دوشنبه 3 ارديبهشت 1397 - 7 شعبان 1439 - 23 آپريل 2018
صفحه اصلي/دين و انديشه

انکار خدا، میوه تلخ هوسرانی

انکار خدا، ميوه تلخ هوسراني

بدون محاسبه نفس، انسان آن قدر سقوط مي‌کند که نبوت پيامبر و نورانيت قرآن و حتي وجود خدا را انكار مي‌كند و با تصور غلط خود مي‌گويد: «پيغمبر(صلي الله عليه و آله) همچون مرتاض‌ها براي چله‏نشيني به كوه حرا مي‌رفت و پس از يافتن خلسه‌اي عرفاني و روحي، در حالت خلسه و توهم، مي‌پنداشت كه كسي به او گفته است : «اقرء» بخوان!


انسان وقتي تنزل مي‏كند، به زير صفر رسيده و از چهارپايان هم پست‏تر و بي‏شعورتر و نفهم‏تر مي‏شود. چهارپا بر افراد گمراه و هتّاك به قرآن شرف دارد. قرآن هم مي‏فرمايد : «أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ»23 و در جايي ديگر مي‏فرمايد : «فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ»

انكار خدا، قرآن و نبوّت، ميوه تلخ هوسراني
هوسراني

بدون محاسبه نفس، انسان آن قدر سقوط مي‌کند که نبوت پيامبر و نورانيت قرآن و حتي وجود خدا را انكار مي‌كند و با تصور غلط خود مي‌گويد: «پيغمبر(صلي الله عليه و آله) همچون مرتاض‌ها براي چله‏نشيني به كوه حرا مي‌رفت و پس از يافتن خلسه‌اي عرفاني و روحي، در حالت خلسه و توهم، مي‌پنداشت كه كسي به او گفته است : «اقرء» بخوان!
به همين خاطر است که مي گويد : قرآن مجموعه‌اي از ذهنيت‏هايي است كه پيامبر در آن دوران داشته است! چون در زندگي عشيره‏اي، چند همسري اشكالي نداشته او نيز گفته «مَثْني وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ»، اين ربطي به خدا ندارد! از سويي چون مردم عرب خشونت‏طلب بودند و پيامبر مي‏خواست جلوي كارهاي زشت و ناپسند آن‌ها را بگيرد، دستور داد تا بعضي مجرمين را صد بار با تازيانه و چوب بزنند. اين براي زندگي خشونت بار آن زمان است! اكنون حقوق بشر مي‏گويد هرگز به كسي كه تخلفي نموده بي‏احترامي نكنيد. انسان بدكردار را به زندان ببريد تا آسايش داشته و كار زشت نكند. چوب زدن براي چهار پايان است! حقوق بشر اجازه نمي‏دهد تا به كرامت انسان بي‏احترامي شود! اينكه قرآن مي‏گويد «فَاجْلِدُوا كُلَّ واحِدٍ مِنْهُما مِائَةَ جَلْدَةٍ» براي زمانه ما نيست! اين سخنان را كه خدا نگفته است. بلكه همان خلسه‏اي است كه براي پيامبر(ص) پيدا شده است. ذهنيت‏هاي جامعه زمان پيامبر(ص) بود كه به او القاء مي‏كرد اينگونه سخن بگويد. چه ربطي به خدا دارد!؟»
اگر از اين انسان مدعي بپرسيد كه آيا اصلاً خدا را قبول داري و به چه دليل معتقد به خدا هستي؟ مي‏گويد: «هيچ دليلي بر وجود خدا نداريم و تمام براهين و ادله اثبات خدا، مخدوش است. به فرض اينكه خدايي وجود داشته و سخني هم گفته باشد، هيچ دليلي بر اينكه خدا راست گفته باشد، نداريم. چون راست گفتن، اعتباري است و اعتبارات برهاني نيستند! براي اينكه خدا دروغ نگويد هيچ برهاني وجود ندارد. ممكن است همه‏ سخنان خدا دروغ باشد!»
اين مطالب در كلاس هاي دانشكده الهيات گفته مي‌شود! آن هم از زبان يک مدعي اسلام‌شناسي! كه مدعي علم و انديشه است.
فاجعه‌آميزتر آن‌كه افرادي مي‌آمدند و در تمجيد از اين ايدئولوگ اسلام شناس! مي‌گفتند « ما به وجود چنين افرادي افتخار مي‏كنيم!»
اگر ما بخواهيم از قرآن استفاده كنيم از همين احترام‌ها بايد آغاز كنيم، بايد جلد قرآن را ببوسيم و روي چشم بنهيم
تراژدي سقوط يک هوسباز

سقوط در انتهاي گمراهي

انسان وقتي تنزل مي‏كند، به زير صفر رسيده و از چهارپايان هم پست‏تر و بي‏شعورتر مي‏شود. چهارپا بر افراد گمراه و هتّاك به قرآن شرف دارد.
قرآن مي‏فرمايد : «أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ» و در جايي ديگر مي‏فرمايد : «فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ»
اگر كسي، مدتي درس خواند يا از اسلام سخن گفت و يا عبادتي انجام داد و حتي به درجه اولياء رسيد، اين دليل نمي‏شود تا آخر عمر از اولياء الله باقي بماند.
 

احترام به قرآن تنها راه نجات انسان

اگر ما بخواهيم از قرآن استفاده كنيم از همين احترام‌ها بايد آغاز كنيم، بايد جلد قرآن را ببوسيم و روي چشم بنهيم.
وقتي صداي قرآن مي‌آيد سكوت كنيم و بشنويم و احترام كنيم. اينها زمينه‌اي مي‏شود تا انسان ايمان پيدا بكند، و آن را تقويت نمايد. رشد ايمان به عمل است نه با حرف و جدل.
گاه ديده مي شود در مکاني که قرآن تلاوت مي شود ،افراد با يکديگر صحبت کرده و يا اينکه به قرآن بي توجه مي باشند، مي توان بيان کرد که علت آن است اکثر افراد که در آن مجالس هستند معني قرآن را متوجه نمي شوند. بعضي هر چند معني آن را نمي دانند ولي به احترام قرآن سکوت مي کنند، اما برخي اصلاً توجهي به قرآن نمي کنند ، چرا که به ارزش آن آگاه نيستند.
 
پاسخ به شبهات براي اتمام حجت
البته بايد پاسخ شبهات را براي اتمام حجت بيان كرد ، ولي بايد دانست چنين افرادي با اين پاسخ‌ها از گمراهي بيرون نمي‌آيند : «خَتَمَ اللّهُ عَلي قُلُوبِهِمْ، فَمَنْ يَهْدِي مَنْ أَضَلَّ اللّهُ»، «أَ فَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ وَ أَضَلَّهُ اللّهُ عَلي عِلْمٍ» خدا او را گمراه كرده است.
البته در مورد كسي كه گرفتار شبهه شده و به دنبال هدايت است، بايد شبهه را پاسخ گفت. با اين اوصاف اگر احترام به قرآن از همين مراحل ابتدايي شروع شد، به معناي كلام آن بيشتر توجه كرده و سعي مي‏كنيم معني آن را فهميده و به آن عمل كنيم.
وقتي به قرآن عمل كرديم از نورانيت آن استفاده مي‏كنيم و هر لحظه بر توفيقات ما افزون مي‌شود تا گام به گام به سمت خدا نزديك‌تر شويم. اما وقتي درست بر ضد قرآن عمل ‏كنيم : «ثُمَّ كانَ عاقِبَةَ الَّذِينَ أَساؤا السُّواي أَنْ كَذَّبُوا بِآياتِ اللّهِ» سرانجامِ گناه، ضعف ايمان خواهد بود و سرانجامِ ضعف ايمان، كفر.
فرآوري : زهرا اجلال
بخش قرآن تبيان

منابع :
سايت آيت الله مصباح يزدي
سايت حوزه
پژوهشکده باقر العلوم



 
تعداد بازديد:933 آخرين تغييرات:90/01/25
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر