شنبه 3 تير 1396 - 29 رمضان 1438 - 24 ژوئن 2017
صفحه اصلي/دين و انديشه


 
 


 










 


 












خروجي RSS

ولایت، شرط توحید

ولايت، شرط توحيد

آيا کلمه توحيد، حصن خداست يا ولايت علي ـ عليه السلام ـ حصن اوست، يا اينکه خدا دو حصن دارد، يکي حصن توحيد و ديگري حصن ولايت است، يا به گونه ديگري است؟


حديثي از امام رضا ـ عليه السلام ـ به نام حديث سلسلة الذّهب، نقل شده است، که همه ما شنيده ايم. حديثي که راويانش طلائي است: امام رضا از پدرش، آن حضرت از اجدادشان، تا پيغمبر اکرم ـ صلوات الله عليهم اجمعين ـ، پيغمبر از جبرئيل، و ايشان از خداي متعال نقل مي کند. سند حديث ديگر از اين محکم تر نمي شود؛ آن حديث اين است: «... لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ حِصْنِي فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِي أَمِنَ مِنْ عَذَابِي‏ ...»1. حديث ديگري مشابه اين حديث نيز نقل شده است که آن هم اسناد معتبري دارد، و آن حديث اين است: «... وَلَايَةُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ حِصْنِي فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِي أَمِنَ مِنْ عَذَابِي»2.
در اين مقاله برآنيم که ارتباط دوحديث مذکور را با يکديگر را بررسي کنيم .

آيا کلمه توحيد، حصن خداست يا ولايت علي ـ عليه السلام ـ حصن اوست، يا اينکه خدا دو حصن دارد، يکي حصن توحيد و ديگري حصن ولايت است، يا به گونه ديگري است؟
حضرت رضا ـ عليه السلام ـ اين حديث را در نيشابور در حالي که روي مرکب سوار بودند، بيان کردند.در حضور 12 هزار نفر راوي، قلم و کاغذ برداشتند و اين حديث را ضبط کردند. شايد در تاريخ چنين نقلِ حديثي نمونه نداشته باشد . براي اولين و آخرين بار بود که کسي حديثي نقل کند و 12 هزار نفر ايستاده و آماده، اين حديث را بشنوند .
نقل کرده اند و نوشته اند: وقتي حضرت اين جمله را فرمودند، مرکب خواست حرکت کند، ولي حضرت اشاره فرمودند: «صبر کن». مردم منتظر بودند ببينند چرا حضرت مرکب را متوقف کردند. آن زمان چون وسائلي مانند بلندگو نبود، بايد چند نفر، تکه تکه خبر مي دادند تا بقيه بشنوند. حضرت فرمودند: اين کلمه را اضافه کنيد: «بِشُرُوطِهَا وَ أَنَا مِنْ شُرُوطِهَا»: کلمه توحيد که حصن خداست، يک شروطي دارد، و من يکي از آن شروط هستم؛ خود من که امام رضا هستم، يکي از شروط اين حديثم؛ يعني وقتي شما وارد حصن خدا مي-شويد، که ولايت من را بپذيريد.
واضح است که ولايت شخص امام رضا ـ عليه السلام ـ خصوصيتي نداشته و مقصود، ولايت همه ائمه اثني عشر ـ عليهم السلام ـ بوده است که اوّل آن، ولايت علي ـ عليه السلام ـ است؛ پس آنجا که فرمودند: «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ حِصْنِي»، يعني به شرط ولايت ائمه ي معصومين ـ عليهم السلام؛ اين حصن، اين حصار و اين دژ، وقتي مستحکم است که شامل ولايت باشد؛ بدون ولايت استحکامي ندارد.
 

قرب به خدا، هدف آفرينش

اصولاً هدف از آفرينش انسان اين است که انسان با اختيار خودش خداشناس و خداپرست شود و به او نزديک شود. قرآن مي فرمايد: «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ»3 . هيچ هدفي از آفرينش جنّ و إنس در کار نيست، جز عبادت خدا.
خصوصيّت عبادت اين است که وسيله قرب به خداست. هدف اصلي و نهايي ، قرب به خداست و عبادت هدف متوسط است؛ يعني وسيله اي براي قرب به خداست.
در حقيقت آخرين هدف اين است که انسان به مقامي برسد و به گونه اي شود که مصداق آيه ؛ «في‏ مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَليكٍ مُقْتَدِر» 4 راپيدا کند .
قرآن مي فرمايد: «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ». هيچ هدفي از آفرينش جنّ و إنس در کار نيست، جز عبادت خدا

همسر فرعون، الگويي براي جهانيان

قرآن کريم از قول همسر فرعون نقل مي کند و مي فرمايد : «وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِلَّذينَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ إِذْ قالَتْ رَبِّ ابْنِ لي‏ عِنْدَكَ بَيْتاً فِي الْجَنَّة ...»5؛ خداوند الگوي کساني که ايمان آورده اند را، چه مرد و چه زن، همسر فرعون قرار داد .
به عبارتي بيان مي کند که اگر مي خواهيد از کسي سرمشق بگيريد، از همسر فرعون سرمشق بگيريد.
دعا و مناجات
امّا در مورد اين که از کجاي زندگي او بايد سرمشق گرفت، مي فرمايد: «إِذْ قالَتْ رَبِّ ابْنِ لي‏ عِنْدَكَ بَيْتاً فِي الْجَنَّة».
در مورد موقعيّت همسر فرعون خوب فکر کنيد ! فرعون ادعاي خدايي داشت و اهل مصر او را پرستش مي کردند. همسر فرعون کسي است که در اين کاخ بزرگ شده است و در آن زندگي مي کند؛ براي او انواع و اقسام لذايذ فراهم است. او به خدا ايمان مي آورد و اين دعا را از خدا درخواست مي کند.
دعاي او، براي همه مؤمنين عالم حتّي مؤمنين امّت پيغمبر آخرالزّمان، سرمشق مي شود. الگو شدن اين خانم به خاطر معرفت و همّتي است که پيدا کرد و اين درخواست را از خدا کرد.
همسر فرعون مي گويد: خدايا من از تو يک چيز مي خواهم و آن اين است که خانه اي برايم پهلوي خودت در بهشت بسازي که نزديک خودت باشم ؛ «رَبِّ ابْنِ لي‏ عِنْدَكَ بَيْتاً فِي الْجَنَّة».
اين مطلب اشاره به اين است که من تو را دارم و جز تو به هيچ چيز نمي انديشم؛ لذا خدا به مؤمنين مي گويد: از همسر فرعون ياد بگيريد که چه درخواستي داشته باشيد.
از همسر فرعون ياد بگيريم و از خدا، قرب به خدا را بخواهيم . اين آن چيزي است که بايد عمرمان را صرف آن کنيم . راه رسيدن به اين مقام هم ، عبادت، بندگي و اطاعت خداست.
هدف از آفرينش انسان اين است که با اختيار خود، انسان شود؛ همه عالَم هستي ، بنده خدا است؛ مگر چيزي هم وجود دارد که مخلوق و بنده خدا نباشد؟ آن چه که خدا از انسان مي خواهد، اين است که با اختيار خودش اين راه بندگي را طي کند؛ يعني آنچه لازمه بنده بودن است، آنرا در عمل پياده کند. وقتي هدف اين باشد، بايد گفت: هدف از خلقت انسان، بندگي خداست. اگر بخواهيم اين تمام ابعاد مطلب را در يک کلمه بيان کنيم، بايد بگوئيم: «لا اله الا الله؛ يعني هيچ معبودي جز الله نيست و تنها بايد او را پرستيد.»
قرآن کريم از قول همسر فرعون نقل مي کند و مي فرمايد : «وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِلَّذينَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ إِذْ قالَتْ رَبِّ ابْنِ لي‏ عِنْدَكَ بَيْتاً فِي الْجَنَّة ...»5؛ خداوند الگوي کساني که ايمان آورده اند را، چه مرد و چه زن، همسر فرعون قرار داد

خود را واکسينه کنيم !

اگر آنچه را که هدف خلقت ماست، انجام داديم، به هدف رسيده ايم و ديگر مصونيّت پيدا کرده و واکسينه مي شويم .
وقتي هدف، بندگي خداست، با رسيدن به اين هدف، ديگر چه نقصي در کار وجود دارد ؟ با رسيدن به اين هدف، انسان در يک حصن حصيني قرار مي گيرد.
پس کلمه توحيد، توجّه به اين نکته است که جز الله کسي قابل پرستش نيست؛ يعني فقط بايد او را پرستش کرد. وقتي گفتيم: فقط بايد او را پرستش کرد، يعني راه ما در عمل هم بايد راه پرستش خدا باشد؛ يعني بايد مصداق «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ» شويم ، در اين صورت ديگر هيچ خطري در کار نيست. خطرها وقتي انسان را تهديد مي کنند که در بين راه منحرف شود؛ امّا وقتي راه را درست طي کرد و به مقصد رسيد، ديگر خطري نيست. پس کلمه «لا اله الا الله»، يک حصن و دژ مستحکمي است که هيچ خطري آن را تهديد نمي کند.
به عبارتي کسي که وارد اين دژ شود، امنيت دارد و ديگر شياطين نمي توانند خطري را متوجّه او کنند: «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ حِصْنِي فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِي أَمِنَ مِنْ عَذَابِي‏».
 
ادامه دارد ...
پي نوشت ها :
1 . بحار الانوار، ج 49، ص 123.
2 . عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج‏2، ص: 136.
3 . الذاريات / 56.
4 . القمر / 55.
5 . التحريم / 11.
فرآوري: زهرا اجلال
بخش قرآن تبيان

منبع:
 سايت آيت الله مصباح يزدي
سايت حوزه



 
تعداد بازديد:920 آخرين تغييرات:90/01/18
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر