شنبه 27 مرداد 1397 - 6 ذي الحجه 1439 - 18 آگوست 2018
صفحه اصلي/دين و انديشه

بانویی که اندیشه شیعی را بروز اجتماعی داد !

بانويي که انديشه شيعي را بروز اجتماعي داد !

در اين نوشتار تأکيد بر شخصيت و وجود مبارک حضرت فاطمه زهرا(سلام الله عليها) پس از رحلت پيامبر(صلي الله عليه وآله) است و اين موقعيت اوج حضور اجتماعي ايشان دانسته شده است.


مطلب حاضر برگرفتي از گفت وگويي مفصل با دکتر محسن الويري، استاد تاريخ اسلام دانشگاه امام صادق (عليه السلام) است .

در يک نگاه کلي اگر بخواهيم جامعه به يادگار مانده از پيامبر(صلي الله عليه وآله) را ترسيم کنيم، بايد بگوييم که اين مجموعه به‌هم‌پيوسته يک تعامل دروني با خود و يک تعامل بيروني با محيط اطرافش دارد.
در يک نگاه کلي، تعاملات بيروني اين مجموعه، حکايت از اين دارد که اين مجموعه يک کل به هم پيوسته منسجم است که آمادگي و استعداد لازم را براي امتداد هر چه بيشتر دارد.
پيامبر(صلي الله عليه وآله) پس از تأسيس حکومت در مدينه در مراحل مختلف، اين حکومت را بسط دادند، به‌طوري که حکومت کوچک اسلامي با مرکزيت مدينه با قبايل اطراف خود پيمان دوستي بست و مدتي پس از آن، از اين هم فراتر رفت و شهرهاي ديگر را نيز تحت سلطه مرکزي خود درآورد. بعدها در سال هشتم هجري مکه نيز فتح شد. فتح مکه به يک معنا، فتح اصلي‌ترين کانون مقاومت در سرزمين حجاز بود. يک سال بعد، در سال نهم هجرت، تقريبا تمام حجاز تحت قدرت و مرکزيت دولت مدينه درآمد.
اما پيامبر(صلي الله عليه وآله) به اين بسنده نکردند و به بسط اسلام همت گماردند و اين جريان هيچ‌گاه به خاموشي نگراييد.
هنگامي که هنوز مکه فتح نشده بود، پيامبر(صلي الله عليه وآله) در پرتو آرامش صلح حديبيه بلافاصله به سران قدرت‌هاي آن روزگار نامه نوشتند و 7پادشاه بزرگ آن روزگار را به اسلام دعوت کردند.
ايشان براي اسلام جوهره اصيلي را درنظر گرفته بودند که امتداد اجتماعي آن حد و مرزي نمي‌شناخت و به‌طور کلي پيامبر(صلي الله عليه وآله) حرکت خود را براي يک خيزش بلند اجتماعي در نظر گرفته بود؛ اين حرکت همان است که ما در زمان خلفا از آن به‌عنوان فتوحات ياد مي‌کنيم.
در واقع فتوحات تصميم و کار خلفا نبود، بلکه تصميمي بود که پيامبر(صلي الله عليه وآله) اتخاذ و آغاز کرده بودند؛ هر چند پس از رحلت‌شان مدتي متوقف ماند و در اواخر خلافت ابوبکر دوباره ازسر گرفته شد.
پس جامعه به يادگار مانده از پيامبر(صلي الله عليه وآله) از يک سو در بيرون از خود کليتي منسجم دارد، به‌طوري که قابليت خيزشي فراگير را براي خود فراهم مي‌کند و از سوي ديگر همين مجموعه درون خود بنابر دلايل مختلف مثل عامل سرعت نسبي گسترش اسلام و نظاير آن، انسجام لازم را نداشت و جامعه‌اي نوپا و شکننده بود که به‌دليل تضادهاي دروني‌‌اش به وجه خاصي شکننده مي‌نمود.
کساني که نشانه‌هايي را که ما براي مردم در آيات روشني نازل کرديم، کتمان کنند، از رحمت خدا به دور هستند و لعنت‌کنندگان آنها را لعنت مي‌کنند
پس از رحلت پيامبر(صلي الله عليه وآله) مشاهده مي‌کنيم که حدود 14قسمت و ناحيه، از تبعيت دولت مرکزي روي برتافتند و حوادثي به نام جنگ‌هاي رَده، پيش آمد.
حضرت زهرا(سلام الله عليها) در جامعه وارد عرصه‌اي اجتماعي مي‌شوند که از بيرون در حال گسترش است و از درون بسيار شکننده.
اگر بپذيريم که آنچه در سقيفه اتفاق افتاد فراتر از صرف غصب حکومت از يک فرد است، به اين مسئله مي‌رسيم که نزد اهل‌بيت(عليه السلام) دغدغه اصلي اين است که آن تفکري که مي‌خواهد بر جامعه حکومت کند و جامعه اسلامي را به سويي ببرد، چه نوع تفکري است.
حاکم قطعا مي‌تواند آموزه‌ها را عينيت ببخشد، اما بحث اصلي اين است؛ اسلامي که قرار است عالمگير شود، با کدام تفکر و انديشه هدايت خواهد شد.
با پذيرفتن اين دغدغه از جانب اهل بيت(سلام الله عليها)، مي‌بينيم که حضرت علي(عليه السلام) به‌دليل وضعيت خاص و نفوذ عميقي که در جامعه داشته‌اند و با در نظر داشتن وضعيت جامعه، برايشان اين امکان وجود نداشت که بتوانند وارد صحنه شوند و اين فکر و دغدغه را به صورتي دقيق در همان مقطع کوتاه زماني مطرح کنند، چرا که تلاش براي مطرح کردن آن انديشه مي‌توانست پيامدهاي جبران‌ناپذيري داشته باشد. از سوي ديگر نمي‌توان حقيقت را مکتوم داشت و بايد آن را عرضه کرد.
آيه 159 سوره بقره، آيه‌اي است که بسيار مهم است و نکته‌اي را در اين رابطه بيان مي‌کند. ، اين آيه مي‌فرمايد: «کساني که نشانه‌هايي را که ما براي مردم در آيات روشني نازل کرديم، کتمان کنند، از رحمت خدا به دور هستند و لعنت‌کنندگان آنها را لعنت مي‌کنند.»
در واقع نمي‌توان انديشه درستي که به اعتقاد ما توانايي لازم را براي تداوم‌بخشي انديشه نبوت داشت، کتمان کرد. سکوت اميرالمؤمنين(عليه السلام) مي‌توانست به مثابه کتمان حق و عدم‌سکوت ايشان نيز مي‌توانست برهم زننده نظم شکننده آن جامعه باشد. بدين‌سان حضرت علي(عليه السلام) به وضعيت متناقض‌نمايي دچار شده بود.
در چنين مقطعي و براي حل اين معماست که حضرت زهرا(سلام الله عليها) وارد ميدان مي‌شوند و به شکلي بسيار کم‌نظير و در محدوده‌اي وسيع، دست به يک رشته فعاليت گسترده سياسي مي‌زنند.
مصلحت گرايي تنيده با ولايت
اگر به نوعي نگاه مصلحت‌گرا قائل باشيم، که البته به معناي فنا کردن حقيقت نيست، بلکه مصلحتي است که با ولايت در‌هم‌تنيده است، مي‌توانيم بگوييم که وجه مصلحت گرايي را حضرت علي(عليه السلام) برعهده گرفتند و وجه حقيقت نمايي را حضرت زهرا(سلام الله عليها) بر دوش کشيدند؛ به عبارت ديگر حفظ آن حداقل نظم و انسجام اجتماعي و هويت جامعه بجا مانده از پيامبر(صلي الله عليه وآله) بر دوش اميرالمؤمنين(عليه السلام) قرار گرفت.
حضرت فاطمه زهرا
پيرامون اين مسئله ابن‌ابي‌الحديد در شرح نهج‌البلاغه، خود، از حضرت نقل مي‌کنند: «من ديدم که صبر کردن بر آنچه اتفاق افتاده است برتر از چند دستگي در ميان مسلمانان است»؛ يعني وحدت گرايي‌اي که اميرالمؤمنين پايه‌گذار آن بودند، اقتضاء مي‌کرد که ايشان شکيبايي بورزند؛ اين همان مصلحت‌گرايي است.
اما نص صريح قرآن نيز بر کتمان نکردن حق تأکيد دارد. پس اين وجه حقيقت‌نمايي را حضرت زهرا(سلام الله عليها) با روش‌هاي مختلف محاجه با افراد، ايراد خطبه، ملاقات با زنان و استفاده از فرصت‌هاي ديگر، بر عهده گرفتند. شايد اگر حضرت اين وجه را بر عهده نمي‌گرفتند اکنون سکوت حضرت علي(عليه السلام) براي ما جاي اين پرسش را باقي‌مي‌گذاشت که چرا ايشان حق را با توجه به اينکه اساسا بيان حق، جزو رسالت امام محسوب مي‌شود، کاملا عيان نکردند.
بانويي که انديشه شيعي را بروز اجتماعي داد!
هنگامي که حضرت زهرا(سلام الله عليها) با تلاش فراوان، به آشکار کردن حق پرداختند، منظور، تذکر و توجه دادن جامعه به وجود جريان فکري اهل بيت(عليه السلام) بود.
البته نبايد اين سخن اينگونه تلقي شود که حضرت زهرا(سلام الله عليها) فکر شيعي را پايه‌گذاري کرده‌اند بلکه ايشان وجه حقيقت‌نمايي را برعهده گرفتند و اين حقيقت‌نمايي به اين نتيجه انجاميد که براي نخستين بار تفکري که تفکر شيعه ناميده مي‌شد، در سطح عامه مردم يک بروز اجتماعي يافت و به تدريج اين نحوه تفکر در دهه‌هاي بعدي قوام لازم را پيدا کرد.
مرز بندي حقيقت نمايي حضرت زهرا (س)
همچنين بايد گفت که حد حقيقت نمايي حضرت زهرا(سلام الله عليها) مرز مشخصي دارد، چرا که ايشان مي‌دانستند که آن جريان اصلي که مي‌تواند از اين فضا سوءاستفاده کند و بهره بگيرد و زهر خود را بريزد، جرياني است که اکنون چهره‌اي آشکار در صحنه ندارد.
همه ما مي‌دانيم که در جنگ بدر و احد، سپاه اسلام در مقابل کفار و مشرکين مکه قرار گرفته بود، اما در ماجراي سقيفه و ماجراهاي بعد از آن ، مسلمانان درمقابل هم قرار گرفتند . در اينجا اين بصيرت حضرت زهرا سلام الله عليها بود که با کلان‌نگري و آينده‌نگري سياسي مي‌تواند پشت پرده‌ها را ببيند
 گذري کوتاه بر گفتگوها در سقيفه
پس از سقيفه بين ابوسفيان و حضرت علي(عليه السلام) گفتگويي درگرفت و حضرت علي(عليه السلام) در جواب ادعاي مساعدت ابوسفيان فرمودند: «تو همچنان به‌دنبال فتنه هستي و ما نيازي به خيرخواهي تو نداريم.» حضرت زهرا(سلام الله عليها) نيز در عين اينکه از سقيفه و فدک به‌طور آشکار سخن مي‌گفتند، در ملاقات با‌ ام‌سلمه جمله‌اي را مطرح کردند که با تبيين آن، مرز حقيقت‌نمايي ايشان مشخص مي‌شود. حضرت در جواب احوالپرسي ‌ام‌سلمه مي‌فرمايند: «با غم و ناله‌اي از رحلت پيامبر و از ستمي که بر جانشين او شده است، شب را به صبح مي‌رسانم. نسبت به حضرت علي(عليه السلام) پرده دري شده و اينها حقد و کينه بدر و احد است.»
همه ما مي‌دانيم که در جنگ بدر و احد، سپاه اسلام در مقابل کفار و مشرکين مکه قرار گرفته بود، اما در ماجراي سقيفه و ماجراهاي بعد از آن ، مسلمانان درمقابل هم قرار گرفتند .
در اينجا اين بصيرت حضرت زهرا سلام الله عليها بود که با کلان‌نگري و آينده‌نگري سياسي مي‌تواند پشت پرده‌ها را ببيند .
سلام ودرود بر آن بانوي سياست مدار علي
سلام و درود بر آن بانويي که غير از توحيد و ولايت مسيري را برنگزيد .
 
گروه دين تبيان

منابع :
روزنامه همشهري
سايت حوزه



 
تعداد بازديد:1039 آخرين تغييرات:90/02/20
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر