شنبه 3 تير 1396 - 29 رمضان 1438 - 24 ژوئن 2017
صفحه اصلي/قرآن

مشورت ، مهمترین اصل اجتماعی

مشورت ، مهمترين اصل اجتماعي

وقتي انديشه اي بزرگ يا کاري مهم، فکرت را درگير مي کند، اولين راهي که انتخاب مي کني، چيست؟


وقتي انديشه اي بزرگ يا کاري مهم، فکرت را درگير مي کند، اولين راهي که انتخاب مي کني، چيست؟ ... روي کاغذ مي آوري اش ... جوانبش را خوب مي سنجي ... درباره اش تحقيق مي کني ... ابعاد و اندازه هايش را در نظر مي گيري ... مشکلات احتمالي را پيش رويت مي آوري ... شايد از ديگران نظرخواهي هم مي کني ... گزينه آخر، هم مهم است و هم لازم و ضروري ...

مشورت
مهم ترين اصل اجتماعي
خداوند مشورت را مهم ترين اصل اجتماعي مي داند و مي فرمايد:«وَ الَّذِينَ اسْتَجابُوا لِرَبِّهِمْ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ أَمْرُهُمْ شُورى بَيْنَهُمْ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ ؛ و آنها كه دعوت پروردگارشان را اجابت كرده و نماز را برپا داشته و كارهايشان به طريق مشورت در ميان آنها صورت مى گيرد، و از آنچه به آنها روزى داده ايم انفاق مى كنند».(1)
وقتى كسى خود را بى ‏نياز از ديگران مى‏ بيند، هر چند كه از نظر انديشه قوى باشد، شخصيت مردم را ناديده مى‏ گيرد ، انديشه ‏ها را متوقف مى ‏كند ، استعدادهاى آماده را نابود مى‏ سازد . بدين ترتيب بهترين سرمايه و پشتوانه يك حكومت و نظام از بين مى ‏رود و سير انحطاط آغاز مى ‏شود. بهترين افراد و محكم ترين نظام ها در صورت فرو رفتن در استبداد به هلاكت مى‏ رسند و اين حقيقتى گريز ناپذير است كه بر زبان امام بيان، اميرمؤمنان عليه السلام چنين آمده است: «مَنِ استَبَدَّ بِرَيِهِ هَلَكَ وَمَن شاوَرَ الرَّجالَ شارَكَها فى عُقولِها؛ هر كس خود رأى شد هلاك مى شود و هر كس با افراد صاحب نظر مشورت كند در عقل آنان شريك مى شود».
(2)
 
مهمترين ويژگي يک حکومت مطلوب
هر انسانى و هر نظامى در نتيجه استبداد رأى بدون پشتوانه مى‏شود. مهم ترين جنبه يك حكومت، مردمى بودن آن است كه نقش بهترين پشتوانه را بازى مى‏ كند و مردم با اعتبار يافتن و شركت در امور است كه نقش واقعى خود را مى‏ يابند. شركت دادن مردم در مسائل، در قالب مشورت با ايشان پشتوانه ‏اى گران سنگ براى هر نظامى است.
مشورت كردن در امور مايه پشت‏ گرمى و خاطر جمعى است(3) و خوب يارى كردن يكديگر در مشورت است(4)؛ زيرا با مشورت است كه هر يك ديگرى را به آنچه صلاح او باشد، راهنمايى مى ‏كند و راه درست نمايان و پيروزى حاصل مى ‏شود(5) و هر كه با عقلا وخردمندان مشورت كند، به دور انديشى و درستى (گفتار و كردار) رسد.(6)
اين مفهوم واقعى شوراست كه چون عسلِ استخراج شده است؛ زيرا «شورا» از «شارالعسل» گرفته شده است و به معناى بيرون آوردن عسل از كندو و عسل استخراج شده مى ‏باشد.(7)
رسول خدا صلّي الله عليه و آله فرمود: « ما تَشاوَرَ قَومٌ إِلاّ هُدوا إِلى رُشدِهِم؛ هيچ ملّتى با هم مشورت نكردند مگر آن كه راه درست خود را پيدا كردند»
تصميم گيري هايمان را ايمن سازيم !
مشورت باعث مى ‏شود که با بهره‏ گيرى از خرد ديگران، موارد خطا بهتر شناخته و از فرو رفتن در آنها اجتناب شود: « مَنِ استَقبَلَ وُجوهَ الآراءِ عَرَفَ مَواقِعَ الخَطأَ؛ کسى که از افکار ديگران استقبال کند، موارد خطا را مى ‏شناسد».(8) براى پرهيز از اشتباه و جلوگيرى از لغزش، بايد انديشه ‏ها و آرا را به هم زد تا از تضارب آنها آنچه راست و درست است، ظهور کند: « اِضرِبُوا بعضَ الرأيِ ببعضٍ يَتَوَلَّد مِنهُ الصَّوابُ؛ برخى از آرا را به برخى ديگر بزنيد تا رأى درست زايد و به دست آيد، بدين ترتيب است که پشيماني ها کاسته خواهد شد».(9)
سلامت تصميم‏گيرى‏ ها در گرو مشورت است. جامعه ‏اى که فاقد سنت مشورت است، در تب و تاب خود محوري ها وخودسري ها مى سوزد و در عدم تعادل سير مى کند و جامعه ‏اى که در آن، شورا يک اصل مسلم است و از اجزاى ضرورى حيات آن محسوب مى ‏شود؛ بهترين راه و کامل ترين مسير در برابرشان گشوده خواهد شد، همان طور که رسول خدا صلّي الله عليه و آله فرمود: « ما تَشاوَرَ قَومٌ إِلاّ هُدوا إِلى رُشدِهِم؛ هيچ ملّتى با هم مشورت نكردند مگر آن كه راه درست خود را پيدا كردند».(10)
اصولاً مردمى که امور مهم خود را با مشورت يکديگر انجام مى ‏دهند، کمتر گرفتار لغزش و پشيمانى مى ‏شوند و آنان که گرفتار خودرأيى و استبدادند، هر چند افراد فوق ‏العاده‏اى باشند، اغلب در اشتباه به سر مي برند و موجب تنش هاى اجتماعى - سياسى مى‏ شوند.
فقدان سنت مشورت در جامعه، شخصيت مردم را مى کشد و رشد افکار را متوقف مى سازد. چنين مردمى شايستگى زندگى حقيقى را از دست مى ‏دهند. آنها مرده ‏هاى زنده ‏اند؛ چنانکه در حديث شريف نبوى به اين حقيقت اشاره شده است: « إذا کانَ أُمَراؤُکُمْ خِيارَکُم وَ أغْنِياؤُکُم سُمَحائَکُم وَ أمْرُکُمْ شُوْرَي بَيْنَکُمْ فَظَهْرُ الأرْضِ خَيْرٌ لَکُمْ مِنْ بَطْنِها وَ اِذا كانَ أمَرائُكُمْ شِرارَكُمْ وَ اَغْنِيائُكُمْ بُخَلائَكُمْ وَلَمْ يَكُنْ اَمْرُكُمْ شُوري بَيْنَكُمْ فَبَطْنُ اْلاَرْضِ خَيْرٌ لَكُمْ مِنْ ظَهْرِها؛ هنگامى که زمامداران شما نيکانتان و توانگران شما سخاوتمندانتان باشند و کارهايتان به مشورت انجام شود، در اين موقع روى زمين از زير زمين براى شما بهتر است (شايسته زندگى و بقا هستيد)، ولى اگر زمامدارانتان بدان و توانگرانتان افراد بخيل باشند و کارهاى به مشورت برگزار نشود، در اين صورت زير زمين از روى آن براى شما بهتر است».(11)
 
پي نوشت ها:
1.شوري : 38.
2. نهج البلاغه ، ح 161. 
3. شرح غررالحکم ، ج 1، ص 52.
4.همان ، ج6 ، ص157.
5. ج 5 ، ص 337.
6. همان ، ص 396.
7.مجمع البيان ، ج 1، ص 526.
8. نهج‏البلاغه ،ح‏173.
9. شرح غررالحکم ، ج 2، ص 266.
10. تحف العقول ، ص 233.
11. همان ، ص 426.
 
زهرا رضائيان
بخش قرآن تبيان



 
تعداد بازديد:1068 آخرين تغييرات:90/02/21
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر