌زدگي - و كثرت فخر از لوازم علاقمندي به مال و جاه، و افراط در حبّ آن دو است، و اگر فرموده: خدا مختال و فخور را دوست نمي‌دارد، براي همين است كه اين دو گروه، خدا را دوست نمي‌دارند، زيرا قلبشان وابسته به غير او است، و اگر خداي تعالي فرموده: "آنهايي كه بخل مي‌ورزند ..."، "و آنهايي كه اموال خود را به داعي خودنمايي انفاق مي‌كنند..." و با اين تفسير روشن مي‌سازد كه دو طايفه مذكور در معرض آن دو صفت نامبرده‌اند - يعني صفت خيلاء و فخر - ، طايفه اول كه بخل مي‌ورزد دلش متعلق به مال است، و طايفه دوم دلش متعلق به جاه است. هر چند كه بين جاه و مال تا اندازه‌اي ملازمه و همراهي هست. در اين آيه مي‌فرمايد: "خداي تعالي كساني را كه بخل مي‌ورزند و مردم را به بخل ورزيدن تشويق مي‌كنند، و چه و چه مي‌كنند، دوست نمي‌دارد."
"مختال" به معناي كسي است كه دستخوش خيالات خود شده، و خيالش او را در نظر خودش شخصي بسيار بزرگ جلوه داده، در نتيجه دچار كبر گشته، و از راه درست گمراه شده است. اسب را هم اگر خيل مي‌خوانند براي همين است كه در راه رفتنش تبختر مي‌كند.(يعني با ناز و غرور راه مي‌رود)
خداوند اين دو صفت يعني اختيال و فخر را سبب و مقدمه براي انجام کارهاي ديگر مي‌داند که در آيات بعد مي‌فرمايد. وقتي اين دو صفت، حاكم بر دل‌هاي افراد شد، ديگر خدا را دوست نمي‌دارند و علت دوست نداشتن خدا هم همين دو صفت است. الذين يبخلون و يامرون الناس بالبخل ... در اين جمله منظور اين نيست كه فقط با زبان به مردم مي‌گويند بخل بورزيد، بلكه با اعمال خود مردم را به بخل وادار مي‌سازند، حال چه با زبان دعوت بكنند، و يا سكوت نمايند، چون اين طايفه همواره داراي ثروت و اموالند، و طبيعتا مردم به كاخ و زندگي آنها تقرب مي‌جويند، و از ديدن زرق و برق زندگي آنها حالت خضوع و دلدادگي پيدا مي‌كنند، چون طمع طبيعت بشر است. پس عمل افراد بخيل خود دعوت كننده مردم به بخل است، به بخل امر مي‌كند، و از انفاق منع مي‌نمايد، و مثل اين است كه با زبان امر و منع كنند.
و اما اين كه فرمود: "آنچه خدا از فضل خود به ايشان داده را كتمان مي‌كنند" از اين بابت است كه افراد بخيل وقتي به مواردي كه جاي انفاق است برمي‌خورند تظاهر به فقر مي‌كنند چون از درخواست مردم و طلب كمكشان سخت ناراحت مي‌شوند، و از سوي ديگر مي‌ترسند اگر از دادن مال، خودداري كنند، مردم خونشان را بريزند، و يا آرامش زندگيشان را سلب كنند، براي اين كه مردم متوجه ثروت و اموال آنان نشوند، لباس پاره مي‌پوشند، و غذاي نامطلوب مي‌خورند. و مراد از كلمه "كافرين"، معناي لغوي آن است، كه همان پوشاندن است. چون افراد بخيل نعمتي را كه خدا به آنان داده، مي‌پوشانند. معناي معروف كفر - بي‌ديني - نيز از همين معناي لغوي گرفته شده، چون كفار حق را مي‌پوشانند.
در آيه ديگر مي‌فرمايد: اگر آن افراد انفاق مي‌كنند به منظور خودنمايي به مردم اين کار را مي‌کنند و در اين آيه شريفه دلالت بر اين معنا است كه ريا در انفاق - و يا در هر كاري ديگر - شرك به خدا است، و رياكاري كشف مي‌كند از اين كه رياكار ايماني به خدا ندارد، زيرا اعتمادش به ديدگاه مردم، و خوشايند آنان از عمل اوست. از جهت عمل نيز شرک هست، براي اين كه رياكار از عمل خود ثواب آخرت را نمي‌خواهد، بلكه تنها انفاق را براي سود دنيايش مي‌خواهد. خداوند مي‌فرمايد كه رياكار که از نشانه‌هاي فرد مختال فخور است؛ همنشين شيطان است، و چه همنشين بدي است .
خداوند در آيه ديگر مي‌فرمايد: خودداري كردن از انفاق در راه خدا ناشي از نداشتن ايمان به خدا و روز جزا است، و اگر انسان فكر مي‌كند چنين ايماني دارد، اشتباه كرده، چرا که ايمانش واقعي نيست، بلکه صرفا پوسته‌اي ظاهري است .
 
برگرفته از تفسير الميزان

سايت تبيان
مهري هدهدي
 

پيوند به:



 
تعداد بازديد:2678 آخرين تغييرات:90/01/16
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر