چهارشنبه 28 آذر 1397 - 11 ربيع الثاني 1440 - 19 دسامبر 2018
صفحه اصلي/اجتماعي(جوانان، خانواده، بانوان و...)

به طبیعت رحم کنیم

به طبيعت رحم کنيم

در اين ميان انسان با افعال غيرمنطقي خود ، افعالي که نتيجه فکر بکر و اختيار انسان مدرنيته بوده و هست ، به تخريب محيط زيست پرداخته و در واقع تيشه به ريشه خود زده است.


رابطه ميان انسان و محيط زيست رابطه اي بس ناعادلانه و سودجويي يک طرفه است. انسان به عنوان موجود به کمال رسيده اکوسيستم در طول تاريخي بس طولاني با افعال نابخردانه خود ناملايمات و خرابي هاي بسياري در حق اکوسيستم روا کرده است .خرابي ها و بهره کشي هايي که باعث توجيه بسياري از زلزله ها ، آتشفشان ها ، سيل ها و ... مي گردد.

 
در اين ميان انسان با افعال غيرمنطقي خود ، افعالي که نتيجه فکر بکر و اختيار انسان مدرنيته بوده و هست ، به تخريب محيط زيست پرداخته و در واقع تيشه به ريشه خود زده است.
در نتيجه تحولات اجتماعي و صنعتي، انسان با بهره گيري بيش از حد از طبيعت آن را مقهور خود نموده و با از بين بردن پوشش گياهي و درختان باعث آلودگي هوا و در نهايت افزايش بيماري هاي عفوني شده است.
همچنين شبکه حيات ، داراي پيوستگي حکيمانه اي است که در آن هر جزء نقش، تأثير و ظرفيت خاص خود را دارد و به همين علت نبايد بيش از حد توان موجود ،از آن بهره جست زيرا هم باعث از بين رفتن تعادل مجموعه مي شود و هم اينکه منابعي که در حال حاضر در اختيار انسان هاست فقط متعلق به نسل حاضر نيست و نسل هاي آتي نيز سهمي از آن دارند.
 در محيط زيستي عوامل غير زنده مانند خاک ، آب ، گازها و غيره به همراه جانداران وجود دارند. موجودات زنده با هم و با محيط غير زنده خود ارتباطي متقابل برقرار مي‌سازند. اين ارتباط‌ها براي بقاي محيط زيست بسيار لازمند. بشر به عنوان تکامل يافته ترين موجود کره خاکي در طول عمر نه چندان طولاني خود بيشترين تاثيرات را برزمين و محيط زيست خود داشته است که آن هم به وجود شعور و عقل و علمي برمي گردد که به واسطه آن اشرف مخلوقات است، برخي جوامع از اين عقل و شعور خدادادي حسن استفاده را نموده و نه تنها خود از عقل و علمشان بهره ها گرفته اند بلکه ساير انسانها و موجودات زنده نيز از آن بهره هاي فراوان برده اند .اما بعضي ديگر آن را وسيله تباهي نوع خود و ديگر موجودات و محيط زيست بي زبانشان کرده اند .
در کشورهاي جهان سوم، تاثير پذيري محيط زيست از محيط اجتماعي به مراتب بيشتر از تاثير گذاري عوامل فني - مهندسي بر محيط زيست است، زيرا بيشتر مسايل فني مانند آلودگي آب و هوا، فرسايش خاك، تخريب پوشش گياهي ناشي از پاره اي از ناهنجاري هاي اجتماعي است.
اينها نه تنها خدمتي به جامعه بشريت نمي کنند بلکه اعمال و کردارشان باعث تباهي خود و ديگران و محيط زيستشان نيز مي شود. علاوه بر آن محيط زيست نه تنها محل زندگي و تامين معيشت انسان هاست بلکه محيط زندگي هزاران موجود زنده ديگر است. موجوداتي که خانه و کاشانه اي جز محيطي که در آن زندگي مي کنند ندارند و به تدريج براثر فشارهاي وارده و تغيير محيط زندگي براي هميشه از بين رفته و نسلشان منقرض مي شود. انسان ها براي کسب قدرت و ثروت و رسيدن به آن نه تنها مردمان ديگر را استثمار مي کنند بلکه با زياده خواهي ها، ندانم کاري ها و مديريت غلط خود آسيب هاي جبران ناپذيري به محيط زيست مي زنند .
در كشور هاي جهان سوم بيشتر معضلات زيست محيطي ناشي از محيط اجتماعي است، در ارزيابي كلي از وضعيت زيست محيطي در کشورهاي جهان سوم، تاثير پذيري محيط زيست از محيط اجتماعي به مراتب بيشتر از تاثير گذاري عوامل فني - مهندسي بر محيط زيست است، زيرا بيشتر مسايل فني مانند آلودگي آب و هوا، فرسايش خاك، تخريب پوشش گياهي ناشي از پاره اي از ناهنجاري هاي اجتماعي است.
به طور مثال: آلودگى هوا در نتيجه افزايش جمعيت ،رشد شهرنشيني، افزايش خودروها و الگوى نامناسب حمل و نقل به عنوان يكى از مهمترين معضلات زيست محيطى كشور تلقى مى شود.
اما نکته قابل تأمل و پرسش اصلي اينکه؛ وضعيت سلامت و بهداشت هر فرد ، هر جامعه ، هر ملت ، با تاثير متقابل و تلفيق اثر دو محيط تعيين مي‌شود: يکي محيط زيست داخلي خود انسان و ديگري محيط پيرامون و تخريب محيط زيست در قالب آلاينده هاي فيزيکي، شيميايي و راديو اکتيوي موجب از بين رفتن بافت طبيعي و تغيير نرخ رشد گونه هاي موجودات است و سلامتي، رفاه، آسايش و حقوق اعضاي جامعه  را به خطر مي اندازد.اگر محيط زيست مادي، سلامتش را از دست بدهد؛ جسم با آسيب مواجه مي گردد و روان و انديشه را به خود مشغول مي دارد و اختلال در آن ايجاد مي کند و آدمي  نمي تواند در تعاملات اجتماعي خود موفق ظاهر شود.
انسان به عنوان موجود به کمال رسيده اکوسيستم در طول تاريخي بس طولاني با افعال نابخردانه خود ناملايمات و خرابي هاي بسياري در حق اکوسيستم روا کرده است .خرابي ها و بهره کشي هايي که باعث توجيه بسياري از زلزله ها ، آتشفشان ها ، سيل ها و ... مي گردد.
امروزه مفهوم شهرها بدون وجود فضاي سبز مؤثر در اشکال گوناگون آن ديگر قابل تصور نيست. شهرها به عنوان کانون هاي تمرکز، فعاليت و زندگي انسان ها براي اينکه بتوانند پايداري خود را تضمين کنند چاره اي جز پذيرش ساختار و کارکردي متأثر از سيستم هاي طبيعي ندارند. در اين ميان فضاي سبز به عنوان جزء ضروري و لاينفک پيکره شهرها در متابوليسم آنها نقش اساسي دارند که کمبود آنها مي تواند اختلالات جدي در حيات شهرها به وجود آورد. هم چنين وجود آب ها و فضاي سبز به عنوان منابع طبيعي براي تفرج انسان ها مورد استفاده قرار مي گيرند .
فراوري: فاطمه برادران
بخش اجتماعي تبيان
منابع: خبرگذاري آفتاب /دانشنامه رشد /پايگاه حوزه /راسخون /جوان امروز /نفت پارس
مطالب مرتبط :



 
تعداد بازديد:1021 آخرين تغييرات:90/01/25
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر