شنبه 5 فروردين 1396 - 26 جمادي الثاني 1438 - 25 مارس 2017
صفحه اصلي/اجتماعي(جوانان، خانواده، بانوان و...)

چرا زنان آتش نشان نمی شوند؟

چرا زنان آتش نشان نمي شوند؟

آيا تاکنون آتش‌نشان زن ديده‌ايد؟ 

 

آيا تاکنون آتش‌نشان زن ديده‌ايد؟ مرد خانه‌دار چه‌طور؟ و تعميرکار کاميون زن؟ راستي، چرا تصور کردن مرد و زن در برخي از مشاغل، راحت‌تر از شغل‌هاي ديگر است؟ آيا اين تفاوت انتخاب شغل، ريشه در تفاوت‌هاي جسمي و ذهني دارد يا ريشه‌اش اختلافات فرهنگي و عرفي است که در هر جامعه‌اي فرق مي‌کند؟ در مطلب اين هفته قصد داريم درباره اين تفاوت انتخاب شغل بين زن‌ها و مردها صحبت کنيم و عوامل موفقيت يا شکست هر کدام را بيشتر بشناسيم...

طبيعي است که درنهايت، هر فردي بر مبناي جنسيت مذکر يا مونث خود، گزينه‌هاي بيشتر يا کمتري به عنوان شغل آينده در جلوي پايش خواهد داشت. احتمال آنکه سرباز جنگ از بين مردان انتخاب شود، هميشه بيشتر است تا منشي دفتر، يا احتمال آنکه مربي مهدکودک از بين زنان انتخاب شود، بيشتر است تا راننده اتوبوس. اين تفاوت از کجا حاصل مي‌شود؟ چه علل ديگري بر اين موضوع تاثير گذارند؟ علل متفاوتي را مي‌توان براي اين قضيه برشمرد ولي دو علت اصلي که بيشتر راجع به آنها صحبت خواهيم کرد، عبارت‌اند از:
• تفاوت‌هاي ذاتي بين دو جنس زن و مرد (تفاوت‌هاي جسمي و ذهني)
• تفاوت نگرش جامعه و عرف موجود به نقش‌هاي زن و مرد
در اينکه زن و مرد تفاوت‌هاي زيادي با يکديگر دارند، ترديدي نيست. اما کدام يک از اين تفاوت‌ها باعث مي‌شود که در شغل خاصي مردان موفق‌تر باشند (يا حالا بگوييم گرايش بيشتري داشته باشند) و در شغل ديگري، زنان بهتر جلوه کنند. بخشي از اين تفاوت‌ها، به دليل تفاوت بين ساختار مغز در زنان و مردان و نحوه واکنش‌دهي مغز به اتفاقات و محرک‌ها است. تعدادي از تفاوت‌هاي بين مغز در زن و مرد عبارت‌اند از:
فرآيند پردازش مغزي در مردان در سمت چپ مغز بهتر و سريع‌تر از زنان است، در حالي که زنان از دو نيمکره مغزشان تقريبا به طور يکسان استفاده مي‌کنند. به همين دليل است که مردان با فعاليت‌ها و کارهاي مرتبط با سمت چپ مغز مثل حل کردن مساله از ديدگاه انجام يک کار و وظيفه، موفق‌ترند؛ در حالي که زنان راه‌هاي خلاقانه‌تري براي حل مشکلات پيدا مي‌کنند و موقع برقراري ارتباط با ديگران، به احساسات بيشتر اهميت مي‌دهند.
زنان از هر دو نيمکره مغزشان کار مي‌کشند، مردان از يک نيمکره
فرآيند پردازش مغزي در مردان در سمت چپ مغز بهتر و سريع‌تر از زنان است، در حالي که زنان از دو نيمکره مغزشان تقريبا به طور يکسان استفاده مي‌کنند. به همين دليل است که مردان با فعاليت‌ها و کارهاي مرتبط با سمت چپ مغز مثل حل کردن مساله از ديدگاه انجام يک کار و وظيفه، موفق‌ترند؛ در حالي که زنان راه‌هاي خلاقانه‌تري براي حل مشکلات پيدا مي‌کنند و موقع برقراري ارتباط با ديگران، به احساسات بيشتر اهميت مي‌دهند.
همچنين دو بخش از مغز که مربوط به يادگيري زبان و تکلم هستند، در مغز زنان بزرگ‌تر از مغز مردان است. به همين دليل است که زنان معمولا در مسايل مرتبط با يادگيري و استفاده از زبان و کلمات و يا تفکر و انديشيدن کلامي، قوي‌ترند. در حالي که مردان، اطلاعات مرتبط با تکلم و زبان را در نيمکره غالب خودشان پردازش مي‌کنند، زنان اين کار را در هر دو نيمکره انجام مي‌دهند. اين تفاوت تا حدي توجيه مي‌کند که چرا پس از سکته مغزي در ناحيه مرتبط با کلام و صحبت کردن، عمده زنان مي‌توانند بهبود پيدا کنند، در حالي که مردان ممکن است نتوانند از شر آن رها شوند.
تفاوت زن و مرد
مردان در محاسبات ذهني و رياضي از زنان موفق‌ترند
ناحيه‌اي از مغز خصوصا (در سمت چپ) به نام لوب کناري- پايين (IPL) در مردان بزرگ‌تر از زنان است. همين قضيه، بخش عمده‌اي از مهارت مردان در توانايي‌ محاسبات ذهني و عملکرد رياضي بهتر را توجيه مي‌کند. جالب اينجاست که در بررسي مغز انيشتين هم مشخص شد که اين بخش از مغز او، به شکلي غيرمعمول، بزرگ‌تر از حد عادي است. IPL اطلاعات حسي را هم در مغز تفسير و بررسي مي‌کند و چون بخش بزرگ‌تر آن در زنان سمت راست است‌، محرک‌هاي خاص مثل گريه کردن کودک هنگام شب (به‌عنوان يک ورودي حسي)، توسط زنان بيشتر درک مي‌شود تا مردان.
مردان مبارزه‌طلبند، زنان محافظه‌کار
در پاسخ به استرس‌هاي زندگي، محيط اطراف و کار، مردان بيشتر به صورت «مبارزه» واکنش نشان مي‌دهند، در حالي که واکنش زنان بيشتر به‌صورت «محافظت» بروز مي‌کند. زنان بيشتر مراقب محافظت از خودشان و بچه‌ها و تشکيل روابط گروهي قوي هستند، در حالي که مردان معمولا به جنگ شرايط ايجادکننده استرس مي‌روند. بحث درباره اين واکنش‌هاي مختلف، از عهده اين مطلب خارج است ولي همين‌قدر بدانيم که هورمون استروژن در بدن زنان و هورمون تستوسترون در بدن مردان، اثرات متفاوتي از بقيه هورمون‌هاي استرس را در بدن هر کدام موجب مي‌شوند.
زنان، پرستاران بهتري هستند
بخش سيستم ليمبيک مغز (در ناحيه عمقي) که پردازش‌گر عواطف انساني است، در زنان بزرگ‌تر از مردان است. به همين دليل زنان با احساسات خود بيشتر در ارتباط‌اند و راحت‌تر مي‌توانند آن را بيان کنند و با اين کار، سريع‌تر و بهتر به ديگران تعلق‌خاطر پيدا کنند. به همين دليل است که زنان بهتر از مردان مي‌توانند مراقب يا پرستار کودکان باشند.
مردان در فعاليت‌هاي فيزيکي موفق‌ترند
اندازه مغز مردها حدود 11 تا 12 درصد بزرگ‌تر از مغز زن‌هاست. اين تفاوت اندازه، هيچ ربطي به ضريب هوشي ندارد. اصلي‌ترين نکته‌اش، تفاوت جثه زن و مرد است. مردان به دليل برخورداري از توده عضلاني بيشتر  نياز به تعداد نورون‌هاي بيشتري دارند تا بتوانند از عهده کنترل اين جثه بزرگ برآيند.
نه اينکه زن توان احتجاج ندارد يا نيروي استدلالش کم است، بلکه زن منطق و استدلال را به کار مي گيرد، اما قدرت اظهار ندارد.  آنچه باعث مي شود زنان نتوانند مکنونات خود را در مقام استدلال و محاجّه بيان کنند و مانع حرف زدن آن ها مي شود، شدت احساسات و عواطف آنان است.
علّامه طباطبائي در الميزان مي فرمايد: معناي آيه (خَلَقَ لَکُم مِّنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَاجاً) اين است که براي سود رساندن به شما، از جنس خودتان هماننداني آفريد; چرا که هر يک از زن و مرد به وسايلي از امر توليد مثل مجهّز است که با همراهي جنس ديگر، کارش به ثمر مي رسد و با کار هر دو، توليد و تکثير نسل به انجام مي رسد. بر اين اساس، هر يک نقصي دارد و به قرين خود نيازمند است، و از مجموع اين دو، يک واحد تام حاصل مي شود.خلاصه آنکه زن و مرد در ذات و جوهرشان تفاوتي وجود ندارد; يعني زنان و مردان در جوهره انسانيت و خميرمايه رشد و کمال، تفاوتي ندارند، بلکه زن و مرد دو فرد از يک نوع هستند.اما تفاوت هايي در برخي زمينه ها دارند که ايشان با استناد به آيه (أَوَ مَن يُنَشَّأُ فِي الْحِلْيَةِ وَ هُوَ فِي الْخِصَامِ غَيْرُ مُبِين) (زخرف: 18) ، مي نويسد: خداوند متعال دو صفت پرورش در زينت و عدم توانايي بر استدلال و محاجّه را براي زن ذکر کرده; زيرا جنس زن طبيعتاً از احساسات و عواطف سرشاري برخوردار و نيروي تعقّل او در قياس با مرد ضعيف تر است و جنس مرد به عکس اين است. از روشن ترين نشانه هاي عواطف سرشار زن، ميل و گرايش او به زيور و زينت و عدم توانايي و ضعف او در مقام بيان دليل و حجّت است که مبتني بر نيروي عقلاني است. 1 ايشان بيان مي کند: «استدلال و برهان نيازمند نيروي عقلاني زياد است که زنان در مقايسه با مردان، در اين امر ضعيف ترند.»زن نمي تواند مکنونات خويش ر ا در منازعه ها و مجادله ها بيان و اظهار کند. نه اينکه زن توان احتجاج ندارد يا نيروي استدلالش کم است، بلکه زن منطق و استدلال را به کار مي گيرد، اما قدرت اظهار ندارد.  آنچه باعث مي شود زنان نتوانند مکنونات خود را در مقام استدلال و محاجّه بيان کنند و مانع حرف زدن آن ها مي شود، شدت احساسات و عواطف آنان است. در واقع، مي توان گفت: قدرت تعقّل در هر دو جنس وجود دارد، ولي در مرد به لحاظ اينکه مانع کمتر مي باشد، اقتضاي تعقّل بيشتر است.گرايش قوي تر زنان به امور عاطفي و احساس سبب مي شود از ميان محرّک هاي گوناگون، که در برابرشان ايجاد مي شود و پديده ادراک در واقع پاسخ گويي به آن محرّک هاست، به محرّکي پاسخ گويند که تناسب و سنخيت بيشتري با روح حساس و عاطفي شان دارد. در نتيجه، عاطفي بودن جنس مؤنث موجب مي گردد کانون توجه وي به امور مناسب و همسو با عواطف جلب گردد.
 
پي نوشت
1- سيد محمّدحسين طباطبائي، الميزان، ج 18
 
دکتر عليرضا احمدوند- سلامت
محمّدرضا احمدي- رايحه
فراوري و تنظيم : کهتري
مقالات مرتبط



 
تعداد بازديد:1160 آخرين تغييرات:90/01/18
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر