پنج شنبه 3 فروردين 1396 - 24 جمادي الثاني 1438 - 23 مارس 2017
صفحه اصلي/دين و انديشه

خرافات از منظر قرآن

خرافات از منظر قرآن

قرآن كريم، از خرافات با عنوان «اساطير» ياد كرده است.

 
قرآن كريم، از خرافات با عنوان «اساطير» ياد كرده است. «اساطير» به معناي «اباطيل» و سخنان بيهوده‌اي است كه هيچ پايه و اساسي ندارند[1] و مراد از «اساطير» نوشته‌هاي باطل، حكايت‌هاي دروغ، ‌افسانه‌هاي بي‌اساس مي‌باشد. «اساطير» از ريشه «سطر» و جمع الجمع است و «اساطير» به گفته راغب جمع «اسطوره» است.[2]
قرآن كريم، به مناسبت‌هاي مختلف از «خرافات» با عنوان «اساطير»، ياد كرده است چنانكه مي‌فرمايد: «...يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هذا إِلاَّ أَساطِيرُ الْأَوَّلِين؛[3]... و كافران مي‌گويند اينها افسانه‌هاي پيشنيان است.
در جايي ديگر مي‌فرمايد: «لَقَدْ وُعِدْنا هذا نَحْنُ وَ آباؤُنا مِنْ قَبْلُ إِنْ هذا إِلاَّ أَساطِيرُ الْأَوَّلِين؛[4] اين وعده‌اي است كه به ما و پدرانمان از پيش داده شده،‌اينها همان افسانه‌هاي خرافي پيشينيان است».
و نيز در سوره‌ها و آيات ديگر مانند: انفال، 31؛ نحل، 24؛ مؤمنون، 83؛ فرقان، 5؛ احقاف،17؛ قلم،15؛ مطففين،13؛ كلمه «اساطير» به معناي افسانه‌ها و خرافات آمده است كه غالباً از ناحيه كفار و مشركان به پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ و كتاب مقدس قرآن نسبت داده مي شده است.
قرآن كريم، همواره با پديده شوم خرافات مبارزه كرده و با سخنان واعمال، بيهوده مخالف است و در شرايطي برقلب پاك پيامبر گرامي ـ صلي الله عليه و آله ـ نازل شد كه مسائل خرافي و بي‌اساس وافسانه‌هاي خيالي و بي‌پايه، جامعه آن روز حجاز را به تسخير خود در آورده بودند و مردم به شدت گرفتار خرافات و مسائل بي‌اساس جاهليت بودند و زنجيرهاي جهل و گرايش به افسانه‌ها و اساطير بر دست و پاي آنها تنيده شده بود و به زندگي پست و ذلت باري تن داده بودند. قرآن كريم، با آيات نوراني خود، به تدريج پرده‌هاي جهل و خرافات را كنار زد و آنها را با واقعيات آشنا نمود؛ چنانكه مي‌فرمايد: «آنها كه از فرستادة (خدا) (و) پيامبر «امي» پيروي مي‌كنند، كسي كه صفاتش را در تورات و انجيلي كه نزدشان است مي‌يابند و آنها را به معروف دستور مي‌دهد و از منكر باز مي‌دارد، پاكيزه‌ها را براي آنها حلال مي‌شمرد، ناپاكي‌ها را تحريم مي‌كند، و بارهاي سنگين و زنجيرهايي را كه بر آنها بود (از دست و پايشان) بر مي‌دارد، آنكه به او ايمان آورند و حمايتش كردند و ياريش نمودند و از نوري كه با او نازل شده، پيروي كردند، آنان رستگارانند.»[5]
در جايي ديگر مي‌فرمايد: «و (مشركان) سهمي از آنچه خداوند آفريد، از زراعت و چهارپايان براي او قرار دادند و گفتند ـ به گمان آنها ـ اين مال خداست و اين مال شركاي ما (يعني بت‌ها) است، آنچه مال شركاي آنها بود به خدا نمي‌رسيد، ولي آنچه مال خدا بود به شركايشان مي‌رسيد...»[6]
و به اين صورت به مطالب غيرواقعي و بي‌اساسي، مثل مقدس بودن بت‌ها و اعتقاد به اينكه آنها مي‌توانند حاجات آنها را برآورده سازند و يا با غضب خود خساراتي را بر آنها وارد نمايند.!! خرافات، اساطير و اباطيل در هر جامعه‌اي مي‌تواند تأثيرات بسيار منفي و ناهنجاري را به دنبال داشته باشد. عقب ماندگي از جهات مختلف، ركود، بي‌هويتي، انحرافات اخلاقي و عقيدتي، شرك به خدا، غفلت و.. از محصولات و دستاوردهاي ابتلا به خرافات و افسانه‌هاي بي‌اساس مي‌باشد و جوامع بشري هرچه از نظر علم و فرهنگ عقب مانده باشند به همان نسبت خرافات و اوهام در ميان آنان زيادتر خواهد بود.
در تاريخ اسلام، نمونه‌هاي زيادي از گرفتاري مردم در چنگال اساطير و خرافات نقل شده است. به عنوان مثال علت ننوشيدن آب توسط حيوانات را وجود ديوها در ميان شاخ و جسم حيوانات مي‌ديدند و يا اگر كسي را عقرب و مار مي‌گزيد، بر گردن مار و عقرب گزيده، زيور آلات طلايي مي‌آويختند و...[7]
عواملي مانند: جهل و ناداني به عقايد اصيل اسلامي، مفاهيم قرآن، تقليدهاي كوركورانه از آداب و رسوم جاهليت،[8] سودجويي و منفعت طلبي برخي از افراد؛ مانند: ماجراي گوساله پرستي، پيروان حضرت موسي علي نبينا و آله ـ عليه السّلام ـ[9] تأثيرات عقايد خرافي پيشينيان و تعصب‌هاي بي‌جا و بدون پايه و...[10]
چنانكه قرآن كريم، با طرح برخي از عوامل و اسباب خرافات به مبارزه با آن پرداخته؛ از طرفي با راهكارها و راهنمائي‌ها در جهت زدودن و برداشتن خرافات در ميان مردم تلاش كرده است. در بسياري از آيات خداوند تبارک و تعالي انسانها را به تعقل و انديشه در اين امور توجه داده است؛ چنانكه مي‌فرمايد: «كَذلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آياتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ؛[11] اين چنين خداوند آيات خود را براي شما شرح مي‌دهد، شايد انديشه كنيد!»
خداوند تبارک و تعالي براي از بين بردن خرافات و اوهام و از طرفي نشر و گسترش حقايق و معارف الهي پيامبران فراواني را مبعوث فرموده و به آنها مأموريت داده كه انسان‌ها را با حقايق آشنا سازند. ما در هر امتي رسولي برانگيختيم كه: «خداي يكتا را بپرستيد؛ و از طاغوت اجتناب كنيد!» خداوند گروهي را هدايت كرد، و گروهي ضلالت و گمراهي دامانشان را گرفت، پس در روي زمين بگرديد و ببينيد عاقبت تكذيب كنندگان چگونه بود.
همچنين يكي ديگر از راه‌هاي جلوگيري از ترويج خرافات، امر به معروف و نهي از منكر مي باشد، زيرا گرايش به خرافات از منكرات به حساب مي‌آيد: چنان كه قرآن كريم مي‌فرمايد: «وَ لْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ؛[12] بايد از ميان شما، جمعي دعوت به نيكي، و امر به معروف و نهي از منكر كنند! و آنها همان رستگارانند»[13]
معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. علامه طباطبايي، محمدحسين، الميزان في تفسير القرآن (تهران،‌دارالكتب اسلامية) ج1، ص426ـ428؛ ج6، ص167ـ171؛ ج7، ص382ـ390؛ ج8، ص292ـ308.
2. دشتي حسيني، سيدمصطفي، معارف و معاريف، (قم، چاپ صدر، 1376 هجري شمسي) ج5، ص109ـ111.
3. برنامه‌ نرم‌افزاري تبيان 4، برنامه فرهنگ موضوعي قرآن، علي اكبر هاشمي رفسنجاني، موضوع خرافات، تهيه و تنظيم مركز فرهنگ و معارف قرآن دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم.
4. علي كرمي، ظهور و سقوط تمدن‌ها از ديدگاه قرآن، (قم، نشر مرتضي).
5. محمدي گيلاني، قرآن و سنن الهي در اجتماع بشر، نشر سايه.
6. معيارها و عوامل تمدن از نظر قرآن، تهيه و تنظيم، بنياد باقرالعلوم ـ عليه السّلام ـ (قم، ناشر دارالقرآن الكريم).
و... .
________________________________________
[1] . ر.ك: الطريحي، فخرالدين، مجمع البحرين، قم، ‌دفتر نشر فرهنگ اسلامي، ج1-2، ص637ـ638.
[2] . قرشي، سيدعلي اكبر، قاموس قرآن، تهران، ‌دارالكتب الاسلاميه، ج3، ص266.
[3] . انعام/ 25.
[4] . نمل/ 68.
[5] . اعراف/ 157.
[6] . انعام/ 136ـ140.
[7] . ر.ك: سبحاني، ‌جعفر، فروغ ابديت، قم، ‌دفتر تبليغات اسلامي، ج1، ص57ـ62.
[8] . بقره/ 170.
[9] . طه/ 87و96.
[10] . بقره/ 170.
[11] . بقره/ 242؛ و نيز حديد/17؛ مائده/58؛ نحل/67.
[12] . آل‌عمران/ 104.
[13] . ر.ك: مكارم شيرازي، ناصر و همكاران، تفسير نمونه، تهران، دارالكتب الاسلامية، ج5، ص448ـ460.
برگرفته از انديشه قم



 
تعداد بازديد:967 آخرين تغييرات:90/01/18
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر