چهارشنبه 28 شهريور 1397 - 9 محرم 1440 - 19 سپتامبر 2018
صفحه اصلي/دين و انديشه

موضوعات مَثَل‌های قرآنی

موضوعات مَثَل‌هاي قرآني

مَثَل‌هاي قرآني به موضوعات فراواني مي‌پردازند که بر حسب مکي يا مدني بودن آنها، متفاوت‌اند . اغلب مَثَل‌هاي مکي به درمان بيماري‌هايي شايع در جامعه مکه زمان نزول ، مانند : شرک و تعصبات قبيله‌اي مي‌پردازد .


در مقاله قبل ، پيرامون مثل هاي قرآني و وجه تمايز آن با ديگر مثل ها مختصراًتوضيح داده شد .
در اين مقاله برآنيم که موضوعاتي را که مثل هاي قرآني برآن تمرکز دارد را بررسي کرده و با آنها آشنا شويم .

قرآن
مَثَل‌هاي قرآني به موضوعات فراواني مي‌پردازند که بر حسب مکي يا مدني بودن آنها، متفاوت‌اند . اغلب مَثَل‌هاي مکي به درمان بيماري‌هايي شايع در جامعه مکه زمان نزول ، مانند : شرک و تعصبات قبيله‌اي مي‌پردازد .
همچنين اين مَثَل‌ها تلاش دارد که تغيير ريشه‌اي در عقايد و عادات مردم پديد آورد . يکي ديگر از موضوعات مَثَل‌هاي مکي ياد آوري آخرت و وحدانيت خداوند است .
 
مَثَل‌هاي مدني به محکم کردن پايه‌هاي اعتقادي جامعه و اصلاح آن، همچنين به تشويق مردم به خوبي‌ها ، فاش کردن اغراض شوم منافقان، بيان صفات يهود و مشرکين و توجه به کتاب الهي مي‌پردازند .
 

موضوعات مثل هاي مکي

از جمله موضوعات مهمي‌ که ‌مَثَل‌هاي مکي به‌ آنها پرداخته ‌است عبارتند از:

1- ايمان و کفر

« أَوَ مَن كَانَ مَيْتًا فَأَحْيَيْنَاهُ وَجَعَلْنَا لَهُ نُورًا يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ كَمَن مَّثَلُهُ فِي الظُّلُمَاتِ لَيْسَ بِخَارِجٍ مِّنْهَا كَذَلِكَ زُيِّنَ لِلْكَافِرِينَ مَا كَانُواْ يَعْمَلُون؛ آيا كسى كه مرده [دل] بود و زنده‏اش گردانيديم و براى او نورى پديد آورديم تا در پرتو آن در ميان مردم راه برود، چون كسى است كه گويى گرفتار در تاريكي‌هاست و از آن بيرون‏ آمدنى نيست!؟ اين گونه براى كافران آنچه ‌انجام مى‏دادند زينت داده شده‌ است .» (انعام/122)
در اين آيه دو مثال براي کفر و ايمان آمده است :
در مثال اول ايمان به حيات و کفر به مرگ تشبيه شده است و در مثال دوم ايمان به نور وکفر به ظلمت تشبيه شده ‌است .
تشخيص تفاوت ميان ايمان و کفر يکي از اصول اوليه ‌اسلام به شمار مي‌رود ، خداوند متعال ايمان را به حيات و نور و کفر را به مرگ و ظلمت تشبيه کرده، تا اين دو مهم نزد مردم کاملاً واضح و قابل تمييز باشد .
 

2- روگرداني از دنيا و مغرور نشدن به‌ آن

« إِنَّمَا مَثَلُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا كَمَاء أَنزَلْنَاهُ مِنَ السَّمَاء فَاخْتَلَطَ بِهِ نَبَاتُ الأَرْضِ مِمَّا يَأْكُلُ النَّاسُ وَالأَنْعَامُ حَتَّىَ إِذَا أَخَذَتِ الأَرْضُ زُخْرُفَهَا وَازَّيَّنَتْ وَظَنَّ أَهْلُهَا أَنَّهُمْ قَادِرُونَ عَلَيْهَآ أَتَاهَا أَمْرُنَا لَيْلاً أَوْ نَهَارًا فَجَعَلْنَاهَا حَصِيدًا كَأَن لَّمْ تَغْنَ بِالأَمْسِ كَذَلِكَ نُفَصِّلُ الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُون ؛ در حقيقت مَثَل زندگى دنيا بسان آبى است كه‌ آن را از آسمان فرو ريختيم، پس گياه زمين از آنچه مردم و دام‌ها مى‏خورند با آن درآميخت تا آن‌گاه كه زمين پيراية خود را برگرفت و آراسته گرديد و اهل آن پنداشتند كه‌ آنان بر آن قدرت دارند، شبى يا روزى فرمان [ويرانى] ما آمد و آن را چنان درويده كرديم كه گويى ديروز وجود نداشته است. اين گونه نشانه‏ها[ى خود] را براى مردمى كه ‌انديشه مى‏كنند به روشنى بيان مى‏كنيم .» (يونس/24)
اين تمثيل از زندگي و پوچي دنيا و تغيير شرايط آن سخن مي‌گويد تا از وراي آن به ‌انسان گوشزد کند که وي براي اين دنيا آفريده نشده است، بلکه براي دنيايي برتر و متعالي‌تر که همه چيز در آن قرار و ثبات دارد آفريده شده است.
؛همو كه‌ از آسمان آبى فرو فرستاد، پس رودخانه‏هايى به‌ اندازة گنجايش خودشان روان شدند و سيل كفى بلند روى خود برداشت و از آنچه براى به دست آوردن زينتى يا كالايى در آتش مى‏گدازند هم نظير آن كفى بر مى‏آيد خداوند حق و باطل را چنين مَثَل مى‏زند اما كف بيرون افتاده ‌از ميان مى‏رود، ولى آنچه به مردم سود مى‏رساند در زمين [باقى] مى‏ماند، خداوند مَثَل‌ها را چنين مى‏زند

 3- شرک

« مَثَلُ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِن دُونِ اللَّه‌اوْلِيَاء كَمَثَلِ الْعَنكَبُوتِ اتَّخَذَتْ بَيْتًا وَإِنَّ أَوْهَنَ الْبُيُوتِ لَبَيْتُ الْعَنكَبُوتِ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُون ؛ داستان كسانى كه غير از خدا دوستانى اختيار كرده‏اند، همچون عنكبوت است كه [با آب دهان خود] خانه‏اى براى خويش ساخته و در حقيقت اگر مى‏دانستند، سست‏ترين خانه‏ها همان خانه عنكبوت است.» (عنكبوت/41)
شرک از جمله بيماري‌هاي دوران جاهليت بوده‌ است که پيامبر اکرم(صلي الله عليه و آله)در طول دوران تبليغ خود به ويژه در مکه، به مبارزه با اين آفت بزرگ پرداخت و مشرکان را به‌ ايمان به خدا و ترک عبادت غير از او دعوت ‌کرد.
قرآن نيز در اين آيه شرک و خدايان دروغين مشرکان را به خانه عنکبوت که به‌ اندک نسيم و يا قطره باراني ويران مي‌شود تشبيه مي‌کند.
 

4- حق و باطل
چند توصيه درباره قرآن کريم

« أَنزَلَ مِنَ السَّمَاء مَاء فَسَالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِهَا فَاحْتَمَلَ السَّيْلُ زَبَدًا رَّابِيًا وَمِمَّا يُوقِدُونَ عَلَيْهِ فِي النَّارِ ابْتِغَاء حِلْيَةٍ أَوْ مَتَاعٍ زَبَدٌ مِّثْلُه كَذَلِكَ يَضْرِبُ اللّه‌الْحَقَّ وَالْبَاطِلَ فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفَاء وَأَمَّا مَا يَنفَعُ النَّاسَ فَيَمْكُثُ فِي الأَرْضِ كَذَلِكَ يَضْرِبُ اللّهُ الأَمْثَال ؛همو كه‌ از آسمان آبى فرو فرستاد، پس رودخانه‏هايى به‌ اندازة گنجايش خودشان روان شدند و سيل كفى بلند روى خود برداشت و از آنچه براى به دست آوردن زينتى يا كالايى در آتش مى‏گدازند هم نظير آن كفى بر مى‏آيد خداوند حق و باطل را چنين مَثَل مى‏زند اما كف بيرون افتاده ‌از ميان مى‏رود، ولى آنچه به مردم سود مى‏رساند در زمين [باقى] مى‏ماند، خداوند مَثَل‌ها را چنين مى‏زند .»  (رعد/17)
نتيجه بارش باران بر کوه، و پايين آمدن آب از سطح آن، جمع شدن آب باران در رودهاست که بر اساس حجمي که دارند آب مي‌گيرند و اگر اين رودهاي کوچک جمع شوند، به رودخانه بزرگي تبديل مي‌شوند و اگر اين آب‌ها بيشتر از حجم رودخانه باشند، بيرون مي‌ريزند و تبديل به سيل‌هاي مخرب مي‌گردند.
 آب در مسير خود از موانع متعددي مي‌گذرد و کف بر لب مي‌آورد و گاهي کف‌ها در يک مکان، بي حرکت مي‌مانند، ولي آب همواره در حال حرکت است .
حق مانند آب است و باطل همچون کف . همان طور که کف چيز مفيدي نيست و زود هم از بين مي‌رود انگار که ‌اصلاً نبوده‌ است، باطل هم زود از ميان مي‌رود و چيز توخالي و پوچي است، ولي حق و حقيقت هميشه ماندني و نافع است : مانند آب يا آن فلز که ماندني و در جريان است و آن است که براي انسان فايده دارد .
 

5- توصيف اعمال کافران

« مَّثَلُ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِرَبِّهِمْ أَعْمَالُهُمْ كَرَمَادٍ اشْتَدَّتْ بِه‌الرِّيحُ فِي يَوْمٍ عَاصِفٍ لاَّ يَقْدِرُونَ مِمَّا كَسَبُواْ عَلَى شَيءٍ ذَلِكَ هُوَ الضَّلاَلُ الْبَعِيد ؛ مَثَل كسانى كه به پروردگار خود كافر شدند، كردارهايشان به خاكسترى مى‏ماند كه بادى تند در روزى طوفانى بر آن بوزد، از آنچه به دست آورده‏اند هيچ [بهره‏اى] نمى‏توانند برد. »  (ابراهيم/18)
حقيقت اعمال کافران مانند خاکستر است؛ همان طور که خاکستر دوام و ثباتي ندارد و با باد از ميان مي‌رود ، اعمال کافران نيز چون بر پايه ‌ايمان و اعتقاد به خداوند نيست و از اصل نادرست و باطل است ، لذا زود از ميان مي‌رود و دوامي‌ ندارد و اثر و نتيجه‌اي نيز از آن نمي‌گيرند .
شهرى را مَثَل زده است كه ‌امن و امان بود [و] روزيش از هر سو فراوان مى‏رسيد، پس [ساكنانش] نعمت‌هاى خدا را ناسپاسى كردند و خدا هم به سزاى آنچه‌ انجام مى‏دادند، طعم گرسنگى و هراس را به [مردم] آن چشانيد

6- توحيد

توحيد

« فلاَ تَضْرِبُواْ لِلّه ‌الأَمْثَالَ إِنَّ اللّهَ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لاَ تَعْلَمُون*ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً عَبْدًا مَّمْلُوكًا لاَّ يَقْدِرُ عَلَى شَيءٍ وَمَن رَّزَقْنَاهُ مِنَّا رِزْقًا حَسَنًا فَهُوَ يُنفِقُ مِنْهُ سِرًّا وَجَهْرًا هَلْ يَسْتَوُونَ الْحَمْدُ لِلّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لاَ يَعْلَمُونَ*وَضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً رَّجُلَيْنِ أَحَدُهُمَا أَبْكَمُ لاَ يَقْدِرُ عَلَىَ شَيءٍ وَ هُوَ كَلٌّ عَلَى مَوْلاه ‌ايْنَمَا يُوَجِّهه لاَ يَأْتِ بِخَيْرٍ هَلْ يَسْتَوِي هُوَ وَمَن يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَهُوَ عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيم ؛پس براى خدا مَثَل نزنيد كه خدا مى‏داند و شما نمى‏دانيد . خدا مَثَلي مى‏زند ؛ بنده‏اى است زرخريد كه هيچ كارى از او برنمى‏آيد. آيا [او] با كسى كه به وى از جانب خود روزى نيكو داده‏ايم و او از آن در نهان و آشكار انفاق مى‏كند يكسان است!؟ ‏سپاس خداى راست. [نه] بلكه بيشترشان نمى‏دانند. و خدا مَثَلى [ديگر] مى‏زند؛ دو مردند كه يكى از آنها لال است و هيچ كارى از او برنمى‏آيد و او سربار خداوندگارش مى‏باشد، هر جا كه ‌او را مى‏فرستد خيرى به همراه نمى‏آورد، آيا او با كسى كه به عدالت فرمان مى‏دهد و خود بر راه راست است، ‏يكسان است!؟» (نحل/76-74)
مخاطب اين مَثَل مشرکان هستند، کساني که براي خداوند متعال شريک قرار مي‌دهند و غير از او را مي‌پرستند و به زشتي و نادرستي کار خود واقف نيستند. خداوند اين افراد را مورد خطاب و توبيخ قرار مي‌دهد و حقيقت وحدانيت خود را بيان مي‌کند.
 

 7- کفران نعمت

« وَضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً قَرْيَةً كَانَتْ آمِنَةً مُّطْمَئِنَّةً يَأْتِيهَا رِزْقُهَا رَغَدًا مِّن كُلِّ مَكَانٍ فَكَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللّهِ فَأَذَاقَهَا اللّهُ لِبَاسَ الْجُوعِ وَالْخَوْفِ بِمَا كَانُواْ يَصْنَعُون ؛خدا شهرى را مَثَل زده است كه ‌امن و امان بود [و] روزيش از هر سو فراوان مى‏رسيد، پس [ساكنانش] نعمت‌هاى خدا را ناسپاسى كردند و خدا هم به سزاى آنچه‌ انجام مى‏دادند، طعم گرسنگى و هراس را به [مردم] آن چشانيد.» (نحل/112)
احساس امنيت و اطمينان از اهداف مهم هر انساني است که براي رسيدن به ‌آن تمام تلاش خود را مي‌کند و اگر اين امنيت با رزق وسيع نيز همراه شود، براي انسان خوشبختي و سعادت به همراه مي‌آورد.
در اين آيه خداوند متعال براي بندگانش مثال دهکده‌اي را مي‌زند که وسايل رفاه وآسايش ساکنان آن از هر جهت مهياست، وليکن به جاي شکر نعمتي که خداوند به ‌آنها بخشيده، کفران نعمت مي‌کنند و در نتيجه پروردگار قادر، آنچه به ‌آنها بخشيده باز پس مي‌گيرد و آنها را از حالت رفاه و آرامش به حالت بدبختي و نيازمندي مي‌اندازد.
بخش قرآن تبيان

منبع :
 مرکز نورپرتال ، مقاله زهرا فريد



 
تعداد بازديد:1277 آخرين تغييرات:90/01/27
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر