سه شنبه 13 خرداد 1399 - 10 شوال 1441 - 2 ژوئن 2020
صفحه اصلي/دين و انديشه


 
 


 










 


 




 








خروجي RSS

دین چیست؟ دیندار کیست؟

دين چيست؟ ديندار کيست؟

درباره دين تعاريف گوناگوني ارائه شده است.


دين چيست؟ اين سوال در حوزه دين‌پژوهي معاصر اهميت بسزايي دارد. بسياري از متکلمان و فيلسوفان دين معتقدند پيش از ورود به مباحث ديني لازم است نخست تعريف خود از دين را روشن کنيم. با اين‌کار از سويي بسياري از نزاع‌ها و مباحث مرتفع شده و از سوي ديگر، نزاع اصلي در بسياري از مباحث نيز روشن و واضح خواهد شد.

درباره دين تعاريف گوناگوني ارائه شده است. يکي از دلايل اين گوناگوني و اختلاف، ابعاد مختلف دين است. برخي از تعاريف از ديدگاه اعتقادي دين را مورد بررسي قرار داده‌اند، برخي از ديدگاه حامعه شناختي، برخي از نقطه نظر روان شناختي و ... . يکي ديگر از دلايل اين اختلافات در تعريف دين اختلاف در تعيين مصداق براي دين است.  در طول تاريخ اديان مختلفي ظهور کرده‌اند. توجه به ويژگي‌هاي اديان مختلف تعاريف گوناگوني در اين زمينه پديد آورده است. از ديدگاه بسياري از انديشمندان اين حوزه، مفهوم دين يک مفهوم «سهل» و «ممتنع» است. از سويي همه ما مي‌دانيم که دين چيست ولي در عين حال در مقام تحليل و بررسي دقيق‌تر مي‌بينيم که اختلافات بسياري در اين زمينه پديد آمده است.  «دين به اندازهاي ساده است که هر بچهاي عاقل و بالغ و يا آدم بزرگ ميتواند يک تجربهي ديني حقيقي داشته باشد و به اندازهاي جامع و پيچيده است که براي فهم کامل و بهره گيري تام از آن، نيازمند تجربه و تحليل ميباشد» (رابرت هيوم، اديان زنده جهان، ص 18). هدف ما از تعريف دين در اين نوشتار رسيدن به مفهومي جامع از دين است که تمام اديان الهي را شامل شود.
 

تعريف دين

دين در لغت به معناي «کيش»، «ملة»، «صبغة»، «طريقت»، «شريعت مقابل کفر» (لغت نامه دهخدا) آمده است. معاني ديگري هم در برخي از فرهنگ لغت‌ها ذکر شده است که از جمله آن‌ها مي‌توان به اين معاني اشاره کرد؛ «جزا و مکافات»، «حساب‌رسي»، « اطاعت و انقياد»، «رويه و عادت» (لغت نامه عميد).
با توجه به اين معاني، واژهي دين در قرآن نيز به معاني متعددي بکار رفته است. يکي از مهم‌ترين معاني که در اين نوشته نيز با آن سر و کار داريم دين به معناي شريعت و آيين (مجموعه‌اي از باورها و آداب و سنن) است. در موارد متعددي قرآن کريم به اين معناي از دين اشاره مي‌کند.
«قُلْ إِنَّنِي هَدَانِي رَبِّي إِلَي صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ دِينًا قِيَمًا مِّلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا کَانَ مِنَ الْمُشْرِکِينَ»
«بگو آري پروردگارم مرا به راه راست هدايت کرده است ديني پايدار آيين ابراهيم حق‌گراي و او از مشرکان نبود» (انعام، 161)
امروز دين شما را برايتان کامل و نعمت خود را بر شما تمام گردانيدم و اسلام را براي شما [به عنوان] آييني برگزيدم و هر کس دچار گرسنگي شود بي‌آنکه به گناه متمايل باشد [اگر از آنچه منع شده است بخورد] بي ترديد خدا آمرزنده مهربان است
«وَمَا کَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنفِرُواْ کَآفَّةً فَلَوْلاَ نَفَرَ مِن کُلِّ فِرْقَةٍ مِّنْهُمْ طَآئِفَةٌ لِّيَتَفَقَّهُواْ فِي الدِّينِ وَلِيُنذِرُواْ قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُواْ إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ»
«و شايسته نيست مؤمنان همگي [براي جهاد] کوچ کنند پس چرا از هر فرقه‌اي از آنان دسته‌اي کوچ نمي‌کنند تا [دسته‌اي بمانند و] در دين آگاهي پيدا کنند و قوم خود را وقتي به سوي آنان بازگشتند بيم دهند باشد که آنان [از کيفر الهي] بترسند» (توبه، 122)
«... الْيَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِينَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْکُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَکُمُ الإِسْلاَمَ دِينًا فَمَنِ اضْطُرَّ فِي مَخْمَصَةٍ غَيْرَ مُتَجَانِفٍ لِّإِثْمٍ فَإِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ»
دين حافظ
امروز دين شما را برايتان کامل و نعمت خود را بر شما تمام گردانيدم و اسلام را براي شما [به عنوان] آييني برگزيدم و هر کس دچار گرسنگي شود بي‌آنکه به گناه متمايل باشد [اگر از آنچه منع شده است بخورد] بي ترديد خدا آمرزنده مهربان است» (مائده، 3)
معاني ديگري نيز در قرآن براي واژه‌ي دين ذکر شده است؛ دين به معناي اطاعت و پرستش، تسليم و روز جزاء نيز در قرآن بکار رفته است. همه اين مفاهيم ارتباط نزديکي با معناي نخست دارند. برخي از متکلمين اسلامي در تعريف دين (که غالبا مرادشان دين اسلام بوده است و نه همه اديان الهي) به دو مفهوم «کتاب» و «سنت» توجه داشته‌اند. منظور از کتاب «قرآن کريم» است و مراد از سنت «سنت پيامبر اکرم (ص) و اهل‌بيت عليهم‌السلام» است که در قالب روايات و احاديث به ما رسيده است. همانطور که گفتيم اين تعاريف از دين مي‌تواند تعريفي مناسب براي دين اسلام است و اديان الهي.
برخي ديگر از انديشمندان مسلمان تعاريف عام‌تري براي دين ذکر نموده‌اند که مي‌توان شمول آن‌ها را نسبت به اديان الهي ديگر نيز سرايت داد. به برخي از اين تعاريف اشاره مي‌کنيم؛ تفتازاني يکي از انديشمنداني است که تعريف او از دين اختصاص به دين اسلام ندارد؛  او معتقد است که «دين عبارت است از قوانين الهي که وضع شدهاند تا صاحبان عقل را با اختيار خودشان به خير بالذات نايل سازند.» (التفتازاني، شرح العقايد النسفيه، ج 1، ص 6). علامه طباطبايي نيز در تعريف دين با اشاره به غايت دين مي‌گويد؛  «دين چيزي غير از سنت حيات، و شيوهاي که بر انسان واجب است آن را به کار گيرد تا در حيات خود به سعادتمند شود نيست» (طباطبايي، ترجمه تفسير الميزان، ج 16، ص 187). آيت اللّه جوادي آملي نيز ضمن ارائه تعريف براي دين، ملاک‌هايي براي حقانيت اديان ذکر مي‌کند:
«به معناي اصطلاحي دين مجموعهي عقايد، اخلاق، قوانين و مقرراتي است که براي ادارهي امور جامعهي انساني و پرورش انسانها باشد.گاهي همهي اين مجموعه، حق و گاهي همهي آنها باطل و زماني مخلوطي از حق و باطل است.اگر مجموعه حق باشد، آن را دين حق و در غير اين صورت، آن را دين باطل و يا التقاطي از حق و باطل مينامند...دين حق، ديني است که عقايد، قوانين و مقررات آن از طرف خداوند نازل شده و دين باطل ديني است که از ناحيهي غير خداوند تنظيم و مقرر شده است» (جوادي آملي، شريعت در آيينه معرفت، صص 95-93).
و شايسته نيست مؤمنان همگي [براي جهاد] کوچ کنند پس چرا از هر فرقه‌اي از آنان دسته‌اي کوچ نمي‌کنند تا [دسته‌اي بمانند و] در دين آگاهي پيدا کنند و قوم خود را وقتي به سوي آنان بازگشتند بيم دهند باشد که آنان [از کيفر الهي] بترسند
دين و فرهنگ
آيت اللّه مصباح يزدي دينداري را فرع بر قبول خداوند مي‌داند و به اين ترتيب مفهوم «اديان بي خدا» را نادرست مي‌داند: 
دين اصطلاحا به معناي اعتقاد به آفرينندهاي براي جهان و انسان، و دستورات عملي متناسب با اين عقايد ميباشد از اين روي، کساني که مطلقا معتقد به آفرينندهاي نيستند و پيدايش پديدههاي جهاني را تصادفي، و يا صرفا معلول فعل و انفعالات مادي و طبيعي ميدانند بيدين ناميده ميشوند. اما کساني که معتقد به آفرينندهاي براي جهان هستند هر چند عقايد و مراسم ديني ايشان، توام با انحرافات و خرافات باشد، دين‌دار شمرده ميشوند. و بر اين اساس، اديان موجود در ميان انسانها به حق و باطل تقسيم مي‌شوند، و دين حق عبارتست از؛آييني که داراي عقايد درست و مطابق با واقع بوده، رفتارهايي را مورد توصيه و تأکيد قرار دهد که از ضمانت کافي براي صحت و اعتبار، برخوردار باشند. (مصباح يزدي، آموزش عقايد، ج 1، ص 28).
در اين تعاريف سعي شده است که اديان الهي از مفهوم دين خارج نشود. همانطور که در تعاريف بالا ذکر شد، اين انديشمندان با تقسيم بندي اديان به دين حق و اديان باطل (اديان تحريف شده)، تعريف دين را شامل هر دو قسم مي‌دانند و اديان باطل را از اين تعريف خارج نمي‌کنند. در مقاله بعدي  بيشتر به اين مسئله مي‌پردازيم.
عليزاده
بخش اعتقادات تبيان

منابع:
1. مصباح يزدي، محمد تقي، آموزش عقايد، قم، مؤسسه آموزشي پژوهشي امام خميني، 1370.
2. تفتازاني، شرح العقايد النسفيه، قاهره، مکتبه الکلي‌ات الازهريه، 1407 ق.
3. هيوم، رابرت، اديان زنده جهان، ترجمهي عبد الرحيم گواهي، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، 1374.
4. هيک، جان، فلسفه دين، ترجمه بهزاد سالکي، تهران، نشر الهدي، 1376.
5. جوادي آملي، عبد اللّه، شريعت در آيينه معرفت، تهران، مرکز نشر فرهنگي رجا، 1373.
6. طباطبايي، محمدحسين، ترجمه تفسير الميزان، قم، جامعه مدرسين حوزه علميه قم، دفتر انتشارات اسلامي، 1364.



 
تعداد بازديد:3858 آخرين تغييرات:90/01/24
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر