جمعه 27 فروردين 1400 - 4 رمضان 1442 - 16 آپريل 2021
صفحه اصلي/دين و انديشه


 
 


 










 


 




 








خروجي RSS

داستان حمام منجاب

داستان حمام منجاب

شخصيت انسان مؤمن بايد شخصيت گناه‌گريز باشد.

شخصيت انسان مؤمن بايد شخصيت گناه‌گريز باشد. در اصطلاح روايات به گناه گريزي، «ورع» گفته مي‌شود که بهترين نوع آن «اَلْوَرَعُ فِي الْخَلََواتِ» است. اين که انسان در خلوت‌ها، خود را از گناه نگاه دارد، بهترين نوع ورع است.
اين شخصيت به آساني شکل نمي‌گيرد، بلکه عوامل متعدّدي بايد دست به دست هم بدهند تا چنين حالتي در انسان ايجاد شود. يکي از اين عوامل، «مراقبه» است. مرتبه اوّل مراقبه نيز اين است که خداوند را در همه حال حاضر و ناظر ببينيم. در مرتبه بعدي، مي‌بايست خود را در محضر خدا ببينيم و در گام بعد بايد کاري که فقط براي خداست، انجام دهيم و از غير خدا بپرهيزيم.
کرامت نفس، يک نوع روحيّه و حالت نفساني است که از درون، انسان را با شرافت نگاه مي‌دارد. برخي انسان‌ها بسيار ارزان و کم‌قيمت هستند و زود به گناه مي‌افتند. آن‌ها، اين کرامت را در وجود خود نشناخته‌اند.
راه خدايي و راه بي‌خدايي با هم جمع نمي‌شود. ممکن است انسان روزهاي اوّل و دوّم گمان کند که خدا و خرما، هر دو را دارد، ولي سرانجام در خواهد يافت که مسيرها جداست. هنگامي که آدمي غير خدا را به کارهاي خود راه داد، به طور تدريجي از مسير قرآن و اهل‌بيت (عليهم السلام) جدا خواهد شد. برخي از افرادي که سنگ تمدّن غرب را به سينه مي‌زنند و به امام حسين (عليه السلام) و برنامه‌هايش توهين مي‌کنند، از همان ابتدا انسان‌هاي نانجيبي نبوده‌اند. بسياري سابقه انقلابي و فعّاليت در مسجد و حسينيه داشته‌اند. ما اکنون از نام اباعبدالله (عليه السلام) لذّت مي‌بريم؛ امّا وقتي گناه کرديم، آهسته آهسته از راه او جدا مي‌شويم. اين به اختيار خود ماست. از آغاز اگر «نه» بگوييم، کار آسان مي‌شود.
ما مسلمان هستيم و چيزهايي داريم که برخي، از آن‌ها بي‌بهره‌اند و مي‌خواهند ما هم آن‌ها را از دست بدهيم. از اين رو بايد براي آن چه که خداوند به ما عطا کرده است، ارزش قائل باشيم. بايد توفيق حضور در جلسه روضه امام حسين (عليه السلام) و گريه بر آن حضرت را قدر بدانيم. اگر اين طور شد، ممکن است روزي حضور امام عصر (عجّل الله تعالي فرجه الشريف) را حس کنيم.
راه خدايي و راه بي‌خدايي با هم جمع نمي‌شود. ممکن است انسان روزهاي اوّل و دوّم گمان کند که خدا و خرما، هر دو را دارد، ولي سرانجام در خواهد يافت که مسيرها جداست. هنگامي که آدمي غير خدا را به کارهاي خود راه داد، به طور تدريجي از مسير قرآن و اهل‌بيت (عليهم السلام) جدا خواهد شد.
فردي مي‌گويد از امام (عليه السلام) پرسيدم: «منظور از آيه«إِلَّا مَنْ أَتَي اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ»؛1 مگر کسي که با قلب سليم به سوي خدا بيايد، چيست؟» فرمود:
«اَلْقَلْبُ السَّليِمُ الَّذِي يَلْقي رَبَّهُ وَ لَيْسَ فيهِ أَحَدٌ سِواهُ»؛2
دل سالم، آن دلي است که نزد خدا آيد و جز او درآن نباشد.

داستان حمام منجاب

اگر به گناه آلوده شديم، اثر آن به صورت ناگهاني از دلمان بيرون نمي‌رود. مرحوم شيخ عبّاس قمي (رضوان الله تعالي عليه)، در کتاب «منازل الاخره» داستان زيبايي را نقل مي‌کند. مي‌فرمايد:
شخصي جلوي خانه‌اش نشسته بود. زني آمد و پرسيد: «حمّام منجاب کجاست؟» اين مرد که آلوده به گناه بود و قصد تعرّض به آن زن را داشت، خانه خود را به او نشان داد و آن زن به خيال اين که آن جا حمّام است، وارد خانه شد. آن مرد دويد، در را بست و از وي درخواست فعل حرام کرد. آن زن که خود را در معرض گناه ديد، زيرکي کرد و گفت: «ببين! من خود نيز مايل به اين عمل هستم و حرفي ندارم؛ ولي اين طور نمي‌شود». پرسيد: «چه کنيم؟» گفت: «من کثيف هستم، بگذار حمام بروم و شما هم مقداري عطر و غذا و ... بخر که شب خوشي داشته باشيم!» مرد پذيرفت، در خانه را باز کرد و گفت: «حمام، آخر اين کوچه است، زود بيايي!» زن گفت: «خواهم آمد!» آن زن فرار کرد و رفت و فرار او براي مرد بسيار گران تمام شد. مرحوم شيخ عبّاس (رضوان الله تعالي عليه) مي‌نويسد: بعد از مدّتي اجل اين مرد فرا رسيد و در حالي که در بستر مرگ افتاده بود، مدام مي‌گفت: «کجاست آن زني که سراغ حمّام منجاب را مي‌گرفت؟!»3 آري، آن فرد گناه نکرد، امّا هنوز هوس گناه در دلش بود. به نظر شما اگر انسان به اين حال بميرد، کجا مي‌رود؟

غفلت از خدا آدم انسان مرد
اثر غفلت از ياد خداوند

يکي از اموري که انسان را به شيطان دچار مي‌کند، غفلت از ياد و ذکر خداوند است که شيطان را بر قلب و روح آدمي حاکم مي‌کند. کساني که ولايت شيطان را مي‌پذيرند، تدبير و ولايت الهي از آن‌ها برداشته مي‌شود. ولايت الهي به دو گونه خاصّ و عامّ است. ولايت عامّ، ولايت بر همه موجودات عالم است و ولايت خاصّ، مخصوص مؤمنين است که خداوند تدبير امور آن‌ها را خودش بر عهده مي‌گيرد و کسي که ولايت شيطان را پذيرفت و از ولايت خاصّ خدا محروم مي‌شود و يا به بيان ديگر کسي که تحت ولايت خداوند نرود، تحت ولايت شيطان قرار خواهد گرفت.
چه بسيار کساني که از اين دنيا رفته‌اند و آرزوي لحظه‌اي زندگي دوباره و عبادت خدا را دارند.

يک شب هزار شب نمي‌شود؟

برخي در مجالس گناه شرکت مي‌کنند و يا کاري را انجام داده و مي‌گويند يک مرتبه يا يک شب است و يک شب هم هزار شب نمي‌شود! ابن ملجم هم يک مرتبه امام علي (عليه السلام) را کشت و شمر هم يک بار سر امام حسين (عليه السلام) را بريد. گناهان يک به يک جمع مي‌شود. اين توجيه نمي‌تواند مجوّز گناه ما باشد. چه ضمانتي وجود دارد که در آن شب و آن لحظه نميريم؟! اگر کسي گناه کند و در همان لحظه گناه بميرد، کافر از دنيا رفته است. بايد از گناهان فراري باشيم و شايسته است که هر وقت از گناه فرار کرديم، سجده شکر کنيم و از خدا بخواهيم، کاري کند تا ديگر زمينه گناه براي ما فراهم نشود و اگر کسي زمينه‌اش را فراهم کرد، خداوند دستمان را بگيرد تا آلوده به معصيت نشويم و از روي امام زمان (ارواحنافداه) شرمنده نباشيم.
 
پي‌نوشت‌ها:
1. شعرا(26)، آيه 89.
2. کافي، ج 2، ص 16.
3. منازل‌الآخره، ص 123.
گروه دين تبيان

منبع: پايگاه اطلاع رساني استاد آقا تهراني



 
تعداد بازديد:3445 آخرين تغييرات:90/03/11
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر