سه شنبه 30 آبان 1396 - 2 ربيع الاول 1439 - 21 نوامبر 2017
صفحه اصلي/قرآن

مقام طبابت قرآن

مقام طبابت قرآن

قرآن طبيب فکر و روح بشر قرآن کريم در ارتباط با انسان، مقاماتي را داراست مقام هدايت و رهبري، تذکر و ارشاد و بشارت و انذار و غيره، از ميان اين مقامات، مقامي خاص وجود دارد که دو خصوصيت مهمّ را داراست:

قرآن طبيب فکر و روح بشر قرآن کريم در ارتباط با انسان، مقاماتي را داراست مقام هدايت و رهبري، تذکر و ارشاد و بشارت و انذار و غيره، از ميان اين مقامات، مقامي خاص وجود دارد که دو خصوصيت مهمّ را داراست:
اول: اغلبِ مقاماتِ ديگر در اين مقام، نهفته است.
دوم: اولين و ضروري‌ترين شأن و مقام، در برخورد با بشريّتِ گمراه و درمانده محسوب ميشود؛ اين کدام شأن و مقام مي‌باشد؟ قرآن پاسخ مي دهد:
«وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَه لِلْمُؤْمِنِينَ وَ لا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلاَّ خَساراً».1
(و پيوسته از قرآن فرو مي‌فرستيم آنچه را که مايه شفاء و رحمت براي مؤمنين ميباشد و ستمگران را چيزي جز سرمايه باختگي نمي‌افزايد).
اين مقام، «مقام طبابت» روح و فکر بشر ميباشد؛ اصلاح انديشه فاسد و درمانِ فساد اخلاقي و آلودگي روح، و اين مقامي است که بشر به بن بست رسيده، در بِدَر، به دنبال يافتنِ آن در جستجو و تکاپوست.
 

ـ طبابت انحصاري قرآن

اين مقام در واقع شأنِ انحصاري خداوندِ عالم مي باشد؛ اين خداست که درمان کننده دردها و امراض بشر مي باشد، از اين رو در دعاي «جوشن کبير و کميل» دردمندانه او را چنين مي‌خوانيم:
«يا طَبيبَ الْقُلُوبِ، يا طَبيبَ مَنْ لا طَبيبَ لَهُ»، «يا مَنِ اسمُهُ دَواءٌ وَ ذِکْرِهُ شِفاءٌ...».
(اي طبيب دل‌ها، اي طبيب آنکه به رايش طبيبي نيست)، (اي کسي که اسمش دارو و يادش شفاست).
بارزترين جلوه طبابتِ خداوند، از طريق کلامش، قرآن و اوليائش، پيامبر و اوصياء پيامبر متحقق گشته است.
قرآن و معصوم ـ عليه السّلام ـ به اذن الهي، مقام طبابت بشر را با هم بر عهده دارند و به همين جهت حضرت علي ـ عليه السّلام ـ پيامبر اسلام را چنين معرّفي مي‌نمايد:
«طَبيبٌ دَوّارٌ بِطِبِّهِ، قَدْ أحْکَمَ مَراهِمَهُ وَ أحْمي مَواسِمَهُ يَضَعُ ذلِکَ حَيْثُ الْحاجَه إلَيْهِ».
(رسول خدا، طبيبي است دوره گرد به همراه طبش، به راستي مرهم‌ها را محکم کرده و ابزار داغ را سخت گداخته است، آن را هر جايي که نياز افتد قرار ميدهد ـ و درمان مي‌کند ـ).
«مِنْ قُلُوبٍ عُمْيٍ وَ آذانٍ صُمٍّ وَ ألْسِنَه بُکُمٍ مُتَتبِّعٌ بِدَوائِهِ مَواضِعَ الْغَفْلَه وَ مَواطِنَ الْحَيْرَه».
(درمان قلوبي که ـ ازديدن حقيقت ـ کور و گوش‌هايي که ـ از شنيدن سخنِ حق ـ کر و زبان‌هايي که ـ از بيان حقيقت ـ لال ميباشند؛ او با دارويش جايگاه‌هاي غفلت و بي‌خبري و مکان‌هاي حيرت و سرگشتگي را جستجو مي‌کند ـ تا درمان نمايد).
«لَمْ يَسْتَضِيئُوا بِأضْواءِ الْحِکْمَه وَ لَمْ يَقْدَحُوا بِزِنادِ الْعُلُومِ الْثاقِبَه فَهُم في ذلِکَ کَالْأنعامِ الْسّائِبَه وَ الْصُّخُورِ الْقاسِيَه».2
(بشريتي که با اشعه حکمت روشني نيافته اند و با آتش زنه علومِ نافذ و رهگشا، در وجودشان جرقه‌اي شکل نگرفته است، پس در اين شرايط، همچون چارپايان سرگشته و رها و صخره‌هايِ سخت غيرقابلِ نفوذ ميباشند ـ که سخت نيازمند رهنمايي و هدايت هستند ـ).
اي مردم از جانب پروردگار شما به سويتان محتوايي سراسر انذار و بشارت و يکپارچه بهبودي بخشِ امراضِ مستقر در سينه هاست و سراسر هدايت و رحمتي گسترده براي مؤمنين است

ـ ايمان به طبابت انحصاري و قطعي قرآن

از آنجا که قرآن کريم سِمَت طبابت را از خداوند عالم اخذ کرده است پس نسخهاش منحصر به فرد و قطعي است:
«يا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جاءَتْکُمْ مَوْعِظَه مِنْ رَبِّکُمْ وَ شِفاءٌ لِما فِي الصُّدُورِ وَ هُديً وَ رَحْمَه لِلْمُؤْمِنِينَ».3
(اي مردم از جانب پروردگار شما به سويتان محتوايي سراسر انذار و بشارت و يکپارچه بهبودي بخشِ امراضِ مستقر در سينه هاست و سراسر هدايت و رحمتي گسترده براي مؤمنين است).
شناسايي اصحاب اعراف در قرآن !
قرآن کريم به تمام حوزه‌هاي معارف انساني، در آنچه که به درمان و هدايت و رشدِ فکر و روح بشر مربوط ميشود، نظر داشته، روشنگري‌ها و ضوابط و احکام آن‌ها را بيان فرموده است و هيچ مسأله‌اي نيست که قرآن آن را فروگذاشته و نظر قطعيِ خود را در آن زمينه بيان نکرده باشد؛ اين وسعت برخورد و قاطعيت در حکم، از استحکام پايگاه قرآن، ناشي ميشود، که سخنِ خالق عالم است و محيط بر همه عوالم، و آگاه بر مصلحت بشر است و در حلِّ معضلات4 خبرگي دارد:
«وَ نَزَّلْنا عَلَيْکَ الْکِتابَ تِبْياناً لِکُلِّ شَيْءٍ وَ هُديً وَ رَحْمَه وَ بُشْري لِلْمُسْلِمِينَ».5
(و به تدريج بر تو کتاب را فرو فرستاديم در حالي که بيانگر هر چيزي است و سراسر هدايت و رحمت و مژده‌اي است براي تسليم شدگان).
بر اين اساس قرآن کريم تمام مکتبها و مدّعيان هدايت و ارشاد بشر را به مبارزه طلبيده مي‌فرمايد:
«قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلي أَنْ يَأْتُوا به مثل هذَا الْقُرْآنِ لا يَأْتُونَ به مثله وَ لَوْ کانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيراً»6
(بگو پيامبر اگر تمام انس و جنّ اجتماع کنند بر اينکه همانند اين قرآن را ارائه دهند ـ هرگز ـ همانندش را نميتوانند بياورند اگر چه گروهي از ايشان مددکار گروه ديگر شوند).
اين هجوم و جسارت قرآن با وجود کبر و غرور مدّعيان، تاکنون بدون پاسخ مانده است، و جرأت رويارويي مستقيم با قرآن را در خود نديده به کذب و افترا و تهمت متوسل شده اند تا شايد از اين طريق، با ستمگري، جلو نفوذ گسترده قرآن را بگيرند.
بنابراين آنکه روي به اين طبيب مي آورد بايد از طبابت مدعيان به يأس رسيده باشد؛ تا اين يأس حاصل نشود و اميدي بجاي ماند، نميتوان از طبابت قرآن بهره مند شد چرا که نسخه‌هاي قرآن، همه با هم مرتبط بوده، در پيوند با هم تأثير خود را ميگذارد، کنار گذاردن بعضي از آن‌ها، موجبِ اختلال در تأثير نسخه‌هاي ديگر گشته، هلاکت را به دنبال مي آورد.
بخش قرآن تبيان

[1] . اسراء/ 82.
[2] . نهج البلاغه، خطبه 108.
[3] . يونس/ 57.
[4] . درکِ کوتاهي و محدوديت ابزار حرکت انساني: غريزه، فکر، عقل، علم و قلب، و ناتواني آن‌ها با توجه به مقاصد بلند انسان (رسيدن به حيات ابدي و قدرت لايزال و عزت پايدار و لذت بيالم دائمي و زيبايي مطلق) به همراهِ انس با قرآن ما را به جامع الاطراف بودن پيام قرآن واقف ميسازد و تأثير عميق آن را در حوزه حس، فکر و استنتاج، عقل و سنجش و کشف و شهود قلبي مي‌يابيم و به درک‌هاي گستردهتر از روابط خود با خود و جهانِ بيرون نايل مي‌شويم.
[5] . هُديً: جهت سير انسان، رَحْمه: عنايت و لطف و عطوفت و همراهيِ خداوند، بُشْري: اميد بخشيدن در زمينه اضطرار و حيرت و بيچارگي را ميتواند اشاره کند.
[6] . اسراء/ 88
ولي الله نقي پور ـ تدبر در قرآن



 
تعداد بازديد:1494 آخرين تغييرات:90/01/29
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر