چهارشنبه 2 آبان 1397 - 14 صفر 1440 - 24 اكتبر 2018
صفحه اصلي/قرآن

خصوصیات مَثَل در قرآن

خصوصيات مَثَل در قرآن

مَثَل قرآني داراي داستان يا قصه‌اي که مردم آن را سبب ورود مَثَل بدانند نيست، بلکه تنها علم و لطف بي حد الهي و قدرت و اعجاز قرآن است که سبب ايجاد اين مَثَل‌ها و ابتکار آنها بوده‌ است


مَثَل‌هاي قرآني ويژگي‌هايي دارند که آنها را از ديگر مَثَل‌ها متمايز مي‌کند . مَثَل قرآني با بيان هنري و تازه و تفاوتي که در تصاوير، چهارچوب، معنا و هدف دارد، يکي از جنبه‌هاي اعجاز قرآن به شمار مي رود .

چند توصيه درباره قرآن کريم

ويژگي مثل هاي قرآن

مَثَل قرآني داراي داستان يا قصه‌اي که مردم آن را سبب ورود مَثَل بدانند نيست، بلکه تنها علم و لطف بي حد الهي و قدرت و اعجاز قرآن است که سبب ايجاد اين مَثَل‌ها و ابتکار آنها بوده‌ است و اگر تمام مَثَل‌هاي قرآني را مورد بررسي قرار دهيم و با مَثَل‌هاي ديگر مقايسه کنيم، در مي‌يابيم که براي تقريباً هيچ يک از آنها، موردي وجود نداشته و همه، ‌ابتکار ذات باري تعالي بوده است.(الجرجاني، عبد القاهر؛ دلائل الإعجاز في علم المعاني)

 
تصاوير در مَثَل‌هاي قرآني

تصاوير در مَثَل‌هاي قرآني حلقه‌هاي جدا ناشدني‌اي هستند که در هر طرف، زنجير محکمي ‌را تشکيل داده‌اند و تنها با جدا کردن يک حلقه‌ از اين زنجير، زيبايي و مفهومي ‌که ‌از کل تصوير حاصل مي‌شود از ميان مي‌رود.
اين، به آن دليل است که ‌اجزاء اين تمثيل‌ها بدون تفکر و برنامه، پشت سر هم چيده نشده است، بلکه به وجود آمدن هر کدام به خودي خود هدفي داشته و از مجموع همه اين اجزاء نيز هدفي نهايي مورد نظر بوده که با به هم ريختن يا حذف هر جزء، هدف غايي مخدوش مي‌گردد.
يکي از مَثَل‌هاي قرآني آيه 5 سوره جمعه ‌است که مي‌فرمايد:
«مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْرَاةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوهَا كَمَثَلِ الْحِمَارِ يَحْمِلُ أَسْفَارًا بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِين؛ مَثَل كسانى كه [عمل به] تورات بر آنان بار شد [و بدان مكلف گرديدند] آن‌گاه‌ آن را به كار نبستند، همچون مَثَل خرى است كه كتاب‌هايى را بر پشت مى‏كشد، [وه] چه زشت است وصف آن قومى كه‌ آيات خدا را به دروغ گرفتند و خدا مردم ستمگر را راه نمى‏نمايد.» (جمعه/5)
تمثيل در اين آيه به تشبيه دانشمندان يهود به ‌الاغ ختم نمي‌شود، بلکه تأثير و وضوح موجود در آن زماني کامل مي‌شود که ‌اجزاء ديگر نيز به ‌اين دو جزء بپيوندند، يعني تشبيه يهودياني که به کتاب الهي که در دست آنهاست اهميت نمي دهند و به مفاهيم و فرامين آن عمل نمي‌کنند و خوب در آن تفحص نمي‌کنند، به خري که بار سنگيني از کتاب بر دوش دارد، ولي اصلاً درکي از اين موضوع ندارد. براي الاغ ميان بار کتاب و بارهاي ديگر تفاوتي وجود ندارد. مثل يهودي که‌ انگار بر دل او قفل زده‌اند و کلام حق در آن راهي ندارد.

مَثَل كسانى كه [عمل به] تورات بر آنان بار شد [و بدان مكلف گرديدند] آن‌گاه‌ آن را به كار نبستند، همچون مَثَل خرى است كه كتاب‌هايى را بر پشت مى‏كشد، [وه] چه زشت است وصف آن قومى كه‌ آيات خدا را به دروغ گرفتند و خدا مردم ستمگر را راه نمى‏نمايد
شيوه بيان در مَثَل‌هاي قرآني

شيوه بيان و انتخاب کلمات در تمثيل‌هاي قرآني در عين دقت، متنوع نيز هست. خداوند قادر، اراده کرده که در اين تمثيل‌ها يک معنا و يا يک ارزش را به روش‌هاي متفاوت بيان کند تا هم در قلب شنونده تأثير بيشتري داشته باشد و هم در ذهن او بهتر جاي بگيرد. از اين روست که مَثَل قرآني تأثير زيادي بر قلب و ذهن مخاطب مي‌گذارد.
به طور مثال، در سه‌ آيه زير قرآن راجع به فاني بودن دنيا و متعلقات آن و هشدار به ‌انساني که زيور دنيا را جاودانه مي‌پندارد، مي‌فرمايد :
قران و خدا
« إِنَّمَا مَثَلُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا كَمَاءٍ أَنْزَلْنَاهُ مِنَ السَّمَاءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَبَاتُ الأرْضِ مِمَّا يَأْكُلُ النَّاسُ وَالأنْعَامُ حَتَّى إِذَا أَخَذَتِ الأرْضُ زُخْرُفَهَا وَازَّيَّنَتْ وَظَنَّ أَهْلُهَا أَنَّهُمْ قَادِرُونَ عَلَيْهَا أَتَاهَا أَمْرُنَا لَيْلا أَوْ نَهَارًا فَجَعَلْنَاهَا حَصِيدًا كَأَنْ لَمْ تَغْنَ بِالأمْسِ كَذَلِكَ نُفَصِّلُ الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ ؛ در حقيقت مَثَل زندگى دنيا بسان آبى است كه‌ آن را از آسمان فرو ريختيم، پس گياه زمين از آنچه مردم و دام‌ها مى‏خورند با آن درآميخت تا آن‌گاه كه زمين پيرايه خود را برگرفت و آراسته گرديد و اهل آن پنداشتند كه‌ آنان بر آن قدرت دارند، شبى يا روزى فرمان [ويرانى] ما آمد و آن را چنان درويده كرديم كه گويى ديروز وجود نداشته‌ است. اين گونه نشانه‏ها[ى خود] را براى مردمى كه ‌انديشه مى‏كنند به روشنى بيان مى‏كنيم .» (يونس/24)
« وَاضْرِبْ لَهُمْ مَثَلَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا كَمَاءٍ أَنْزَلْنَاهُ مِنَ السَّمَاءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَبَاتُ الأرْضِ فَأَصْبَحَ هَشِيمًا تَذْرُوهُ الرِّيَاحُ وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ مُقْتَدِرًا ؛ و براى آنان زندگى دنيا را مَثَل بزن كه مانند آبى است كه‌ آن را از آسمان فرو ‌فرستاديم، سپس گياه زمين با آن درآميخت و [چنان] خشك گرديد كه بادها پراكنده‏اش كردند و خداست كه همواره بر هر چيزى تواناست.» (کهف/45)
« اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِينَةٌ وَتَفَاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَتَكَاثُرٌ فِي الأمْوَالِ وَالأوْلادِ كَمَثَلِ غَيْثٍ أَعْجَبَ الْكُفَّارَ نَبَاتُهُ ثُمَّ يَهِيجُ فَتَرَاهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يَكُونُ حُطَامًا... ؛بدانيد كه زندگى دنيا در حقيقت بازى و سرگرمى و آرايش و فخرفروشى شما به يكديگر و فزون‏جويى در اموال و فرزندان است. [مَثَل آنها] چون مَثَل بارانى است كه كشاورزان را رستنى آن [باران] به شگفتى اندازد، سپس [آن كشت] خشك شود و آن را زرد بينى، آن‌گاه خاشاك شود ...» (حديد/20)
خداي بزرگ در تمام اين آيات در نهايت زيبايي و بلاغت و با شيوه‌هاي گوناگون و استفاده ‌از عناصر طبيعت و آنچه در اطراف انسان‌هاست، در نهايت فقط يک هدف داشته است ، از او خواسته ‌است قلب انسان را نشانه بگيرد. الفاظ و عبارات اين آيات همه کمک کرده تا مقصود نهايي حاصل شود. گرچه زيور و رنگ‌هاي زندگي مادي، همه به زمين حاصل خيز يا آباداني تشبيه شده که به وسيله ‌آب سرسبز شده و سپس ناگهان به طوفاني در هم پيچيده مي‌شود ، اما کلمات انتخاب شده و شيوه بيان و تصاوير در هرکدام متفاوت است .

 
رابطه مَثَل‌هاي قرآني و طبيعت

تصاوير تمثيل قرآني همگي از عناصر و پديده‌هاي طبيعي پيرامون انسان برداشت شده‌ است و براي همه آشنا و ملموس در تمام دوران‌ها و در تمام مکان‌ها مي‌باشد.
 

تفاوت ميان مثل هاي قرآني با ديگر مثل ها

يکي از تفاوت‌هاي بين مَثَل قرآني و مَثَل هاي ديگر در اين است که مَثَل قرآني هرگز کهنه نمي‌شود و در همه زبان‌ها بي تکلّف تعبير مي‌شود، ولي تصاوير مثل هاي ديگر گاه ديده مي شود که هم به ذهن مخاطب زياد نزديک نيست و هم بعد از مدتي کهنه و مندرس مي‌شو د .
بدانيد كه زندگى دنيا در حقيقت بازى و سرگرمى و آرايش و فخرفروشى شما به يكديگر و فزون‏جويى در اموال و فرزندان است. [مَثَل آنها] چون مَثَل بارانى است كه كشاورزان را رستنى آن [باران] به شگفتى اندازد، سپس [آن كشت] خشك شود و آن را زرد بينى، آن‌گاه خاشاك شود

ارتباط اجزاي تصاوير در مَثَل‌هاي قرآني

قرآن با شيوه‌هاي گوناگون به بيان مَثَل‌ها مي‌پردازد .
قرآن کريم
«مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ نَارًا فَلَمَّا أَضَاءَتْ مَا حَوْلَهُ ذَهَبَ اللَّهُ بِنُورِهِمْ وَتَرَكَهُمْ فِي ظُلُمَاتٍ لا يُبْصِرُون ؛ مَثَل آنان همچون مَثَل كسانى است كه‌ آتشى افروختند و چون پيرامون آنان را روشنايى داد خدا نورشان را برد و در ميان تاريكي‌هايى كه نمى‏بينند ، رهايشان كرد .»  (بقره/17)
در اين آيه حالت منافقان به حالت افروزنده ‌آتشي تشبيه شده که‌ از آن آتش طلب نور و روشنايي مي‌کند تا راه را در تاريکي پيدا کند و باعث امنيت او شود، ولي ناگهان آتش خاموش مي‌شود و او در سرما و تاريکي مي ماند و دچار ترس مي‌شود.
منافقان هم در اظهار ايمان و بهره‌مندي از امکانات و مواهب مسلمانان ، مانند روشن کننده آتش هستند که در زير سايه اسلام امنيت دارند ، ولي در روز قيامت باطن پليدشان آشکار مي‌گردد و به تاريکي دروني که نتيجه کفر آنهاست برمي‌گردند و دچار يأس و نااميدي و ترس مي‌شوند .
در اينجا ايمان و اسلام همان نور، و نفاق، ظلمت است و منافق همان آتش افروزي است که زماني آتشش خاموش مي‌شود و در تاريکي گم مي‌شود .
 

استفاده از نيروي درک و فهم انساني براي فهم مثل ها

در مَثَل‌هاي قرآني قسمت‌هايي از تصويرهاي تمثيلي حذف مي‌شوند ؛ گويا خداوند خواسته‌ انسان‌ها از نيروي درک خود استفاده کنند و به تکميل آيه در ذهن خود بپردازند و معناي نهايي و پيام اصلي آيه را خود کشف کنند . مانند :
« أَوَمَنْ كَانَ مَيْتًا فَأَحْيَيْنَاهُ وَجَعَلْنَا لَهُ نُورًا يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ كَمَنْ مَثَلُهُ فِي الظُّلُمَاتِ لَيْسَ بِخَارِجٍ مِنْهَا... ؛ آيا كسى كه مرده[دل] بود و زنده‏اش گردانيديم و براى او نورى پديد آورديم تا در پرتو آن در ميان مردم راه برود چون كسى است كه گويى گرفتار در تاريكيهاست...»(انعام/122)
در اين آيه، کفر و عدم هدايت، به مردگي و ظلمت، و هدايت و نجات، به نور و حيات تشبيه شده است . در اين تشبيه "مشبّه " حذف شده است و اين خواننده ‌است که بايد از نيروي تعقل و تفکر خود، با استفاده ‌از قراين، کمک بگيرد و «مشبّه» را پيدا کند .
ادامه دارد ...
فرآوري: زهرا اجلال
بخش قرآن تبيان



 
تعداد بازديد:1310 آخرين تغييرات:90/01/23
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر