سه شنبه 13 خرداد 1399 - 10 شوال 1441 - 2 ژوئن 2020
صفحه اصلي/اجتماعي(جوانان، خانواده، بانوان و...)

زن ، حیا و میل به خودنمایی

زن ، حيا و ميل به خودنمايي

در اين سري مقالات بر آنيم تا با قبول ميل به خود نمايي در خانم ها و همچنين صفت حيا ، راهکار عملي اسلام براي بهداشت رواني زنان را تبيين کنيم :

 

1. اختصاص غريزه تبرّج به زنان
يكي از ويژگي‏هاي مهم زنان، خصيصه تبرّج و خودنمايي است كه به صورت غريزي و طبيعي در آنان وجود دارد. قرآن در دو آيه از آيات حجاب، از تبرّج و خودنمايي زنان صحبت كرده و آن را محدود به محيط خانواده كرده است. در يك جا مي‏فرمايد: (وَلاَ تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَي) (احزاب: 33) اي زنان (در برابر نامحرم) ظاهر نشويد و خودنمايي نكنيد؛ مانند خودنمايي دوران جاهليت نخستين؛ در آيه ديگر مي‏فرمايد: (غَيْرَ مُتَبَرِجاتٍ بِزينَهٍ) (نور:60) زنان، (در برابر نامحرمان) با زينت‏هاوآرايش‏هايشان‏خودنمايي‏نكنند.
غريزه خودنمايي و تبرّج از ويژگي‏هاي  زنانه است و در مردان کمتر است. به همين دليل پوشش و حجاب براي زنان واجب شده است.البته اين موضوع به اين مفهوم نيست که مردان هيچ محدوديتي در پوشش ندارند .
قرآن در اين آيات فقط زنان را از تبرّج و خودنمايي و به نمايش گذاشتن جاذبه‏هاي جنسي خود در برابر نامحرم نهي كرده و از تبرّج مردان سخني نگفته است. از ظاهر اين مطلب فهميده مي‏شود كه غريزه خودنمايي و تبرّج از ويژگي‏هاي  زنانه است و در مردان کمتر است. به همين دليل پوشش و حجاب براي زنان واجب شده است.البته اين موضوع به اين مفهوم نيست که مردان هيچ محدوديتي در پوشش ندارند .
 
شهيد مطهّري درباره آثار اين غريزه و نيز اختصاص آن به زنان مي‏گويد: «اما علت اينكه در اسلام دستور پوشش اختصاص به زنان يافته است، اين است كه ميل به خودنمايي و خودآرايي مخصوص زنان است. از نظر تصاحب قلب‏ها و دل‏ها، مرد شكار است و زن شكارچي؛ همچنان كه از نظر تصاحب جسم و تن، زن شكار است و مرد شكارچي. ميل زن به خودآرايي از اين نوع حس شكارچي‏گري او ناشي مي‏شود. اين زن است كه به حكم طبيعت خاص خود، مي‏خواهد دلبري كند و مرد را دلباخته و در دام علاقه خود اسير كند، انحراف تبرّج و برهنگي از انحراف‏هاي مخصوص زنان است و دستور پوشش هم براي آنان مقرر گرديده است.»6
وجود اين غريزه براي متمايل كردن مرد ـ جنس مذكر ـ به زن ـ جنس مؤنث ـ است تا بدين‏وسيله، مقدّمات ازدواج و زندگي مشترك را بين آنان فراهم كند.
درباره غريزه خودنمايي و تبرّج، غير از منابع اسلامي، برخي از دانشمندان نيز مطالب جالبي دارند. خانم جينا لمبروزو (G,Lombroso) روان‏شناس معروف ايتاليايي، در اين‏باره مي‏گويد: «در زن علاقه به دلبر بودن و دل‏باختن، مورد پسند بودن و مايه خرسند شدن بسيار شديد است.»7 در جاي ديگري مي‏گويد: «يكي از تمايلات عميق و آرزوهاي اساسي زن آن است كه در چشم ديگران اثري مطلوب بخشيده و به وسيله حسن قيافه، زيبايي اندام، موزون بودن حركات، خوش آهنگي صدا، طرز تكلّم و بالاخره شيوه خرام خود، مطبوع طباع واقع گشته، احساسات آن‏ها را تحريك نموده و روحشان را مجذوب سازد.»8همچنين درباره تأثير غريزه خودآرايي و تبرّج در زندگي زنان مي‏گويد: «ميل به جلب ديگران، بزرگ‏ترين و مهم‏ترين محرّك زندگاني زن محسوب مي‏شود.»9
ويل دورانت نيز درباره آثار غريزه تبرّج زن مي‏گويد: «زن ميل دارد بيشتر مطلوب باشد، نه طالب، و به همين جهت، در ارج‏گذاري و تقدير آن جاذبه‏هايي كه مايه تشديد ميل مرد است، استاد است.» بنابراين، اصل وجود اين غريزه و اختصاص آن به زن در بين دانشمندان پذيرفته شده است.10
 
مد
2. پرورش و توجه به غريزه تبرّج در اسلام
غريزه خودنمايي و خودآرايي مانند ساير غرايز آدمي، نيازمند قانونمندي و كنترل است؛ يعني بايد از افراط و تفريط در آن پرهيز شود؛ زيرا عدم كنترل اين غريزه، چه از لحاظ افراط و چه از لحاظ تفريط، براي زن زيانبخش است و سلامتي او را به خطر مي‏اندازد. از اين‏رو، در دين اسلام براي اين غريزه حد و حدود ويژه‏اي تعيين شده است و همان‏گونه كه آزادي بي‏حد و حصر آن ممنوع گرديده و براي كنترل آن حجاب واجب شده، بي‏توجهي به آن نيز مذموم شمرده شده است. به همين دليل، در برخي روايات، آرايش كردن براي زنان يك ضرورت تلقّي شده و بي‏توجهي به آن به معناي ناديده گرفتن غريزه خودآرايي، مورد نكوهش قرار گرفته است. در اينجا به بعضي از اين روايات اشاره مي‏شود:
در حديثي از پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله) در مورد ويژگي‏هاي بهترين زنان نقل شده است كه فرمودند: «بهترين زنان شما زني است كه بسيار با محبت باشد، عفيف و پاك‏دامن باشد، نزد اقوامش عزيز و محترم باشد، با شوهرش متواضع و فروتن باشد، براي او خودآرايي و تبرّج داشته باشد و در برابر نامحرم عفيف باشد.» در اين حديث، دقيقا به همان تبرّجي كه قرآن آن را براي زن در مقابل نامحرم ممنوع كرده، نسبت به شوهرش سفارش شده است.11
در روايت ديگري، امام صادق(عليه‌السلام) مي‏فرمايد: «براي زن سزاوار نيست كه بدون زيور و آرايش باشد، حتي اگر يك گردن‏بند باشد؛ و سزاوار نيست دستش از رنگ حنا خالي باشد، اگرچه پير باشد.»12 همچنين مي‏فرمايد: «لا تُصَلِّي الْمَرأَةُ عُطُلا»؛ زن بدون زيور و آرايش نماز نخواند.13 امام باقر(عليه‌السلام) نيز در روايتي مي‏فرمايد: «لَمْ تَزَلِ النِّساءُ يَلْبِسْنَ الْحِلْي»؛ زنان همواره از زيور استفاده كنند.14
در برخي روايات دستوراتي براي زيبا شدن زنان داده شده، است. براي مثال، امام علي(عليه‌السلام) مي‏فرمايد: «كاري را كه بيش از حد توانايي زن است به او وامگذار؛ زيرا (اگر زنان از كارهاي سخت و طاقت‏فرسا به دور باشند) براي حال آن‏ها و شادابي روحي و دوام زيبايي آن‏ها بهتر است؛ چرا كه زن گل بهاري است (لطيف و حساس)، نه پهلواني سختكوش.»15
همچنين رسول اكرم(صلي الله عليه و آله) پس از اينكه به همه زنان، چه شوهردار و چه بدون شوهر، دستور مي‏دهد دايم خضاب كنند (و دست و صورت خود را به حنا و رنگ‏هاي زيبا آرايش كنند) مي‏فرمايد: «اما زنان شوهردار براي شوهرانشان زينت كنند و اما زنان بدون شوهر، به اين دليل خضاب كنند كه دستشان شبيه دست مردان نشود (و لطيف و زيبا بماند.)»16
همچنين در روايت ديگري آمده است: پيامبر به مردان فرمود: «ناخن‏هاي خود را كوتاه كنيد» و به زنان فرمود: «ناخن‏ها را كوتاه نكنيد؛ زيرا شما را زيباتر مي‏كند.» حتي آن حضرت از بعضي زنان به خاطر اهميت ندادن به آرايش و زيبايي، انتقاد كرده است.17
حجاب
اهميت زينت كردن و آرايش زنان به حدي است كه پوشش بعضي از لباس‏ها مثل ابريشم و طلا به علت خاصيت زيبايي‏شان به زنان اختصاص يافته است18 امام باقر(عليه‌السلام) مي‏فرمايد: «خداوند طلا را در دنيا زينت زن قرار داد و بر مردان حرام كرد.» 19 در برخي روايات آمده كه «ائمّه اطهار(عليهم‌السلام) زنانشان را با طلا و نقره زينت مي‏كردند و بر اين كار اصرار داشتند.»20
از روايات ديگري كه حاكي از اهميت اسلام به آرايش و تجمّل براي زن است، حديثي از پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله) است كه حتي به زناني كه شوهران نابينا دارند دستور مي‏دهد خود را با بوي خوش و حنا آرايش كنند. امام صادق(عليه‌السلام) فرمود: از رسول خدا سؤال شد: زن چگونه براي شوهر نابينا آرايش كند؟ فرمود: با استعمال عطر و خضاب كردن، كه نوعي بوي خوش است.21
 
از رواياتي كه در اين باب وجود دارند ، و تنها بعضي از آن‏ها در اينجا ذكر شدند ، مي‏توان نتيجه گرفت كه اگر دين اسلام از تبرّج و خودنمايي زن براي نامحرم نهي كرده، در مقابل به او دستور داده است در صورتي كه در انظار نامحرم نباشد، حتما تبرّج و خودنمايي داشته باشد، به ويژه اگر در محضر شوهرش باشد. بنابراين، دين اسلام غريزه خودنمايي و تبرّج زن را ناديده نگرفته، بلكه به آن اهميت هم داده است و تلاش كرده زنان علاوه بر دارا شدن زيبايي دروني و اخلاقي، از نظر ظاهري هم جذّاب و زيبا باشند؛ زيرا توجه به آرايش و زيبايي ظاهري نه تنها پاسخي منطقي و صحيح به اقتضاي طبيعي و غريزه آنان در جلوه‏گري و جلب توجه ديگران است، بلكه سبب مي‏شود زن شادتر و بانشاط تر باشد و از اين طريق، شادابي و نشاط را به زندگي خانواده‏اش نيز وارد كند؛ زيرا يكي از عوامل مهم با نشاط بودن زن، داشتن ظاهري زيبا و دلپسند است كه شوهرش را پي‏درپي به وجد آورد و خود نيز از اين طريق به وجد آيد.
كوشش زن در جذّاب بودن و آرايش كردن براي شوهر، ضمن اينكه نياز طبيعي زن به خودنمايي و تبرّج را ارضا مي‏كند، وي را از جلوه‏گري و خودنمايي براي مردان‏نامحرم نيز بي‏نياز مي‏سازد؛ زيرا او براي شوهري خودآرايي كرده است كه حقيقتا به او عشق مي‏ورزد و در دوستي‏اش وفادار است.
بدين‏سان، هم نياز غريزي او به آرايش و تجمّل اشباع شده و هم از آفات‏وانحرافات رهايي يافته و آسيبي به‏سلامت‏رواني‏اووارد نشده است.

در مقاله ي بعد راجع به افراط و تفريط در غريزه ي تبرج و همچنيمن مطالبي پيرامون غريزه ي حيا مي خوانيد.

 
پي نوشت ها:
1 ـ علي‏بن حسام‏الدين المتقي، كنزالعمّال في سنن‏الاقوال و الافعال، انتشارات مؤسسة الرساله، ج 3، ص121.
2 ـ عبدالواحد آمدي، غررالحكم و دررالكلم، بيروت، مؤسسة الاعلمي للمطبوعات، حديث 1168.
3 Exhibitionism.
4 ـ يا اَيَّتها النفسُ المُطمَئِنَه اِرجَعي اِلي رَبِّكَ راضيةً مرضيةً» (فجر: 27و 28) تو اي روح آرام يافته! به سوي پروردگار بازگرد، در حالي كه هم تو از او خشنودي و هم او از تو خشنود است.
5 ـ يَومَ لايَنفَع مال و لابنون الاّ من اتَي اللّه بقلب سليم (شعراء: 88و 89.
6 ـ مرتضي مطهري، نظام حقوقي زن در اسلام، تهران، صدرا، 1379، ج 19، ص436.
7 ـ جينا لمبروزو، روح زن، ترجمه پري حسام شه رئيس، تهران، دانش، 1369، ص 15.
8 ـ همان، ص 42.
9ـ همان، ص 44.
10ـ ويل دورانت، لذات فلسفه، ترجمه عباس زرياب، تهران، انتشارات سازمان آموزش انقلاب اسلامي، 1369، ص223.
11 ـ «اَلْوَدُودُ الْعَفيفَةُ، اَلْعَزيزَةُ في اَهْلِها، اَلذَّليلَةُ مَعَ بَعْلِها، اَلْمُتَبَرِّجَةُ مَعَ زَوجِها، الْحِصانُ مَعَ غَيْرِهِ.»؛ محمدبن يعقوب كليني، اصول كافي، تهران، دارالكتب الاسلاميه، 1367، ج 5، ص324.
12 ـ «لايَنْبَغي لِلْمَرأةِ اَنْ تُعَطَّلَ نَفْسَها وَلو اَنْ تَعَلَّقَ في عُنُقِها قَلادَةً، وَ لايَنْبغي لَها اَنْ تَدَعَ يَدَها مِنَ الْخِضابِ وَ لَوْ اَنْ تَمْسَحَها بِالْحَناءِ مَسْحا وَ اِنْ كانَتْ مُسِنَّةً.»؛ شيخ حرّ عاملي، پيشين، ج 4، ص 459.
13ـ همان.
14 ـ محمدبن يعقوب كليني، پيشين، ج 6، ص475.
15 ـ «لاتُمَلَّكُ الْمَرْأَةُ مِنَ الْاَمْرِ ما يُجاوِزُ نَفْسَها، فَاِنَّ ذلِكَ اَنْعَمُ لِحالِها وَ اَرْخي لِبالِها وَ اَدْوَمُ لِجَمالِها، فَاِنَّ الْمَرْأَةَ رِيْحانَةٌ لَيْسَتْ بِقَهْرَمانَهٌ.»؛ شيخ حرّ عاملي، پيشين، ج 20، ص168.
16 ـ «اَمّا ذاتُ الْبَعْلِ فَتَزَيَّنَ لِزَوجِها وَاَمّا غَيرُ ذاتِ الْبَعْلِ فَلا يُشْبِهُ يَدَهُ يَدَ الرِّجالِ.»؛ همان، ج 2، ص97.
17 ـ قال رَسُولُ اللهِ(صلي الله عليه و آله) لِلرِّجالِ: قَصُّوا اَظافيرَكُمْ، وَلِلنِّساءِ اُتْرُكْنَ فَاِنَّهُ اَزْيَنُ لَكُنَّ.»؛ محمدبن يعقوب كليني، پيشين، ج 6، ص491.
18 ـ شيخ حرّ عاملي، پيشين، ج 4، ص380.
19 ـ «جَعَلَ اللهُ الذَّهَبَ في الدُّنْيا زينَةَ النِّساءِ فَحرَّمَ عَلَي الرِّجالِ لُبْسَهُ.» همان، ص 414.
20 ـ محمدبن يعقوب كليني، پيشين، ج 5، ص324.
21 ـ شيخ حرّ عاملي، پيشين، ج 20، ص167.
 
منبع : مجله ي علمي تخصصي معرفت
تنظيم براي تبيان : داوودي
 
مقالات مرتبط :



 
تعداد بازديد:3136 آخرين تغييرات:90/01/30
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر